مـــادران و پدران مهــربان و پسران و دختران با اندیشه خدائی

http://mother20.persianblog.ir-http://hlgole.parsweblog.com/-/. http://lorestani.bloghaa.com/-http:/.-http://mother20.blogfa.com-/http://hlgole1.persianblog.com/-mother20.mihanblog.com-/-mother20.blogsky.com-/-http://eshghekhodayi.blogfa.com-http://hlgole.loxblog.com/-/-.

خوشبختی
ساعت ۳:۳٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ بهمن ۱۳٩٠  

 

هر 60 ثانیه ای رو که با عصبانیت، ناراحتی و یا دیوانگی بگذرانی، از دست دادن یک دقیقه از خوشبختی است که دیگر به تو باز نمیگردد

زندگی کوتاه است، قواعد را بشکن، سریع فراموش کن، به آرامی ببوس، واقعاً عاشق باش، بدون محدودیت بخند، و هیچ چیزی که باعث خنده ات میگردد را رد نکن

اختلاف نسلها چقدر به ضررمون میشه
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ دی ۱۳٩٠  

 

 

اختلاف نسلها چقدر به ضررمون میشه
4 ساله که بودم فکر می کردم پدرم هر کاری رو می تونه انجام بده . 

5 ساله که بودم فکر می کردم پدرم خیلی چیزها رو می دونه . 

6 ساله که بودم فکر می کردم پدرم از همة پدرها باهوشتر. 

8 ساله که شدم ، گفتم پدرم همه چیز رو هم نمی دونه. 

10 ساله که شدم با خودم گفتم ! اون موقع ها که پدرم بچه بود همه چیز با حالا کاملاً فرق داشت. 

12 ساله که شدم گفتم ! خب طبیعیه ، پدر هیچی در این مورد نمی دونه .... دیگه پیرتر از اونه که بچگی هاش یادش بیاد. 

14 ساله که بودم گفتم : زیاد حرف های پدرمو تحویل نگیرم اون خیلی اُمله . 

16 ساله که شدم دیدم خیلی نصیحت می کنه گفتم باز اون گوش مفتی گیر اُورده . 

18 ساله که شدم . وای خدای من باز گیر داده به رفتار و گفتار و لباس پوشیدنم همین طور بیخودی به آدم گیر می ده عجب روزگاریه . 

21 ساله که بودم پناه بر خدا بابا به طرز مأیوس کننده ای از رده خارجه 

25 ساله که شدم دیدم که باید ازش بپرسم ، زیرا پدر چیزهای زیادی درباره این موضوع می دونه و زیاد با این قضیه سروکار داشته . 

30 ساله بودم به خودم گفتم بد نیست از پدر بپرسم نظرش درباره این موضوع چیه هرچی باشه چند تا پیراهن از ما بیشتر پاره کرده و خیلی تجربه داره . 

40 ساله که شدم مونده بودم پدر چطوری از پس این همه کار بر میاد ؟ چقدر عاقله ، چقدر تجربه داره . 



50 ساله که شدم ... !

حاضر بودم همه چیز رو بدم که پدر برگرده تا من بتونم باهاش دربارة همه چیز حرف بزنم !
اما افسوس که قدرشو ندونستم ...... خیلی چیزها می شد ازش یاد گرفت ! 

حالا اگه اون هست و تو هم هستی یه خورده ......


کلمات کلیدی:پدران بیشتر باید بدانیم و عمل کنیم: ،کلمات کلیدی:عشق پدر ،کلمات کلیدی:درس های راه زندگی ،کلمات کلیدی:عشق های معنوی خدائی
چگونه روابط عاشقانه خود را بیمه کنیم؟
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩٠  


"راستگویی و صداقت در ایجاد اعتماد در رابطه ضروریست. احترام محصول اعتماد و عشق محصول احترام است"

"هر رابطه ای منحصر بفرد است. و برای نتیجه بخش بودن آن باید مقتضیات آن فراهم گردد. هیچ راه میانبری وجود ندارد."

"زندگی کوتاه است. آن را هدر مشاجرات و جر و بحثهای بی معنی و بی اهمیت نکنید!"


کلمات کلیدی:نقش عشق و عقل در ازدواج؟! ،کلمات کلیدی:خواندنی عشق و زندگی ،کلمات کلیدی:عشق های معنوی خدائی ،کلمات کلیدی:اهمیت عشق در روابط
تذکر به خویشتن
ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩٠  

پرسیدم: بار الهی چه عملی از بندگانت بیش از همه تو را به تعجب وا می‌دارد؟

پاسخ آمد: اینکه شما تمام کودکی خود را در آرزوی بزرگ شدن به سر می‌برید و دوران پس از آن را نیز در حسرت بازگشت به کودکی می‌گذرانید.

