مـــادران و پدران مهــربان و پسران و دختران با اندیشه خدائی

http://mother20.persianblog.ir-http://hlgole.parsweblog.com/-/. http://lorestani.bloghaa.com/-http:/.-http://mother20.blogfa.com-/http://hlgole1.persianblog.com/-mother20.mihanblog.com-/-mother20.blogsky.com-/-http://eshghekhodayi.blogfa.com-http://hlgole.loxblog.com/-/-.

نوجوانان و تربیت دینى
ساعت ٩:٥٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٧  

 

نوجوانان و تربیت دینى

نوجوانى دوران شکوفایى امیال نهفته در وجود انسان است و باید این امیال در مسیر صحیح هدایت و تربیت شوند، بر این اساس اولاً اولیاء تعلیم و تربیت لازم است نقش هدایتگرى خود را بیشتر از گذشته اعمال نمایند و ثانیاً متولیان اوقات فراغت به نیاز هاى نوجوانان در ایام تحصیل و بویژه در فصل تابستان توجه داشته باشند و از همه مهمتر خود نوجوانان لازم است به اهمیت این دوره پى برده و بدانند که داشتن آینده اى سرشار از موفقیت در گرو برنامه ریزى دقیق و استفاده از گوهر ارزشمند زمان مى باشد.
اهمیت دوره نوجوانى از منظر دینى
قرآن کریم مى فرماید: «الله الّذى خَلَقَکُم مِن ضَعفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِن بَعدِ ضَعفٍ قُوَةً ثُمَّ جَعَلَ مِن بَعدِ قُوَّةٍ َضعفاً وَشَیبَةً یَخلُقُ مایَشاءُ وَ هُوَالعَلیمُ القَدیرُ (۱) ؛ خدا همان کسى است که شما را آفرید درحالى که ضعیف بودید، سپس بعد از ناتوانى، قوت بخشید و باز بعد از قوت، ضعف و پیرى قرار داد .او هرچه بخواهد مى آفریند و دانا و تواناست.» خداوند در این آیه از سه دوره مهم زندگى به عنوان سه مشخصه ضعف، قوت و ضعف ثانویه یاد مى کند. از بررسى تفاسیر و روایات وارده در این کریمه بر مى آید که ضعف همان دوره کودکى و قوت مرحله بعد از کودکى و ضعف دوم پیرى را شامل مى شود. به نظر مى رسد قرآن واقعیت خارجى را بیان مى کند که به صورت نسبى نه مطلق سه مرحله در دوره عمر انسان را شامل مى شود یعنى ضعف در کودکى و در پیرى اتفاق مى افتد و در این بیان مرحله اى از عمر انسان هست که قوت نام دارد، چه این قوت بعد از کودکى باشد یعنى اوایل جوانى (نوجوانى ) و چه پایان جوانى. بنابراین مى توان بیان قرآن را حمل بر دوره نوجوانى کرد ‎. (۲)
همچنین بر طبق آیات قرآن، رشد و بلوغ با هم رابطه ملازمه دارند. این را مى توان از مقایسه دو آیه زیر در یافت:
وَابتَلوُا الیَتَمَى حَتَّى إذا بَلَغُوا النِّکاحَ فَإن آنَستُم مِّنهُم رُشداً فَادفَعُوا إلَیهِم أموَالَهُم ؛(۳)
و یتیمان را چون به حد بلوغ برسند، بیازمایید، اگر در آنها رشد یافتید، اموالشان را به آنها بدهید.
«فَأرادَ رَبُّکَ أن یَبلُغا أشُدَّهُما وَ یَستَخرِجا کَنزَهُما رَحمَةً مِن رِّبِّکَ (۴) ؛ و پروردگار تو مى خواست آنها به حد بلوغ برسند و گنجشان را استخراج کنند، این رحمتى از پروردگارت بود.»
در هر دو آیه بحث از نایل شدن اطفال یتیم به قابلیت تصرفات مالى و اقتصادى است اما در اولى پدیدار شدن رشد و در دومى بلوغ اشد مطرح شده که ملازم بودن این دو را مى رساند. (۵) درمورد کلمه اَشُدّ، علّامه طباطبایى معتقد است اشد، سنى است که در آن قواى بدنى رفته رفته بیشتر مى شود و به تدریج آثار کودکى زایل مى گردد.و ظاهراً منظور از آن رسیدن به ابتداى سن جوانى است، یعنى نوجوانى، نه اواسط آن(جوانى) و یا اواخر آن که از حدود ۴۰ سالگى به بعد است. (۶)
آیه دیگرى که مورد توجه بعضى مفسرین قرار گرفته و از آن دوران نوجوانى و یا حتى جوانى استنباط شده، آیه۳۷ فاطر است: «أوَ لَم نُعَمِّرکُم مَّا یَتَذَکَّرُ فِیهِ مَن تَذَ کَّرَ؛ آیا شما را به اندازه اى که اهل تذکر در آن متذکر مى شوند عمر ندادیم » صاحب تفسیر برهان- سید هاشم بحرانى- روایتى را از امام صادق(ع) در ذیل آیه فوق آورده است که فرمود: «این آیه ملامت و سرزنش جوانان غافلى است که به سن هجده سالگى رسیده اند و از فرصت نوجوانى خود استفاده نمى کنند.» (۷)

 منبع : ایران عصر


افسردگی در نوجوانان
ساعت ٩:٢٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٧  
افسردگی در نوجوانان
___________________
 
«احساس می‌کنم که خیلی بی‌کس هستم»، « همه از من متنفرند» من حتی خودم هم از خودم متنفرم . چگونه می‌توانم از این چاه نکبت خلاص شوم» «نمی‌توانم درس بخوانم» « من هیچ دوستی ندارم» آیا این جملات آشناست؟ آیا نظیر چنین جملاتی را از زبان نوجوان خود شنیده‌اید؟ افسردگی در بین نوجوانان بیشتر از آنچه قبلاً فکر می‌کردند، رایج است. نوجوانی که بنظر گوشه‌گیر و تنها می‌رسد، در بیشتر موارد درگیر یک دوره حل مسئله است. در حالیکه برای برخی دیگر یک مشکل جدی تر است که حتی در مواردی می‌تواند منجر به خودکشی شود. نوجوانان افسرده احساس غمگینی می‌کنند و ممکن است این حالت را بعنوان احساس بی‌کسی استنباط نمایند. معمولاً اینگونه نوجوانان در ارتباطات خود با خانواده و دوستان راحت نیستند. آنها اغلب توانایی تمرکز حواس ضعیفی دارند، در شروع عمل و اقدامات خودانگیخته بی‌نهایت مشکل دارند، تغییرات قابل توجهی در نحوه تفکر و رفتار آنها مشاهده می‌شود، اغلب اوقات در طول شب با اختلالات خواب مواجهند و تغییراتی در الگوهای غذاخوردن آنها مشاهده می‌شود، ممکن است احساس شدید خستگی کنند، انگار خود را بزور حرکت می‌دهند یا برعکس برخی از آنان بسیار پرانرژی هستند، ممکن است احساس گناه یا بی‌ارزشی کنند. نوجوانی که مبتلا به بیماری افسردگی است، اگر کمکی که به آن نیاز دارد دریافت نکند، ممکن است اقدام به خودکشی نماید. بطور عادی نوجوانان وقتی که غمگین باشند درباره غمشان شکایت یا صحبت می‌کنند و سعی می‌کنند که برای رفع آن کاری کنند. بطور کلی افراد در نوجوانی از والدینشان دور می‌شوند و بیشتر با همسالان خود تماس و ارتباط برقرار می‌کنند. تفاوت بین غم معمولی نوجوانان و افسردگی بستگی به مدت زمان، شدت و میزان انحراف خلق از خلق و رفتار معمول نوجوان دارد. نوجوانان به دلایل مختلف غمگین می‌شوند. نوجوانانی که بطور ممتد تحت فشار روانی هستند، افسرده می‌شوند و این موارد بیشتر در خانواده‌هایی اتفاق می‌افتد که مورد مشابهی در بین اعضای خانواده از افسردگی وجود داشته است.
 
چند نکته مهم
- در اجرای انضباط از تقویت مثبت استفاده کنید. شرمساری و تنبیه در برقراری انضباط ممکن است باعث بروز احساس بی‌ارزشی و عدم کفایت در اداره امور زندگی در نوجوان گردد.
- از ابراز حمایت بیش از حد و راهنمایی بی حد به نوجوان احتراز کنید. حمایت بیش از حد امکان هر گونه بروز اشتباهی را از نوجوان می‌‌ گیرد. هدایت و راهنمایی بیش از حد در زمینه آنچه که باید و آنچه که نباید توسط والدین باعث می‌شود که نوجوان فکر کند آنها به او اعتماد ندارند.

- انتظار پذیرش مطلق از طرف نوجوان خود نداشته باشید.

- از نوجوان خود انتظار تکمیل و برآوردن آرزوها و اهداف ناکام خود را نداشته باشید.

مجدداً ذکر می‌گردد که گاهگاهی احساس ناخشنودی در بین نوجوانان شایع است.

