مـــادران و پدران مهــربان و پسران و دختران با اندیشه خدائی

http://mother20.persianblog.ir-http://hlgole.parsweblog.com/-/. http://lorestani.bloghaa.com/-http:/.-http://mother20.blogfa.com-/http://hlgole1.persianblog.com/-mother20.mihanblog.com-/-mother20.blogsky.com-/-http://eshghekhodayi.blogfa.com-http://hlgole.loxblog.com/-/-.

و خدا زن را آفرید
ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠  

و خدا زن را آفرید

وقتی خدا زن را آفرید، او تا دیر وقت روز ششم کار می کرد. یکی از فرشتگان نزد خدا آمد و
عرض کرد: چرا اینهمه زمان صرف این مخلوق می کنید؟
خداوند فرمود: آیا از تمام خصوصیاتی که برای شکل دادنش می خواهم در او بکار ببرم اطلاع دارید؟
او باید قابل شستشو باشد، اما نه از جنس پلاستیک، باید بیش از دویست قسمت متحرک داشته باشد که در نهایت ظرافت، کارشان قابل تعویض باشد. او باید در آن واحد غذاهای بسیار بپزد و در آن واحد چند کودک را در آغوش کشد آغوشش باید دردهای بسیاری را دوا کند از زانوی زخمی شده تا... قلب شکسته و همه اینها را فقط با دو دست انجام خواهد داد... فرشته متحیر مانده بود ..." با دو دست ؟" امکان ندارد ؟" و این طرح برای همه آنها است؟!کار سختی است برای یک روز چرا فردا تمامش نمی کنید؟"
خدا فرمود: اینکار را نخواهم کرد و خیلی زود این موجود را که محبوب دلم است، کامل خواهم کرد.
وقتی که ناخوش است، از خودش مراقبت می کند. او می تواند 18 ساعت در روز کار کند. فرشته نزدیکتر آمد و زن را لمس کرد. ”اما ای خدا، او را بسیار لطیف آفریدی.“ خداوند فرمود: بله او لطیف است، اما او را قوی نیز ساخته ام. نمی توانی تصور کنی که او چه سختیهایی را می تواند تحمل کند و بر آن فائق شود. فرشته پرسید آیا او می تواند فکر کند؟
خدا فرمود :" نه تنها می اندیشد ؛ بلکه می آموزد استدلال می کند و نتیجه می گیرد. "
فرشته گونه زن را لمس کرد ،
"خداوندا این مخلوق چکه می کند .شاید بارش را سنگین کرده ای."
خداوند فرمود:"نه چکه نمی کند این اشک است"
فرشته پرسید:" اشک برای چیست؟
و خداوند فرمود: ”اشکها وسیله او برای بیان غم هاو تردیدهایش، عشق اش و تنهایی اش، تحمل رنجها و غرور اش است.“ این گفته فرشته را بسیار تحت تأثیر قرار داد و گفت ”خدایا تو نابغه ای.
خداوند گفت : " درست می گویی زن قدرتی دارد که همه را به شگفتی در می آورد.
او مشکلات بسیاری را حل می کند، بارهای سنگینی را بر دوش می کشد ،خوشبختی می آفریند، عشق میورزد و معتقد است .
می خندد وقتی در دل فریاد می کشد ، می خواند، وقتی در دل می گرید ،می گرید در نهایت شوق و می خندد در نهایت ترس .
برای اعتقادش می جنگد و در مقابل بی عدالتی می ایستد
برای تداوم خانواده از خود گذشتگی می کند، دوست بیمار را به طبیب می رساند و عشق او مشروط به چون و چرا نیست. زن از شادمانی دیگران شادی می کند، از تولد کودک دیگری و ازدواج بیگانه لذت می برد، از مرگ انسانی دیگر قلبش می شکند، و در ناگواری ها سنگ صبور است.
با این همه در مصائب، نیروی خود را باز می گیرد و زندگی را دوباره می سازد.
اما .... او فقط یک اشکال دارد:
فراموش می کند که چه ارزشی دارد.


