مـــادران و پدران مهــربان و پسران و دختران با اندیشه خدائی

http://mother20.persianblog.ir-http://hlgole.parsweblog.com/-/. http://lorestani.bloghaa.com/-http:/.-http://mother20.blogfa.com-/http://hlgole1.persianblog.com/-mother20.mihanblog.com-/-mother20.blogsky.com-/-http://eshghekhodayi.blogfa.com-http://hlgole.loxblog.com/-/-.

مغایرتهای زمان ما
ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٠  

مغایرتهای زمان ما

ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داریم؛ راحتی بیشتر اما زمان کمتر

مدارک تحصیلی بالاتر اما درک عمومی پایین تر ؛ آگاهی بیشتر اما قدرت تشخیص کمتر داریم

متخصصان بیشتر اما مشکلات نیز بیشتر؛ داروهای بیشتر اما سلامتی کمتر

بدون ملاحظه ایام را می گذرانیم، خیلی کم می خندیم، خیلی تند رانندگی می کنیم، خیلی زود عصبانی می شویم، تا دیروقت بیدار می مانیم، خیلی خسته از خواب برمی خیزیم، خیلی کم مطالعه می کنیم، اغلب اوقات تلویزیون نگاه می کنیم و خیلی بندرت دعا می کنیم


کلمات کلیدی:راهی بسوی تکــــامل ،کلمات کلیدی:پند های آموزنده ،کلمات کلیدی:اهمیت عشق در روابط ،کلمات کلیدی:درس های راه زندگی
وقتی کسی را دوست دارید
ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٠  

*

وقتی کسی را دوست دارید





وقتی کسی را دوست دارید، حتی فکر کردن

به او باعث شادی و آرامشتان می شود




وقتی کسی را دوست دارید، در کنار او که

هستید، احساس امنیت می کنید.




وقتی کسی را دوست دارید، حتی با شنیدن صدایش،

ضربان قلب خود را در سینه حس می کنید.




وقتی کسی را دوست دارید، زمانی که در

کنارش راه می روید احساس غرور می کنید.




وقتی کسی را دوست دارید، تحمل

دوری اش برایتان سخت و دشوار است.





وقتی کسی را دوست دارید، شادی اش برایتان زیباترین

منظره دنیا و ناراحتی اش برایتان سنگین ترین غم دنیاست.




وقتی کسی را دوست دارید، حتی تصور بدون

او زیستن برایتان دشوار است.




وقتی کسی را دوست دارید، شیرین ترین لحظات

عمرتان لحظاتی است که با او گذرانده اید.




وقتی کسی را دوست دارید، حاضرید برای

خوشحالی اش دست به هر کاری بزنید.




وقتی کسی را دوست دارید، هر چیزی را

که متعلق به اوست، دوست دارید.




وقتی کسی را دوست دارید، در مواقعی که به بن بست

می رسید، با صحبت کردن با او به آرامش می رسید.





وقتی کسی را دوست دارید، برای دیدن

مجددش لحظه شماری می کنید.




وقتی کسی را دوست دارید، حاضرید از

خواسته های خود برای شادی او بگذرید.




وقتی کسی را دوست دارید، به علایق او

بیشتر از علایق خود اهمیت می دهید.




وقتی کسی را دوست دارید، حاضرید به هر

جایی بروید فقط او در کنارتان باشد.




وقتی کسی را دوست دارید، ناخود آگاه

برایش احترام خاصی قائل هستید.




وقتی کسی را دوست دارید، تحمل سختی ها برایتان

آسان و دلخوشی های زندگیتان فراوان می شوند.




وقتی کسی را دوست دارید، او برای شما زیباترین و

بهترین خواهد بود اگرچه در واقع چنین نباشد.




وقتی کسی را دوست دارید، به همه چیز امیدوارانه

می نگرید و رسیدن به آرزوهایتان را آسان می شمارید.




وقتی کسی را دوست دارید، با موفقیت و

محبوبیت او شاد و احساس سربلندی می کنید.




وقتی کسی را دوست دارید، واژه تنهایی برایتان بی معناست.




وقتی کسی را دوست دارید، آرزوهایتان آرزوهای اوست.





وقتی کسی را دوست دارید، در دل زمستان

هم احساس بهاری بودن دارید.




به راستی دوست داشتن چه زیباست، این طور نیست ؟





تهیه و تالیف : میثم حسینی


کلمات کلیدی:درس های راه زندگی ،کلمات کلیدی:خواندنی عشق و زندگی ،کلمات کلیدی:راهی بسوی تکــــامل ،کلمات کلیدی:اهمیت عشق در روابط
نکته آموزنده
ساعت ۸:٢٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٧  

نکته آموزنده


تحقیقات نشان می دهد که داشتن ارتباط خوب روابط را ارتقاء می بخشد، همچنین صمیمیت، اعتماد و حمایت بین طرفین را نیز بیشتر می کند. عکس این مسئله نیز صادق است: ارتباط بد صمیمیت را از بین برده، عدم اعتماد و اطمینان ایجاد می کند و حتی موجب تحقیر و اهانت بین دو طرف می شود. در زیر به چند نمونه از رفتارها و الگوهای ارتباطی ضعیف، منفی و حتی مخرب اشاره می کنیم که هر دعوا و مرافعه ای را بدتر می کند.

 

1 -  اجتناب از دعوا به طور کل:

به جای صحبت کردن درمورد مشکلات در یک جو آرام و توام با احترام برخی افراد سعی می کنند هیچ چیز درمورد مشکلات و دلیل ناراحتی خود به طرف مقابل نگویند و بعد آن را یکباره به صورت عصبانیتی وحشتناک بیرون می دهند. این به نظر راهی کم استرس تر می آید-که بخواهید به طور کل از بحث و مشاجره دوری کنید�اما معمولاً استرس بیشتری برای هر دو طرف ایجاد می کند چون با آن انفجار عصبانیت، تنش، خشم و مشاجره بیشتری بین دو نفر ایجاد خواهد شد. پس بهتر این است که به راحتی و با آرامش خاطر درمورد مشکلات خود با هم بحث کنید.

 

2 - حالت دفاعی گرفتن:

بعضی ها به جای اینکه گله و شکایت های طرف مقابل را با دیدی منتقدانه و با میل شخصی مورد توجه قرار دهند و نقطه نظرات او را درک کنند، سعی می کنند هرگونه اشتباه و خطای خود را انکار کنند و به هیچ طریق زیر بار نمی روند که ممکن است خودشان موجب بروز مشکل شده باشند. شاید به نظر برسد که انکار مسئولیت استرس را در کوتاه زمان کمتر می کند اما در طولانی مدت موجب بروز مشکلات بسیاری خواهد شد.

 

3 - تعمیم افراطی

بعضی ها وقتی اتفاقی می افتد که چندان به مذاقشان خوش نیست با عمومیت دادن آن مشکل را بیرون می دهند. هیچوقت جملات خود را با "تو همیشه...." یا "تو هیچوقت..." مثل "تو همیشه دیر میای خونه" یا "تو هیچوقت کارایی که من دوست دارم را انجام نمیدی" شروع نکنید. کمی مکث کنید، فکر کنید و ببینید آیا این جمله ها واقعاً صحت دارد. همچنین هیچوقت با پیش کشیدن مشکلات قدیمی سعی نکنید که مشاجره را بدتر کنید.

 

4 - حق داشتن

اگر بخواهید فکر کنید که برای هر کاری روش "درست" و روش "غلط" وجود دارد، و روش شما همیشه "درست" است، رابطه تان خراب خواهد شد. هرگز نخواهید که طرفتان هم مثل شما به قضایا نگاه کند و اگر دیدگاه آنها متفاوت بود، جنگ و جدال راه نیندازید. همیشه به دنبال مصالحه باشید و یادتان باشد که هیچوقت یک روش "درست" یا "غلط" محض وجود ندارد و ممکن است هر دو نقطه نظر کاملاً صحیح باشند.

 

5 -  روانکاوی

بعضی ها به جای اینکه درمورد افکار و احساسات طرف مقابلشان سوال کنند، فکر می کنند که می دانند که طرفشان به چه چیز فکر میکند یا درمورد یک مسئله خاص چه احساسی دارد و معمولاً هم این تفسیرها منفی است. مثلاً وقتی طرفشان دیر سر قرار می آیند، پیش خودشان فکر می کنند که برای او اهمیت ندارند. این کار دشمنی و سوءتفاوم بین دو طرف ایجاد می کند.

 

 

6 - گوش ندادن

بعضی افراد به جای اینکه خوب به حرفهای طرف مقابلشان گوش کنند و حرفهای او را درک کنند، موقعی که طرفشان مشغول صحبت کردن است، حرف او را قطع می کنند، چشمانشان را اینطرف و آنطرف می گردانند یا به آنچه خودشان می خواهند در جواب بگویند فکر می کنند. اینکار باعث می شود نتوانید به خوبی از نقطه نظرات طرف مقابلتان مطلع شوید. هیچوقت اهمیت گوش دادن به حرفهای همدیگر را دست کم نگیرید.

 

7 -  تقصیر را گردن دیگری انداختن

بعضی افراد با انتقاد از طرف مقابل و مقصر دانستن او برای موقعیت حاضر با مشکل برخورد می کنند. هیچوقت ضعف های خود را قبول نمی کنند و به هر قیمتی که شده دربرابر آن ایستادگی می کنند چون فکر می کنند با قبول ضعف هایشان از اعتبارشان کم می شود.. به جای این رفتارها باید سعی کنید هر دعوا و مشاجره را فرصتی بدانید برای بررسی منتقدانه وضعیت، ارزیابی نیازهای هر دو طرف و رسیدن به یک راه حل که به هر دو کمک کند.

 

8 - سعی در برنده شدن در دعوا

هدف از بحث بین دو نفر باید درک متقابل و رسیدن به توافق نظر یا راه حل باشد که نیازهای هر دو طرف در آن ملاحظه شود.. اگر سعی دارید نشان دهید که طرف مقابلتان چه اشتباهاتی انجام داده است، احساسات او را دست کم بگیرید و محکم روی نظر خودتان بایستید، بدانید که مسیر اشتباهی را انتخاب کرده اید.

 

9 - حمله های شخصیتی

گاهی اوقات برخی افراد هر عمل منفی ازطرف مقابل را جدی گرفته و آن را نقص شخصیتی او قلمداد میکنند. مثلاً وقتی شوهری جوراب خود را اینطرف و آنطرف خانه می اندازد، زن آن را یک اشکال شخصیتی در او قلمداد کرده و برچسب تنبل بودن و بی ملاحظه بودن را به او می چسباند.. این روش در هر دو طرف درک و احساس نادرست ایجاد می کند. یادتان باشد که درهر شرایطی برای شخصیت طرف مقابلتان احترام قائل باشید حتی اگر رفتاری از او را دوست نداشته باشید.

 

10 - توپ را به زمین مقابل شوت کردن

وقتی یک طرف می خواهد درمورد مشکلی در رابطه صحبت کند، طرف مقابل حالت دفاعی به خود می گیرد و از صحبت کردن یا حرف زدن با او طفره می رود. این نوعی بی احترامی به فرد مقابل است و در برخی موقعیت های خاص، حتی اهانت آمیز است و موجب شدت گرفتن مشکل هم می شود. اینکار نه تنها هیچ مشکلی را حل نمی کند، بلکه موجب جریحه دار کردن احساسات طرف مقابل و خراب شدن رابطه هم می شود. پس بهتر است که با احترام و علاقه به حرفهای طرف مقابل خود گوش کنید.

 


کلمات کلیدی:راهی بسوی تکــــامل ،کلمات کلیدی:24 نشانه از خانواه خوشبخت ،کلمات کلیدی:خداوند، زن، زیبایی ،کلمات کلیدی:نکته آموزنده
بهترین ملاکهای ازدواج کدامند؟
ساعت ٩:٤۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٧  

بهترین ملاکهای ازدواج کدامند؟

دیگر پاسخ ها

پاسخگو :ایمان و اعتقاد

پاسخگو :فقط راستگو باشه این مهمترینه.بقیه اش به خودت بر میگرده که چه چیزایی واست مهمه.
دین : مسلماً مهم ترین وجه هر شخصی اعتقادات وی می باشد و دین بهانه ای است برای پیمودن راه صحیح. انسان برای رسیدن به سعادت همه وجودش را صرف می کند و در این راه بدون همراه نمی تواند به خوبی از عهده مشکلات برآید. حال اگر همراهی که انتخاب کرده است، با وی یکی نباشد، جز رنج خاطر حاصلی نخواهد داشت. علاوه بر این تربیت فرزندان که بیش از هر فردی بر عهده زن می باشد، تنها از عهده مادری پاکدامن، متعهد و معتقد به اصولی پایدارو آسمانی برمی آید وبس. و همین طور زن با ایمان، آبرویی است برای شوهر و زن بی ایمان جز بی آبرویی حاصلی دیگر برای شوهر نخواهد داشت. شرط دین اگر برای فردی برآورده شود می توان گفت باقی شرایط بهانه باشد برای رضایت از یکدیگر.