اینکه شما سلامتی خود را فدای مال‌اندوزی می‌کنید و سپس تمام دارایی خود را صرف بازیابی سلامتی می‌نمایید.

اینکه شما به قدری نگران آینده‌اید که حال را فراموش می‌کنید، در حالی که نه حال را دارید و نه آینده را.

این که شما طوری زندگی می‌کنید که گویی هرگز نخواهید مرد و چنان گورهای شما را گرد و غبار فراموشی در بر می‌گیرد که گویی هرگز زنده نبوده‌اید.

سکوت کردم و اندیشیدم،

در خانه چنین گشوده، چه می‌‌طلبیدم؟ بلی، آموختن ...

پرسیدم: چه بیاموزم؟

پاسخ آمد:


کلمات کلیدی:خواندنی عشق و زندگی ،کلمات کلیدی:عشق های معنوی خدائی ،کلمات کلیدی:من و خدا ،کلمات کلیدی:24 نشانه از خانواه خوشبخت
مادر مهربان .
ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ تیر ۱۳٩٠  

 

مادر مهربان

ساعت 3 شب بود که صدای تلفن , پسری را از خواب بیدار کرد. پشت خط مادرش بود .پسر با عصبانیت گفت: چرا این وقت شب مرا از خواب بیدار کردی؟
مادر گفت:25 سال قبل در همین موقع شب تو مرا از خواب بیدار کردی؟ فقط خواستم بگویم تولدت مبارک. پسر از اینکه دل مادرش را شکسته بود تا صبح خوابش نبرد , صبح سراغ مادرش رفت . وقتی داخل خانه شد مادرش را پشت میز تلفن با شمع نیمه سوخته یافت... ولی مادر دیگر در این دنیا نبود


کلمات کلیدی:روز مادر ،کلمات کلیدی:من و خدا ،کلمات کلیدی:مادر بی تو تنها وغریبم ،کلمات کلیدی:عشق های معنوی خدائی
مادرم شاخه گل باغ بلور پدرم فاصله عشق وغرور
ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٠  

 

مادرم شاخه گل باغ بلور                        پدرم فاصله عشق وغرور

مادر
اای مهربان ترین فرشته کاش بودی
مرا در آغوش می گرفتی
من به دستان گرم تو محتاجم
.بدون حضور تو ای مادر
دریای مواج پا بسته مردابم.
در یک شب به یاد ماندنی
که به جای باران ستاره
بر زمین می بارد به خوابم بیا!
کاش اتاق کوچکم پر از عطر خوش تو شود.

خیلی زیاد دوست دارم مادر ....سارا.........

http://sara-gooli.blogfa.com/

 

دوست دارم
دوست دارم با تو در باران قدم بزنم و تو را
که به زلالی باران هستی در کنارم داشته باشم
دوست دارم تو را که سرسبز ترین خاطره ذهنم
هستی.برای همیشه چون ترانه های کودکی ام
زمزمه کنم.دوست دارم فقط تو را از خدا آرزو
کنم .فقط تو را ....
دوستت دارم مادر ........سارا گلی




کلمات کلیدی:روز مادر ،کلمات کلیدی:عشق های معنوی خدائی ،کلمات کلیدی:پدران بیشتر باید بدانیم و عمل کنیم: ،کلمات کلیدی:اهمیت عشق در روابط
زیباترین جملات عاشقانه خدائی
ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٠  

زیباترین جملات عاشقانه خدائی

دوستت دارم کمتر از خدا و بیشتر از خودم چون به خدا ایمان دارم و به تو احتیاج!!

شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد. بیدار باش من با سبدی پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت می کارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم

نور دلیل تاریکی بود و سکوت دلیل خلوت، تنها عشق بی دلیل بود که تو دلیل آن شدی

عشق کنار هم ایستادن زیر باران نیست...!!! عشق این است که یکی برای دیگری چتر شود و دیگری هرگز نفهمد چرا خیس نشد


کلمات کلیدی:پند های آموزنده ،کلمات کلیدی:خواندنی عشق و زندگی ،کلمات کلیدی:عشق های معنوی خدائی ،کلمات کلیدی:1000 مرتبه 900 جمله عاشقانه
 
ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٠  

عاشق خدا باشیم یا از خدا بترسیم؟





همیشه رحمت خداوند بر غضب او سبقت دارد اما همه صفات خدا عین هم هستند و صفت انتقام او عین بخشش اوست و ما اگر صفتی از خدا را انکار کنیم به انکار خود خدا برمی‌گردد، صفت منتقم بودن خدا نیز کمال او است و بد نیست و خدایی که از ظالمین انتقام نکشد خدا نیست شما پدری را در نظر بگیرید که هیچ برخوردی با فرزندی که دائما فرزندان دیگر را آزار می‌دهد انجام نمی‌دهد قطعا نمی‌تواند پدر خوبی باشد .


