مـــادران و پدران مهــربان و پسران و دختران با اندیشه خدائی

http://mother20.persianblog.ir-http://hlgole.parsweblog.com/-/. http://lorestani.bloghaa.com/-http:/.-http://mother20.blogfa.com-/http://hlgole1.persianblog.com/-mother20.mihanblog.com-/-mother20.blogsky.com-/-http://eshghekhodayi.blogfa.com-http://hlgole.loxblog.com/-/-.

خوش بینی‌ در دختران و پسران
ساعت ٥:٠۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠  

 

خوش بینی‌ در دختران و پسران

نتایج یک پژوهش جدید نشان داد: خوش‌بینی با گرفتن نمرات بالاتر برای دانش‌آموزان دختر همراه است، اما در پسران سبب کسب نمرات پایین‌تر در دوره تحصیلی می‌شود.
محققان طی یک پژوهش، نگرش و نمرات 174 دانشجوی 20 تا 28 ساله رشته کسب و کار در مقطع کارشناسی را (28 درصد مرد، 72 درصد زن) مورد ارزیابی قرار دادند.
آنها با بررسی داده‌ها دریافتند: دانش‌آموزان دختری که خوش‌بین‌تر بودند، نسبت به کسانی که کمتر نگرش خوش‌بینانه داشتند، نمرات بالاتری را دریافت کردند.
این یافته‌ها همچنین نشان داد: اگر چه سطوح بالایی از خوش‌بینی در دانش‌آموزان پسر منجر به اطمینان بیش از حد و افزایش اعتماد به نفس در آن‌ها می‌شود، اما باعث می‌شود که مدت زمان مطالعه آن‌ها کم شود و در نتیجه نمرات پایین‌تری را کسب کنند.
«تامار آیسکسون» دانشجوی دکترای دانشکده کسب و کار و مدیریت و یکی از محققان این پژوهش می‌گوید: خوش‌بینی در دانش‌آموزان پسر می‌تواند منجر به اطمینان بیش از حد و یا پیدایش نگرش «همه چیز به بهترین شکل انجام می‌شود»، بینجامد. بنابراین به اندازه کافی مطالعه نمی‌کنند. اما در دانش‌آموزان دختر، خوش‌بینی به تنهایی مفید است، زیرا آنها به طور طبیعی با وجدان‌تر از همتایان مرد خود در این زمینه عمل می‌کنند.
«آیسکسون» ادامه داد: زنان از عزت نفس کمتری نسبت به مردان برخوردارند و به همین ترتیب آنها مطمئن نیستند که همه چیز به بهترین شکل اتفاق می‌افتد، پس برای آمادگی در آزمون بهتر مطالعه می‌کنند.
نتایج این پژوهش حاکی از آن است که نگرش افراد با کسب نمره در دروس مختلف با هم مرتبط است، اما هنوز یک رابطه علت و معلولی در خصوص آن به اثبات نرسیده است.


پیدا کردن بخت
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٧  

پیدا کردن بخت

فقیری را به زندان بردند. او بسیار پرخُور بود و غذای همة زندانیان را می‌دزدید و می‌خورد. زندانیان از او می‌ترسیدند و رنج می‌بردند, غذای خود را پنهانی می‌خوردند. روزی آنها به زندان‌بان گفتند: به قاضی بگو, این مرد خیلی ما را آزار می‌د‌هد. غذای 10 نفر را می‌خورد. گلوی او مثل تنور آتش است. سیر نمی‌شود. همه از او می‌ترسند. یا او را از زندان بیرون کنید، یا غذا زیادتر بدهید. قاضی پس از تحقیق و بررسی فهمید که مرد پُرخور و فقیر است. به او گفت: تو آزاد هستی, برو به خانه‌ات.
زندانی گفت: ای قاضی, من کس و کاری ندارم, فقیرم, زندان برای من بهشت است. اگر از زندان بیرون بروم از گشنگی می‌میرم.
قاضی گفت: چه شاهد و دلیلی داری؟
مرد گفت: همة مردم می‌دانند که من فقیرم. همه حاضران در دادگاه و زندانیان گواهی دادند که او فقیر است.
قاضی گفت: او را دور شهر بگردانید و فقرش را به همه اعلام کنید. هیچ کس به او نسیه ندهد، وام ندهد، امانت ندهد. پس از این هر کس از این مرد شکایت کند. دادگاه نمی‌پذیرد...
آنگاه آن مرد فقیر شکمو را بر شترِ یک مرد هیزم فروش سوار کردند, مردم هیزم فروش از صبح تا شب, فقیر را کوچه به کوچه و محله به محله گرداند. در بازار و جلو حمام و مسجد فریاد می‌زد: «ای مردم! این مرد را خوب بشناسید, او فقیر است. به او وام ندهید! نسیه به او نفروشید! با او دادوستد نکنید, او دزد و پرخور و بی‌کس و کار است. خوب او را نگاه کنید.»
شبانگاه, هیزم فروش, زندانی را از شتر پایین آورد و گفت: مزد من و کرایة شترم را بده, من از صبح برای تو کار می‌کنم. زندانی خندید و گفت: تو نمی‌دانی از صبح تا حالا چه می‌گویی؟ به تمام مردم شهر گفتی و خودت نفهمیدی؟ سنگ و کلوخ شهر می‌دانند که من فقیرم و تو نمی‌دانی؟ دانش تو, عاریه است.
نکته: طمع و غرض, بر گوش و هوش ما قفل می‌زند. بسیاری از دانشمندان یکسره از حقایق سخن می‌گویند ولی خود نمی‌دانند مثل همین مرد هیزم فروش.


کلمات کلیدی:داستانهای کهن ایرانی ،کلمات کلیدی:پیدا کردن بخت
 
 
 

چت روم

كد چت روم