خوی خوش: یکی از بزرگان چنین می گوید: با زنی که چنین خصوصیاتی دارد ازدواج نکن ؛ زنی که بسیار نالد و شکایت کند، زنی که بر شوهر منت نهد و گوید برای تو چنین کردم و چنان کردم. زنی که به مردی دیگر جز مرد خویش علاقه مند است، زنی که هر چه بیند آرزو کند که آن را داشته باشد، زنی که دایم به آرایش خود مشغول است، زنی که در سخنوری حدی برای خود قائل نباشد. مسلماً زندگی در کنار همسری خوش خلق از بهترین نعمتهای دنیایی است که هر فردی می تواند داشته باشد. چنانچه که قرآن کریم سبب ازدواج را به آرامش رسیدن معرفی می نماید و این جز با همسری خوش خلق با کسی دیگر برآورده نمی شود.

زیبارویی: در این زمانه اغلب افراد این ملاک را مهمترین ملاک ازدواج خود برگزیده اند، هر چند وجود زیبایی برای ماندگاری عشق و علاقه ضروری است اما باید اندازه و حد اهمیت آن همیشه در خاطر باشد. زیبایی چیزی نیست که کسب کردنی باشد بلکه خصوصیتی است ذاتی. زیبایی افراد برای هر فردی متفاوت است، در نظر فردی ممکن است لیلی زیباترین زن دنیا باشد و در نظر فردی دیگر لیلی زنی معمولی و حتی نازیبا باشد. زیبایی نشأت گرفته از روح آدمی است؛ چشمان پرفروغ، نگاهی معصومانه، شیرینی لبخند، سادگی و بی آلایشی، حجب و حیا و وقار و … همه خصوصیاتی است که از جان آدمی چون شرری برای لحظه ای برمی آید و تن خاکی آدم را درخشان می سازد.

اصالت خانوادگی: فرهنگ و اصالت خانوادگی تأثیر بسزایی در درک متقابل زوجین دارد، چه بسیار مشکلاتی که به خاطر عادتها و فرهنگ غلط یکی از زوجین تا آخر زندگی، همسر و حتی فرزندان را رنج داده است. فرهنگ تضمین کننده ی بسیاری از خواسته هاست که زوجین انتظار برآورده شدن آنرا دارند. پیامبر(ص) می فرماید از سبزه دِمَن(زباله) بپرهیزید. سؤال شد که سبزه دِمَن چیست؟ فرمودند زنی خوبروی از اصلی بد. پیامبر جمال ظاهر را فانی و کمال باطن را روحانی و ماندگار می دانستند. مسلماً اصل و گوهر هر فردی از خصوصیات ذاتی آن فرد است و هرگز نمی توان انتظار داشت که انسانی بدسرشت و سنگ دل تغییرچندانی نماید.

سبکی مهر، زایندگی و دوشیزگی نیز ملاکهایی است که ذکر کرده اند و در هریک نکته ای نهفته است. بسیاری از مردان را می بینیم که به خاطر ناتوانی در پرداخت مهر سنگین راهی زندان می شوند و بسیاری از زنان رنج دیده از شوهر، که مهرشان را می بخشند و از همسرشان جدا می شوند و خود را آزاد می سازند.

خویشاوند نزدیک نبودن: این ملاک هر چند برای همه افراد سازگار نیست، اما بیشتر از جنبه ی سلامتی فرزندان مطرح می شود. هر چند این نکته را نیز می باید در نظر داشت که در برخی از خانواده ها پسر و دخترهای قوم و خویش آنقدر با هم نزدیک و صمیمی هستند که احساسی که باید به زن و شوهر دست دهد، در آنها آنچنان این موضوع رخ نمی دهد و مسلماً به لحاظ احساس جنسی، آنچنان احساس پایداری نخواهد داشت. اما در ازدواجهای قومی موضوع اصالت خانوادگی دیگر آنچنان مطرح نمی شود، چرا که فرهنگهای آنها به یکدیگر نزدیک می باشد و زوجین اغلب همدیگر را به خوبی درک می کنند.

از کل این صحبت ها منظور این بود که مقداری از مسائل ازدواج به اختصار روشن شود، حال این در هر فردی می تواند متفاوت باشد که چه ملاکهایی را مهمتر بداند. ازدواج شاید مهمترین اتفاقی است که می تواند انسان را در ادامه راه زندگی موفق یا ناموفق سازد. این را نیز باید اشاره کرد که نعمتی که در وجود زن و مرد به ودیعه نهاده شده است و آن یکی شدن جسم و روح زن و مرد و حفظ نسل انسان است، نعمتی است که تنها با ازدواج می توان شکرگزار آن بود. پیامبر، روابط جنسی همسر و شوهر را نیکی برای هر دو فرد دانسته اند، چرا که موجب می شود تا آنها به سمت گناه زنا کشانده نشوند.



سروناز

پاسخگو : بهترین ملاک واسه ازدواج نه دینه نه مذهب نه پوله نه چیزایی مثل این. بهترین ملاک آدم بودنه، فقط باید آدم باشه.

پاسخگو : پاک بودن و راستگوئی برام خیلی مهمه
در گذشته اش رابطه ای وجود نداشته باشه
باید منو بخاطر خودم دوست داشته باشه
با این خصوصیات حاضرم جونمو براش بدم!!!!!

پاسخگو : سلام
1-عشق
2-دوست داشتن
3-تفاهم طرفین
4-...........

پاسخگو : سلام.
به نظر من بهترین و مهمترین ملاک واسه ازدواج عقل است.
آدم عاقل و متفکر میتونه همه چیزو واسه خودش فراهم کنه.(همه ی ملاک های ازدواج رو)
شخصیت ، دین ، ثروت ، نحوه ی برخورد و ... اینا همه بر گرفته شده از عقله

پاسخگو : از دیدگاه روانشناسان خانواده ; می توان ملاک های ازدواج های موفق یا خوشبخت را چنین خلاصه کرد :
1ـ برخورداری از علاقه های مشترک ;
2ـ داشتن فعالیت های مشترک یا سرگرمی های مشترک ;
3ـ اظهار محبت نسبت به همدیگر ;
4ـ اعتماد داشتن به یکدیگر ;
5ـ رد نکردن یا کمتر رد کردن انتخاب همدیگر ;
6ـ موفقیت در فرج کردن یا تفریح روابط جنسی و دوستی ها .
, و همچنین :


همین روانشناسان عوامل مساعد برای هم سلیقه و هم ذوق بودن در زناشوئی را چنین مطرح می کنند :
1ـ زن و شوهر از زمینه های خانوادگی همسانی برخوردار باشند ;
2ـ هر دو از تربیت خوب و کافی برخوردار باشند ;
3ـ هر دو دارای ایمان دینی باشند ;
4ـ رغبت های مشترکی داشته باشند ;
5ـ دوستان و آشنایان همدیگر را محترم بشمارند ;
6ـ قبلاً ازدواج نکرده باشند ;
7ـ هر دو از دوران کودکی ونوجوانی سالمی برخوردار بوده باشند ;
8ـ والدین یکدیگر را محترم بشمارند ;
9ـ احترام به والدین پدر و مادرشان را به فرزندان بیاموزند .


با توجه به نکات مذکور می توان برای پیشگیری از پیدایش روز افزون طلاق یا جدایی های گوناگون میان همسران پیشنهاد زیر را مورد توجه قرار داد :
1ـ ضروری کردن آموزش های خانواده ها پیش از ازدواج و در دوران زندگی همسری ;
2ـ انتخاب معلمان موفق در امر تشکیل خانواده برای آموزش مذکور ;
3ـ تربیت خانوادگی در همه مقاطع تحصیلی حتی در دوره های عالی ;
4ـ ارائه نمایش خانواده های موفق و مطلوب به جای خانواده های ناموفق در صدا و سیما ;
5ـ آموزش درست جنسی و جامعه شناسی از لحاظ زیست شناسی ; روانشناختی و جامعه شناسی در دوران نوجوانی و جوانی ;
6ـ استفاده از همسران الگو ( همسر و والدین الگو ) در کلاس آموزش خانواده .
ازدواج
ازدواج تنها راه مشروع و سالم تشکیل خانواده است. همه مکاتب و ادیان الهی به ویژه دین مبین اسلام، ازدواج و تشکیل خانواده را توصیه نموده اند. ازدواج به زن و مرد آرامش می بخشد و آنان را از انحراف و رفتارهای جنسی پرخطر و غیر اخلاقی باز می دارد.

در چه سنی باید ازدواج نمود؟
برای ازدواج علاوه بر نیاز به رشد جسمی و جنسی ، رشد روانی و اجتماعی نیز مورد نیاز است. در اواخر دوره نوجوانی رشد جنسی تقریبا کامل می شود و فرد توانایی تولید مثل پیدا می کند. در اواخر سنین نوجوانی اغلب دختران به فکر ازدواج می افتند، در حالیکه پسران در این سنین خواهان ازدواج نیستند. گرچه ازدواج تنها راه مشروع و سالم تأمین نیازهای جسمی و روانی نوجوانان است، ولی برای یک ازدواج موفق، آمادگی زیستی، روانی، مادی و اجتماعی لازم است. به همین جهت، متخصصان سن مناسب ازدواج را برای دختران 18 تا 24 سال و برای پسران 24 تا 28 سال توصیه می کنند. معمولا اختلاف سن 2 تا 6 سال بین دختر و پسر برای ازدواج توصیه می شود.

در صورت داشتن ازدواج زودهنگام، بهتر است داشتن فرزند تا پس از 20 سالگی به تعویق بیفتد. برای این منظور لازم است که زوجین با روشهای صحیح تنظیم خانواده آشنا باشند.

چه معیارهایی را برای یک ازدواج موفق می بایستی در نظر داشت؟
انتخاب همسر از مهمترین تصمیمات فرد در زندگی است، زیرا می تواند آینده فرد را رقم بزند. تشکیل خانواده سالم، متعادل و پایدار مانند هر امر مهم دیگری به تفکر منطقی و تلاش و کوشش نیازمند است. جوان می بایستی بر اساس معیارهای اصولی، منطقی همسر آینده خود را شناسایی و انتخاب نماید و آنگاه به انجام پیوند زناشویی اقدام کند. بصورت کلی اصالت خانوادگی به عنوان اساسی ترین معیار انتخاب همسر شناخته می شود. ایمان، اخلاق نیکو و روان سالم، و تناسب زوجین در ویژگیهای ظاهری، سنی، تحصیلی، فرهنگی، تربیتی و اعتقادی از موارد اساسی در انتخاب همسر است.

در زیر به چند عامل برای یک ازدواج موفق اشاره می شود:

سلامت جسمی و روانی
انسان سالم، خانواده سالم ایجاد می کند. برخی از بیماریها ممکن است تهدیدی جدی برای سلامت انسان و همسر آینده او باشد. در این زمینه مراجعه به مراکز درمانی برای تشخیص و درمان زودرس و مشاوره قبل از ازدواج در مراکز مشاوره وزارت بهداشت توصیه می گردد.

داشتن منبع درآمد و شغل مناسب
برای یک ازدواج موفق و زندگی سعادتمند، مسأله شغل می بایستی جدی گرفته شود. با داشتن کار و شغل، عشق و محبت زوجین در منزل رونق و تداوم می یابد.

با وجودیکه داشتن شغل و درآمد لازمه خوشبختی خانواده است، باید توجه داشت که امکانات مالی به تنهایی نمی تواند حل کننده همه مشکلات یک خانواده و متضمن خوشبختی باشد و اهمیت آن تنها بایستی در کنار سایر عوامل ارزیابی شود.

داشتن نیت و اراده آگاهانه برای تشکیل خانواده
هر یک از زوجین باید با دید باز و با رضایت خود اقدام به تشکیل خانواده نمایند. ازدواج نباید به عنوان راه حلی برای دوری از مشکلات خانوادگی جوان در خانواده در نظر گرفته شود، بلکه ازدواج زمانی موفق خواهد بود که با هدف تشکیل خانواده و تعالی روحی زوجین درنظر گرفته شود. با وجودیکه والدین در راهنمایی جوانان در انتخاب همسر نقش تعیین کننده ای دارند، این نقش باید به صورت مشاوره ای باشد و نباید بصورت تحمیلی و سلب اختیار جوان در تعیین شریک زندگی آینده اش باشد.

داشتن سن و اختلاف سنی مناسب برای ازدواج
همانگونه که گفته شد، برای موفقیت در ازدواج، رعایت سن مناسب ازدواج بسیار مهم است. متخصصان سن مناسب ازدواج را برای دختران 18 تا 24 سال و برای پسران 24 تا 28 سال توصیه می کنند. معمولا اختلاف سن 2 تا 6 سال بین دختر و پسر برای ازدواج توصیه می شود.

مسئولیت پذیری و پاسخ به نیازهای جسمی، روحی و عاطفی همسر
زوجین باید متوجه باشند که با تشکیل خانواده، نقشهای جدیدی برای آنان بوجود می آید که می بایستی در مقابل آن مسئولیت پذیر باشند. زن و مرد متأهل نسبت به یکدیگر متعهد هستند و می بایستی با تمام وجود سعی در ایفای وظایف نمایند. یکی از اساسی ترین پایه های موفقیت یک زندگی زناشویی، شناخت دقیق نیازهای جسمی ، روحی و عاطفی همسر و تلاش مستمر و دائم در پاسخ به این نیازهاست . زوجین می بایستی در این جهت به یکدیگر کمک رسانند و مشوق و همکار یکدیگر باشند. همچنین لازم است تا از توقعات خارج از توانایی همسر اجتناب گردد. به عبارت دیگر زوجین باید تلاش کنند تا در کنار یکدیگر باشند و نه در مقابل هم.