کلمات کلیدی:عشق های معنوی خدائی ،کلمات کلیدی:خواندنی عشق و زندگی ،کلمات کلیدی:انعکاس زندگی
خدا را دوست دارم ، با تمام عشق خدائیم
ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸۸  

 خدا را دوست دارم ، با تمام عشق خدائیم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با هر user name که باشم، من را connect می کند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه تا خودم نخواهم مرا D.C نمی کند .
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با یک delete هر چی را بخواهم پاک می کند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه اینهمه friend برای من add می کند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه اینهمه wallpaper که update می کند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با اینکه خیلی بدم من را log off نمی کند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همه چیز من را می داند ولی SEND TO ALL نمی کند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه می گذارد هر جایی که می خواهم Invisible بروم
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه جزء friend هام می ماند و من را delete و ignore نمی کند.
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه اجازه،  undo کردن را به من می دهد
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه من را install کرده است
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچ وقت به من پیغام line busy نمی دهد
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه اراده کنم،  ON می شود و من می توانم باهاش حرف بزنم
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه دلش را می شکنم، اما او باز من را می بخشد و shout down ام نمی کند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه password اش را هیچ وقت یادم نمی رود، کافیه فقط به دلم سر بزنم
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه تلفنش همیشه آنتن می دهد
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه شماره اش همیشه در شبکه موجود است
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچ وقت پیغام no response نمی دهد
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هرگز گوشی اش را خاموش نمی کند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچ وقت ویروسی نمی شود و همیشه سالم است
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچوقت نیازی نیست براش BUZZ بدهم
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه آهنگ حرف هاش همیشه من را آرام می کند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه نامه هاش چند کلمه ای بیشتر نیست، تازه spam هم تو کارش نیست
خدا را دوست دارم ، بخاطر اینکه وسط حرف زدن نمی گوید، وقت ندارم، باید بروم یا دارم با کس دیگری حرف می زنم

 خدا را دوست دارم ، با تمام عشق خدائیم
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه من را برای خودم می خواهد، نه خودش
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه وقت دارد حرف هایم را بشنود
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه فقط وقت بی کاریش یاد من نمی افتد
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه می توانم از یکی دیگر پیشش گله کنم، بگویم که گله دارم.
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه پیشم می ماند و من را تنها نمی گذارد، دوست داشتنش ابدی است
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه می توانم احساسم را راحت به آن بگویم، نه اصلا نیازی نیست بگویم، خودش میتواند نگفته، حرف ام را بخواند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه به من می گوید دوستم دارد و دوست داشتنش اش را مخفی نمی کند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه تنها کسی است که می توانی جلوش بدون اینکه خجل بشوی گریه کنی، و بگویی دلت براش تنگ شده
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه ، می گذارد دوستش داشته باشم ، وقتی می دانم لیاقت آنرا ندارم
خدا را دوست دارم به خاطر اینکه از من می پذیرد که بگویم : خدا را دوست دارم

 خدا را دوست دارم ، با تمام عشق خدائیم

--
بی پناهم من ، امانم میدهی *** نور میخواهم نشانم میدهی
بی تو در این کوچه ها در یوزه ام *** تا بیایی در فراقت روزه ام
.
.
عشق خدائی.
.
hlgole@gmail.com


کلمات کلیدی:عشق های معنوی خدائی
چگونه میشود عشق خدائیمان را تقویت کنیم تا از راه های خوب به خدا برسیم
ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٧  

چگونه میشود عشق خدائیمان را تقویت کنیم تا به خدا برسیم

متن پاسخ : من حرف خانم کاووسی رو قبول ندارم. تا خودت نخوای نمی تونی عاشق خدا باشی.
وقتی یه عشق زمینی داشته باشی مطمئن باش به عشق الهی می رسی
و باید عاشق خودتم باشی (البته منظور غرور نیست) و عاشق همه ی موجودات عالم

فاطمه حاجی زاده

**********************************

 

متن پاسخ : به نظر من باید خود خدا انتخابتون کنه تا عشق شما بهش روز افزونتر بشه. حداقل در مورد من که اینجوری بود. تجربه تلخی دارم در این مورد. تا خدا نخواد نمی تونی عاشقش باشی. البته اگه شعارها رو کنار بذاری که : من عشق یک طرفه می دم به خدا و ..

فرزانه کاوسی

******************************-****

متن پاسخ : سلام. بنظر من همه ما فطرتاً خدا را دوست داریم. اگر گاهی این عشق در زندگی ما کمرنگ می شود ، علت این است که صداقت و یکرنگی را از یاد برده ایم. وگرنه حقیقتاً خدا از رگ گردن به ما نزدیکتر است و کافیست در زندگی با خود، با دیگران و با خدای خود، صادق و رو راست باشیم تا به خدا نزدیکتر شویم.