کلمات کلیدی:درس های راه زندگی ،کلمات کلیدی:زن ،کلمات کلیدی:خداوند، زن، زیبایی ،کلمات کلیدی:زنانه در همسر داری
دختر خانم ها بجای مهریه سنگین این شرط را بگذارند !
ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٢ اردیبهشت ۱۳٩٠  

دختر خانم ها بجای مهریه سنگین این شرط را بگذارند !


شروط ضمن عقد متاسفانه در جامعه ما رایج نشده است و بسیاری معتقد هستند زندگی که بخواهد با این شرط و شروط باشد بهتر است که شروع نشود تا

یک وکیل دادگستری گفت: شروط ضمن عقد بسیار ارزشمند است و بهتر است خانم‌ها به جای مهریه‌های سنگین، شروط ضمن عقد محکمی برای همسران‌شان بگذارند تا در طول زندگی به استناد آنها بتوانند حقوق نسبتا برابری با همسر خود داشته باشند.


به گزارش سیماب به نقل از ایسنا، دکتر محمد ادیب گفت: ازدواج یک قرارداد است که حقوق و تکالیفی را بر دوش مرد و زن قرار می‌دهد، اما رسوم حاکم بر جامعه باعث شده ما کمتر به این مساله توجه کنیم همه افراد اوایل ازدواج توجه‌شان به حاشیه‌های ازدواج است، خواستگاری و مراسم عروسی، جهیزیه و... ،توجه نمی‌کنند که پای یک قرارداد و عقد را دارند امضا می‌کنند و باید متوجه این مساله باشند که به موجب این قرارداد چه تعهداتی نسبت به طرف مقابل دارند.


وی افزود: متاسفانه در کشور ما بیشتر مردم عادت دارند نخوانده پای قراردادها را امضا کنند، این مساله در ازدواج بیشتر هم اتفاق می افتد و بیشتر اوقات دختر و پسری که می‌روند برای ازدواج، همان موقع که سند ازدواج‌شان می‌خواهد امضا شود، سند نکاحیه را که شرایط در آن نوشته شده برای اولین بار می‌بینند و امضا می‌کنند و در آن موقع هم زیاد از مفاد سند ازدواج سر در نمی‌آورند، چون از طرفی اصطلاحات فنی و حقوقی است و از طرف دیگر آن موقع دو طرف در حال و هوای دیگری هستند.


این وکیل دادگستری با بیان این که براساس قوانین مدنی ایران حقوق و تکالیف به صورت برابر بین زن و شوهر تقسیم نمی‌شود، عنوان کرد: زن به موجب عقد ازدواج بسیاری از حقوق مدنی و معنوی خود همچون حق سفر، اشتغال، انتخاب مسکن، ولایت بر فرزندان و جدایی از همسر را از دست می‌دهد و در قبال آن حقوق مادی مانند مهریه و نفقه را به دست می‌آورد که در بسیاری از موارد دستیابی به این حقوق مادی هم با مشکل همراه است.


ادیب در ادامه افزود: برای رفع نابرابری میان زن و مرد و برای اینکه یک تعادلی بین این حقوق و تکالیف برقرار شود، می‌توانیم از شروط ضمن عقد استفاده کنیم.


وی اظهار داشت: شروط ضمن عقد متاسفانه در جامعه ما رایج نشده است و حتی بسیاری از افراد تحصیل‌کرده هم از آن استفاده نمی‌کنند چون اولا، همه جامعه از این شروط آگاه نیستند و نمی‌دانند که چنین شروطی را می‌توانند بگذارند، دوما هم اینکه ما می‌گوییم از این شروط استفاده کنید بسیاری می‌گویند اصلا زندگی که بخواهد با این شرط و شروط باشد بهتر است که شروع نشود.


ادیب گفت: هر 12 موردی که زن و مرد برای عقد امضا می‌کنند. شروطی است که مرد به زن وکالت می‌دهد با اثبات آن شرایط برای طلاق وکالت داشته باشد، یعنی آن 12 مورد را برای ازدواج امضاء نمی‌کنیم بلکه برای طلاق امضاء می‌کنیم.