علائم افسردگی نوجوانان
درصورتی که متوجه شدید حداقل 3 مورد یا بیشتر از موارد ذیل بمدت دوهفته یا بیشتر ادامه دارد احتمال ابتلا به افسردگی نوجوانی وجود دارد:

- گریه کردن، غمگینی یا بداخلاقی

- گوشه گیری (احتراز از دوستان، فعالیتها و وقایع اجتماعی)

- مشکلات خواب

- مشکلات تغذیه

- افت عملکرد مدرسه ای

- فعالیت زیادی یا فقدان فعالیت انرژی

- احساس گناه یا خودکم بینی

- خستگی بیش از حد و دائمی

- اشتغال ذهنی بیش از حد در مورد مرگ، مردن یا آرزوی مرگ

اگر نوجوانی که مبتلا به افسردگی است کمکی دریافت نکند ممکن است بعنوان یک راه فرار از این موقعیت، اقدام به خودکشی نماید.
 
چهارنشانه‌ای که احتمال اقدام به خودکشی را مشخص می‌کند عبارتند از :
1- تهدید یا صحبت کردن در مورد کشتن خود

2- ابراز آمادگی برای مرگ مثل بخشیدن مایملک خود، وصیت‌نامه، نامه‌های وداع، یا خداحافظی کردن)

3- بنحویی صحبت کردن که انگار هیچ امیدی به آینده ندارد.

4- احساس بیکسی و ناامیدی نسبت به خود یا سایرین

نوجوانانی که هر کدام از این علائم را نشان دهند بایستی حتماً به روانپزشک ارجاع شوند و کمک تخصصی ویژه دریافت کنند. اگر احساس می‌کنید که نوجوان شما ممکن است از افسردگی رنج ببرد پیشنهاد می‌شود که نسبت به ارجاع او به یک متخصص باتجربه بهداشت روان و انجام ارزیابی دقیق اقدام نمایید.

کمکهایی که شما می‌توانید بکنید:
- داوطلب گوش دادن به صحبتهای آنان باشید. زمانی را واقعاً صرف نوجوان خود کنید. احساس نکنید که همیشه باید توان پاسخگویی به سئوالات آنها را داشته باشید . فقط گوش کنید.

- مسئله مطرح شده توسط آنها را کاملاً جدی بدانید. آن مسئله ممکن است برای شما مهم نباشد ولی برای آنها اهمیت دارد. به نوجوان خود نشان دهید که مورد توجه شماست و سعی در درک او دارید.

- نوجوان خود را تنها نگذارید. بیان این جمله کمکی به نوجوان نمی‌کند: «چیزی نشده، سرت را بالا بگیر، فردا حتماً روز بهتری خواهد بود، مسئله‌ای که بوجود آمده برای او کاملاً جدی و واقعی است.

- نوجوان را تشویق کنید که با سایر بزرگسالان نیز همانند شما صحبت کند. به او پیشنهاد کنید که به آنها بعنوان یک دوست بزرگسال اعتماد کند. (این افراد مورد اعتماد والدین باشند)

- سعی کنید نشان دهید که آنها برایتان اهمیت دارند. آنها ممکن است از شما دوری کنند. در کنار آنها بمانید. سعی کنید شرایطی را فراهم کنید که با شما کاری را بطور مشترک انجام دهند. به آنان تأکید نکنید که بایستی شاد باشند. با آنها و احوالشان کنار بیایید.

- به موقع به آنها پیشنهاد کمک کنید. دریافت کمک به موقع مانع از فرورفتن نوجوان در افسردگی عمیق تر می‌شود و پیشگیری از بروز اختلال می‌گردد.

- سعی کنید تا علت اندوه نوجوان را دریابید . منشاء غم کجاست؟ با درک منشاء بروز غم نوجوان بهترین وسیله برای آزادساختن خود از اثرات آنرا در اختیار دارد.

- انتظار طرد داشته باشید. اگر سعی در ارتباط یا حمایت از نوجوان افسرده‌ای را دارید تعجب نکنید که گاهی پاسخهای منفی و یا رفتار تحریک پذیری نشان دهند. این وضعیت را شخصی و خصوصی تعبیر نکنید. یک اصل مهم صبوری و تحمل است.

- بخاطر داشته باشید که شما نمی‌توانید مسئول اعمال شخص دیگری که تحت فشار روانی یا افسردگی یا افکار خودکشی است باشید. آنچه که شما می‌توانید انجام دهید ایفای نقش بعنوان یک دوست مسئول علاقمند در کنار نوجوان به هنگام موقعیتهای سخت می‌باشد. در این برهمه زمانی می‌توانید به نگرانی‌های آنها گوش کنید، از آنها حمایت کنید و برای دریافت کمک‌های تخصصی آنها را راهنمایی و ارجاع دهید.
 

تهیه کننده : سودابه ملک پور
کارشناس ارشد روانشناسی کودکان استثنایی


توصیه هایی برای کاهش مشکلات شخصیتی نوجوانان و جوانان
ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٧  
توصیه هایی برای کاهش مشکلات شخصیتی نوجوانان و جوانان

1- مسائل و مشکلات مشترک و همانند در نوجوانان و جوانان نباید این تصور را پیش آورد که علل و عوامل آن مسائل نیز مشترک و همانند است.

 بنابراین برای کمک به نوجوانان و جوانان در حل مشکلات شخصیتی‌شان باید عوامل پیدایش آنها را جستجو نمود و ریشه‌یابی کرد، سپس براساس آن علت‌ها به درمان پرداخت.

 

2- رعایت مساله بهداشت روانی بسیار اهمیت دارد. کارهای ارجاعی به نوجوانان نباید آن‌قدر دشوار باشد که نتوانند از عهده آن برآیند، و با آنان طوری بر خورد نشود که به ناامیدی و سرخوردگی کشیده شوند.

 

 به خواست‌های معقول آنها توجه شود و نیازهای طبیعی آنها ارضاء گردد، شخصیت آنها باید مورد توجه قرار گیرد و از طرد شدنشان جلوگیری شود، محیط خانوادگی آنها را نیز باید اصلاح کرد و به خواب، استراحت، تفریح و غذای کافی آنها توجه کرد.

3- نوجوانان و جوانان را باید متوجه این امر نمود که آنها خود مسوول حل مسائل و مشکلات خودشان هستند و والدین و مربیان فقط وظیفه کمک و راهنمایی دارند. باید نیرو و استعداد خودشان را برای حل مسائلشان به کمک گرفت، تا به اعتماد به نفس برسند.

 

4- اصولا مطرح نمودن مسائل شخصیتی نوجوانان و جوانان نباید آن‌چنان باشد که در آنها ایجاد اضطراب و ترس نماید و این تصور برایشان به وجود آید که آنها یک ناراحتی و بیماری خطرناکی دارد و یا یک شخص غیرطبیعی و غیرمادی هستند، به طوری که همه اطرافیان متوجه آنها شده‌اند و برای درمانشان تلاش می‌نمایند؛ بلکه باید از طرق غیرمستقیم نوجوانان را به وجود مشکلات سنی خود متوجه کرد و به آنها فهماند که همه ی مردم در سنین نوجوانی و جوانی دارای مشکلات مشابه می‌باشند و همه آن مسائل و مشکلات نیز قابل حل است و حتی اگر مشکلی هم وجود داشته باشد که قابل حل نباشد ، چندان غیرطبیعی نیست و هیچ‌گونه خطری برای آنها ندارد.

 

5- به نوجوانان و جوانان باید کمک کرد تا خود را بهتر بشناسند، با تغییرات بدنی و فیزیولوژیک خود به درستی آشنایی پیدا نمایند و آنها را بپذیرند، امکانات فطری و اکتسابی خود را بشناسند و چگونگی برخورداری و استفاده از این امکانات را بدانند، محیط و امکانات را بشناسند و چگونگی سازگاری مطلوب با محیط و اطرافیان را نیز خوب یاد بگیرند.

 

6- به نوجوانان و جوانان باید آموخت که بهترین کسانی که می‌توانند مشاور آنها باشند، در درجه اول والدین هستند و همیشه از آنها راهنمایی بخواهند و برای آنها درددل کنند.


6 توصیه برای والدین یک نوجوان
ساعت ٩:٢٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٧  
6 توصیه برای والدین یک نوجوان

1- تغییر محیط گاهی اوقات برای نوجوانان و جوانانی که دچار اختلالات شخصیتی شده‌اند موثر واقع می‌شود، یعنی ممکن است لازم باشد کلاس و یا مدرسه آنها را عوض نمود، یا تغییر منزل و از محله‌ای به محله دیگر رفتن و یا در موارد حاد حتی از شهری به شهر دیگر منتقل شدن می‌تواند به بهبود آنها کمک نماید.

 

2- برای جلوگیری از مبتلا شدن جوانان و نوجوانان به ترس و اضراب علاوه بر رعایت نکات سابق‌الذکر باید از تهدید و ایجاد رعب و وحشت در آنها خودداری نمود و تا حد امکان مسائل را برای آنها قابل حل جلوه داد و آنها را وادار کرد که به خود تلقین نمایند که دلیلی برای ترسیدن وجود ندارد و دیگران نیز در شرایط مشابه نمی‌ترسند. ضمنا چون در دوره نوجوانی و جوانی امر همانند سازی از اهمیت خاصی برخوردار است بهتر است آنها با افراد جسور، شجاع و با شهامت دوست شوند و رفت و آمد نمایند تا افراد ترسو و بزدل سرمشق آنها قرار نگیرند.

تمرینات ورزشی برای قوی نمودن جسم، قبول مسوولیت‌های اجتماعی، ایجاد اعتماد به نفس و تقویت اراده، و اطمینان دادن به آنها که خطری متوجه‌شان نیست، در از بین بردن ترس و اضطراب بسیار موثر است.