مریم سادات سلطانی مجد

******************

متن پاسخ : اگه حس کنی توی این دنیا همه چیز از خداست و تو هیچ چیزی نداری عاشق خدای خودت می شی.

مریم فلاح

**************

متن پاسخ : پندارنیک.گفتارنیک.کردارنیک
خوب بودن را در وجودمان تقویت کنیم.از موضوعات ساده وکوچک شروع کنیم.با خویشتن خودمان صادق باشیم.به ظاهر سازی های نفس اماره خود کاملا دقیق باشیم.و اجازه ندهیم که نفس اماره اشتباهات سهوی یا عمدی را به نفع خود
توجیه یا توضیح بدهد.از دروغ گفتن پرهیز کنیم زیرا پشت سر دروغ خیانت است
اول به خود خیانت کرده ایم.ادمی که به خویشتن خود خیانت کند به همه خیانت خواهد کردو...

بهزاد امجدی

************************************

   

متن پاسخ : با ایمان به وجود و حضور خدا در رویدادهای زندگی و تفکر در مورد جهان پیرامونمان و اینکه خدا همیشه و همه جایی هستیم با ماست وبدون خدا زندگی بدون عشق خواهد بود

آزاده فلاح

**************************

متن پاسخ : با سلام :
دوست عزیز اگر مایلد به نکات مهم به خود و خودای خود آگاهی بیشتری پیدا کنید پیشنهاد می کنم کتاب ( خود مقدس شما) نوشته دکتر وین دایر را مطالعه کنید.

امیر حسین پرستش

********************************

متن پاسخ : با سلام :

سلام با تقوا و پرهیزکاری و ایمان قوی و صداقت و از خودگذشتگی و... به خدا برسیم

نویسنده: خدیجه قیم

 

********************************

متن پاسخ : با سلام :

سلام دوست خوبم گل

عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت / فتنه انگیز جهان غمزه جادوی تو بود .

هیچ عشقی به پای عظمت عشق خدا در دل بنده نیست !

خوش بسعادت آنانی که عاشق خدا میشوند . یک مهربان ، رحمان و

رحیم ، ستار عیوب و کسی که نعمتهای بیکرانش را بدون چشم

داشت و بیدریغ بما ارزانی داشته و بزرگترین لطف او اینست که ما را

بنده خود بداند . اگر او بپذیرد که ما بمرحله بندگی رسیده ایم . از سر

همه عالم خواهیم گذشت و این برای ما بس است .

   وصال او زعمر جاودان به / خداوندا مرا آن ده که آن به

برایت آرزوی شادی و سلامتی دارم .لبخند

نویسنده: مروارید عرفان

 

********************************

خانهی خدا


تشکر از پاسخ های خوب شما که هنوز ادامه دارد

ممنون از لطفا خدائی خوبتون این پیام شما نشان عشق خدائی خوب دورنی وجود شماست که پاسخ میدهد شاد نورانی باشی

عشق خدائی

 

گلخیلی زیبا بود خیلی...دست
سلام هموطن.. من از کلمه به کلمه وبلاگ شما  و مطالب زیباتون لذت بردم... تازه دو شبه که با احساس لطیفتون آشنا شدم... میخوام بیشتر بشونم و بخونم دستگل
شادی از آن شماست مروارید عرفان پس در شادی خداوند شاد باشید گل
نویسنده: روژان [http://ruzhansoldier.blogfa.com]
پاسخ:


با تشکر از شما رو}ان دوست خوب خدائیم که با گفتار خوی و تشویقتون به ما دل کرمی مدهید شاد باشی و بگم که وب خوبی داری با مطالب بسیار عالی و خواندی نمره شما بیست گلدست



وبلاگ خوب ومعنوی وپرمحتوایی داری بهتون تبریک میگم  پیشنهادمیکنم ازعکسهای بیشتری دروبلاگتون استفاده کنید
خوشحالم که ازمطلبم دروبلاگتون استفاده کردید
منم این پستم روخیلی دوست دارم وهربارمیام دیدن وبلاگم اونومیخونم
به هرحال اگه امکانش هست منولینک کنید
موفق باشید
پیمان
www.rojintaak.persianblog.ir

پاسخ: به روی چشم اقا پیمان عزیز که به ما سر میزنی و حال احوالاتی در این وب ما هست که به شما عشق وشوغ خاصی از گفتارهای زیبا خوبمان به شما  میدهد گل


شما هم نظر بدهید  تا عشق  خدائی وجودی خود را خوب حس کنید  امتحان کنید  منتظریم


برای معشوقم....
ساعت ٤:٢۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٧  

برای معشوقم....