این وکیل دادگستری عنوان کرد: این شروط شامل حق مسکن، کار، تحصیل، طلاق، تقسیم دارایی‌های مشترک در هنگام جدایی و حضانت فرزندان است، باید در هنگام عقد نکاح در دفتر خانه ثبت اسناد رسمی در قباله ازدواج ثبت شود.


وی با اشاره به اینکه شروط ضمن عقد می‌تواند شامل هر خواسته مشروع و معقول و معینی باشد افزود: با استناد به ماده 1119 قانون مدنی طرفین می‌توانند تمامی شروطی را که مخالف مقتضای ذات عقد نباشد برای یکدیگر بگذارند.


ادیب در پایان گفت: البته شروط نباید مخالف مقتضای ذات باشد بنابراین اگر زنی حین عقد شرط کند که از همسرش تمکین نکند شرط هم باطل است و هم عقد را باطل می‌کند.


 
ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٧  

دعوای مرغ و خروس

دعوای مرغ و خروس

یکی بود، یکی نبود.

توی یک مزرعه، یک مرغ و یک خروس با هم زندگی می‌کردند. از صبح خیلی زود، صدای دعوای مرغ و خروس، همه‌ی همسایه‌ها را بیدار می‌کرد. وقتی خروس روی دیوار می‌پرید تا قوقولی قوقو کند، می‌دید که همه بیدار شده‌اند و مشغول کار هستند.

مرغ از لانه بیرون می‌آمد و قدقد و غرغرش را شروع می‌کرد. خروس هم بال و‌پرش را باز می‌کرد و قوقولی قوقولی بر سر مرغ فریاد می‌زد و این طرف و آن طرف می‌رفت. مرغ دانه می‌خورد و غر می‌زد. خروس دانه می‌خورد و بال بال می‌زد. همسایه‌ها از دست این مرغ و خروس جانشان به لب رسیده بود، برای همین هم یک روز اتفاق بدی افتاد. آقای مزرعه‌دار، آمد و خروس را گرفت و برد.

 مرغ تنها شد. ساکت شد. او نمی‌‌دانست چه بلایی بر سر خروس آمده است. چند روز گذشت. هیچ‌کس صدای مرغ را نشنید. او نه قدقد می‌کرد و نه غرغر. آرام از لانه بیرون می‌آمد و یک گوشه می‌نشست. به دیواری که خروس روی آن آواز می‌خواند نگاه می‌کرد و نمی‌توانست دانه بخورد. دلش برای خروس تنگ شده بود. از آن همه غرغر و دعوا و سر و صدا، خیلی پشیمان بود.

مرغ هر روز لاغر و لاغرتر می‌شد. غذا نمی‌خورد. گردش نمی‌کرد. با هیچ‌کس حرف نمی‌زد. تا اینکه یک روز اتفاق خوبی افتاد. آقای مزرعه‌دار، دوباره خروس را پیش مرغ برگرداند. آنها از دیدن هم خیلی خوشحال شدند. هر دو بال زدند و دور هم چرخیدند. مرغ قدقد کرد اما غرغر نکرد.

خروس، قوقولی قوقو خواند، اما بر سر مرغ فریاد نزد. آنها در کنار هم خیلی خوشحال بودند و دلشان می‌خواست برای همیشه پیش هم بمانند. از آن به بعد مزرعه آرام شد و همسایه‌ها هر صبح با آواز خروس از خواب بیدار شدند، نه با صدای دعوا و غرغر و داد و قدقد!

 

نوشته: مرجان کشاورزی آزاد

**************************


برکت دعای مادر
ساعت ۸:٠٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۸ بهمن ۱۳۸٧  