3- ایجاد اشتغال و سرگرمی بسیار اهمیت دارد، هر قدر که بیکاری و فراغت بیشتر باشد، ترس و اضطراب آنها افزایش می‌یابد، باید سعی نمود آنان به وظیفه و فعالیتی معین اشتغال یابند، همچنین وجود کارهای فکری مفید که مشغول کننده نیز باشند، خود در جلوگیری از پدید آمدن خیالات و تصورات مربوط به ترس و اضطراب موثر است.

4- دعا کردن و راز و نیاز نمودن با خدا و سخن گفتن با او، کمک خواستن از او، توسل جستن به او، عبادت کردن و مسائل خود را با او در میان گذاشتن نیز باعث آرامش و سکون شده، در کاهش ناراحتی‌های شخصیتی موثر واقع می‌شود.

5- معاشرت با دیگران و داشتن زندگی جمعی، دوری نمودن از انزوا و تنهایی، رابطه صمیمانه و گرم داشتن با افراد مختلف و مسافرت‌های دسته‌جمعی با افراد همفکر و هم‌شان می‌تواند در بهبود بعضی از اختلالات شخصیتی موثر باشد.

 

6- در مواردی که هیچ یک از طرق و توصیه‌های فوق‌الذکر موثر واقع نگردید لازم است نوجوان و یا جوان را به روان‌شناس و یا روان‌پزشک حاذق معرفی نمود و برای درمان جدی آنها مراقبت‌های درمانی لازم را به عمل آورد و در مواردی که آنان از ملاقات با روان‌شناسان و یا متخصصین اعصاب و روان به خاطر مسائل فرهنگی و بدبینی‌های اجتماعی امتناع دارند، باید برایشان دقیقا توضیح داده شود که اختلالات روانی نیز مانند بیماری‌های جسمانی یک امر طبیعی است و هر کس همان‌طور که ممکن است مبتلا به بیماری‌های جسمی شود و در اثر درمان بهبود حاصل نماید، به همان اندازه احتمال دارد که دچار ناراحتی‌های روانی نیز بشود و می‌تواند جهت درمان تحت نظر یک متخصص بیماری‌های روانی قرار گیرد و بهبود یابد.

 

منبع : برگرفته از کتاب " مسائل نوجوانان و جوانان " نویسنده : دکتر محمد خدایاری فرد – عضو هیات علمی دانشگاه تهران – با تلخیص


مشکلات جوانان و نوجوانان
ساعت ٩:٢٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٧  

 

مشکلات جوانان و نوجوانان

 

هر جامعه‌ای برای دستیابی به هدف‌های خویش مرزهائی برای عقاید و رفتارهای پسندیده و ناپسند انتخاب یا تعیین می‌کند و به وسیله قوانین جاری، آئین‌های دینی و اخلاقی و قواعد ‌گروهی و سازمانی بر آنها نظارت می‌کند این مرزها که از ارزش‌ها برمی‌خیزد هنجارها را نشان می‌دهند و در نهایت به تفکّر و رفتار آدمی نظم می‌دهند و آن را هدایت می‌کنند.

 افراد نیز براساس هدف‌ها و نیازها (فردی و اجتماعی) آگاهانه یا نا آگاهانه و در ارتباط با شرایط محیطی، عقاید رفتارها، نقش‌ها، وظائفی بر عهده می‌گیرند و با دنیای اطراف خود پیوندی نسبی دارند که خود یک حالت تعادلی را نشان می‌‌دهد.

 اگر عاملی این نقش‌ها و رفتارها را طوری تغییر دهد که تعادل فردی و اجتماعی او رامتغیرسازد می‌گوئیم مشکلی بوجود آمده است.

مشکل: پدیده‌ای را گویند که بر کارکرد فردی- اجتماعی شخصی و بر کارکرد گروه و یا جامعه معیّن اثر می‌گذارد و یا از آن متأثر می‌شود. با توجه به تعاریف فوق نوجوانان معمولاً دارای مشکلات ویژه‌ای هستند

که این نوع مشکلات با مشکلات دوران کودکی و بزرگسالی تفاوت زیادی دارند بهمین جهت از دوران نوجوانی غالباً به عنوان دوره مشکل و نامتعادل و غیرقابل پیش‌بینی تعریف شده است. این تعریف می‌تواند دارای دو معنی باشد.

1- مطالعات علمی نشان می‌‌دهد که دوره نوجوانی دارای مشکلات بسیاری است که باید هم برای نوجوانان و هم برای گروه اجتماعی او حل و فصل شود تا نوجوان شاد و مطمئن به توانایی خود شود.

2- نوجوان برای معلمان، والدین و جامعه (بطور کلّی) مشکل آفرین است زیرا مشکلات نوجوان گسترده‌تر از مشکلات کودکان است و افراد بیشتری را متأثر می‌سازد.

از طرفی نوجوان برای خود نیز مشکل‌زا است زیرا در نقش جدید خود در زندگی کاملاً سازگاری نیافته و در نتیجه غالباً سردرگم ،نامطمئن ومضطرب است و اگر این مشکل با پشتوانه عاطفی و راهنمایی والدین و مربیان حل نشود چه بسا که فرد را در حالت انتقال از کودکی به نوجوانی متوقف کند و رشد شخصیّت فرد را مختل نماید.

به‌طور کلّی می‌توان مشکلات نوجوانی را به دو دسته تقسیم کرد:

 الف: مشکلات کلّی که نوجوان از دوران کودکی خویش در رفع و حلّ آنها کوشش داشته ولی در حل آن کاملاً موفق نبوده است.

 ب: مشکلات ویژه که قسمت عمده آنها در رابطه با مرحله رشد او کاملاً طبیعی به نظر می‌رسد.

طرح مشکل‌شناسی

دوره نوجوانی و جوانی از آن جهت یکی از بحرانی‌ترین دوران زندگی فرد بشمار می‌رود که فرد در مرحله عبور از مرز کودکی به مرحله نوینی است که عمیق‌ترین تغییرات شخصیّتی و فیزیولوژیک را به همراه دارد و همواره برای سازگاری با موقعیت‌های جدید تلاش می‌کند.

بحران زمانی است که با اتخاذ تصمیمات نامناسب در این موقعیت درباره نوجوانان احتمال آن را دارد که کارشان به بزهکاری بیانجامد و بر عکس با چند حادثه و حتی لحظات آموزنده و خوشبختی آفرین ممکن است او را در مسیر یک برنامه‌ریزی صحیح و موفق برای آینده سوق دهد.

مشکلات این دوره مورد توجّه بسیاری از متخصصین قرار گرفته و دانشمندان زیادی این مشکلات را از دیدگاه‌های مختلف طرح و طبقه‌بندی نموده‌اند.

از دیدگاه رواشناسی بلوغ و نوجوانی و مسائل نوجوانان بیشتر از نظر فردی تحت عنوان‌های زیر بررسی می‌شوند:

1- رشدی

2- سازشی

3- شخصیتی.

روانشناسی اجتماعی مسائل نوجوانان را در زمره پدیده‌های اجتماعی می‌‌داند

از سوئی دیگر مسائل نوجوانان که به شکل اختلالات در فرد ظاهر می‌شوند باید در روانشناسی مرضی طرح و طبقه‌بندی شوند.

از مجموع نظرات محققین چنین استنباط می‌شود که مهمترین اقدام در جهت حلّ مشکل، تشخیص آن است. در تشخیص یک مشکل هم توجّه به نکات ذیل از اهمیّت بسیار بالایی برخوردار می‌باشد.

1- مشکلات نوجوانان و مسائل او غالباً آمیخته‌ای از چند اختلال است.

(بعضی از روانشناسان معتقدند آمیختگی بحدی است که دو شکل یکسان را بندرت می‌توان در رفتار افراد مشاهده کرد)

2- بین نوجوانانی که در آستانه بیماری روانی قرار دارند و نوجوان مسئله ساز از نظر بالینی علائم مشترکی دیده می‌شود.

3- نامگذاری و طبقه‌بندی مسائل نوجوانان مبنائی برای کمک گرفتن از مطالعات در ابتدای کار است ولی در عمل اختلالات از یکدیگر مجزا نیستند.

4- اختلالات بدنی، مشکلات عاطفی و رفتاری را بدنبال دارند و هم‌چنین مشکلات عاطفی و رفتاری گاه موجب اختلالاتی در نظم بدن می‌شوند بنابراین وجود اختلالات بدنی در مسئله داران را باید جدّی گرفت و آنرا با تعارض معادل نساخت.

5- اختلالات روانی دارای نشانه‌های فراوانی است که در این مجموعه به تعدادی از نشانه‌ها اشاره می‌شود.

6- در شناسائی عوامل ایجاد کننده اختلال در فرد توجّه به میزان تفاوت‌های فردی، میزان رشد شخصیّت، بلوغ عاطفی و ... از اهمیّت بالائی برخوردار است.

توصیه‌های لازم و نکاتی که در قضاوت والدین و مربیان

درباره مشکلات نوجوانان باید مورد توجّه قرار گیرد:

·    والدین و مربیان اغلب رفتاری از نوجوانان را که مخّل نظم و کار‌آئی در خانه و مدرسه است رفتار دشوار یا مشکل رفتاری توصیف می‌کنند. هر اندازه این رفتارها برای بزرگسالان ناراحت‌کننده باشد کاملاً غیرمنصفانه است که آنها را مشکلات رفتاری بدانند و دانش‌آموز را به خاطر آن یا رفتاری مشابه آن تنبیه نمایند.

