مـــادران و پدران مهــربان و پسران و دختران با اندیشه خدائی

http://mother20.persianblog.ir-http://hlgole.parsweblog.com/-/. http://lorestani.bloghaa.com/-http:/.-http://mother20.blogfa.com-/http://hlgole1.persianblog.com/-mother20.mihanblog.com-/-mother20.blogsky.com-/-http://eshghekhodayi.blogfa.com-http://hlgole.loxblog.com/-/-.

خدا ...
ساعت ٤:٠۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ آذر ۱۳۸٩  
خدا ...

بچه بودم فکر می‌کردم خدا هم مثل ماست
مثل من و تو،ما و همه او نیز موجودی دو پاست

در خیال کوچک خود فکر می‌کردم خدا
پیرمردی مهربان است و به دستش یک عصاست

یک کت‌و شلوار می‌پوشد به رنگ قهوه‌ای
حال و روز جیبهایش هم همیشه روبراست

مثل آقاجان به چشمش عینکی دارد بزرگ
با کلاه و ساعتی کهنه که زنجیرش طلاست

فکر میکردم که پیپش را مرتب می‌کشد
سرفه‌های او دلیل رعد و برق ابرهاست

گاه گاهی نسخه می‌پیچد،طبابت می‌کند
مادرم میگفت او هر دردمندی را دواست

فکر می‌کردم شبها روی یک تخت بزرگ
مثل آدمها و من در خوابهای خوش رهاست

چند سالی که گذشت از عمر ،من فهمیده‌ام
تو حسابش از عالم و آدم جداست

مهربان‌تر از پدر،مادر،شما،آقا بزرگ
او شبیه هیچ فردی نیست ،نه!چون او خداست

 

پیام های دیگران ( 8)        link        شنبه ٢٧ امرداد ،۱۳۸۶ - آکواریوم دریائی چه زیباست


کلمات کلیدی:شعر زندگی ،کلمات کلیدی:شعر چادر ،کلمات کلیدی:شعر عشقانه ،کلمات کلیدی:شمع فرشته
آوای شقایق
ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٧  

آوای شقایق

دلم گرفته
آری دیگر دلم از دست همه گرفته
از تمام کسانی که کلاهشان برای سرشان گشاد است
از طلبه هایی که طالب علم نیستند
از دانشجویانی که دانشجو نیستند
از اندام به مزایده گذاشته شده
از انسانهای ارزان قیمت
از صورتهایی که بوم نقاشی اند
از تمام کسانی که رسالت خون را تنها رساندن اکسیژن به سلولها می دانند.
از آنان که آزادی را در اسارتگاه بی بند و باری به بند می کشند
از تمام آنان که در لغتنامه های ذهنشان بین مظلوم و تو سری خور علامت تساوی است
دلم گرفته
از ولایت نا شناسان ذوب در ولایت
از کوفیانی که دم به ساعت می گویند ( این الطالب بدم المقتول بکربلا)
از کوفیانی که اهل کوفه نیستند.
از کوفیانی که برای مهدی (عج) نامه می نویسند
از تمام آنان که فکر می کنند که کوفیان شاخ دارند
از تمام آنان که فکر می کنند طلحه و زبیر یا عمر و عاص دم داشتند
از آنان که شهدا را موزه گذاشتند
از آنان که در هر مکانی دم از استقلال و آزادی می زنند الا میدان جنگ
از همه آنان که نون ( ن و القلم و ما یسطرون) را نان تفسیر می کنند
از تمام آنان که بین نماز و نرمش تفاوتی قائل نیستند
دلم گرفته
از آنان که تاسوعا و عاشورا را تنها در تقویم جستجو می کنند و کربلا و کوفه و شام را تنها در نقشه
از آنان که پرچمند اما بیرق و علم نیستند
از آنان که کلفتی گردن خود را بیش از تیزی ذولفقار می دانند
از آنان که باده ناب را باده ای با در صد الکل بالا می دانند
از چشمهایی که در صفین تنها قرآن سرنیزه را دیده اند و در کربلا و کوفه و شام تنها قران سر نیزه را ندیده اند
از آنان که تنها قرآن سرنیزه را باور کرده اند و در کربلا و کوفه و شام تنها قرآن سرنیزه را باور نکردند
از تمام کسانی که فرق بین قرآن سر نیزه و قرآن سرنیزه را نمی دانند.
و از تمام آنها که قرآن را بر نیزه کردند
دلم گرفته
از آنان که نماز آیات را می شناسند و با آیات نماز بیگانه اند
از آنان که درد دلشان را به درد شکمشان فروخته اند
دلم گرفته
از آنان که منتظرند تا محرم گردد یک مو ز سر... و از یاد برده اند کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا
از آنان که چوبه محفل و سر زینب (س) را دیده اند ولی منبر و منطق او را نه
از آنان که غنایم جنگی را در زمان صلح از شهدا می گیرند
از آنان که حضور همه را احساس می کنند جز خدا
از آنان که از همه شرمنده اند جز خدا
دلم گرفته
از تمام شهوترانانی که عجوزه سه طلاقه امیر المومنین را تنگ در آغوش گرفته اند از من که منم, تو که تویی, من و تو که ما نیستیم و ما که فنای در او نیستیم