برکت دعای مادر

محمد بن علی ترمذی، از عالمان ربانی و دانشمندان عارف مسلک بود. در عرفان و طریقت، به علم بسیار اهمیت می‏داد؛ چنان که او را «حکیم الاولیاء» می‏خواندند.
در جوانی با دو تن از دوستانش، عزم کردند که به طلب علم روند. چاره‏ای جز این ندیدند که از شهر خود، هجرت کنند و به جایی روند که بازار علم و درس، در آن جا گرم‏تر است.
محمد، به خانه آمد و عزم خود را به مادر خبر داد.
مادرش غمگین شد و گفت:ای جان مادر!من ضعیفم و بی‏کس و تو حامی من هستی؛ اگر بروی، من چگونه روزگار خود را بگذرانم. مرا به که می‏سپاری؟ آیا روا می‏داری که مادرت تنها و عاجز بماند و تو دانشمند شوی؟
از این سخن مادر، دردی به دل او فرود آمد. ترک سفر کرد و آن دو رفیق، به طلب علم از شهر بیرون رفتند.
مدتی گذشت و محمد همچنان حسرت می‏خورد و آه می‏کشید.روزی در گورستان شهر نشسته بود و زار می‏گریست و می‏گفت: «من این جا بی‏کار و جاهل ماندم و دوستان من به طلب علم رفتند. وقتی باز آیند، آنان عالم‏اند و من هنوز جاهل.» ناگاه پیری نورانی بیامد و گفت: «ای پسر!چرا گریانی؟» محمد، حال خود را باز گفت. پیر گفت: «خواهی که تو را هر روز درسی گویم تا به زودی از ایشان در گذری و عالم‏تر از دوستانت شوی؟» گفت: «آری، می‏خواهم.» پس هر روز، درسی می‏گفت تا سه سال گذشت. بعد از آن معلوم شد که آن پیر نورانی، خضر (ع) بود و این نعمت و توفیق، به برکت رضا و دعای مادر یافته است.

 


کلمات کلیدی:عشق به مادر عشق به تمام خوبی هاست ،کلمات کلیدی:برکت دعای مادر ،کلمات کلیدی:زنانه در همسر داری ،کلمات کلیدی:مادرم عزیز
عشق و ثروت و موفقیت
ساعت ٥:٠٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٧  


 
زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با چهره های زیبا جلوی در دید.
به آنها گفت: « من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمائید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم.»
آنها پرسیدند:« آیا شوهرتان خانه است؟»
زن گفت: « نه، او به دنبال کاری بیرون از خانه رفته.»
آنها گفتند: « پس ما نمی توانیم وارد شویم منتظر می مانیم.»
عصر وقتی شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را برای او تعریف کرد.
شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائید داخل.»
زن بیرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمی شویم.»
زن با تعجب پرسید: « چرا!؟» یکی از پیرمردها به دیگری اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به پیرمرد دیگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقیت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنید که کدام یک از ما وارد خانه شما شویم.»
زن پیش شوهرش برگشت و ماجرا را تعریف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت را دعوت کنیم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولی همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا موفقیت را دعوت نکنیم؟»
فرزند خانه که سخنان آنها را می شنید، پیشنهاد کرد:« بگذارید عشق را دعوت کنیم تا خانه پر از عشق و محبت شود.»
مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بیرون رفت و گفت:« کدام یک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.»
عشق بلند شد و ثروت و موفقیت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسید:« شما دیگر چرا می آیید؟»
پیرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت یا موفقیت را دعوت می کردید، بقیه نمی آمدند ولی هرجا که عشق است ثروت و موفقیت هم هست! »

آری... با عشق هر آنچه که می خواهید می توانید به دست آوردید.

کلمات کلیدی:عشق و ثروت و موفقیت ،کلمات کلیدی:خواندنی عشق و زندگی ،کلمات کلیدی:عشق های معنوی خدائی ،کلمات کلیدی:زنانه در همسر داری
خواسته‌های‌ دختران ‌در‌سنین ‌مختلف
ساعت ٢:۳۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ دی ۱۳۸٧  

خواسته‌های‌ دختران ‌در‌سنین ‌مختلف


دختران در سنین مختلف چه می خواهند؟ یـک دختـر یک مـرد را می خواهد - یک مرد ثروتمند، موفق، جـذاب، تنومند، با استعداد، با محبت، پدری مهربان بـرای فرزندانش و یا یک دوست... جـزئیات متفاوت میـباشد امـا یک نکته اساسی وجود دارد و آن این است که او یـک مـرد را می خواهد. مرد مطلوب هر دختری همچـنانـکه سنش افزایش می یابد دستخوش تغییر میگردد.