·    غالب اشکال رفتار به واقع دشوار برای سنین پایین‌تر کاملاً هنجار است و بیشتر اوقات نوجوانان به رفتارهای ناپخته و نادرست تنها به این دلیل دست می‌زنند که یاد نگرفته‌اند نیازهای خویش را با شیوه‌های درست برآورده کنند.

·    باید توجّه داشت که اشکال مختلفی از رفتار که برای سن خاص که در آن رخ می‌دهد هنجار است و نباید برای سن‌های بالاتر تحمّل گردد چه بسا این رفتارها باید اصلاح و بهبودی یابند زیرا رفتارهای فرد کم کم باید منبا اجتماعی و جامعه‌پسند خود را پیدا کنند.

·    چرا که احتمال بقای هر نوع رفتاری وجود دارد، از طرفی اگر این گونه رفتارها نادیده گرفته شود نوجوان فکر می‌کند رفتارش پسندیده است و آن را ادامه خواهد داد.

·    در قضاوت رفتاری کودکان و نوجوانان به انگیزه‌ها باید توجّه داشته باشیم زیرا ممکن است فرد کار ضعیف را به انگیزه جلب توجّه، جلب محبّت و تأیید اجتماعی گروه هم‌سن خود انجام دهد.

منبع:

روشهای هدایت رفتاری نوجوانان وجوانان ، محمد قمی فر . تهران : انتشارات محیا ،1373،

صفحه 80-


10مشکل دوره ی نوجوانی مشکلات دوره نوجوانی
ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٧  
10مشکل دوره ی نوجوانی

مشکلات دوره نوجوانی

 

1- کشمکش بین استقلال و وابستگی:

با توجه به اینکه این دوره، حد فاصل دوران کودکی و بزرگسالی است، از دست دادن حمایت‌های بی‌قید و شرط والدین برای کسب احساس استقلال از یک طرف و لذت مورد حمایت و پشتیبانی آنها بودن و همانطور کودک ماندن و بدون زحمت و دردسر، همیشه مورد محبت قرار گرفتن از طرف دیگر، در نوجوان کشمکش درونی ایجاد می‌کند و جنگ روانی عمیقی در ذهن او به وجود می‌آورد.

بعضاً خانواده و مدرسه و جامعه نیز از او توقعات متناقض دارند، گاهی او را به چشم یک کودک نگاه کرده و برخوردی تحقیرآمیز دارند و گاهی هم توقعات از او بیش از حد توان اوست و به چشم بزرگسالان به او می‌نگرند که این خود به کشمکش‌های درونی نوجوان دامن زده و او را با مشکل روبرو می‌سازد.

 2- طغیان علیه مراجع قدرت:

نوجوان برای کسب استقلال علیه همه ی مراجع قدرت من جمله والدین و کادر مدرسه طغیان می‌کند.

گاهی اوقات رفتارهایی علیه آنها از خود نشان می‌دهد، درگیری‌هایی ایجاد می‌نماید و به اعمالی دست می‌زند که روابط او را با آنها و سایر مراجع قدرت به شدت تیره می‌کند، مثلاً بگومگو می‌کند، بحث و مجادله ی طولانی انجام می‌دهد، بر خلاف خواسته ی والدین دیر به خانه می‌آید، از انجام تکالیف درسی خودداری می‌کند، سیگار می‌کشد و حتی ممکن است دست به اعمال بزهکارانه هم بزند.

این مورد در خانواده‌های با محدودیت زیاد و یا مدارسی که مقررات سخت و خشک را بدون نظرخواهی و مشورت با نوجوان اجرا می‌کنند از شدت بالاتری برخوردار است.

 3- هویّت فردی :

یکی دیگر از مشکلات مهمی که نوجوان با آن روبرو می‌شود مساله ی تشکیل «هویت فردی» اوست. بدان معنی که سوال‌های متعددی درباره ی مفهوم زندگی، نقش او در این زندگی، مفهوم مرگ و زندگی پس از مرگ و بطور کلی سوال‌هایی نظیر، من کیستم؟ و به کجا می‌روم؟ ذهن او را به خود مشغول می‌نماید که باید به آنها پاسخ دهد.

احساس هویت شخصی در نوجوانان کم‌کم براساس همانند سازی‌های مختلف گذشته ی آنها تکوین می‌یابد. با ورود به دوره ی نوجوانی ارزش‌های گروه همسالان و همچنین ارزیابی‌های معلمان و سایر بزرگسالان نیز مطرح است و هر اندازه ارزش‌هایی که از طرف دوستان و همسالان ابراز می‌شود با ارزش‌های والدین و معلمان هم‌خوانی بیشتری داشته باشد به همان نسبت کار هویت‌یابی نوجوان آسان‌تر پیش می‌رود.

 4- چگونگی ارضاء نیازهای جدید (جنسی):

رشد و نمو غدد داخلی و ترشحات هورمون‌های جنسی به نوجوان امکان برقراری روابط جنسی را می‌دهد و انگیزه و کشش جنسی نسبت به غیر هم‌جنس در او ایجاد می‌گردد و از طرفی نخستین برخورد نوجوان با جنس مخالف اغلب با ترس و پریشانی خاطر همراه است. جوان تازه بالغ جدید تمایلات قوی و نامعلومی را احساس می‌کند که او را از جلدش خارج کرده و بسوی جنس مخالف می‌کشاند. جهش‌های شدید محبت، عقب‌نشینی‌های توضیح ناپذیر و حرکات بدون دلیلی که او را آشفته می‌سازد.

نوجوان می‌‌خواهد این همه انرژی را که به وجود آمده و موجب هیجان او شده است را در جایی آزمایش نماید، اما در عین حال نگران عواقب آن است. او بیداری و رشد تمایلات جنسی را دارد ولی هدف ندارد و چون غریزه ی جنسی کاملاً زیرزمینی است، جهت‌یابی آن با کور مالی انجام می‌شود و در افراد محجوب و کمرو نوعی اضطراب و گیجی ایجاد می‌کند. در جوامعی که آموزش ارضاء صحیح غریزه ی جنسی و راه‌های کنترل آن برای نوجوان آموزش داده نمی‌شود، این مشکل مضاعف است و در این‌جاست که متاسفانه لغزش و سقوط در پرتگاه در کمین است.

 5-  عدم کنترل بر رفتار و هیجانات ناشی از تغییرات جسمی و روانی دوران بلوغ:

به دلیل رشد سریع جسمی و تغییرات مشهود در اندام‌های بدن نوجوان در دوران بلوغ بعضی از رفتارهای هیجانی و عدم کنترل او طبیعی است. مثلاً جلو آمدن سرنوجوان به دلیل احساس بلندتر شدن گردنش، بزرگ شدن بینی و یا عدم کنترل در دست‌هایش برای جابجایی خصوصاً اشیاء ظریف از طرفی و عدم آگاهی و آموزش صحیح  او در مقابله با این مسایل از طرف دیگر او را از نظر روحی تحت تاثیر قرار داده به‌طوری که در خود احساس بی‌کفایتی و حقارت می‌نماید که همین امر موجبات اضطراب را در وی فراهم می‌آورد.

 6- ترس از آینده:

با پیدایش نیازهای جدید در نوجوان و کشش به سوی ارضای نیازهای آنی و مقطعی، آینده را در ذهن نوجوان مبهم و دور از دسترس تصویر می‌نماید به طوری که حتی چگونگی تامین اقتصادی و تشکیل خانواده برای خود در آینده و ازدواج و تحصیلات عالی را قله‌هایی دور از دسترس می‌پندارد که دستیابی به آنها برای او بسیار دشوار و در بسیاری از موارد از محالات است که البته نقائص تربیتی و آموزشی در درون خانواده، مدرسه و جامعه و محرومیت‌های شدید مالی خانواده به شدت و عمق این مشکل نیز می‌افزاید.

 7- دغدغه اقتصادی:

یکی از مهمترین مشکلات نوجوانی این است که فرد قبل از اینکه به بلوغ اقتصادی برسد به بلوغ جنسی رسیده است و از طرفی چون به دنبال استقلال و کسب هویت جدید برای خود نیز می‌باشد همیشه به فکر دستیابی زودتربه منافع اقتصادی است و در این ارتباط می‌بینیم نوجوانانی را که مدرسه و تحصیل را رها کرده و به دنبال شغل و کسب درآمد می‌باشند و این خصوصاً در جوامعی که ارزش‌های انسانی و معنوی جای خود را به ارزش‌های مادی داده و شخصیت افراد برحسب درآمد و پول آنها مورد ارزیابی قرار می‌گیرد بسیار مشهودتر است و در این ارتباط اوضاع و احوال‌اقتصادی- اجتماعی و بی‌ثباتی جامعه، جنگ، بیکاری، کمبود امکانات و فقر مالی خانواده از عوامل تشدید کننده ی مشکل محسوب می‌شوند.

 8- تعارض بین خواسته‌های والدین و گروه همسالان:

در این دوران، نوجوان تحت تأثیر گروه همسالان می‌باشد و والدین را مرتبط به نسل گذشته می‌داند که نیازها و خواسته‌های عصر حاضر او را درک نمی‌کنند. لذا نوجوان خود را در این میان کاملاً گیج احساس می‌کند چون حاضر نیست که محبت والدین را هم از دست بدهد. در چنین مواقعی نوجوانان بعضاً همانند هنرپیشه‌ها نقش بازی می‌کنند تا از مقبولیت والدین و گروه همسالان، هر دو برخوردار شوند.