به نام خدا

عشق یعنی اشک توبه در قنوت ، خواندنش با نام غفار الذنوب 

   عشق یعنی سر سجودو دل سجود ، ذکر یا رب یا رب از عمق وجود

سلام به همگی دوستان عزیز
این متنهایی رو که اینجا می نویسم با تمام احساس پاکم ، با تمام وجودم تقدیم میکنم به عزیزترین و دوست داشتنی ترین معشوق دنیا .
( اگه قابل دونستین و در مورد نوشته هام نظری داشتید با جان و دل نظراتتان را پذیرا خواهم شد )

ای نگارم ...

هر کجا بروم با تو می روم با هر که باشم تو در اعماق قلبم جای داری هر کاری را بکنم با یاد تو می کنم .



ای خدای مهربان

ای محبوبم ...
مرا دریاب که به تو نیاز دارم ودوست دارم بدانی که دوستت دارم با تمام وجود با تمام حسی که به تو دارم .



ای خدای عاشقان

ای معشوقم ...
هیچگاه مرا از خود دور نکن که نمی توانم یک لحظه بدون یاد تو زندگی کنم .



ای همه هستی بخش زندگی ای خدا 

ای یار خوش چهره ی من ...
که در بین تمام انسانها به خوش چهره ای وزیبا رویی مشهور هستی مرا از خود مران که به تو نیاز دارم .



ای انسان  خدائی

ای محبوبم ...
ای آنکه بذر محبت را در درونم افشاندی بعد از خدا وپیامبرانش تو را دوست دارم .



ای انکه در قلبم جا داری

ای عزیزتر از جانم ...
ای کسی که چگونه زندگی کردن را به من آموختی و مهرو محبت را درون دلم کاشتی امیدوارم محبتی را که به من یاد دادی بتوانم آنچنان که تو شایسته محبت هستی به تو محبت کنم وبه تو عشق بورزم .



ای انسان خوب خدائی

نگارینا ...
به این امید زندگی می کنم که یک روز برسد و من بتوانم یک دل سیر نگاهت کنم هر چند از نگاهت سیر نخواهم شد وهر بار با اشتیاقی وصف نشدنی به قاپ عکست در اتاقم چشم می دوزم .

ای چهره خوبیها

ای معشوقم ...
امیدوارم لایق آن باشم که عاشق تو باشم وتو را دوست داشته باشم چون خوب می دانم که تو انسان والایی هستی وخیلی بزرگتر از آنی هستی که من حقیر ، من ناچیز ، من دل سیاه وروسیاه ، من .... عاشقت باشم .

اول عاشق خدا باش تا عاشقان خود عاشق شوند

ای نگارم ...
من دوستت دارم وامیدوارم روزی برسد وبدانی که چقدر دوستت دارم .قلب

به امید روز های خوب خدائی

اشک‌ها راویان بی‌زبان حقیقت‌اند؛ از آن دم که بر گونه‌هایم جان می‌گیرند تا هنگامه فنا شدن‌شان دیری نمی‌پاید و آن حقیقت همچنان ناگفته می‌میرد که این قطره قطره‌های اشک. نگارینا، ایکاش می‌دانستی در قلب‌ام چه غوغایی برپاست و چه شرم مرا مانع از آن است که نگاهی شاید هرزه بر رخ چون تو گلی اندازم و با تو از حقیقتی گویم که ترسم واژه واژه‌اش همچون تیغ تیزی تن معصوم و حضور معصومانه‌ات را به ستیزه برخیزد. نازنینا، ایکاش می‌دانستی غربت خواب با چشمان‌ام، آرام با دلم و قرار با وجودم را و از زیر لب خواهش‌های کودکانه شب‌های شب زنده‌داری پیش درگاه خدا که توانا سازدم با تو از سرّ دل گویم. عزیزا، ایکاش می‌دانستی واژه‌ها یارای یاری‌ام نیافتند تا بر زبان‌شان جاری گردانم و با تو فاش این‌گونه راز گویم که: ایکاش می‌دانستی دوستت دارم.
خدایامیدانم همیشه ودرهمه حال محتاج وبنده حقیرت هستم وخواهم بود اماتمنادارم این خواسته مراچشم مپوش...نمیدانم آیاخواسته زیادیست؟          وگناهانم رابه بزرگیت عفونما  قول میدهم مثل همیشه وتاآخرین لحظه عمرم شکرگذارهمه نعماتت باشم.خدایاحتی اگربه حکمت والایت معشوقم راازمن بگیری درهمه حال شکرگذاردرگاه کبریاییت خواهم بود.ای ----جانم بخداازترس فراق نمیام دیدنت خیلی میترسم....خیلی واهمه دارم ازروزی که........گریه

دوستان دیگرتاب نوشتن ندارم  به امیدوصال یار...........خدانگهدارماچبای بای

از طرف پیمان


کلمات کلیدی:عشق های معنوی خدائی
آوای شقایق
ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٧  