دختر 22 ساله: او یک شاهزاده در قصر را می خواهد. دخـتـر در ایـن سـن ممکن است مدعی آن گردد که واقع بین میباشد و دنیا را از میان عینک رنگـین مشاهده نمیکند. امـا او هیچگاه اقرار به آرزوی داشتن یک مرد ایده آل نـخواهـد کـرد. آن مـرد باید خوش قیافـه، جذاب و مشهور باشد. او باید پولدار باشد نه زیاد پولدار اما همیشه در حسابش پول به اندازه کـافی داشته باشد. البته او باید سخاوتمند باشد تـا پولهایش را بـرای همسـرش خـرج کند. او باید زرنـگ و با هوش بـاشـد کـه بـرای بـرخی دخـتران با اهمیت تر از خوش قیافه بودن میباشد. او باید شوخ طبع، ورزشکار، شیک پوش، رمانتیک و شـنونده خوبی باشد. بله خصوصیات و صفات آن مرد بسیار طولانی است. دخـتر مـردی را میخواهد که او را بپرستد و او را با گذاشتن گلها، هدایا و دادن وعده عشق ابدی و جاویدان تـبدیل به الهه گرداند.

دختر 32 ساله: تنها یک مرد خوب را می خواهد. او بـالاخره عیـنک رنگارنگ خود را کنار نهاده و خود را از توهمات و خیالپردازیهای رمانتیک خلاصی بخشیده است. بـنابراین مرد مطلوب وی نیازی ندارد یک قهرمان باشد- او باید خـوش قیـافـه، دارای رفـتـار شـایـسته، شغل با درآمد مکفی، یک ماشین خوب، یک خانه خوب و یک حساب بانـک خـوب باشـد. همچنین آن مرد باید کیسه خرید را نیز از سوپر مارکت حمل کند، غـذاهـایـی کـه دخـتـر درست میکند را دوست داشته باشد، به جوکهایش بخندد،تاریخهای پر اهمیت را بخاطر بسپـارد: مانند روز تـولد مـادر دختر و حـداقـل هفته ای یکبار ابراز محبت کند: همان مرد خانواده دوست مهربان.

دختر42 ساله: تنها یک مرد را می خواهد. یـک مـرد مـعمولی که ستاره سینما نبوده و می تـواند جای داشتن عضلات قوی در بدنش حتی شکم هـم داشـته باشد. الـبـتـه در صورتی که لباسش آن را کاملا بپوشاند. سر فاقد مو نیز زیاد نفـرت انـگیـز نـخـواهـد بود. کـافی اسـت آخـر هفـته صـورت خـود را اصـلاح کنـد و آنقدر نیرو داشته باشد تا بتواند در کارهای منزل کمک کند و به جوکـهایش نیز بخندد و سرش را بـه نشانه گوش دادن تکان دهد، او را ماهی یکبار از خانه بیرون ببرد، او را تا سوپرمارکت برده و بـاز گرداند و تا تمام بدن خانم در ماشین قرار نگرفته حرکت نکند.

دختر 52 ساله: او می خواهد...خوب دختر تنها با آن مرد زندگی می کنـد. چقدر خوب اسـت اگـر آن مـرد هنـوز اسـم او را بـخاطـر داشتـه بـاشد و فـراموش نکــند که آخر هفته صورتش را اصلاح کند، بعضی اوقـات بـه سلـمانی بـرود، لبـاس زیـر و جـورابهـای خــود را گـهگاهـی عـوض کنـد، زیـاد پـول قرض نگیرد، در اماکن عمومی مراقب رفتار خود باشـد، زمانی که با فردی صحبت می کند خوابش نبرد... در این سن دختر انتظار زیادی ندارد او تنها خواستار حداقل می باشد.

دختر 62 ساله: مردی را میخواهد کـه زیـاد مزاحمش نگردد. آن دختر باید خیلی خوش شانس باشد تا مرد آنقدر ترسناک نباشد تا نوه هایش بـا دیـدنـش بـه گـریه بـیافتند و یا هنوز بخاطر داشته باشد که توالت در کجا قرار دارد، دندانهای مصنوعیش کجا هستـنـد، اکنون چه ماهی از سال میباشد، زمانی که میخنند به چه چیزی دارد میخـنـدد و یا این زن که با او زندگی میکند کیست؟! زن میخواهد مرد آنقدر توانا باشد که بـدون کـمک وی صبـح از خواب بـیـدار شـده و لبـاس مـناسب به تن کند. بزرگترین آرزوی وی آن است که نگهداری مرد زیاد پر هزینه نبوده و یا جایی را بتواند در خـانـه بیابد که صدای خرناسهای مرد به گوشش نرسد.