 9- ترس و اضطراب:

ناتوانی در سازگاری با موقعیت‌های جدید موجب تشدید ترس و اضطراب در نوجوان می‌شود مانند: ترس از عدم موفقیت در امتحان یا مورد سرزنش قرار گرفتن در خانه و مدرسه، ترس از پذیرش مسئولیت و ارتباط با جنس مخالف یا مورد پذیرش دوستان واقع نشدن.

 10- به هم ریختگی ارتباط با دیگران:

فشارهای روانی، عاطفی و اجتماعی در این دوران موجب می‌شود که نوجوان با خودش، با خانواده‌اش، با دوستانش و بطور کلی با همه رابطه‌اش بهم می‌خورد و احساس کوچک شمردن خود و حقارت می کند و حالت عصبی در او افزایش می‌یابد.

 منبع:انجمن علمی و آموزشی مدرسین آموزش خانواده شهر تهران


رفتار شناسی نوجوانان
ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٧  
رفتار شناسی نوجوانان

تفاوت تحمل کردن با پذیرفتن

پدری از وضع ظاهر پسر نوجوانش انتقاد می‌کند، مادری می‌گوید: «دخترم به اندازه یک ملکه، لباس دارد و بسیار هم زیبا هستند، اما وقتی که آنها را می‌پوشد، تحمل دیدنش را ندارم.» سرکشی نوجوانان انواع و اقسامی دارد. مثلاً وقتی که دختر نوجوانی، به جای پوشیدن یک روپوش مناسب، هوس پوشیدن شلوار وصله‌دار به سرش می‌زند یا وقتی که پسر نوجوانمان به جای پوشیدن کفش راحت، دلش صندل می‌خواهد؛ این به جز سرکشی چه می‌تواند باشد؟

هر پدر و مادر خردمندی باید بداند که جنگ و جدل با نوجوان، مانند دست و پا زدن در دریای خروشان و طوفانی است. شناگر ماهر در برخورد با امواج متلاطم دریا، به جای تقلای بی‌حاصل، با حفظ آرامش، خود را روی امواج شناور می‌کند و آنقدر پایداری می‌کند، تا به نقطه‌ امنی برسد و به همین شکل، والدین هم باید در زندگی، در کمین جای پای محکم باشند.

 

چرا عیب‌جویی

بسیاری از پدران و مادران برای سرپوش گذاشتن بر عیوب خویش، به اصطلاح دست پیش می‌گیرند و برای آنکه جای حرفی نماند، از کامل بودن و بی‌عیب و نقص بودن خود دم می‌زنند و به‌طور دائم به مورد و بی‌مورد از رفتار نوجوانشان انتقاد می‌کنند و در مقام راهنمایی و نصیحت او حرف می‌زنند. این دسته از والدین، وظیفه خود می‌دانند که به صلاح فرزند، نقائص او را گوشزد کنند. متأسفانه این کار، هر چند صادقانه هم باشد، باز رابطه میان پدر و مادر و نوجوان را خراب می‌کند. کمتر کسی را پیدا می‌کنید که از ایراد و انتقاد، خوشش بیاید. برخورد نوجوان با حقیقت عریان عیوب شخصی‌اش، مهیب و ترساننده است. توجه بیش از حد، معادل زیر ذره‌بین گذاشتن اوست.

جدل بر سر عیب و ایراد و بر آن نامی گذاشتن بی‌فایده است. نوجوانی که اجباراً به قبول عیب و نقص خویش رضایت می‌‌دهد، علاقه‌‌ای به اصلاح خود پیدا نمی‌کند. وقتی عیب و نقص، ظاهر و مشخص است، وظیفه فوری ما این است که نوجوان را در برخورد با بحران موجود یاری دهیم. آنگاه در بلندمدت به اتکای تجربه و با اخلاق نیک، رفتارش را اصلاح کنیم و شخصیت تازه‌ای را در او به وجود آوریم.

 

هدف اصلی ما این است که او را در رسیدن به امکانات بالقوه انسانی‌اش کمک کنیم و برای رسیدن به این مقصود، برخورد متین و عاقلانه، بهتر از پرخاش و داد و فریاد، نتیجه می‌دهد.

 

استقلال بدهید

نوجوان وابستگی را دوست ندارد. پدر و مادرهایی که وابستگی فرزندان نوجوان خود را می‌خواهند، خواسته و ناخواسته، اسباب رنجش آنها را فراهم می‌کنند. نوجوان استقلال می‌خواهد. هر چه احساس خودکفائی او را بیشتر تقویت کنیم، از مخالفت او با خود می‌کاهیم. پدر و مادر با تدبیر، هر روز که می‌گذرد بیشتر به فرزند نوجوانشان استقلال می‌دهند. با دلسوزی و صمیمیت به تماشای بزرگ شدن فرزند خود می‌نشینند و از دخالت بیش از حد در کارهای او خودداری می‌کنند. پدر و مادر عاقل کسی است که با محبت و احترام به فرزند خود، امکان انتخاب و اعمال سلیقه می‌‌دهد. به زبانی صحبت می‌کند که استقلال فرزندش را تقویت کند: «انتخاب به عهده توست»، «خودت در باره‌اش تصمیم ‌بگیر»، «هر کدام را که تو انتخاب کنی، من قبول دارم».

کلمه «بله»ی پدر و مادر برای کودک راضی کننده است. اما نوجوان می‌خواهد، در شئونات زندگی و در آنچه بر زندگی‌اش اثر می‌گذارد، حرفی برای گفتن داشته باشد.

 

ضد و نقیض نگویید

صحبت‌های ضد و نقیض پدر و مادر، نوجوان را گیج می‌کند. مادری به پسر پانزده ساله‌اش می‌گوید: «بله، می‌توانی به میهمانی بروی، حتماً خوش خواهد گذشت. اما مرا می‌شناسی؛ وقتی بیرون هستی خوابم نمی‌برد، تا آمدنت بیدار می‌مانم.»

صحبت مادر، پسرش را در موقعیت غیرممکن قرار می‌‌دهد. به میهمانی برود یا نرود، اگر برود، نگران مادر است و در نتیجه، به او خوش نخواهد گذشت. در اصل گفته دو پهلوی مادر، پسر را گیج می‌کند.

مادر می‌تواند با صراحت از به میهمانی رفتن پسرش جلوگیری کند یا اینکه به او اجازه رفتن دهد، یا انتخاب را بر عهده خودش بگذارد.

وقتی «برنادا»ی چهارده ساله برای رفتن به میهمانی اجازه گرفت، مادرش به او گفت: «باید درباره‌اش فکر کنم. فردا صبح جواب قطعی‌ام را به تو می‌دهم. ساعت 9 از من بپرس.» مادر به درخواست دختر خود فکر کرد. درباره میهمانی مورد اشاره‌اش اطلاعاتی به دست آورد و با اطمینان خاطر اجازه داد که دخترش به میهمانی برود. به او گفت: «ظاهراً که میهمانی خوبی است، اگر بخواهی می‌توانی بروی.» بعد در انتخاب لباس هم به او کمک کرد و سرانجام برنادا، شاد و راضی روانه میهمانی شد.»

 

پیش‌بینی نکنید

بسیاری از والدین، از آن می‌ترسند که فرزند نوجوانشان، بالغ و عاقل نشود و دانسته و ندانسته بر سر هر بهانه، موضوع را با او در میان می‌گذارند: «تا صبح سروقت از خواب بیدار نشوی، شغلی پیدا نمی‌کنی.» «اگر کلمات را درست ننویسی، کسی استخدامت نمی‌کند، عملاً نشان می‌دهی که بی‌سواد هستی.»

اما با کمال تأسف، پدر و مادر با این پیش‌بینی‌ها به جایی نمی‌رسند. با این سیاست نمی‌توانیم نوجوان‌هایمان را برای آینده آماده کنیم. به جای پیش‌بینی‌های حساب نشده، چه بهتر که آنها را برای برخورد با مشکلات موجود، مسلح کنیم. نظر به اینکه نوجوان ما در سال‌های آینده با انواع و اقسام مشکلات روبرو می‌شود، بسیج او برای مقابله با مشکلاتی از قبیل بی‌مهری همسر، بی‌معرفتی دوست، خیانت، بدرفتاری معلم، مرگ اقوام یا دوستان و غیره کار دشواری است.

 

 

هشدار : برنامه‌ریزی برای برخورد با این قبیل مشکلات، کار بی‌مفهومی است. از صحبت‌هایی مثل: «ببین پسرم، مواظب باش، گاهی اوقات ممکن است در عشق شکست بخوری. بهتر است از همین حالا خودت را آماده‌ کنی.» و یا «تنها به یک دوست اکتفا کردن کار درستی نیست. ممکن است تنهایت بگذارد و دوست دیگری انتخاب کند. باید دوستان متعددی داشته باشی تا هرگز تنها نمانی» باید پرهیز کرد.

هر نوجوان باید در برخورد با بحران‌های زندگی، راهی از آن خود بیابد. سکوت محبت‌آمیز ما بهترین حمایتی است که از او می‌کنیم. از پند و اندرز در اینجا کاری ساخته نیست. منطق و استدلال هم خریداری ندارد. گاه گوشزدهای ملایم را به حساب توهین شخصی می‌گذارند. قاعده‌ای است که هر نوجوان در سایه محبت و احترام والدین راهش را به تنهایی پیدا می‌کند. بالغ‌های با تدبیر مطمئن و خاطرجمع، شکیبایی بیشتری می‌کنند. به توصیف یک دختر 17 ساله از این نوع رفتار پدر و مادر توجه کنید:

«وقتی به گذشته فکر می‌کنم، می‌بینم با آنکه حضور داشتید، کار به خصوصی نمی‌کردید. مثل لنگرگاه که ساکت و خاموش در جایش ثابت ایستاده و آغوش همیشه بازش، انتظار مسافرین را می‌کشد.»