علاوه بر این، هر یک از زوجین می بایستی مسئولیت تنظیم خانواده را بپذیرند و تعداد فرزندان و فاصله مناسب تولد آنان را رعایت نمایند.

یک عشق، یک همسر
این اصل متضمن دوام و خوشبختی یک خانواده است. وفاداری به همسر، وفاداری به عشق را به ارمغان می آورد.

احترام به همسر و گذشت
زوجین می بایستی در همه حال و در هر شرایطی به همسر خود احترام بگذارند. نزدیکی زوجین هیچگاه حق توهین و تحقیر یکدیگر را به آنان نمی دهد. با اولین توهین به همسر، اولین گام برای فروریختن بنای خانواده برداشته شده است و اصالت خانواده زیر سؤال می رود. هیچ خطایی از طرف همسر، شما را محق به توهین به او نمی کند. گذشت لازمه هر رابطه طولانی مدت است. انسان در طول زندگی مرتکب خطاهایی می گردد و گذشت و راهنمایی دوستانه همسر، زمینه پیشگیری از وقوع مجدد آن خطا را فراهم می کند، احساس صمیمیت را تقویت می کند و زندگی را به کام زوجین شیرین می سازد.

معنویات
دین داری ، تقویت معنویات و توجه به دستورات مذهبی که به زیبایی در دین مبین اسلام و سایر ادیان الهی به آن پرداخته شده است، همچون چراغی روشن در راه تعالی بشریت است. زوجین باید به تقویت معنویات در یکدیگر یاری رسانند و در این صورت است که عطر و طراوت ایمان، فضای خانوادگیشان را صفا می بخشد.

پاسخگو : ایمان در درجه ی اول بعد عشقو دوست داشتن و در کنارش صداقت و در آخر پول و رفاه(گفتم آخر)

پاسخگو : با سلام
پیامبر گرامی اسلام(ص)می فرمایند:
"هیچ بنایی در اسلام بنیانگذاری نشده است که نزد خداوند محبوبتر از ازدواج باشد."
مقدمه :
مشاوران خانواده معتقدند که هر اندازه زن و مرد قبل از ازدواج اطلاعات دقیق تری نسبت به یکدیگر داشته باشند،بهتر میتوانن د موفقیت یا
شکست زناشویی خود را پیش بینی کنند.مطالعات نشان می دهد که افراد تمایل دارند همسرانی مشابه خود برگزینند.بنا براین هرقدر زوجین از وجوه
اشتراک بیشتری برخوردار باشند ، برای سازگاری آماده ترند و با اختلاف کمتری مواجه خواهند بود . با وجود این ، بین زن و مرد تفاوت های بسیار
چشمگیری وجود دارد که آنان می بایستی بیاموزند تا با این تفاوتها زندگی کنند و از ازدواج شاد و رضایت بخشی بهره مند گردنند .
شرایط و ملاک ها در انتخاب همسر:
مشاوران خانواده برای دستیابی به ازدواج موفق ، شرایط و ملاک هایی را در انتخاب همسر توصیه میکنند که عبارتند از :
الف :ویژگیهای شخصی
در این رابطه سه شرط اساسی را میتوان به اختصار نام برد :
-1 بلوغ روانی و اجتماعی
-2 داشتن هدف و انگیزه برای ازدواج
-3 داشتن اطلاعات لازم در مورد انتظارات ،تکالیف و وظایف در زندگی زناشویی
ویژگی های شخصیتی به شرح ذیل مورد بررسی قرار م یگیرند.
رشد اخلاقی :
اخلاق نیکو از بهترین سرمایه های هر فرد و از مهمترین شرایط لازم برای ازدواج است و یشترین تاثیر را در تداوم زندگی زناشویی دارا
می باشد . زمانی که از رسول اکرم (ص) سوال شد که دختران خود را به ازدواج چه افرادی در آورند ؟ در پاسخ فرمودند : کسی که
اخلاقش نیکو و دیندار باشد.در زندگی زناشویی ، زن و مرد باید اصول اخلاقی ، از قبیل احترام به یکدیگر ، ملایمت در سخن گفتن ،
گذشت ، عفو و اغماض را رعایت کنند .
رشد روانی:
زوجین می بایست از سلامت روان برخوردار باشند . بیماری های روانی ، همچون وسواس ، سوء ظن ،تعصب ، احساس حقارت ،خود
بزرگ بینی ، افسردگی و ... زندگی زنا شویی را خدشه دار میکند . یکی از عوامل روانی مهم ، هوش می باشد ، تفاوت زیاد در میزان
هوش زن و مرد ممکن است باعث مشکلات عدیده ای گردد .
رشد عقلی :
شامل مجموعه فعالیت های ذهنی فرد که اندیشه ها، دیدگاه ها، نگرش های کلی و توانایی های حل مسئله را در او تعیین
می کند، می باشد. نکته مهم از رشد عقلی که در زندگی زناشویی تأثیر دارد،توانایی و قابلیت اندیشیدن و قدرت تمیز صحیح از غلط
می باشد.
رشد اجتماعی:
زناشویی، زندگی مشترک است که زن و مرد طی آن در مجموع های از مناسبات و تعامل های اجتماعی قرار می گیرند. بنابراین دختر و پسر
باید از رشد اجتماعی برخوردار بوده تا قادر به ایجاد رابطه اجتماعی باشند،به دیگران احترام بگذارند و نقش و وظایف و مسئولیت های
خویش را در برابر قراردادها ومناسبات اجتماعی به نحو مطلوب انجام دهند.
رشد عاطفی:
عبارتست از توانایی در کنترل احساسات منفی و مثبت و بروز نفرت و خشم ،عشق و شادی در محدوده مورد قبول جامعه. زن و مرد باید
توانایی داد و ستد عاطفی و تبادل مهر و محبت و عواطف را نسبت به یکدیگر و همه افرادی که به گونه ای بر اثر این ازدواج با آنان مرتبط خواهند
شد داشته باشند.
ب :ملاک ازدواج
هر اندازه دختر و پسر از نظر ویژگی های گوناگون نزدیکتر باشند،ترکیب آن دو در زندگی زناشویی استوارتر و عمیق تر خواهند بود . در این
مجموعه ویژگی ها در ابعاد گوناگون بررسی می شوند.
-1 عوامل فرهنگی :
این عوامل در زندگی زناشویی نقش مهمی دارند. بسیاری از ناسازگاری ها و اختلافات خانوادگی از این عوامل نشأت می گیرند . ابعاد عوامل فرهنگی
عبارتند از:
الف- دین ومذهب
ب-آداب وروسوم
ج- نحوه پوشش
د- اعتقادات،باورها و سنت ها
ه- ملیت و زبان
و- عوامل سیاسی،اجتماعی و طبقه فرهنگی در زندگی اجتماعی وظیفه فرهنگی در زندگی اجتماعی.
-2 عوامل جسمانی:
از جمله مسائل قابل بررسی در عوامل جسمانی،وضعیت بدنی و سن است و زوجین به لحاظ وضعیت ظاهری م یبایست مورد پسند و دلخواه یکدیگر
باشند. عامل مهم دیگر سن است،که هم از نظر روانی و هم به لحاظ جسمانی در ازدواج تاثیر می گذارد، چون دختران از لحاظ رشد روانی و بدنی چند
سالی از پسران جلوترند. بنابراین تفاوت بین 5تا 6 سال قابل قبول است.
-3 عوامل اقتصادی و و اشتغال:
دختر و پسر قبل از ازدواج باید وضعیت درآمد و میزان رفاه زندگی طرف مقابل خود را ارزیابی کنند و توقع خود را در آن سطح هماهنگ سازند . در
زمینه امور مالی در نظر گرفتن عوامل زیر مهم است :
*هزینه کردن درآمد زن برای زندگی یا امور مختص زن
*تجمل خواهی و اصراف بدون توجه به درآمد
*عدم صداقت بین زن و شوهر از نظر میزان درآمد و هزینه
*عدم اشتغال و درآامد شغل شوهر و وابسته بودن وی به پ در و یا سایر خویشاوندان که این امر برای زن نا خوشایند است
*علاوه بر عوامل فوق داشتن وجود شرایط حائز جهت مسکن و حداقل هزینه برگزاری مراسم
اصالت خوانوادگی :
از اساسی ترین ملاک های ازدواج ، به ویژه در جامعه اسلامی ماست . شناخت خصوصیات و وضعیت تربیتی فرهنگی خانواده همسر آینده ، در ایجاد
تفاهم بین دختر و پسر در زندگی زناشویی نقش اساسی ایفا می کند و میتواند ملاک قابل اعتمادی برای چگونگی نحوه تربیت فرزندان و ارتباطات
متقابل در زندگی زناشویی تلقی شود .
ویژگیهای یک ازدواج موفق :
یک ازدواج موفق می تواند مشوق رشد و شکوفایی انسان ها باشد.در راستای برخورداری از ازدواج موفق چهار نیاز اساسی انسان برطرف می گردد:
الف) ارتباط و و تعامل تؤام با تفاهم
ب)نیازهای جنسی
ج)تعهد و علاقمندی زوجین را نسبت به ازدواج و حفظ بنیاد خانواده افزایش دهد
د)زمینه های تشویق جهت رشد و شکوفایی طرفین
بنابراین با رعایت معیارهای درست در انتخابب همسر می توان از خصایص ازدواج موفق بهره مند گردید که عبارتند از:
-1 زن و شوهر احساس رضایت و خرسندی داشته باشند.
-2 نیازهای جسمی و عاطفی بطور متقابل ارضاء گردد.
-3 محیط زناشویی،شخصیت هر کدام از دو طرف را ارزشمند و ارجمند م یگرداند و به هر یک امکان می دهد که به عنوان یک شخص استعدادهای
ذاتی خود را شکوفا سازند و تحقق بخشند.
-4 پشتیبانی متقابل دارند و تهدید در بین آنها وجود ندارد،از بودن با یکدیگر احساس آرامش می کنند،اصطلاحا همسرانی آرامشگر
نسبت به هم درک و فهم متقابل دارند.
-6 خانواده محل ارزیابی مشکلات و کمبود ها می شود.
-7 خانواده سرچشمه دوستی،رفاقت،حمایت روانی، اقتصادی و فرهنگی می گردد.
-8 با تشکیل خانواده فشارهای وارد بر فردتعدیل می گردد.
-9 در خانواد،بی اعتمادی بی انگیزگی و کسالت رفع م یشود.
عوامل موثر در موفقیت ازدواج:
-1 با اهداف منطقی و صحیح ازدواج کنید و آن هدف ها را همواره تازه نگه دارید.
-2 انتظارات غیر واقع گرانه نداشته باشید.
-3 ویژگی های برتر همسرتان را ارج نهید.
-4 بهترین دوست همسر خود باشید.
-5 برای یکدیگر وقت بگذارید.
-6 گاهی یکدیگر را به شکلی دلچسب غافلگیر کنید.
-7 شوخ طبع باشید.
-8 هرگز اشتباهات طرف مقابل را یادآوری نکنید.
-9 نسبت به ظاهر خود توجه داشته باشید.
-10 مسائل شخصی خود را حتی الامکان با دیگران مطرح نکنید و خانواده هایتان را وارد ماجرا نسازید
-11 شریک واقعی زندگی یکدیگر باشید
احساساتتان را نسبت به یکدیگر ابراز کنید.
-13 اشتباهات خود را بپذیرید و تقاضای بخشش کنید.
-14 به زندگی خصوصی همسرتان احترام بگذارید.
-15 مهارت های ارتباطی خویش را ارتقاء بخشید.
-16 حق و حقوق یکدیگر را بشناسید و نسبت به یکدیگر احساس برتری نکنید.
-17 هنگام بروز تعارضات به طرف مقابل گوش فرا دهید و شنونده خوبی باشید.
-18 برای مسائل مالی زندگی خود برنامه ریزی کنید.
-19 برای روابط فامیلی،خانوادگی و دوستانه برنامه ریزی کنید

ممنون از خانم maryam یزدانی پور که این سوال را ظرح کرده بودن

شما هم پاسخی داری بفرمائید نظر بدهید تا نظر شما هم گذاشته شود


خانه ای پر از عشق
ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸٧  

خانه ای پر از عشق

همه ما تشنه محبت هستیم. می خواهیم جزو خانواده ای باشیم که از یکدیگر مراقبت و به

هم افتخار می کنند. عشقمان را به یکدیگر نشان دهیم. دور هم جمع شویم.

با فشردن دستها دوست داشتن را به زبانی دیگر عنوان نماییم...

همه ما تشنه محبت هستیم.