دختر 72 ساله: خوب بعضی دخترهـا تا ایـن سـن هـم عمر می کنند اما مردان چطور؟ آیا مطمئن هستید او هنوز نفس می کشد؟


سیاست های زنانه در همسر داری
ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ دی ۱۳۸٧  

زنانه در همسر داری

- صادق باشید، چون تنها در این صورت است که حق دارید از همسرتان توقع رفتار و گفتار صادقانه داشته باشید.
2- همزمان با رعایت اصل صداقت، بدانید هیچ لزومی ندارد هر مطلبی، با هر مضمونی بازگو شود!
3- زن و شوهر می‌توانند توافق کنند که همواره جایگاهی برای تغییر در طول زندگی، قایل شوند.
4- پیوسته به دنبال یک رابطه در حال رشد باشید، در پیشرفت مثبت ارتباطات، توقف جایز نیست.
5- سعی کنید به تعریف خوشبختی از دیدگاه همسرتان دسترسی پیدا کنید.
6- شما می‌توانید از زندگی کردن با مرد خود لذّت ببرید، بدون آنکه خود و خواسته‌های‌تان را به فراموشی بسپارید.
7- گاهی اوقات اگر به‌طور واضح تقاضا نکنید، چیزی بدست نخواهید آورد.
8- گفتنی‌ها را بگویید، امّا به‌موقع! منتظر نمانید به این امید که شاید روزی خودش متوجه شود.
9- به‌یاد داشته باشید معمولاً مردها آن‌گونه که شما به‌ آنها می‌نگرید، به‌خود نمی‌نگرد.
10- شاید نتوانید مرد خود را کاملاً کنترل کنید، امّا قطعاً می‌توانید بر او تأثیر بگذارید.
11- در برنامه‌ریزی‌ها به‌صورت یک شریک ظاهر شوید، نه یک رقیب.
12- احترام شما، در گروی رفتار شماست.
13- برنامه‌های خود را طوری تنظیم کنید تا زمانی که همسرتان در منزل است، در کنارش حضور داشته باشید، نه احتمالاً در آشپزخانه.
14- به نوع پوشش، آرایش و پیرایش خود در منزل همواره اهمیت بدهید.
15- در طی روز از کلمات محبّت‌آمیز استفاده کنید.
16- بسیاری از زنان بر این باورند که باید بیش از حد عاطفی باشند . اینگونه نباشید!
17- بکوشید بدون آنکه در مسائل کاری و اجتماعی همسرتان مستقیماً دخالت کنید، خیلی دوستانه و غیرمتعصبانه به افعال وی ناظر باشید.
18- میزان وابستگی و دلبستگی یک زن می‌تواند قابلیت‌های شوهرش را برای توجه نشان دادن به او تحت‌الشعاع قرار دهد.
19- هراز گاهی از او به خاطر حسناتش تمجید کنید.
20- گاهی گفتگوی متعادل می‌تواند قفل‌هایی که بر زندگی‌ عاطفی همسرتان زده شده، باز کند.
21- هرگز به قصد آنکه همسرتان را برای انجام کاری سوق دهید، از او تعریف و تمجید نکنید. 22- برای او این حق را قایل باشید که بتواند احساسات مختلفی داشته باشد.


بوی عیدی... بوی دود...بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو
بوی یاس جانماز ترمه مادر بزرگ

با اینا زمستونو سر می کنم
با اینا خستگیمو در می کنم

 


کلمات کلیدی:زنانه در همسر داری ،کلمات کلیدی:درس های راه زندگی ،کلمات کلیدی:انعکاس زندگی ،کلمات کلیدی:خواندنی عشق و زندگی
 
 
 

چت روم

كد چت روم