منبع:همشهری


ماهیّت مشکلات نوجوانان
ساعت ٩:۱٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٧  
ماهیّت مشکلات نوجوانان

هر جامعه‌ای برای دستیابی به هدف‌های خویش مرزهائی برای عقاید و رفتارهای پسندیده و ناپسند انتخاب یا تعیین می‌کند و به وسیله قوانین جاری، آئین‌های دینی و اخلاقی و قواعد ‌گروهی و سازمانی بر آنها نظارت می‌کند این مرزها که از ارزش‌ها برمی‌خیزد هنجارها را نشان می‌دهند و در نهایت به تفکّر و رفتار آدمی نظم می‌دهند و آن را هدایت می‌کنند.

افراد نیز براساس هدف‌ها و نیازها (فردی و اجتماعی) آگاهانه یا نا آگاهانه و در ارتباط با شرایط محیطی، عقاید رفتارها، نقش‌ها، وظائفی بر عهده می‌گیرند و با دنیای اطراف خود پیوندی نسبی دارند که خود یک حالت تعادلی را نشان می‌‌دهد.

اگر عاملی این نقش‌ها و رفتارها را طوری تغییر دهد که تعادل فردی و اجتماعی او رامتغیرسازد می‌گوئیم مشکلی بوجود آمده است.

مشکل:پدیده‌ای را گویند که بر کارکرد فردی- اجتماعی شخصی و بر کارکرد گروه و یا جامعه معیّن اثر می‌گذارد و یا از آن متأثر می‌شود.

با توجه به تعاریف فوق نوجوانان معمولاً دارای مشکلات ویژه‌ای هستند که این نوع مشکلات با مشکلات دوران کودکی و بزرگسالی تفاوت زیادی دارند بهمین جهت از دوران نوجوانی غالباً به عنوان دوره مشکل و نامتعادل و غیرقابل پیش‌بینی تعریف شده است. این تعریف می‌تواند دارای دو معنی باشد.

1- مطالعات علمی نشان می‌‌دهد که دوره نوجوانی دارای مشکلات بسیاری است که باید هم برای نوجوانان و هم برای گروه اجتماعی او حل و فصل شود تا نوجوان شاد و مطمئن به توانایی خود شود.

2- نوجوان برای معلمان، والدین و جامعه (بطور کلّی) مشکل آفرین است زیرا مشکلات نوجوان گسترده‌تر از مشکلات کودکان است و افراد بیشتری را متأثر می‌سازد.

از طرفی نوجوان برای خود نیز مشکل‌زا است زیرا در نقش جدید خود در زندگی کاملاً سازگاری نیافته و در نتیجه غالباً سردرگم ،نامطمئن ومضطرب است و اگر این مشکل با پشتوانه عاطفی و راهنمایی والدین و مربیان حل نشود چه بسا که فرد را در حالت انتقال از کودکی به نوجوانی متوقف کند و رشد شخصیّت فرد را مختل نماید.

به‌طور کلّی می‌توان مشکلات نوجوانی را به دو دسته تقسیم کرد:

الف: مشکلات کلّی که نوجوان از دوران کودکی خویش در رفع و حلّ آنها کوشش داشته ولی در حل آن کاملاً موفق نبوده است.

ب: مشکلات ویژه که قسمت عمده آنها در رابطه با مرحله رشد او کاملاً طبیعی به نظر می‌رسد.

 

طرح مشکل‌شناسی

دوره نوجوانی و جوانی از آن جهت یکی از بحرانی‌ترین دوران زندگی فرد بشمار می‌رود که فرد در مرحله عبور از مرز کودکی به مرحله نوینی است که عمیق‌ترین تغییرات شخصیّتی و فیزیولوژیک را به همراه دارد و همواره برای سازگاری با موقعیت‌های جدید تلاش می‌کند.

بحران زمانی است که با اتخاذ تصمیمات نامناسب در این موقعیت درباره نوجوانان احتمال آن را دارد که کارشان به بزهکاری بیانجامد و بر عکس با چند حادثه و حتی لحظات آموزنده و خوشبختی آفرین ممکن است او را در مسیر یک برنامه‌ریزی صحیح و موفق برای آینده سوق دهد.

 

مشکلات این دوره مورد توجّه بسیاری از متخصصین قرار گرفته و دانشمندان زیادی این مشکلات را از دیدگاه‌های مختلف طرح و طبقه‌بندی نموده‌اند.

از دیدگاه رواشناسی بلوغ و نوجوانی و مسائل نوجوانان بیشتر از نظر فردی تحت عنوان‌های زیر بررسی می‌شوند:

1- رشدی

2- سازشی

3- شخصیتی.

روانشناسی اجتماعی مسائل نوجوانان را در زمره پدیده‌های اجتماعی می‌‌داند

از سوئی دیگر مسائل نوجوانان که به شکل اختلالات در فرد ظاهر می‌شوند باید در روانشناسی مرضی طرح و طبقه‌بندی شوند.

از مجموع نظرات محققین چنین استنباط می‌شود که مهمترین اقدام در جهت حلّ مشکل، تشخیص آن است. در تشخیص یک مشکل هم توجّه به نکات ذیل از اهمیّت بسیار بالایی برخوردار می‌باشد.

1- مشکلات نوجوانان و مسائل او غالباً آمیخته‌ای از چند اختلال است.

(بعضی از روانشناسان معتقدند آمیختگی بحدی است که دو شکل یکسان را بندرت می‌توان در رفتار افراد مشاهده کرد)

2- بین نوجوانانی که در آستانه بیماری روانی قرار دارند و نوجوان مسئله ساز از نظر بالینی علائم مشترکی دیده می‌شود.

3- نامگذاری و طبقه‌بندی مسائل نوجوانان مبنائی برای کمک گرفتن از مطالعات در ابتدای کار است ولی در عمل اختلالات از یکدیگر مجزا نیستند.

4- اختلالات بدنی، مشکلات عاطفی و رفتاری را بدنبال دارند و هم‌چنین مشکلات عاطفی و رفتاری گاه موجب اختلالاتی در نظم بدن می‌شوند بنابراین وجود اختلالات بدنی در مسئله داران را باید جدّی گرفت و آنرا با تعارض معادل نساخت.

5- اختلالات روانی دارای نشانه‌های فراوانی است که در این مجموعه به تعدادی از نشانه‌ها اشاره می‌شود.

6- در شناسائی عوامل ایجاد کننده اختلال در فرد توجّه به میزان تفاوت‌های فردی، میزان رشد شخصیّت، بلوغ عاطفی و ... از اهمیّت بالائی برخوردار است.


توصیه‌های لازم و نکاتی که در قضاوت والدین و مربیان درباره مشکلات نوجوانان باید مورد توجّه قرار گیرد:

- والدین و مربیان اغلب رفتاری از نوجوانان را که مخّل نظم و کار‌آئی در خانه و مدرسه است رفتار دشوار یا مشکل رفتاری توصیف می‌کنند. هر اندازه این رفتارها برای بزرگسالان ناراحت‌کننده باشد کاملاً غیرمنصفانه است که آنها را مشکلات رفتاری بدانند و دانش‌آموز را به خاطر آن یا رفتاری مشابه آن تنبیه نمایند.

غالب اشکال رفتار به واقع دشوار برای سنین پایین‌تر کاملاً هنجار است و بیشتر اوقات نوجوانان به رفتارهای ناپخته و نادرست تنها به این دلیل دست می‌زنند که یاد نگرفته‌اند نیازهای خویش را با شیوه‌های درست برآورده کنند.

هیچ نوع رفتار دشوار نوجوان را نباید به صرف آن از نوع مشکلات سنّی اوست و از بین خواهد رفت کم اهمیّت و نادیده گرفت

باید توجّه داشت که اشکال مختلفی از رفتار که برای سن خاص که در آن رخ می‌دهد هنجار است و نباید برای سن‌های بالاتر تحمّل گردد چه بسا این رفتارها باید اصلاح و بهبودی یابند زیرا رفتارهای فرد کم کم باید منبا اجتماعی و جامعه‌پسند خود را پیدا کنند.

-. چرا که احتمال بقای هر نوع رفتاری وجود دارد، از طرفی اگر این گونه رفتارها نادیده گرفته شود نوجوان فکر می‌کند رفتارش پسندیده است و آن را ادامه خواهد داد.

- در قضاوت رفتاری کودکان و نوجوانان به انگیزه‌ها باید توجّه داشته باشیم زیرا ممکن است فرد کار ضعیف را به انگیزه جلب توجّه، جلب محبّت و تأیید اجتماعی گروه هم‌سن خود انجام دهد.

 

منبع: روشهای هدایت رفتاری نوجوانان وجوانان - محمد قمی فر


چگونگی انتقاد از نوجوان
ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٧  
چگونگی انتقاد از نوجوان


از ویژگی های عمده نوجوانی کسب شخصیت ( تشخص طلبی ) است. به طور کلی شخصیت جنبه بیرونی و اکتسابی دارد، در حالی که منش جنبه ذاتی و درونی دارد.
« نوجوان دوستدار کسب شخصیت است »
برای رسیدن به مرحله کسب شخصیت باید دو اصل حاصل شود:
۱) انجام مهارت ها و دارا بودن توانمندی های خاص در برخورد با دیگران

۲) پذیرفته شدن این مهارت ها از سوی پدر و مادر و اطرافیان
برخی نوجوانان مرحله اول را طی می کنند ولی اگر خانواده و اطرافیان و مراجع قدرت او را نپذیرفتند، دچار عدم تعادل روانی می شود.
اگر به نوجوان کمک نکنیم و او را کنترل ننمائیم، اثرات سقوط بسیار خطرناک و غیرقابل جبران خواهد بود. ولی برخی مسیرهای زندگی هموارتر است که در آن باید به کنترل دورادور نوجوان اکتفا کرد و اجازه داد خودش طی طریق کند. سپس یک حالت متناوب از نظارت و آزادی دادن به نوجوان باید در زندگیش باشد.