سایت شهدا


کلمات کلیدی:عشق های معنوی خدائی ،کلمات کلیدی:آوای شقایق ،کلمات کلیدی:شعر زندگی ،کلمات کلیدی:شعر عشقانه
وصیت نامه
ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸٧  

 

وصیت نامه

بعد مرگم نه به خود زحــمت بسیار دهید
نه به من بر سـر گور و کفن آزار دهید

نه پی گورکن و قاری و غسال رویـــد
نه پی سنگ لحد پــول به حجار دهید

به که هر عضو مرا از پس مرگــم به کسی
که بدان عضو بود حاجت بسیار دهید

این دو چشمان قوی را به فلان چشــم‌چران
که دگر خوب دو چشمش نکند کار دهید

وین زبان را که خداوند زبان‌بـازی بود
به فلان هوچی رند از پی گفتـار دهید

کله‌ام را که همه عمـــر پر از گچ بوده‌است
پاک تحویل علی اصغر گچکار دهیــد

وین دل سنگ مرا هم که بود سنگ سیـــاه
به فـــلان سنگ‌تراش سر بازار دهید

چانه‌ام را به فلان زن که پی وراجی است
معده‌ام را به فلان مرد شکمخوار دهید

در سر سفره خورَد فاطمـه، بی‌دندان، غم
به که دندان مرا نیز بــدان یار دهید

ابوالقاسم حالت


کلمات کلیدی:شعر زندگی
همسفر تنها نرو بذار تا با هم بریم
ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ دی ۱۳۸٧  

 

متن این ترانه

 

همسفر تنها نرو بذار تا با هم بریم

سرنوشته مون یکی هر دو مون مسافریم

تازه از راه رسیدم هنوزم خسته رام

همسفر تنها نرو بذار تا من هم بیام

سخت دل کندن از این شهر و دل بستگیام

بودن از خونه جدا با همه خسته گیام

جون به لبهام رسیده تا به کی دربدری

گرد غربت روتنم که بازم باید بری

بذار تا خستگی از این تن خسته بره

سخت دل بستگی از شهر دل بسته بره

اگه بذاری بیام من میشم سنگ صبور

گوش به قصه هات میدم شهر غربت راه دور

همسفر تنها نرو بذار تا با هم بریم

سرنوشته مون یکی هر دو مون مسافریم

تازه از راه رسیدم هنوزم خسته رام

همسفر تنها نرو بذار تا من هم بیام

سخت دل کندن از این شهر و دل بستگیام

بودن از خونه جدا با همه خسته گیام

جون به لبهام رسیده تا به کی دربدری

گرد غربت روتنم که بازم باید بری

بذار تا خستگی از این تن خسته بره

سخت دل بستگی از شهر دل بسته بره ه ه

 


گلچین های روز تقدیم میکند

 


 

 

دانلود بهترین ترانه ها از گروه وندا کلیک


باور نکن تنهایی ات را
ساعت ٥:٢٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ دی ۱۳۸٧  

 

باور نکن تنهایی ات را
باور نکن تنهایی ات را
من در تو پنهانم،تو در من

از من به من نزدیکتر تو
از تو به تو نزدیکتر من

باور نکن تنهایی ات را
تا یک دل و یک درد داریم

تا در عبور از کوچة عشق
بر دوش هم سر می گذاریم

دل تاب تنهایی ندارد
باور نکن تنهایی ات را
هر جای این دنیا که باشی
من با توام تنهای تنها

من با توام هر جا که هستی
حتی اگر با هم نباشیم
حتی اگر یک لحظه،یک روز
با هم در این عالم نباشیم

این خانه را بگذار و بگذر
با من بیا تا کعبة دل
با ور نکن تنهایی ات را
من با توام منزل به منزله،یک روز
با هم در این عالم نباشیم

این خانه را بگذار و بگذر
با من بیا تا کعبة دل
با ور نکن تنهایی ات را
من با توام منزل به منزل
------------------------
تیتراژ پایانی سریال شکرانه

آهنگساز:علیرضا کهن دیری    شعر: اهورا ایمان     آواز:محمد اصفهانی


کلمات کلیدی:باور نکن تنهایی ات را ،کلمات کلیدی:شعر زندگی
 
 
 

چت روم

كد چت روم