می خواهیم جزو خانواده ای باشیم که از یکدیگر مراقبت و به هم افتخار می کنند. عشقمان را به یکدیگر نشان دهیم.دور هم جمع شویم. با فشردن دستها دوست داشتن را به زبانی دیگر عنوان نماییم.
همه ما تمایل داریم بازی «چقدر مرا دوست داری» را نمایش دهیم.همه ما با یک حفره خدادادی در قلبمان بدنیا آمده ایم و این حفره را فقط عشق است که پر می سازد.یک تصویر ساده از این عمل در خانواده ها به چشم می خورد.
متخصصین می گویند: بچه ها بدون منشأ درونی عشق بدنیا آمده اند. آنها به این دنیا وارد می شوند درحالی که وابسته به یک عشق با ریشه و منشأ خارجی هستند وقتی نیازی دارند انگشتان پرمهر مادر را حس می کنند.
مادر عشق را به درون قلب کودک می ریزد. همان طور که قاشق، قاشق غذا را در دهان او می گذارد. ذره ذره عشق را در قلب او می ریزد. هنگامی که او را در تختخواب درآغوش می گیرد و می فشارد گویی بغل بغل عشق به او هدیه می کند.
این تجربه های محبت باعث ایجاد اعتماد و اطمینان در برقراری ارتباط با دیگران خواهدشد و در زمان احساس تنهایی، ترس و ناامیدی باعث آرامش خاطر اوست. این ذخیره خاطرات کودک را با مردمی که می خواهند عشق را در طول زندگی به او هدیه دهند مرتبط می سازد.
اگرچه بیشتر اوقات سعی می کنیم محبت را به کودکان هدیه کنیم اما گاهی مشغولیت های کاری باعث بی صبری ما می شود، فرصتی برای گوش کردن به صحبت کودکان نداریم و به قولی که به آنها داده ایم عمل نمی کنیم اما در پایان هفته یا ماه یا سال فرصت برای جبران آن داریم.
قانون این است هرچه عشق و محبت خانواده بیشتر نثار او شود نیازمند محبت فرصت طلبان نخواهدبود.
اگر هر روز تجربه ای از محبت را در خانه داشته باشد این تجربه به عنوان خاطره ای ثابت در شخصیت او باقی خواهدماند و به عنوان ذخیره ای در قلبش باعث آرامش ومقاومت بیشتر او در طول زندگی است. عشق و محبتهای عمیق در کودکان بدنبال کارهای کوچک پیدا می شود. وقتی ازکودک سؤال می کنیم از کجا می دانی مادر تو را دوست دارد می گوید: «وقتی مریض بودم از من مراقبت می کرد.» «به موقع مرا از مدرسه به خانه می آورد.» «من را به فروشگاه می برد و برایم کاکائو می خرید.»
الگوهای رفتاری محبت در خانواده شانس آموزش چگونه عشق ورزیدن را برای کودکان ایجاد می کند. به این صورت که همه ما هر روز در کلاس درس خانواده حاضر می شویم.
● عشق زمان می برد
وقتی گرسنه می شوید می توانید بلافاصله یک غذای آماده را میل کنید و یا اینکه ساعتها وقت صرف کرده غذای لذیذ و مورد علاقه تان را طبخ نموده و میل کنید. البته عشق ورزیدن و آموزش محبت هم به زمان نیاز دارد.


کلمات کلیدی:خواندنی عشق و زندگی ،کلمات کلیدی:راهی بسوی تکــــامل ،کلمات کلیدی:خانه ای پر از عشق
درس محبت
ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸٧  

 

درس محبت

قلم و قدم برای تو یا صاحب الزمان (عج ) بنان و بیان برای تو یا صاحب الزمان (عج )
مباد روزی که نام تو بر زبانم جاری نشود.
می دانم آن دین که خدای سبحان می پسندد با نام تو قرین است
می دانم که آن بنده که از تو بریده , از دین به دور است .
می دانم که آن سر که هوای تو ندارد , هیچ ندارد.
و آن دل که یاد تو در خود ندارد , مرده و بی روح است .
می دانم آن مال که در راه تو به کار می رود , برکت را به دنبال می کشاند و آن بال که برای تو پر می زند هرگز شکسته نمی شود.
تو رحمتی برای جهانیان و آغوش بازت پذیرای هر گریزپای .
ما را بپذیر اگر چه دلت را رنجانده ایم .
ما را بپذیر اگر چه صفحه دلمان را با معصیت , سیاه کرده ایم .
ما را بپذیر اگر چه درس محبتت را به درستی فرا نگرفته ایم و مشق عشقت را تمرین نکرده ایم .
ما را بپذیر که جز رضای تو راهی نداریم . نیک می دانیم که رضای تو رضای خداوند است و خشم و غضبت , خشم خدا.
خدا ما را از تو جدا نکند که تویی راه مستقیم خدا.


کلمات کلیدی:راهی بسوی تکــــامل ،کلمات کلیدی:درس محبت ،کلمات کلیدی:درس های راه زندگی
تفاوت‌های دنیای زنان و مردان را بشناسید
ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸٧  

 تفاوت‌های دنیای زنان و مردان را بشناسید

 

 

 تفاوت‌های دنیای زنان و مردان را بشناسید

رابطه زناشویی مانند سکه، دو رو دارد. از یک‌سو می‌تواند مایه شادی و آرامش باشد اما برخی مواقع نیز این رابطه گرم قدری شکرآب می‌شود. در این مواقع همسران شروع به انتقاد کردن و غر زدن می‌کنند. این مشکلات اگر پیشرفته‌تر شود به خشم و پرخاشگری تبدیل می‌شود. امروز به دیدار دکتر حسین ابراهیمی‌مقدم، روان‌شناس، رفتیم تا با چند توصیه کاربردی در این خصوص آشنا شویم...

اصولا چرا روابط همسران دچار تیرگی می‌شود؟

رابطه زناشویی همیشه با دنیایی از عشق و امید و انتظار شروع می‌شود. امید به اینکه احساسات‌مان درک و پذیرفته شود و امید به اینکه به جایگاه امنی برسیم که احساس کنیم توسط نزدیک‌ترین فرد زندگی‌مان حمایت می‌شویم اما گاهی این امید در برخورد با واقعیت رنگ می‌بازد، نیازها برآورده نمی‌شود و برداشت‌های اشتباه به تدریج روابط همسران را تیره می‌سازد. در نتیجه خشم در روابط آنها رشد می‌کند تا جایی که تمام امیدها و آرزوها نقش بر آب می‌شود و به جای آن تصاویر زیبا، صحنه‌های زشت و ملال‌آور در روابط حاکم می‌شود و هریک از زوجین احساس تنهایی شدید می‌کند و با این احساس هر لحظه از هم دورتر می‌شوند و حتی کارشان به پرخاشگری و خشم نیز می‌رسد.

چه عواملی را در خشمگین‌ شدن همسران موثر می‌دانید؟

شناخت ناکافی نسبت به خلق و خو و ویژگی‌های همسر که متاسفانه عدم آگاهی از تفاوت‌های جنسیتی نیز باعث دامن زدن به این موضوع می‌شود و همچنین عدم مهارت در فن گفتگو و ایجاد ارتباطی موفق و نیز عدم آگاهی از روش‌های صحیح برخورد با مسایل متفرقه و روزمره‌ای که شاید بسیار تکرار شود زمینه‌ساز ناراحتی و رفتارهای پرخاشگرانه می‌شود.

می‌توانید مثال بزنید؟

به طور مثال سکوت همسر، دیر آمدن شوهر به منزل، کمک نکردن مرد در امور خانه، عدم تعادل در برقراری ارتباط همسران با خانواده و یا حتی مسایل تربیتی فرزندان از این جمله‌اند.

و چه‌طور می‌توانیم خشم خودمان و همسرمان را کنترل کنیم؟

به خاطر داشته باشید شناخت افرادی که با آنها در ارتباط هستید همواره به نفع شماست. وقتی همسر خود را درست بشناسید این شناخت به میزان زیادی در روابط زناشویی‌تان تاثیر می‌گذارد و بنابراین به عنوان نخستین و مهم‌ترین پیشنهاد توصیه می‌شود،‌ سعی کنید با شناخت و آگاهی بیشتر و دقیق‌تر از روحیات، احساس‌ها، ویژگی‌ها، مهارت‌ها، نقاط مثبت و منفی همسر خود بزرگ‌ترین گام را به سوی روابطی بهتر و صمیمانه‌تر بردارید.

تربیت خانوادگی هم در این خصوص موثر است؛ نیست؟

به نکته مهمی اشاره کردید! زن و شوهر علاوه بر آنکه از دو خانواده، با فرهنگ و تربیت متفاوت هستند از دو جنس متفاوت نیز هستند که هرچه آگاهی شما نسبت به این موضوع و این تفاوت‌‌ها بیشتر باشد زمینه بسیاری از ناراحتی‌ها از بین می‌رود.

می‌توانید مصداق‌هایی از این تفاوت‌ها را نام ببرید؟

مثلا نحوه برخورد زن و مرد در برابر مسایل و مشکلات یکی از این مصداق‌هاست. به‌طور مثال زنان زمانی که اوضاع بر وفق مرادشان نیست معمولا سریع تذکر می‌دهند ولی مردان معمولا آن را در خود نگه می‌دارند یا بعد از فشار عصبی و روانی، مردها معمولا گوشه‌گیر می‌شوند و در خود فرو می‌روند ولی زن‌ها به هیجان می‌آیند و مسایل را مطرح می‌کنند و برای رسیدن به آرامش نیاز به هم‌دردی دارند اما مرد نیاز به زمان دارد که به تنهایی و بدون حضور کسی موضوع را با خودش موشکافی کند تا از لاک خود بیرون بیاید، پس بهتر است زنان باهوش متوجه باشند به هر دلیلی که همسرشان عصبی و خشمگین شده به جای بحث و گفتگو از همسر خود دور شوند و اجازه دهند او با خودش کنار بیاید.

فکر نمی‌کنید بعضی‌ها حتی همین کار همسرشان را هم نوعی بی‌احترامی تلقی کنند؟

این دور شدن نباید به نحوی باشد که بی‌احترامی به شمار رود بلکه با این‌کار به همسر خود زمانی برای خلوت کردن با خویش و آرام شدن داده‌اید در ضمن خود شما می‌توانید از این لحظه‌ها بهترین استفاده را جهت اندیشیدن برای رفع مشکل و رسیدن به راه‌حل‌ها داشته باشید. یک نکته دیگر را هم اضافه کنم که همیشه در حین خشم و ناراحتی بر ذهن خود و افکارتان مسلط شوید تا با دقت و توجه بیشتری بتوانید در زمان و مکان مناسب با همسرتان گفتگو کنید. ببینید؛ مردان علاقه دارند مسایلشان را به تنهایی حل کنند لذا سعی می‌کنند مشکلات‌شان را برای کسی بازگو نکنند اما زن‌ها دوست دارند با کسی حرف بزنند و مشکلات‌شان را مطرح کنند تا حس حمایتی آنها تقویت شود.

پس به همین دلیل است که هر وقت با همسرم دچار مشکل می‌شوم بلافاصله با مادرش تلفنی صحبت می‌کند؟

(با خنده) احتمالا همین‌طور است.

اگر اجازه بدهید یک سوال خصوصی از شما بپرسم: من هنگامی که در خانه هستم علاقه عجیبی به خواندن روزنامه و گوش کردن اخبار دارم اما همسرم همیشه از این کار ناراحت می‌شود. به نظر شما باید چه کارکنم؟

خواندن روزنامه و گوش دادن به اخبار نشان بی‌اعتنایی شما نسبت به همسر و خانواده‌تان نیست بلکه روشی است که معمولا مردان برای فراموش کردن مشکلات زندگی پیش می‌گیرند.

از تفاوت‌های مردان و زنان نکته دیگری باقی مانده است که بخواهید اشاره کنید؟

بله. خانم‌ها وقایع را با جزییات و صحنه به صحنه تعریف می‌کنند ولی آقایان به کلیات بسنده می‌کنند و خیلی زود حوصله‌شان سر می‌رود. همچنین اغلب خانم‌ها آنچه در ذهن و فکرشان می‌گذرد را با صدای بلند با خود بیان می‌کنند که گاه شوهران فکر می‌کنند همسر از قصد به در می‌گوید تا دیوار بشنود. یک نکته دیگر هم اینکه به علت جزیی‌نگری زنان در مسایل مختلف و حساسیت بیش از حد به جزییات معمولا حافظه زنان مانند بایگانی، پرونده‌ای قطور و بسیار گسترده دارد. آقایان از یاد نبرند زنان گاهی فقط نیازمند گوش شنوا هستند. با گفتن و گله کردن و گاهی از چیزی شکایت کردن روحشان سبک می‌شود. مرد خوب همواره این فرصت را به همسرش می‌دهد. به حرف‌های او گوش می‌دهد و با او همدلی می‌کند. این عمل را نه به‌صورت مکانیکی بلکه از روی رغبت و با تمام وجود به خاطر دل او انجام می‌دهد زیرا که مطمئن است ثمره این نوع رفتار او با همسرش اول از همه به خود او و به زندگی‌شان برمی‌گردد. به‌یاد داشته باشید بیشتر زن‌ها از طریق محبت و عشق‌ورزی بهتر و راحت‌تر با شما کنار می‌آیند تا با اهدای قطعه‌ای جواهر. به عواطف و گریه همسر اهمیت دهید و هنگام بروز خشم او را در آغوش بگیرید و به او اظهار محبت کنید. یک نکته دیگر اینکه صداقت داشتن با بی‌گذشت بودن و خرده‌گیری فرق دارد، در بیان انتقادها کمی ملاحظه‌کارانه عمل کنید.