در جهت کسب شخصیت باید از دو راه به نوجوان کمک کرد:
- روش کسب مهارت ها و توانائی ها را بیاموزد.
- به زبان و رفتار به او بفمهمانیم که او را پذیرفته و درک کرده ایم و شخصیت او قابل پذیرش و احترام است و ما او را به عنوان یک انسان در حال کمال قبول داریم.
در انتقاد از نوجوان دقت کنیم که تمام شخصیت آنها را مورد حمله قرار ندهیم و تنها آن قسمتی را مورد سؤال قرار دهیم که نتوانسته وظیفه اش را درست انجام دهد. هرگز نباید به نوجوان یا هر شخص دیگر بگوئیم: تو لیاقت نداری و به درد هیچ کاری نمی خوری زیرا با این جمله تمام حیطه وسیع شخصیت او را مورد حمله قرار داده ایم. روی هم رفته هر انسان دارای نقاط مثبت و منفی شخصیتی است و برای مطرح کردن انتقاد بهتر است نخست چند نقطه مثبت او را متذکر شویم سپس اشاره به نقطه منفی نمائیم.
اگر ناگهان و بدون مقدمه شروع به انتقاد کنیم و این انتقاد را به تمام شخصیت نوجوان گسترش دهیم انتقادمان ویرانگر و مخرب خواهد بود.

آلپورت می نویسد: انتقاد از دیگران در حکم جراحی شخصیت است.
جراح روانی کسی است که از ویژگی های روانی نوجوانان کاملاً آگاهی دارد و روش صحیح انتقاد را می داند. تشویق به جا و انتقاد صحیح و درست می تواند انسان را متحول نماید.
برای مرحله دوم یعنی پذیرش شخصیت از طرف پدر و مادر و اطرافیان چه کنیم؟
می توان با زبان این پذیرش را در نزد دوستان و اقوام و خانواده بیان کرد.

می توانیم با عمل به او ثابت کنیم که شخصیت او را پذیرفته ایم، برای رسیدن به این هدف باید او را به عنوان مشاور در خانواده به خودمان نزدیک کنیم.

حضرت پیامبراکرم (ص) فرمودند: پس از ۱۴سالگی با فرزندتان مشورت کنید.
باید در مسائل مختلف نظر نوجوان را پرسید و نباید فکر کرد که در اثر مشورت، نوجوان گستاخ می شود.
نوجوانان ثابت کرده اند که اگر به آنان اعتماد کنیم، برای حفظ اعتماد و تقویت آن دست به هرکاری می زنند که خودشان را شایسته نشان دهند.
حضرت علی (ع) با عبارت زیبایی در این زمینه رابطه تکریم شخصیت و غلبه بر گناهان را بیان فرموده اند: کسی که شخصیتش مورد احترام دیگران قرار گرفت، لغزش ها و شهوت ها در نظرش بی ارزش می شوند.
« دومین ویژگی دوره نوجوانی، استقلال طلبی نوجوانان است »

نوجوانان به دلیل این که خودشان را در آستانه یک انسان کامل شدن می بینند، علاقه به کسب استقلال در زندگی دارند.
در انتقاد از نوجوان دقت کنیم که تمام شخصیت آنها را مورد حمله قرار ندهیم و تنها آن قسمتی را مورد سؤال قرار دهیم که نتوانسته وظیفه اش را درست انجام دهد. هرگز نباید به نوجوان یا هر شخص دیگر بگوئیم: تو لیاقت نداری و به درد هیچ کاری نمی خوری زیرا با این جمله تمام حیطه وسیع شخصیت او را مورد حمله قرار داده ایم.
این استقلال از نظر اقتصادی و مالی مطرح می شود. نوجوانان می خواهند برای خودشان درآمدی هرچند اندک داشته باشند. این علاقه به تملک و استقلال نسبی با خصوصیات نوجوانان کاملاً هماهنگ است. کسی که ظرف دو و سه سال آینده وارد اجتماع خواهد شد و نقش یک فرد بالغ را ایفاء خواهد کرد باید خودش را برای این جهش آماده کند.
نوجوان می بیند که به زودی از خانواده جدا می شود و بنابراین باید درآمد نسبی برای خودش داشته باشد تا بتواند قطع وابستگی از خانواده کند و در ضمن بتواند لیاقت خود را ثابت کند. این مسائل باعث نگرانی نوجوان در این دوره می شود که آیا من می توانم بدون وابستگی به خانواده زندگی کنم ؟ و…
از این رو استقلال نسبی که نوجوان با تمام علاقه به دنبال آن می رود، شامل عدم دخالت پدر و مادر در کلیه مسائل نوجوان می شود. یعنی نوجوان اگر احساس کند، شما در تمام مسائل او دخالت می کنید در مقابل شما جبهه گیری می کند و عکس العمل منفی نشان می دهد و رنجیده خاطر می گردد. برخورد صحیح با نوجوان این نیست که ما در تمام مسائل او دخالت کنیم.
برخی از مسیرهای زندگی در فردای نوجوان چنان است که اگر به نوجوان کمک نکنیم و او را کنترل ننمائیم، اثرات سقوط بسیار خطرناک و غیرقابل جبران خواهد بود. ولی برخی مسیرهای زندگی هموارتر است که در آن باید به کنترل دورادور نوجوان اکتفا کرد و اجازه داد خودش طی طریق کند. سپس یک حالت متناوب از نظارت و آزادی دادن به نوجوان باید در زندگیش باشد.

 منبع (www.bekhon.com)


اصول و فنون راهنمایی و مشاوره (counceling)
ساعت ٩:٠٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٧  

 

اصول و فنون راهنمایی و مشاوره

 