آوای شقایق

دلم گرفته
آری دیگر دلم از دست همه گرفته
از تمام کسانی که کلاهشان برای سرشان گشاد است
از طلبه هایی که طالب علم نیستند
از دانشجویانی که دانشجو نیستند
از اندام به مزایده گذاشته شده
از انسانهای ارزان قیمت
از صورتهایی که بوم نقاشی اند
از تمام کسانی که رسالت خون را تنها رساندن اکسیژن به سلولها می دانند.
از آنان که آزادی را در اسارتگاه بی بند و باری به بند می کشند
از تمام آنان که در لغتنامه های ذهنشان بین مظلوم و تو سری خور علامت تساوی است
دلم گرفته
از ولایت نا شناسان ذوب در ولایت
از کوفیانی که دم به ساعت می گویند ( این الطالب بدم المقتول بکربلا)
از کوفیانی که اهل کوفه نیستند.
از کوفیانی که برای مهدی (عج) نامه می نویسند
از تمام آنان که فکر می کنند که کوفیان شاخ دارند
از تمام آنان که فکر می کنند طلحه و زبیر یا عمر و عاص دم داشتند
از آنان که شهدا را موزه گذاشتند
از آنان که در هر مکانی دم از استقلال و آزادی می زنند الا میدان جنگ
از همه آنان که نون ( ن و القلم و ما یسطرون) را نان تفسیر می کنند
از تمام آنان که بین نماز و نرمش تفاوتی قائل نیستند
دلم گرفته
از آنان که تاسوعا و عاشورا را تنها در تقویم جستجو می کنند و کربلا و کوفه و شام را تنها در نقشه
از آنان که پرچمند اما بیرق و علم نیستند
از آنان که کلفتی گردن خود را بیش از تیزی ذولفقار می دانند
از آنان که باده ناب را باده ای با در صد الکل بالا می دانند
از چشمهایی که در صفین تنها قرآن سرنیزه را دیده اند و در کربلا و کوفه و شام تنها قران سر نیزه را ندیده اند
از آنان که تنها قرآن سرنیزه را باور کرده اند و در کربلا و کوفه و شام تنها قرآن سرنیزه را باور نکردند
از تمام کسانی که فرق بین قرآن سر نیزه و قرآن سرنیزه را نمی دانند.
و از تمام آنها که قرآن را بر نیزه کردند
دلم گرفته
از آنان که نماز آیات را می شناسند و با آیات نماز بیگانه اند
از آنان که درد دلشان را به درد شکمشان فروخته اند
دلم گرفته
از آنان که منتظرند تا محرم گردد یک مو ز سر... و از یاد برده اند کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا
از آنان که چوبه محفل و سر زینب (س) را دیده اند ولی منبر و منطق او را نه
از آنان که غنایم جنگی را در زمان صلح از شهدا می گیرند
از آنان که حضور همه را احساس می کنند جز خدا
از آنان که از همه شرمنده اند جز خدا
دلم گرفته
از تمام شهوترانانی که عجوزه سه طلاقه امیر المومنین را تنگ در آغوش گرفته اند از من که منم, تو که تویی, من و تو که ما نیستیم و ما که فنای در او نیستیم

سایت شهدا


کلمات کلیدی:عشق های معنوی خدائی ،کلمات کلیدی:آوای شقایق ،کلمات کلیدی:شعر زندگی ،کلمات کلیدی:شعر عشقانه
حدیث دشت عشق - الهی سینه ای ده آتش افروز
ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸٧  
حدیث دشت عشق - الهی سینه ای ده آتش افروز


برای معلم شهیدم «محمدجواد حسن زاده»
چه زیبا بود سادگی ات و چه دل نشین بود نجواهایت، انگار هنوز در جبهه های حق علیه باطل داخل سنگر نشسته ای و برای بچه ها زیارت عاشورا می خوانی، اما نه ینبار اینجا جبهه، جبهه دیگری است، جبهه علم و قلم است، اما برای پرنده عاشق چه فرقی می کند که در کدام جبهه قدم می گذارد مهم عاشقانه رفتن است.