و خانم‌ها برای کنترل خشم‌شان چه کار کنند؟

اگر مردی در لحظات عصبانیت یا بعد از آن گفت: «مرا تنها بگذار» منظور اصلی او این است که در آن لحظات به سکوت احتیاج دارم تا به همسرم. اگر از شوهرتان می‌خواهید تا کاری برایتان انجام دهد و او مخالف است غرغر کردن و شاکی بودن از شرایط هیچ کمکی به حل مشکل نمی‌کند و باعث سردی روابط می‌شود. همچنین زمان عنوان کردن هر مطلب را متناسب با روحیه، ظرافت و شرایط شوهرتان بشناسید و در مواقعی که شوهر ناراحت و مضطرب است نقش تشدیدکننده ناراحتی را بازی نکنید. در زمان ناراحتی همسر، همزمان با غصه‌های شوهر، درد و دل خود را با او مطرح نکنید و با به زبان آوردن و تکرار خاطره‌های تلخ گذشته، لحظه‌های خوشایند را خراب نکنید و نکته مهم‌تر اینکه هرگز به گونه‌ای رفتار نکنید که همسر شما احساس کند بدون حضور او زندگی شما به راحتی و آسانی طی می‌شود
امید وارم برای زندگی بهتر تلاش مهربانی و عشق را بیاموزید

 


حدیث دشت عشق - الهی سینه ای ده آتش افروز
ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸٧  
حدیث دشت عشق - الهی سینه ای ده آتش افروز


برای معلم شهیدم «محمدجواد حسن زاده»
چه زیبا بود سادگی ات و چه دل نشین بود نجواهایت، انگار هنوز در جبهه های حق علیه باطل داخل سنگر نشسته ای و برای بچه ها زیارت عاشورا می خوانی، اما نه ینبار اینجا جبهه، جبهه دیگری است، جبهه علم و قلم است، اما برای پرنده عاشق چه فرقی می کند که در کدام جبهه قدم می گذارد مهم عاشقانه رفتن است.

یادش به خیر هشت سال پیش بود وقتی هر پنج شنبه در مدرسه زیارت عاشورا بود، آری بچه های مدرسه نبی اکرم (ص) هیچگاه تو را از یاد نخواهند برد. همیشه یک نوری در چهره ات بود، چه عاشقانه با یوسف زهرا درد دل می کردی، همیشه می نالیدی از روزگار، نه نالیدن از مادیات، بلکه از اینکه چرا همه یارانت پر کشیدند و تو ماندی، ماندی. اما نه، چرخ روزگار همیشه اینگونه نمی چرخد، بگذار هرچه می خواهند بگویند، بگذار شهد ایمان را از یاد ببرند، اما تا کی؛ روزی می رسد که از کرده خود پشیمان خواهند شد، اما چه دیر! روزی می رسد که دست به دامان همین شهدا خواهند شد، اما چه سود!
اما خودت هم می دانستی، می دانستی حاجی! که گاز شیمیایی، پهلوان و قهرمان نمی شناسد، اینقدر نامرد است که پهلوان هایی مانند تو را هم از پای درآورد، پس چرا اینقدر خودت را عذاب می دادی؟ پس چرا همیشه می گفتی: «اگر ما لیاقت داشتیم که اربابمان ما را تو همان جبهه ها می برد پیش خودش». شاید حکمتی داشته که بمانی و ببینی که بر سر شهدای ما چه خواهد آمد!؟ حاجی دیگر بدجوری بغض گلویم راگرفته، زبانم همراهیم نمی کند، دوست دارم تا دنیا دنیاست و تا این عمر ناچیز را دارم فقط از تو و امثال تو بگویم و بنویسم.
محمدجواد آزادمند


 

 
اظهارات عجیب داماد علیرضا افتخاری درباره مهریه همسرش!!!
ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٧  
اظهارات عجیب داماد علیرضا افتخاری درباره مهریه همسرش!!!


داماد علیرضا افتخاری خواننده پر آوازه کشورمان سخنان وی در مورد مهریه همسرش را نادرست خواند.

رامین نوروزی داماد بزرگ علیرضا افتخاری افزود: مهریه همسر من 777 سکه تمام بهار آزادی و 7 میلیون و 707 هزار تومان جواهرات و یک سفر حج است که متاسفانه هنوز زندگی رسمی خود را شروع نکرده به دلیل مشکلات شدید خانوادگی در آستانه طلاق و جدائی قرار داریم.

چندی قبل علیرضا افتخاری، اظهار داشت: که مهریه دختر بزرگ من حفظ 450 غزل از حافظ شیرازی و مهریه دختر کوچکم حفظ 16 جزء از قرآن کریم است که داماد بزرگش تاکنون 350 غزل و داماد کوچکش نیز تاکنون 8 جزء از قرآن کریم را حفظ کرده اند.

نوروزی با بیان اینکه همسرم می‌گوید تا زمانی که مهریه خود را دریافت نکنم حاضر به ازدواج نیستم، گفت: هم اکنون برای اخذ مهریه دادگاه کشی داریم.

نوروزی که مهندس عمران و از هنرمندان عرصه موسیقی و آواز است، تصریح کرد: جوانان هرگز نباید به رنگ و لعاب ظاهری زندگی برخی از افراد پر آوازه دلخوش کرده و درصدد وصلت با این قشر قرار گیرند.

وی افزود: هرگز فکر نمی‌کردم به واسطه ازدواج با دختر یک هنرمند بزرگ چون افتخاری اینگونه در ورطه مسائل خانوادگی گرفتار شوم و نگاهی به مقدار مهریه همسرم گویای هزار و یک مشکل است که من در زندگی خانوادگی به آن گرفتار هستم.

نوروزی تصریح کرد: ای کاش مهریه همسرم همانگونه که افتخاری اظهار داشت، بود تا با عمل به آن و تقدیم آنها به همسرم از این روزگار سیاه نجات پیدا کرده و امروز به دنبال تقسیط مهریه نبودم.

علل و عوامل فرار دختران
ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٧  

علل و عوامل فرار دختران

عوامل فردی

عوامل فردی زمینه ساز فرار دختران از منزل عبارتند از :
۱- نداشتن عزت نفس
۲- تمایل به خود خودکشی
۳- احساس حقارت و کمبود
۴- ترس از رسوایی پس از تجاوز جنسی و عدم بازگشت به خانه
۵- ارتباط با دوستان ناباب و اغفال توسط آنان
۶- عوامل روان شناختی مثل اختلالات خلقی - افسردگی عمیق - اختلالات سایکوتیک - اختلالات شخصیت و عقب ماندگی هوشی در حد مرزی
۷- مشکل در کسب هویت
۸- فقدان مهارت های مقابله با استرس
۹- عوامل زیست شناختی مثل بلوغ زود رس - تغییرات هورمونی - ناهنجاری در امواج مغزی


عوامل خانوادگی
۱- فرار از خانه یکی از بازتاب های خشونت خانگی است
۲- اعتیاد والدین یا یکی از آنها
۳- بدرفتاری اعضاء خانواده با یکدیگر
۴- مشاجرات خانوادگی
۵- شلوغ بودن خانواده و فرزندان زیاد
۶- زندانی بودن والدین یا یکی از اعضاء خانواده
۷- فوت والدین یا یکی از آنها
۸- جدایی والدین یا طلاق آنها از همدیگر
۹- سابقه محکومیت و ارتکاب جرم والدین یا یکی از اعضاء خانواده
۱۰- انواع آزار های (جسمی .جنسی و مسامحه نسبت به فرزندان (
۱۱- حضور نا پدری و نامادری
۱۲- بد سرپرستی
۱۳- ازدواج اجباری
۱۴- شیوه های تربیتی سخت گیرانه و استبدادی و بسته بودن محیط خانواده
۱۵- ضعف در مهارتهای فرزند پروری
۱۶- آسان گیری و سهل انگاری و بی توجهی نسبت به فرزندان
۱۷- عوامل تشنج آفرین در خانواده
۱۸- ازدواج اجباری با فرد مورد نظر خانواده
۱۹- سست بودن عقاید و باورهای مذهبی خانواده ها و دختران
۲۰- طرد دختران و عدم پذیرش از سوی والدین پس از اولین فرار
۲۱- تبعیض بین فرزندان
۲۲- آزار های جنسی و جسمی از سوی نزدیکان دختران
۲۳- احساس نا امنی در خانه و سو ء استفاده جنسی پدر یا برادر
۲۴- عدم ارضای نیازهای جسمی .روانی .عاطفی دختران در خانواده
۲۵- در بعضی موارد دختران ناز پرورده که دائم تحت مراقبت ، نظارت شدید والدین هستند برای کسب آزادی و استقلال از خانه فرار می کنند.
۲۶- شکاف فرهنگی و عقیدتی بین نسلها
۲۷- افراط و تفریط در برخورد با نوجوانان .

عوامل اجتماعی
وسایل ارتباطی جمعی:موضوع فرار دختران را با ذکر تمام جزئیات منعکس می کنند در واقع افراد را نسبت به وضعیت افراد که شرایط نامساعد و بغرنج خانه را تحمل نکرده اند مطلع میکند و باعث می شوند آنها نیز همین عمل را در مواجهه با مسائل خانواده تکرار کنند ضمن آنکه اصل مسئله نیز تا حد بسیار زیادی در اذهان شکسته شده و به عنوان یک راه حل تلقی می شود.


عوامل اقتصادی
- نداشتن شغل و مسکن مناسب
- کمبود امکانات زیستی . بهداشتی .تغذیه ای
- مشکلات اقتصادی در زندگی خانواده


دختران چه تصوری از فرار دارند ؟
دخترانی که فرار می کنند تصوّر شان از فرار به دست آوردن شرایط واقعاً خوب است اما این (تصور رویایی )شاید فقط ۲۴ ساعت طول بکشد بسیاری از دختران بعد از ۲۴ساعت فجایعی را تجربه کرده اند که درک کردنش خیلی سخت است : مورد تجاوز قرارگرفته اند _کتک خورده اند _خانه هایی که از ترس به آنجا پناه می برند و بعد از آنجا آسیب می بینند ولی واقعاً اکثر شان دنبال یک زندگی خوبند و میخواهند محبت را تجربه کنند یا استقلال و خود بودن را یعنی به دنبال یک امید واهی هستند .

 

اگر دختری را می شناسید که فرار کرده است ، لطفاً در صورت داشتن اطلاعات کافی علت فرار و سرانجام او را از قسمت نظرات برایمان ارسال کنید .


کشمکش عقل و شهوت‏
ساعت ۸:۳٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٦ بهمن ۱۳۸٧  

 کشمکش عقل و شهوت‏

آدمی دارای دو طبیعت و دو کشش حیوانی و انسانی است که پیوسته بین این دو نیرو تضاد و کشمکش وجود دارد. طبیعت روح انسان و ملکوتی آدمی را دعوت به راه خدا می‏کند و خوی حیوانی انسان را به سوی گناه و پستی دعوت می‏کند.
این دو نیرو را عقل و شهوت نام نهاده‏اند و در خارج از وجود انسان هم دو بانگ و دو کشش وجود دارد. یکی راه انبیا که همان صراط مستقیم و راه خدا می‏باشد و دیگری راه شیطان که می‏خواهد آدمی، انسانیت خود را صورت حیوانی بخشد. این دو بانگ همواره در جهان بلند بوده یکی بانگ صالحان و رسولان و دیگری بانگ اشقیا و ناپاکان.
به تعبیر علمای اخلاق پیامبران نفس را تابع عقل می‏خواهند و شیطان عقل را تابع نفس و بر سر همین دو راه و دعوت است که خوب و بد، مؤمن و کافر، شریف و غیر شریف پدیدار می‏گردد.
البته در هیچ یک از دو دعوت جبر و اکراه و تازیانه و زنجیری در کار نیست صرفا دلربایی است تا دل ربوده کدام شود.
مهدی سهیلی در زمینه این دو کشش شعر زیبایی دارد که این قسمت بحث را با شعر زیبای او به پایان می‏بریم.
روح ما را حق به سویی می‏کشد شیطان به سویی - عقل روشن بین ز یکسو، نفس نافرمان ز سویی
در هجوم زندگانی، می‏برد ما را چو موجی - حالت عصیان ز سویی، قدرت ایمان ز سویی
کشتی بی بادبان، آدمی را می‏رباید - جذبه ساحل ز سویی حمله طوفان ز سویی
در کویر آفرینش مرد و زن را می‏کشاند - رحمت یزدان ز یکسو، غفلت انسان ز سویی
نور باران می‏کند شبهای مردان خدا را - مشعل عرفان ز سویی، طلعت رحمان ز سویی
در سکوت خلوت شب عالمی داریم با هم - من ز سویی، دل ز سویی، دیده گریان ز سویی‏


کلمات کلیدی:راهی بسوی تکــــامل ،کلمات کلیدی:کشمکش عقل و شهوت‏
انسان و قدرت های خدادادی او
ساعت ٤:٥۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ بهمن ۱۳۸٧  
انسان و قدرت های خدادادی او
به نام صاحب حقیقت