مشاوره (counceling) از لحاظ اصطلاح و مفهوم به معنی کمک به شخص مراجع تا بتواند بر مشکلات خود فائق آید می باشد به طور کلی مشاوره شکلی از کمک به افراد که بصورت اصولی و علمی انجام می شود و بیشترین تاثیر مثبت را در مراجع بوجود می آورد.
اسمیت می گوید، مشاوره جریانی یاری دهنده است که بدان وسیله به مراجع اصول و شیوه های مربوط به انتخاب و طرح ریزی و ادامه یک زندگی موفقیت آمیز یاد داده می شود.در امر مشاوره، مشاور با فردی مواجه است که بهنجار می باشد و فقط در مقطعی از زمان دچار بحران شده است. مشاوره را می توان جریانی دانست که پس از آن مراجع علاوه بر احساس امنیت، بکارگیری راه حلهای مناسب برای حل مشکلاتش را یاد می گیرد مشاوره با مسائلی نظیر مشکلات مربوط به تحول ، تصمیم گیری، انطباق با بحرانهای زندگی، رشد دانش و بینش فردی و حل تعارضات درون فردی و بین فردی سروکار دارد.
    از اهداف مشاوره می توان به  آسان کردن تغییرات رفتاری، افزایش توانایی مراجع در ایجاد و حفظ رابطه با دیگران ، کمک به بالا بردن اثربخشی و توانایی سازگاری مراجعان که بتوانند فشارهای وارده را بطور درست و اصولی تحمل کرده و به دنبال راه حل منطقی باشند ،بهبود فرآیند تصمیم گیری، تسهیل شکوفایی استعدادهای بالقوه مراجعان اشاره کرد.
    در پی مطالب گفته شده می توان گفت که مشاور برای بدست آوردن نتیجه مطلوب و تاثیرگذار بر فرد مراجع باید خودش دارای ویژگیهایی باشد که در وی بصورت ملکه درآمده باشند، مشاوران موفق افرادی هستند که از هویت خود کاملاً آگاهند و می دانند از زندگی خود چه می خواهند. به طور مناسب دیگران را درک می کنند و به مراجع خود این مکان را می دهند که احساس نیرومندی کنند، مراجعان خود را دوست دارند و با انعطاف پذیری خاص و بدون شرط پذیرای مراجع خود هستند و به افکار و عقاید و ایده و فرهنگ مردم و مراجعان احترام می گذارند. به سخنان مراجع گوش فرا می دهند و نقش بازی نمی کنند، از تکنیکهای مشاوره، روشهای روان درمانی و روانشناسی بالینی و دیگر علوم به خوبی استفاده می کنند، رابطه حسنه برقرار می کنند و آرامش خود را حفظ می نمایند به همین جهت بر مراجع تاثیر می گذارند و هیجان و اضطراب و استرس را در مراجع کاهش می دهند.
مسائل نوجوان و چگونگی برخورد یک مشاور در مدرسه
    یکی از عوامل نیرومندی که در ساختمان روان بشر نقش بسیار مهمی دارد، محیط اجتماعی و معاشرتهای عمومی است. رفت و آمد، گفت و شنود، ملائمت و خشونت و ... همگی در ساختن شخصیت فرد موثر هستند و انسان باید طبق عوامل اجتماعی خود را بار بیاورد.
    بلوغ (puberty) تنها رشد جسمی و ظهور علائم جسمی نیست بلکه از لحاظ عاطفی، ذهنی و اجتماعی نیز نوجوان باید بالغ شود تا بتواند شخصیت خود را کامل گرداند، از تجربیات دیگران استفاده کند و خود نیز مسائل تلخ و شیرین را تجربه نماید، تعیین ملاکی مشخص برای سنجش رفتار انسانها و تعیین حدود سلامت و بیماری و هنجاری و نابهنجاری یکی از شبهه ناکترین مباحث روان شناسی شخصیت و روان شناسی مرضی به حساب می آید امروزه یکی از شیوه های مطمئن برای تعیین ناهنجاری، استفاده از ملاکهای سلامت روان است اصولاً هنجار یا قاعده تعیین کننده حد یا حدودی است برای یک امر فزاینده و کاهنده به منظور تشخیص مرزهای قابل در مورد آن امر. اولاً هر یک از ملاکهای سلامت روان خود به تنهایی با ارزش است و ثانیاً مجموع آنها نیز به عنوان مجموع ویژگیهای لازم برای حفظ سلامت روانی می باید مورد توجه قرار گیرد. در تعیین نابهنجاری باید گفت که در روان شناسی معمولاً باید حد پایینی یک ملاک مورد توجه قرار می گیرد وجود حد پایینی هر یک از ملاکهای سلامت به عنوان ملاک حداقل برای تعیین هنجار از نابهنجار ضرورت دارد. در سنین نوجوانی، با توجه به تغییر و تحولی که در ترشح هورمونها، شناخت هویت و چگونگی تکوین شخصیت نوجوان وجود دارد، می تواند مسائل زیادی برای نوجوان بوجود بیاید، در این بین نوجوان اعتراض خود را به تغییرات درون خود و نسبت به اطراف را می تواند با حالتهای گوناگون بروز دهد از جمله ترس، نگرانی، اضطراب، تعارض، عصبانیت، خشم و پرخاشگری، دروغگویی، خیال پردازی، گوشه گیری و ... که می تواند باعث اختلال در روحیه نوجوان و ارتباطش با اطرافیانش باشد. در مقطع دبیرستان اکثر دانش آموزان در سن نوجوانی به سر می برند و تمام دانش آموزان نیز با مشاوران آموزشگاه می توانند ارتباط داشته باشند در ادامه چند مورد از اختلالاتی که ممکن است در این سن بروز کند آورده می شود که رفع به موقع و یا حتی پیشگیری از به وجود آمدن آن می تواند سلامت روان و تقویت روحیه و ایجاد محیطی شاد را به دنبال داشته باشد.
نگرانی (worry)
    نگرانی یک حالت هیجانی متداول در بین نوجوانان است، معمولاً نوجوانان نگران آینده، ادامه تحصیل، بیکاری و سرنوشت نامعلوم، ناراحتی های مادی، ناراحتی های خانوادگی و ارتباط با همسالان و جنس مخالف هستند در این میان ترس از آینده و ناراحتیهای مبهم  به مرور نوجوان را به انزوا و کناره گیری می کشد و بود و نبود او را زیر سوال می برد. دراین میان کمک و یاری اطرافیان و اینکه حالت نوجوان درک شود، مثمر ثمر است و گرنه فرد از لحاظ روانی دچار مخاطره می گردد. رهایی از همه نگرانی ها غیرممکن است در حقیقت یافتن راه حل مناسب مسائل اغلب مرهون نگرانی هاست. فرد در مورد نگرانی های خود نیاز به یک شنونده دارد این شنونده وقتی مشاور باشد، باید در مورد نگرانی ها در جستجوی اطلاعات قابل اعتماد و معتبر باشد مثلاً اگر دانش آموز نگران نمره کم است، باید با ارائه راهکارهای صحیح و مطالعه، کمک از همکلاسیهای فرد و یا معلم بتوان این نگرانی ها را کم کرد نگرانی های اجتماعی با فعالیتهای گروهی برطرف می شود مشاور برای تسلط آرامش بر مراجع خود که دانش آموز است می تواند رفتارهایی چون ورزش، مطالعه، کارهنری، بازی گروهی، فعالیتهای فوق برنامه و ... را ارائه دهد که باعث برطرف شدن نگرانی وی می گردد و این مسئله باعث می گردد که از فشار و تنیدگی مراجع کم شود و خود به خود فشار روانی نوجوان برطرف شود.
تعارض (conflict)
    وقتی فرد نتواند خواسته های خود را عملی کند و یا در انتخابها دچار مشکل گردد، ممکن است خصومتی را متوجه افراد کند که فکر می کند این ناکامی به خاطر آنها به وجود آمده است، نوجوان هر گاه تحت تاثیر فشار روانی و استرسهای مختلف قرار گیرد روال عادی و طبیعی زندگیش از هم می پاشد و مختل می شود و تعارضی در رفتار و کردار و افکارش بوجود می آید که اختلال عاطفی و روانی را نیز به دنبال دارد تعارض نتیجه وجود انگیزه های در حال رقابت با یکدیگر است که معمولاً با اضطراب همراه است تعارض هنگامی بوجود می آید که مثلاً فردی در موقعیتی قرار گرفته باشند که هرا نتخابی بکند نتیجه نامطلوبی در پی خواهد داشت. در ادامه تعارض حتماً بدبینی نیز بوجود می آید. بدبینی به پدر و مادر که بر خلاف آنچه که از نوجوان می خواهند انجام می دهد و این می تواند تصمیم گیری های خطرناک و نادرستی را بوجود آورد و همین کاملاً روان نوجوان را دچار آسیب می کند و سلامت و روان او را به مخاطره می اندازد.در این میان مشاوران با آگاهی از مشکل نوجوان ابتدا باید علت این تعارض را پیدا کنند و با هماهنگی با پدر و مادر نوجوان راهکارهایی را اجرا نمایند. از طریق آشکار کردن نتایج انتخاب ها و تصمیماتی که نوجوان گرفته است تا حدودی وی را آگاه کرد. همچنین با ارتباط دوستانه ای که با نوجوان برقرار می گردد کم کم بدبینی او به والدین و یا هر فردی که خصومت نوجوان با او آشکار است از بین می رود و پس از آن به تدریج هنگامی که به آرامش رسید در مورد نتایج نامطلوبی که بر اثربدبینی و لجاجت و تصمیم های نادرست وی ممکن است به وجود بیاید، صحبت نمود و اندک اندک با ایجاد انگیزه و راهنمایی نوجوان می توان به تاثیر و تغییر امیدوار بود البته در تمام این مدت همراهی و همکاری و کمک اولیا خانه و مدرسه الزامی است.
خشم (Anger)
    خشم یکی از حالات روانی نامطلوب است که کلیه حواس را مختل می کند در موقع خشم مرکز عواطف (هیپوتالاموس) تحریک می شود و سوخت و ساز بدن بالا رفته و حرارت مرتفع می گردد. علائم خشم نیز شامل سرخ شدن، تورم عضلات، اختلال در تنفس، بلند صحبت کردن و لزش لبها و ظهور حرکات غیرارادی است. در نوجوان معمولاً خشم تا یک ساعت ادامه دارد، غر می زند، فریاد و داد و قال می کند، ناسزا می گوید، نقشه های انتقامی می کشد و... محرک خشم در نوجوان بیشتر محیطی و اجتماعی است و می تواند علل مختلفی داشته باشد از جمله منع استقلال، ظلم و تبعیض، استهزاء و انتقاد نابجا از او، سختگیری و دخالت غیرضروری والدین، خستگی و گرسنگی، سرما و گرما و طوفان و سیل و ... در هر صورت تاثیر خانواده در خشم نوجوان از تمام عوامل بیشتر است. نوجوانی که به هر یک از حالات بالا دچار شود دچار چه آسیب روانی شدیدی می شود و تمام زندگی و بهداشت روانی او مختل می گردد ، مشاور در این مورد می تواند اقدام کند ابتدا با والدین هماهنگ می شود و آنها آموزش می بینند که مجازات باید هماهنگ با جرم باشد. یعنی اینکه وقتی نوجوان نافرمانی کرد و یا اینکه کار اشتباهی انجام داد به اندازه همان تاوان پس دهد تامل، تفکر و اعتراف از میزان خشم می کاهد این مهارتها باید به نوجوان آموزش داده شود تا او در هنگام برخورد با این مسائل خشم خود را بتواند کنترل کند تامل و تسلط برخود خشم را می کاهد، نفس کشیدن عمیق، کوتاه آمدن در برابر فرد دیگر تا اینکه خشم فروکش کند و بتوان با منطق و روش درست با همدیگر صحبت کرد استفاده از آب سرد هم می تواند موثر باشد رفتار منصفانه با نوجوان، عدم تبعیض اولیا خانه و مدرسه، عدم قطع فعالیتهای عادی نوجوان، خوش رفتاری اطرافیان و ... می تواند حالات خشم نوجوان را کم کند و او را فردی سالم از لحاظ روانی تحویل جامعه دهد.
 منابع:
اصول و فنون راهنمایی و مشاوره:یوسف اردبیلی، نشررودکی
مشاوره، مبانی روان شناختی: دکتر محمد خدایاری، نشر یسطرون
رفتارهای بهنجار و نابهنجار: دکتر شکوه نوابی نژاد
فنون و روشهای مشاوره: دکتر عبدالله شفیع آبادی، نشر پیام نور


 
 
 

چت روم

كد چت روم