یادش به خیر هشت سال پیش بود وقتی هر پنج شنبه در مدرسه زیارت عاشورا بود، آری بچه های مدرسه نبی اکرم (ص) هیچگاه تو را از یاد نخواهند برد. همیشه یک نوری در چهره ات بود، چه عاشقانه با یوسف زهرا درد دل می کردی، همیشه می نالیدی از روزگار، نه نالیدن از مادیات، بلکه از اینکه چرا همه یارانت پر کشیدند و تو ماندی، ماندی. اما نه، چرخ روزگار همیشه اینگونه نمی چرخد، بگذار هرچه می خواهند بگویند، بگذار شهد ایمان را از یاد ببرند، اما تا کی؛ روزی می رسد که از کرده خود پشیمان خواهند شد، اما چه دیر! روزی می رسد که دست به دامان همین شهدا خواهند شد، اما چه سود!
اما خودت هم می دانستی، می دانستی حاجی! که گاز شیمیایی، پهلوان و قهرمان نمی شناسد، اینقدر نامرد است که پهلوان هایی مانند تو را هم از پای درآورد، پس چرا اینقدر خودت را عذاب می دادی؟ پس چرا همیشه می گفتی: «اگر ما لیاقت داشتیم که اربابمان ما را تو همان جبهه ها می برد پیش خودش». شاید حکمتی داشته که بمانی و ببینی که بر سر شهدای ما چه خواهد آمد!؟ حاجی دیگر بدجوری بغض گلویم راگرفته، زبانم همراهیم نمی کند، دوست دارم تا دنیا دنیاست و تا این عمر ناچیز را دارم فقط از تو و امثال تو بگویم و بنویسم.
محمدجواد آزادمند


 

 
اظهارات عجیب داماد علیرضا افتخاری درباره مهریه همسرش!!!
ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٧  
اظهارات عجیب داماد علیرضا افتخاری درباره مهریه همسرش!!!


داماد علیرضا افتخاری خواننده پر آوازه کشورمان سخنان وی در مورد مهریه همسرش را نادرست خواند.

رامین نوروزی داماد بزرگ علیرضا افتخاری افزود: مهریه همسر من 777 سکه تمام بهار آزادی و 7 میلیون و 707 هزار تومان جواهرات و یک سفر حج است که متاسفانه هنوز زندگی رسمی خود را شروع نکرده به دلیل مشکلات شدید خانوادگی در آستانه طلاق و جدائی قرار داریم.

چندی قبل علیرضا افتخاری، اظهار داشت: که مهریه دختر بزرگ من حفظ 450 غزل از حافظ شیرازی و مهریه دختر کوچکم حفظ 16 جزء از قرآن کریم است که داماد بزرگش تاکنون 350 غزل و داماد کوچکش نیز تاکنون 8 جزء از قرآن کریم را حفظ کرده اند.

نوروزی با بیان اینکه همسرم می‌گوید تا زمانی که مهریه خود را دریافت نکنم حاضر به ازدواج نیستم، گفت: هم اکنون برای اخذ مهریه دادگاه کشی داریم.

نوروزی که مهندس عمران و از هنرمندان عرصه موسیقی و آواز است، تصریح کرد: جوانان هرگز نباید به رنگ و لعاب ظاهری زندگی برخی از افراد پر آوازه دلخوش کرده و درصدد وصلت با این قشر قرار گیرند.

وی افزود: هرگز فکر نمی‌کردم به واسطه ازدواج با دختر یک هنرمند بزرگ چون افتخاری اینگونه در ورطه مسائل خانوادگی گرفتار شوم و نگاهی به مقدار مهریه همسرم گویای هزار و یک مشکل است که من در زندگی خانوادگی به آن گرفتار هستم.

نوروزی تصریح کرد: ای کاش مهریه همسرم همانگونه که افتخاری اظهار داشت، بود تا با عمل به آن و تقدیم آنها به همسرم از این روزگار سیاه نجات پیدا کرده و امروز به دنبال تقسیط مهریه نبودم.

عشق های معنوی خدائی
ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ بهمن ۱۳۸٧  

 


کلمات کلیدی:عشق های معنوی خدائی
عشق و ثروت و موفقیت
ساعت ٥:٠٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٧  


 
زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با چهره های زیبا جلوی در دید.
به آنها گفت: « من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمائید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم.»
آنها پرسیدند:« آیا شوهرتان خانه است؟»
زن گفت: « نه، او به دنبال کاری بیرون از خانه رفته.»
آنها گفتند: « پس ما نمی توانیم وارد شویم منتظر می مانیم.»
عصر وقتی شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را برای او تعریف کرد.
شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائید داخل.»
زن بیرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمی شویم.»
زن با تعجب پرسید: « چرا!؟» یکی از پیرمردها به دیگری اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به پیرمرد دیگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقیت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنید که کدام یک از ما وارد خانه شما شویم.»
زن پیش شوهرش برگشت و ماجرا را تعریف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت را دعوت کنیم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولی همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا موفقیت را دعوت نکنیم؟»
فرزند خانه که سخنان آنها را می شنید، پیشنهاد کرد:« بگذارید عشق را دعوت کنیم تا خانه پر از عشق و محبت شود.»
مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بیرون رفت و گفت:« کدام یک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.»
عشق بلند شد و ثروت و موفقیت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسید:« شما دیگر چرا می آیید؟»
پیرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت یا موفقیت را دعوت می کردید، بقیه نمی آمدند ولی هرجا که عشق است ثروت و موفقیت هم هست! »

آری... با عشق هر آنچه که می خواهید می توانید به دست آوردید.