حقیقت انسان نوریست متعالی . . .
به دنیا نیامده ایم که خوب باشیم ، آمده ایم تا به تعالی برسیم . . .
آمده ایم تا هر آنچه را که نور را برای رسیدن به تعالی متخلص تر میسازد متجلی تر سازیم !
همه ما از خداییم و به سوی خدا باز می گردیم
خداوند از روح خود انسان را آفرید و به خود احسنت گفت و آن را خلیفه خود در زمین قرار داد .
هر انسانی وجهه ای از وجود و تجلی خداوند است و به نوعی هریک از ما خدایان کوچکیم که از ذات خود به دور افتاده ایم .
و این است حقیقت انسان که روحیست خدایی ، همراه با قدرتی از ذات خویش قدرتی خدایی . . . !
رسد آدمی به جایی که به جز از خدا نبیند تو بنگر تا چه حد است مقام آدمیت . . .
با استناد به آیه شریفه فوق ، زمانی آدمی به سعادت می رسد که به اصل خویش باز گردد . . .
همه انسانها دارای مقام بالایی می باشند ، به خاطر وجه ی خدایی وجودشون و همه آنها پاک قدم به این دنیا میگزارن و طبق شرایط زندگی خویش که خود نیز نتیجه زندگی پیشینی شان می باشد شکل می گیرند در اینجا زندگی یک انتخاب است ؛ انجام دادنها و ندادنها ؛ که در لحظه است ، تنها جایی که زندگی حقیقت دارد و هر انتخاب درست گامی است رو به تعالی ؛ ولی بشر زمانی به سعادت می رسد که نوع بشر به سعادت برسد ، چون همه ما از یک نوریم و مکمل یکدیگر؛ در این زمان خدمت به خلق انبیا و اولیا تجلی پیدا می کند که تنها راه رسیدن به اصل خویش تن است مسئله ای که تمام اساتید به نام مکاتب به آن رسیدن که برای ارتقای بیشتر نیاز به کمک به روح جمعی را دارند و سعی در اشائه ی آگاهی به عناوین مختلف را دارند .
کودکان را دوست دارم ؛ آنها پاکند ، از ما به حقیقت خویش نزدیک ترند و زمینی مساعد برای جزب و اشائه ی آگاهی و در برحه زمانی که آموختن انتخاب راه درست به آنها کمک بسیار بزرگیست به نوع بشر.
و در آخر انسانها را دوست دارم ؛ چون خود و خدای خود را دوست دارم .
__________________
تا توانی دلی بدست آر

دل شکستن هنر نمی باشد

ابتدای آشنایی و زندگی
ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ دی ۱۳۸٧  

ابتدای آشنایی و زندگی

شمـا تـصـور می کنـیـد تنها به صرف آنکه شریک خود را دوست دارید میتوانیـد وی را به دلخواه خودتان تغییر دهید.

2- شما تصور میکنید خواسته و امیال شما همان خواسته و امیال شریک جدیدتان میباشد.

3- شما تصور می کـنـیـد عشـق و رابــــطه جاودانه است: مادامی که من عاشـق شریک زندگی خود باشم و انـرژی، پول و وقت خود را برای وی مصروف دارم، او نیز همیشـه در کنار من خواهد ماند.

4- شما تصور میکنید همواره شریک زندگیتان می باید در دسترس و فریاد رس شما باشد. حتی اگر شما در بدترین شرایط و سطح در زندگی باشید. چون فداکاریهای بسیاری در حق وی روا داشته اید.

5- شما تصور میکنید شریک زندگی شما مسئول شادی، خوشبختی و آرامش در زندگی شما میباشد.

تمام تصورات فوق اشتباه میباشد. اکنون به نکات زیر برای هر چه موفقیت آمیز گشتن رابطه جدیدتان به دقت توجه کنید:

1- شما قادر به تغییر دادن فرد دیگری نمیباشید. شما تنها قادرید خودتان را تغییر دهید که چگونه با تحولات پیرامون خود کنار بیایید. آیا شما میخواهید که شریک شما همان شخصیت و ماهیت اصیل خود را حفظ کند و یا آنکه کسی باشد که خود مایل به آن نیست؟

2- عشق و رابطه عبارت است از: برآورده ساختن دو جانبه نیازها. ممکن است در مواقعی شریک شما در شرایط روحی نامساعد قرار گیرد و تمایلی نداشته باشد که شما در کنار او باشید و به تنهایی نیاز داشته باشد. این واقعیت را بپذیرید. عشق تبادل انرژی میان دو انسان است.

3- بطور طبیعی ما همگی به سمت فردی گرایش می یابیم که از ارتعاشات انرژی بالاتری نسبت به ما برخوردار باشد. بنابراین کسی که غرغرو، بد خلق، دمدمی مزاج، پرخاشگر، کینه توز و خودخواه باشد طبعا ما را جذب خود نمیکند. بر عکس فردی که بشاش، سرحال، شاد، و برخوردار از اعتماد بنفس و خودباوری بالا و سالمی باشد ما را مجذوب خود خواهد ساخت.

4- شادی و خوشبختی یک حالت ذهنی میباشد که ما مختار به انتخاب آن میباشیم. تمام شادیها و رنجها و اندوهها توسط خود شما خلق میگردند و از خارج شما و یا توسط دیگران سرچشمه نمیگیرند. بنابراین شریک خود را مسئول خوشبخت ساختن خودتان ندانید. خلاصه شما نباید برای برآورده سازی نیازهای احساسی خود به شریک خود وابسته باشید. تنها این شما هستید که مسئول احساسات خود و خلق لحظات مثبت و شیرین در زندگی خود میباشید.

5- منتظر شریک زندگی ایده آل برای آغاز یک رابطه نباشید. و یا آنکه از شریک خود انتظار کامل بودن نداشته باشید. ممکن است روزی شریک شما دست به عملی زده و یا حرفی بزند که سبب رنجش، خشم و نا امیدی در شما گردد. اما بدانید که هیچکس کامل نیست حتی شما. بنابراین منصفانه جایز الخطا بودن انسانها را بپذیرید.

آیا شما برای شروع یک رابطه جدید آمادگی کافی دارید؟
1- فهرستی از آسیبهای روحی گذشته خود تهیه کنید: سپس یکایک آنها را مرور کرده و منصفانه قضاوت کنید که چگونه با آنها کنار آمده، حل کرده و یا پذیرفته اید. اگر تصور میکنید مسایلی در گذشته شما وجود دارند که کماکان بطور جدی و کافی به آنها نپرداخته و برخورد نکرده اید و هنوز لاینحل باقی مانده اند بهتر است پیش از آنکه قدم در یک رابطه تازه بگذارید آنها را رفع سازید. آسیبهای روحی میتوانند شامل سوء رفتارهای احساسی، فیزیکی و جنسی در دوران کودکی شما، طلاق والدین، از دست دادن والدین و یا یک عزیز، و یا روابط ناهنجار، ناکام و ناسالم شما در گذشته باشند. زیرا همان مسایل میتواند در رابطه جدیدتان رخنه کرده و خود را به اشکال مختلف نمایان ساخته و مانع شکل گیری یک رابطه سالم گردند.

2- خودآگاهی و عزت نفس شما تا چه حدی میباشد؟ فقدان خودآگاهی و اعتماد بنفس سالم شکل گیری یک رابطه صمیمی و سالم را دشوار و غیر ممکن میسازد. برای آنکه متوجه گردید تا چه اندازه خودتان را میشناسید سعی کنید به پرسشهای زیر پاسخ گویید:

*آیا قادر به بیان مهمترین و عمیقترین ارزشهای زندگی خود میباشید؟
* آیا قادر به بیان انتظارات و نیازهای خود از رابطه دلخواهتان میباشید؟
* آیا اهداف زندگی خود را شناخته اید؟ و آیا برای دستیابی به آنها از برنامه مدونی پیروی میکنید؟
* آیا نقاط ضعف و قوت خود را کاملا میشناسید؟

برای پی بردن به میزان عزت نفستان به پرسشهای زیر پاسخ گویید:

* خود را چگونه ارزیابی میکنید؟
* آیا نظر مثبتی نسبت به خود دارید؟
* دیگران چگونه شما را ارزیابی میکنند؟

اگر پاسخهای شما گویای آن میباشند که شما در پذیرش و دوست داشتن خود مشکل داشته و غالبا با واکنش منفی هنگام رویارویی با دیگران مواجه میگردید باید برای ارتقای سطح اعتماد بنفس و عزت نفس خود بیشتر تلاش کنید. عشق به خویشتن پایه و اساس یک رابطه سالم میباشد.

3- آیا روابط پیشین شما حقیقتا در گذشته بوده و پایان پذیرفته اند؟ اگر شما بطور کامل تجارب و مسایل دردناک و ناخوشایند گذشته خود را کنار نگذاشته و به دست فراموشی نسپرده باشید (البته پس از درس عبرت گرفتن از آنها)، احتمال آنکه آنها را به رابطه کنونی و یا آیندیتان کشانده و بازگردانید بسیار زیاد میباشد. زیرا مشکلات تا زمانی که کاملا حل و رفع نگردند مجددا در مغز مرور گشته و تکرار میگردند. بنابراین بسیار اهمیت دارد که پیش از آنکه وارد رابطه جدیدی گردید با تمام رنجها و مشکلات روحی عمده روابط پیشین خود بطور سازنده ای کنار آمده باشید.

4- آیا حقیقتا از خواسته، نیازها و امیال خود از یک رابطه آگاهی دارید؟ ما همگی با انتظارات و دلایل گوناگون گام در یک رابطه جدید میگذاریم. با آگاهی کامل از این انتظارات و خواسته ها قادر خواهید بود مناسب بودن رابطه فرا روی خودتان را با دید باز تری تعیین کنید. اغلب افراد همان شخصی را برای آغاز رابطه خود برمیگزینند که در ضمیر ناخودآگاه شان خواهان آن میباشند. ضمیر ناخودآگاه مکانی است که ما عمیق ترین نیازها و آرزوهای ناکام مانده و همچنین ترسهای خود را در آن نگهداری میکنیم. بنابراین بسیار اهمیت دارد که پیش از گام نهادن در یک رابطه جدید تمام احساسات گذشته و نیازهای مربوط به رابطه آینده خود را مورد بررسی قرار دهید. منصفانه درباره هر آنچه که از یک رابطه و همچنین از ویژگیهای شریک زندگی خود انتظار دارید مطمئن و آگاه گردید.
برگرفته شده از : پارسی طب


کلمات کلیدی:ابتدای آشنایی و زندگی ،کلمات کلیدی:درس های راه زندگی ،کلمات کلیدی:انعکاس زندگی ،کلمات کلیدی:راهی بسوی تکــــامل
اسرار موفقیت در زندگی
ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ دی ۱۳۸٧  

اسرار موفقیت در زندگی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید.

آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد.

تنها راهی که به شکست می انجامد، تلاش نکردن است.

دشوارترین قدم، همان قدم اول است.

امید، درمانی است که شفا نمی دهد، ولی کمک می کند تا درد را تحمل کنیم.

بجای آنکه به تاریکی لعنت فرستید، یک شمع روشن کنید.

آنچه شما درباره خود فکر می کنید، بسیار مهمتر از اندیشه هایی است
که دیگران درباره شما دارند.

همواره بیاد داشته باشید آخرین کلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد.

برای کسی که آهسته و پیوسته می رود، هیچ راهی دور نیست.

وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است
که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید.

در اندیشه آنچه کرده ای مباش، در اندیشه آنچه نکرده ای باش.

امروز، اولین روز از بقیة عمر شماست.

آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلکه دشواری رسیدن به سهولت است.

وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکر می کنند،
نه رفتار و عملکرد شما.

سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد.

اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام می دادید،
همان نتیجه ای را می گیرید که همیشه می گرفتید.

ما زمان را تلف نمی کنیم، زمان است که ما را تلف می کند.

افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند.

پیش از آنکه پاسخی بدهی با یک نفر مشورت کن
ولی پیش از آنکه تصمیم بگیری با چند نفر مشاوره ای داشته باش.

کار بزرگ وجود ندارد، به شرطی که آن را به کارهای کوچکتر تقسیم کنیم.

کارتان را آغاز کنید، توانایی انجامش بدنبال می آید.

انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند.

آنکه می تواند نسبت به نیکی دیگران ناسپاس باشد، از دروغ گفتن باک ندارد.

هرکس، آنچه را که دلش خواست بگوید، آنچه را که دلش نمی خواهد می شنود.

اگر هر روز راهت را عوض کنی، هرگز به مقصد اصلی نخواهی رسید.

کسانی که نمی توانند فرصت کافی برای تفریح بیابند،
دیر یا زود وقت خود را صرف معالجه می کنند.

صاحب اراده، فقط پیش مرگ زانو می زند، و آن هم در تمام عمر، بیش از یک مرتبه نیست.

وقتی شخصی گمان کرد که دیگر احتیاجی به پیشرفت ندارد، باید تابوت خود را آماده کند.

کسانی که در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد.

کسی که در آفتاب زحمت کشیده، حق دارد در سایه استراحت کند.

بهتر است دوباره سئوال کنی، تا اینکه یکبار راه را اشتباه بروی.

هرگاه مشکلی را مطرح می کنید، برای رفع آن هم راه حلی پیشنهاد کنید.

کیفیت جامع یعنی درست انجام دادن همه کارها در همان بار اول.

آنقدر شکست خوردن را تجربه کنید تا راه شکست دادن را بیاموزید.

اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد که متعلق به گذشته هستید.

خانه ات را برای ترساندن موش، آتش مزن.

خودتان را به زحمت نیندازید که از معاصران یا پیشینیان بهتر گردید،
سعی کنید از خودتان بهتر شوید.

اینجا، کار تمام نشده است، حتی آغاز پایان هم نیست، اما شاید پایان آغاز باشد.

خداوند به هر پرنده‌ای دانه‌ای می‌دهد، ولی آن را داخل لانه‌اش نمی‌اندازد.

تنها راهی که به شکست می‌انجامد، تلاش نکردن است.

درباره درخت، بر اساس میوه‌اش قضاوت کنید، نه بر اساس برگهایش.

از لجاجت بپرهیزید که آغازش جهل و پایانش پشیمانی است.

انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمی‌زند که خیال می‌کند
دیگران را فریب داده است.

کسی که دوبار از روی یک سنگ بلغزد، شایسته است که هر دو پایش بشکند.

هرکه با بدان نشیند، اگر طبیعت ایشان را هم نگیرد، به طریقت ایشان متهم گردد.

کسی که به امید شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است.

اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید، آنها جلوی شما را خواهند گرفت.

اینکه ما گمان می‌کنیم بعضی چیزها محال است، بیشتر برای آن است
که برای خود عذری آورده باشیم.


کلمات کلیدی:اسرار موفقیت در زندگی ،کلمات کلیدی:درس های راه زندگی ،کلمات کلیدی:راهی بسوی تکــــامل ،کلمات کلیدی:انعکاس زندگی
حضور موفق زنان و دختران ایرانی در عرصه های مختلف (قسمت دوم)
ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ دی ۱۳۸٧  

حضور موفق زنان و دختران ایرانی در عرصه های مختلف (قسمت دوم)

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
 لطفا تا باز شدن کامل عکسها شکیبا باشید
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه
Show Picture را انتخاب کنید

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی
ساعت ٤:۱٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٧  

فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی

کتاب فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی نوشته غلامغلی حداد عادل نوشته ای موشکافانه در مقوله خودباختگی فرهنگ در حوزه لباس و پوشش می باشد که برای اولین بار در سال 1359 توسط ایشان نگارش شده است و  آنچه  در اینجا می خوانید گزارشی از  محتوای این کتاب می باشد.

 

 

نویسنده در مقدمه لباس پوشیدن را از دیدگاههاى مختلفى چون‏روانشناسى ، اخلاق ، اقتصاد ، جامعه شناسى ، مذهب ، قانون وجغرافیا قابل مطالعه مى‏داند و مى‏نویسد : «منشا اصلى پیدایش‏لباس نیاز به محفوظ ماندن ، عفیف ماندن و زیبابودن است ، امااشتباه است اگر تصور کنیم که مى‏توانیم این همه اختلاف و تنوع راکه در لباس افراد در جوامع و دورانهاى مختلف دیده مى‏شود ، تنهابا درنظر گرفتن این سه اصل توجیه کنیم . رابطه فرهنگ و لباس رادر طول رابطه لباس با سایر عوامل اجتماعى ، اقلیمى ، اقتصادى وتاریخى مى‏دانیم نه در عرض آن ، به عبارت دیگر ما تاثیر فرهنگ‏را بر لباس مهم‏تر و کلى‏تر از آن مى‏دانیم که از آن در ردیف سایرتاثیرها گفتگو کنیم و معتقدیم همه تغییراتى که در لباس ازناحیه عواملى داخلى غیر از فرهنگ ، ایجاد مى‏شود ، تابع رابطه‏لباس و فرهنگ و محاط در چارچوب محدودیتهاى فرهنگى است .»

رابطه لباس و فرهنگ

در این بخش نویسنده فرهنگ را کلى‏ترین بخش و نگرشى که یک‏جامعه نسبت‏به جهان دارد مى‏داند و از نقش جهان بینى در جنبه‏هاى‏محسوس زندگى سخن مى‏گوید و تاکید مى‏کند که اختلاف در لباس جوامع‏علاوه بر عوامل اجتماعى ، اقتصادى و . . . ناشى از فرهنگ‏ها وبینش‏هاى مختلف آنان است و مى‏نویسد :

«انسان بسته به این که براى جهان چه معنایى قائل باشد ،خود را چگونه موجودى بشناسد ، چه سرنوشتى براى خود تصور کند وسعادت خود را درچه بداند ، لباس پوشیدن تفاوت مى‏کند . معتقدیم‏که اگر در جوامع غربى مذهب و قانون تعیین کننده نوع پوشش نیست، نباید تصور کرد که مردم در انتخاب لباس آزادند و لباس آنان‏از هیچ معیار و ملاکى تبعیت نمى‏کند و هیچ بینش برآن حاکم نیست ،لباس انسان ، نخست تابع فرهنگ جامعه اوست و سپس تابع سلیقه خوداو ، جامعه غربى با لباسى که برتن دارد ،با ما سخن مى‏گوید اگر به این سخن گوش دهیم فلسفه و فرهنگ غرب‏را خواهیم شنید .

اثبات مدعا

او نگاهى به دنیاى پیرامون خویش مى‏افکند و دو بخش از جهان رادر نظر مى‏گیرد :

1ک دنیاى مادى غرب که با علم و تکنولوژى و استعمارگرى مشخص‏مى‏شود .

2ک بخش که وارث فرهنگ‏ها و تمدن‏هاى کهن است که مورد هجوم فرهنگ‏غرب واقع شده است و متاسفانه خود را در برابر فرهنگ باخته است‏وى با گذرى بر تصاویر لباسهاى مردم حبشه ، آفریقاى غربى وسرخپوستان آمریکا ، ارمنستان ، چین ، چکسلواکى ، اکوادر ،یونان ، هند ، کرد ، لهستان ، ایران و نخستین نشانه‏هاى تقلیداز لباس اروپایى در ایران ، لباس زنان فرایش ، سنگال ، بولیوى‏و پرو و سرانجام لباس زنان سرخپوس آمریکاى شمالى ، به ویژه‏اشتراک لباسهاى ایران در طول تاریخ (چادر ، پیراهن بلند که تامچ پاى را مى‏پوشاند .) و وجه اشتراک تمام لباسها (بلند ،گشاد ، غیرچسبان ، عموما باسربند ، کلاه و دستار) است .

وى آنگاه به طرح این پرسش مى‏پردازد که چرا انسان غیر غربى‏عموما با لباس بلند و گشاد در جامعه ظاهر مى‏شود و انسان غربى‏با لباس تنگ و کوتاه !

وى مى‏نویسد : «دوختن لباسهاى تنگ براى مردم هزار سال پیش‏کارى چندان دشوار و پیچیده نبوده که نتوانند از عهده آن برآیندو امروزه هم دشوار نیست . . . علاوه براین مردم قدیم هراندازه‏هم‏که مطابق معیارهاى غربى عقب مانده فرض شوند این اندازه‏مى‏فهمیده‏اند که اگر شلوار را گشاد ندوزند و دامن پیراهن راکوتاهتر کنند صرفه‏جویى کرده‏اند و این خود به نفع آنهاست . پس‏نمى‏توان گفت این تفاوت در شکل لباس ناشى از پیشرفت و عقب‏ماندگى‏است و نمى‏توان گفت که شرقیان اگر مى‏توانستند آنها هم مثل مردم‏امروز غرب لباس مى‏دوخته‏اند . باید گفت : این جهان‏بینى و نظام‏ارزشهاى شرق است که اقتضاى چنان لباسى را دارد و لباس امروزغرب نیز متناسب با جهان‏بینى و فرهنگ امروز غرب است .»

رابطه لباس غربى با فرهنگ غربى

نویسنده در این بخش به دنبال کشف رابطه لباس تنگ وکوتاه غرب‏با جهان‏بینى آن است . مى‏نویسد : تمدن غرب ، جلوه یک زندگى است‏که در آن دیگر معنویت و قدس اصالت ندارد و انسان موجودى نیست‏که حامل «روح الهى‏» باشد و بتواند خلیفه خدا در زمین شود .

» نویسنده حضور جریان‏هاى ضعیفى از اندیشه‏هاى معنوى در غرب رانیز انکار نمى‏کند ولى معتقد است این متفکران پراکنده ستارگان‏کم نورى هستند که با همه التهاب و اضطراب خویش این شب تاریک رابه روز روشن مبدل نمى‏کنند .

نویسنده مى‏افزاید : در چنین فرهنگى که هیچ فردایى پس از مرگى در انتظار انسان‏نیست و هیچ بهشتى او را به خود دعوت نمى‏کند ، انسان چه مى‏تواندکرد ؟ همه فرصتى که او براى بودن دارد همین فاصله کوتاه تولدتامرگ است و او که جز در این فرصت مجال دیگرى براى بودن ندارد، ناچار است تا مى‏تواند از هر آنچه در این تبعیت لذت بخش و لذت‏آور است ، بهره‏گیرى نماید . . . و یکى از چیزهایى که مى‏تواندبه او لذت ببخشد «تن انسان‏» است .

نویسنده این تحول در فرهنگ غرب را همزمان با رنسانس در فرهنگ‏غربى مى‏داند و مجسمه‏هاى ساخته شده در این دوره را نماینده‏اومانیسم و انسان محورى مى‏داند و مى‏نویسد : «ناگهان از زیرتیشه سنگتراشان هنرمند رنسانس ، مجسمه‏هایى برهنه بیرون مى‏آیدکه بیش از هرچیز مى‏خواهد این احساس را به بیننده القا کند که‏انسان همه تن است وهنرمند باید به تن او توجه داشته باشد . . .

در نقاشى نیز تفاوت آشکارى میان آثار این دوره و آثار قبل ازآن مشهود است‏بهترین راه براى درک تفاوت دوبینش جدید و قدیم‏مقایسه صورت‏هایى است که نقاشان به تخیل خود از مریم مقدس‏کشیده‏اند . اکنون در صورت این مریم دنیوى شده آن شرم مقدس دیده‏نمى‏شود . حتى ارزش مریم نیز در این دوران به زیبایى ظاهرى اوبستگى دارد .»

در این بخش «زن ، فقط تن‏» است و ارزش او به اندازه ارزش‏تن اوست . در چنین فرهنگى لباس وسیله‏اى براى پوشش تن نیست‏بلکه‏براى آرایش آن است و در چنین حال و هوایى که شخصیت زن به نمایش‏جسم اوست ، لباس اوباید تنگ باشد تا همچون لباس خانه تن که «پوست دوم‏» اوست و لباس به تن مى‏کند تا با کمک آن بعضى ازاندام خود را در «قالب‏» و بعضى دیگر را در «قاب‏» بگیرد. آنچه مدل لباس را تعیین مى‏کند روانشناسى جنسى است و در حقیقت‏مبتکران مدهاى تازه همواره در کار تنظیم نسبت میان برهنگى وپوشیدگى هستند تا بتوانند حداکثر جلوه و جاذبه را در این جنس وحد کثر اشتیاق را در آن حنس دیگر ایجاد نمایند . این تنها لباس‏زن نیست که تابع رابطه «چشم و جسم‏» است که لباس مردان نیزهست .

سرمایه‏دارى و لباس

نظام اقتصادى غرب با بینش مادى آن به ایجاد سرمایه‏دارى منجرشد که همه قوا و امکانات و غرایز را تنها براى داغتر کردن‏بازار تولید و مصرف به خدمت گرفت از اختلاف جنسیت‏ها به عنوان‏عامل قوى مصر سود برد و زن محکوم چنین اقتصادى شد . بر همین‏اساس سکس جاى عشق را گرفت و هزاران بازار به یارى سکس ایجاد شد

هنر که ترجمان عالم معنى بود ، آینه صورت وسیماآینه ابتذال‏شد . «گویرخاصیت عدسى فیلم بردارى این است که جز این گونه‏مناظر را از خود عبور نمى‏دهد و تلویزیون ها سینما را هر شب به‏همه خانه‏ها ارمغان برد و تئاتر نیز کمى دیرتر اما سرانجام‏مغلوب این غول درنده وحشى شد و نمایش «تنهاى عریان‏» و «صحنه‏هاى آمیزش جنسى‏» در تماشاخانه‏ها معمول گشت .»

وى آنگاه به طرح این سوال مى‏پردازد که : از آنان که همه‏تفاوت هاى شرق و غرب را ناشى از پیشرفت صنعتى غرب و عقب ماندگى‏شرق مى‏دانند باید پرسید ، چه رابطه‏اى میان علم و پیشرفت علمى وبرهنگى وجود دارد ؟

اکنون در غرب برهنگى و عریانى به جاى زیبایى نشسته و «سکس‏جاى عشق‏» را گرفته و ابتذال و تحریک جنسى نام هنریافته است .

دریغا در تمدن فرهنگى که در همه فرهنگها و تمدنهاى جهان را به‏چشم تحقیر مى‏نگرد زن به صورت حیوانى در آمده است ه باید ازجنسیت او بى‏هیچ قید و شرط و حدومرزى بهره گرفت . . . اگر زندگى‏زن بسته به آن است که او را نگاه کنند مرد نیز براى آن زنده‏است که دست کم یک سوم مجلات نیرهاى روزنامه فروشان غربى «چشم‏نامه‏» است و تیراژ این مجلات از همه نشریات دیگر بیشتر و درآمد آن افزونتر است و کارتا بدانجا بالا مى‏گیرد که صادرات این‏گونه مجلات در اقتصاد کشورهاى غربى سهمى عمده پیدا مى‏کند . . .