کلمات کلیدی:عشق و ثروت و موفقیت ،کلمات کلیدی:خواندنی عشق و زندگی ،کلمات کلیدی:عشق های معنوی خدائی ،کلمات کلیدی:زنانه در همسر داری
خوشبختی را در چنان هاله ای از رمز و راز فرو نبریم
ساعت ٤:٤٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ دی ۱۳۸٧  
خوشبختی را در چنان هاله ای از رمز و راز فرو نبریم

خوشبختی را در چنان هاله ای از رمز و راز فرو نبریم که خود، درمانده از شناختش شویم. خوشبختی را تابع لوازم و شرایط بسیار دشوار و اصول و قوانین پیچیده ادراک ناپذیر ندانیم، تا چیزی ممکن الوصول به ناممکن ابدی تبدیل شود. 


  www.doctorshiri.com
مادربزرگی داشتم که برای دیدن حضرت خضر، برنامه ای چهل روزه داشت. چهل روز، تاریک روشن سحر بعد از نماز، خود را صفا می داد، جلوی خانه را آب و جارو می کرد، قدری گلاب به فضا می بخشید و روز چهلم به انتظار می نشست. نخستین پیرمردی که می گذشت، برای مادر بزرگ حضرت خضر بود. مادربزرگ از او چیز زیادی نمی خواست، چیز تازه ای نمی خواست، توقعی نداشت و از روزگار با او به شکایت سخن نمی گفت. مادربزرگ فقط زیر لب می گفت: ای حضرت، سلامت و شادی را در خانه ما حفاظت کن!
مادربزرگ غیرممکن را با مهربانی و خلوصش نه تنها ممکن، بل بسیار آسان کرده بود. من، بعدها که جوان شدم و مادربزرگ دیگر وجود نداشت، تنها با یاد آوری آن بوی گلاب سحرگاهی و آن عطر خاک آب خورده، خوشبختی را در حجمی بسیار عظیم احساس می کردم، می لرزیدم و به یاد می آوردم که مادربزرگ با کمک حضرت خضر، چقدر خوب می توانست شادی را به خانه ما بیاورد و در خانه ما نگهدارد.
خوشبختی را ساده بگیریم ای دوست، ساده بگیریم.
خوشبختی را تنها به مدد طهارت جسم و روح در خانه کوچکمان نگهداریم. 
                                                             

   از کتاب "چهل نامه کوتاه به همسرم" نادر ابراهیمی 
ممنونم از خانم  مریم عبد الهی از اصفهان برای ارسال این متن 


عشق های معنوی خدائی
ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ دی ۱۳۸٧  

عشق های معنوی خدائی

یه جایی رفتم یه مطلبی خوندم درباره عشق ورزیدن و ربطش به قصه انبیا

به دلم نشست و کمی بسط دادم و شد این

تقدیم به تو خواننده خوبم که اهل عشقی

  • بعضی عشقها مثل حضرت آدم هستند ، فقط اولی هستند
  • بعضی عشقها مثل نوحند، وقتی هزار بار به طرف میگیف به گوشش نمیره
  • بازم بعضی عشقها مثل کشتی نوحند که وقتی عاشق طرف میشی و همه به ریشت میخندند که تو کجا و اون کجا ؟ یاد نوح میفتی که تو بیابون کشتی میساخت و مردم به ریشش میخندیدند اما وقتی آب از زمین جوشید معلوم شد عشق ورق برمیگردونه آقا
  • بعضی عشقها مثل حضرت موسی اند. یه خورده که دور بشی جات رو یه گوساله پر می کنه
  •  بعضی عشقها ، اسماعیلی هستند وقتی همه چیزت را باید پای تیغ بذاری و بگذری
  • بعضی عشقها عیسوی هستند ، نزدیک ترین کس بهت خیانت میکنه و تو دیگه جایی تو زمین برات نمیمونه یا باید بری رو صلیب یا بری تو آسمون
  • بعضی عشقها ایوبی هستند وقتی همه ولت میکنند و تو میمونی با هزار "چرا" ی پاسخ داده نشده
  • بعضی عشقها یونسی هستند وقتی تو دریا می افتی و نهنگ  بی کسی و تنهایی،  تو را در هم میکشد و اونجا تو  تاریکی غم  ،یه اعتراف بزرگ به خودت و هستی  باید بکنی تا خلاص شی و بشنوی  "و نجیناه من الغم"
  • بعضی عشقها محمدی هستند وقتی هم تنهایی هم یتیمی هم امپراتوری هم مهربانی هم صبوری هم بی قرار...محمد جمع همه اضداد میشه وقتی پای عشق میاد وسط

 
 
 

چت روم

كد چت روم