» وى آنگاه به نقش سازندگان لوازم آرایش و مد و صنایع نساجى وخیاطى اشاره مى‏کند . . .

زمینه‏هاى تاریخى و بازوهاى علمى و فلسفى

«اگر کلیسا ، ازدواج را امرى مغایر با معنویت محسوب نمى‏کرد. . . شاید این عکس‏العمل در تمدن جدید به وجود نمى‏آمد . بایدقبول کرد که لازمه هر تفریطى ، یک افراط است اگر قدسیانى ازقبیل سن ژروم به نام دین تبلیغ نمى‏کردند که «با تبر بکارت‏درخت زناشویى را فرواندازید» امروز در غرب به نام بى‏ریشى‏درخت زناشویى را با تبر زناکارى فرو نمى‏انداختند .»

رابطه حجاب با فرهنگ اسلامى

محدودیت‏هایى که برا غریزه جنسى در اسلام معین شده براى هدایت‏و رساندن انسان به مقصد است . تن ، تنها بخش از وجود انسان است، و انسان همه تن نیست که با مرگ فانى شود و تنها مجال براى‏موجود بودن و خوشبخت‏بودن نیز تمتع محدود جهانى میانى تولد تامرگ نیست . . . لذا وظیفه خود را خطیرتر از آن مى‏بیند که تنهابه «بدن نمایى‏» و آرایش جسم بپردازد . . . لباس به تن‏نمى‏کند که تن را عرضه کند ، بلکه لباس مى‏پوشد تا خود را بپوشد، لباس براى او یک حریم است‏به منزله دیوارى و دژى است که تن‏را از دستبرد محفوظ مى‏دارد و کرامت او را حفظ مى‏کند . لباس‏براى آن است که تحریک جنسى را کم کند نه آن که بر قدرت تحریک‏بیفزاید ، لباس پوست دوم انسان نیست ، بلکه خانه اول اوست .

انسان اسلام کمال خود را در آن نمى‏بیند که تن خویش را چون کالایى‏تزیین کند و به فروشد ، بلکه به جاى آن که تن خود را به خلق به‏فروشد ، جان خود را به خداى خویش مى‏فروشد . . .»

لباس و سر ضمیر

آرایش و نوع لباس از سرضمیرانسان خبر مى‏دهد . همچنین لباس‏تحت تاثیر فرهنگ و معرف شخصیت افراد هست . میان شخصیت افراد وفرهنگ عمومى نیز ارتباطى قوى وجود دارد . به نظر نویسنده : نیاز به ابراز وجود خود به دیگران در جامعه فاقد ارزش‏هاى معنوى، به این دلیل است کهتنها جامعه اصالت دارد و رصت‏بودن و نشان‏دادن و لذت بردن تنها چند روزى است . لذا مدسازان از این عطش‏سیرى ناپذیر سودجویى مى‏کنند . وى دلایل دیگرى را نیز براى‏مدپرستى بیان مى‏کند که عقده‏هاى چرکین دوران مختلف از آن جمله‏است . مانند مردانى که نمایش لباس زنان خود را وسیله‏اى براى‏اعلام وجود و جلالت‏خود قرار مى‏دهند . آنگاه به کراهت لباس شهرت‏در اسلام اشاره مى‏کند و به نظر وى اشراف با لباس گران قیمت وضع‏خود را مى‏نمایانند و با لباس خخود را زا دل عموم بیرون مى‏کشندتا بودن خود را ثابت کنند و مردم نیز به دنبال آنان براى تشبه‏به آنان مدام در حرکتند و این دورتلخ همواره ادامه دارد و دربخشى از این قسمت وى مى‏نویسد : «در جامعه‏هاى غربى که نظام ادارى محکم و جا افتاده ،ماشینیسم و تسلط نظامهاى اقتصادى و دولتها بر آموزش و پرورش ووسایل ارتباط جمعى ، افراد جامعه را روزبه روز به هم شبیه‏ترمى‏کند . . .» فرد وقتى نتواند خود را از راههاى منطقى ومعقول ممتاز و مشخص کند به هراقدام دیگرى دست مى‏زند و بس ککه‏سعى مى‏کند با ایجاد هرگونه تغییرى در شکل لباس و نوع آرایش سرو صورت توجه دیگران را به خود جلب کند و خود را از گم شدن درجامعه نجات دهد . چرا که او که به حقیقتى برتر از جامعه مثلاخدا معتقد نیست ، گم شدن در جامعه را فناى شخصیت و مرگ خودمى‏داند .»

بى‏حجابى چگونه به ایران آمد ؟

«یکى از ثمرات هجوم غرب به ایران همین تغییر لباس و رواج‏برهنگى در میان قشرهایى از جامعه بوده است و از آن در رژیم‏طاغوت تحت عنوان «کشف حجاب‏» و در این اواخر «رفع حجاب‏»یاد مى‏شد و در حقیقت چیزى جز مبارزه با پوشش اسلامى و ترویج‏لباس غربى نبود . اجراى این برنامه محتاج دو شرط بود .

نخست‏یک زمینه فرهنگى و اجتماعى براى پذیرش لباس غربى و دوم‏یک عامل اجرا که زور داشته باشد و به اسلام اعتقاد نداشته باشد. عامل دوم رضاخان بود . . .

شرط اول یعنى زمینه فرهنگى و اجتماعى پذیرش لباس‏غربى راعربزده‏ها تامین کردند . آنان اسلام را نمى‏شناختند و به غرب‏خوشبینى مطلق داشتند . بیگانه با خویش وچشم بسته ، دلبسته‏بیگانه بودند . در واقع این قشر معدود همان قشرى بودند که قبل‏از فرو رفتن در لباس غربى و قبل از به دست گرفتن پرچم فرهنگ‏غرب ، آن فرهنگ را پذیرفته بودند و تغییر لباس آخرین و بیرونى‏ترین پوسته‏اى بود که در وجود آنها تغییر مى‏کرد . این امر به‏ظاهر کم اهمیت تنها در جامعه ما اتفاق نیفتاد . در همه مشرق‏زمین ، بسیارى از مردم به دنبال تسلیم در برابر فرهنگ غرب ،جامه غربى به تن کردند . . . اگر پذیرش لباس غربى نتیجه سلطه‏فرهنگى غرب و خود باختگى شرق نیست چرا تاکنون دیده نشده است که‏حتى یک نمونه از خصوصیات لباس شرقى در مغرب زمین پذیرفته شود ؟. . .

در جامعه ما در سالهاى قبل از 1314 آنها که تغییر لباس راپذیرفتند همان کسانى بودند که فرهنگ غربى را پذیرفته بودند وآنها که نپذیرفتند نیز دقیقا آنهایى بودند که آن فرهنگ رانپذیرفته بودند و گول اتو به اصطلاح «ترقى‏» و «آزادى‏» و«تساوى حقوق‏» را نخورده بودند .»

لباس ژاپنى‏ها چگونه غربى شد ؟

نویسنده براى آن که مساله تغییر لباس در مقیاس جهانى آن درک‏شود ، تاریخ لباس مردم ژاپن رادر این بخش توضیح مى‏دهد که بسیارعبرت آموز و تکان دهنده است و خوانندگان را به مطالعه کتاب فرامى‏خوانیم : در ادامه این بخش مى‏خوانیم : «مى‏بینید که مساله ، مساله آزادى فرد و سلیقه شخصى نیست، بلکه هجوم یک فرهنگ خالى از معنویت است‏به فرهنگ‏هاى معنوى وسننى و مى‏بینند که در ژاپن هم که اسلام در کار نبوده است ، قبل‏از غربزدگى مردان و زنان لباسهاى گشاد و بلند مى‏پوشیده‏اند و به‏دنبال نغوذ غرب . . . خانواده سلطنتى داعیان و اشراف همزمان باتقلید از رقص و موسیقى و عادتهاى اجتماعى غرب ، لباسهاى سنتى‏خود را کنار مى‏گذارند و لباس غربى مى‏پوشند . . .»

در ادامه نویسنده به حجاب در تمدن‏هاى قدیمى ، یونان ، اسپارت‏و ایران نیز اشاره مى‏کند و آنگاه سخنى از امام خمینى (ره) راحسن ختام این بخش قرار مى‏دهد : «ما مى‏دانیم ک این سخنان براى کسانى که با خیانتکارى وشهوت پرستى و نواز و رقص و هزار جور مظاهر فسق و بى‏عفتى بارآمدند ، خیلى‏گران است . البته که تمدن و تعالى مملکت را به لخت‏شدن زنها در خیابانها مى‏دانند و به گفته بى‏خردانه خودشان باکشف حجاب نصف جمعیت مملکت کارگر مى‏شود (لکن چه کارى همه‏مى‏دانید و مى‏دانیم) حاضر نیستند مملکت‏با طرز معقولانه و درزیر قانون خدا و عقل اداره شود . آنهایى که این قدر قوه تمیزندارند که کلاه لکنى را که پس مانده درندگان اروپاست ، ترقى‏کشور مى‏دانند با آنها ما حرف نداریم . . . آن روز که کلاه پهلوى‏سرآنها گذاشتند همه مى‏گفتند : مملکت‏باید یک شعار ملى داشته‏باشد .

استقلال در پوشش دلیل استقلال مملکت و حافظ آن است . چند روزبعد کلاه للنى گذاشتند سرآنها ، یک دفعه حرفها عوض شد . گفتند :ما با اجانب مراوده داریم باید همه هم شکل شویم تا در جهان باعظمت‏باشیم . مملکتى که با کلاه عظمت‏براى خود درست مى‏کند یابرایش درست مى‏کنند هر روز کلاهش را ربودند ، عظمتش را هم مى‏برند.»

منطق عفاف

نویسنده در پایان کتاب بدون رجوع به تاریخ گذشته و فرهنگ‏هادلایل دیگرى بر لزوم پوشش ارائه مى‏شود از جمله این که :

1ک برهنگى ارزش زن را از بین مى‏برد و او را تا حد یک کالا وجنس پست مى‏کند و ارضاى غریزه جنسى به معنى همگانى و همه‏جایى‏کردن مساله جنسیت نیست . زنى که تن و اندام خود را در معرض‏دید مى‏گذارد مى‏خواهد با زنانگى خود جایى براى خود در دل‏ها یاشخصیت‏ها بیابد نه انسانیت‏خود . وقتى کار به اینجا مى‏کشد که‏دیگر بر زن نه به عنوان یک موجود داراى شخصیت و هویت‏بلکه ازاجزاى بدن او صحبت مى‏آید و از سکس بودن سر و سینه و پاى زن‏چنان بحث مى‏شود که از مزه گوشت گردن و قلوه گاو و ران گوسفند .بزرگترین لطمه به خود زن وارد شده است .»

2ک «بى‏بندوبارى در پوشش ، بى‏بندوبارى در تحریک است وبى‏بندوبارى در تحریک بنیاد خانواده را متلاشى مى‏کند . غریزه‏جنسى یکى از علل مهم ازدواج و به وجود آمدن خانواده است . اماپس از ازدواج هرچه زمانى مى‏گذرد ، نقش غریزه جنسى در حفظ دوام‏خانواده کمتر مى‏شود و به جاى آن نقش عشق تفاهم و وفادارى دربقاى خانواده بیشتر مى‏شود . هم در اینجا باید گفت که بى‏لباسى ،عریانى وخود نمایى ، آفت زندگى خانوادگى است و در یک کلام‏بى‏حجابى ریشه رخت‏خانواده را مى‏خشکاند . . .

سخن آخر

نویسنده در پایان کتاب داستانى از کریستین آندرس را نقل‏مى‏کند و در پایان نتیجه مى‏گیرد :

اینک تمدن غرب ، چنین وانمود مى‏کند که مى‏خواهد براى انسان‏لباس بدوزد . . . اما در حقیقت‏به جاى آن که لباس برتن او کند، او را برهنه ساخته است و هیچ کس جرئت نمى‏کند فریاد برآورد که‏لباس درکار نیست و حاصل این همه مد و پارچه و چه و چه برهنگى‏انسان است . همه مى‏ترسند که مبادا خیاطان حقه‏بازى که زرو سیم‏را برده‏اند و مى‏برند ، آنها را به ناپاکى در اصل و نسب متهم‏کنند ، آیا در این جهان که همه اسیر و شیفته تبلیغات غرب‏شده‏اند مردمى پیدا مى‏شوند که دلى به پاکى آن کودک داشته باشندو فریاد برآورند که آنچه به نام لباس در غرب به تن انسان‏مى‏پوشانند ، لباس نیست ، بلکه برهنگى است .

چرا آن مردم ، ما نباشیم ؟

نظر هم یاد نرود ممنون گلم


شعر چادر
ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٧  

به نام او

بنام پروردگار عشق و

به نام خدائی که حضرت زهرا را آفرید

تا مقام والای زن را به جهانیان نشان دهد

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

امیدوارم مطالب این وبلاگ بر روی افکار شما تاثیر بگذارد

 

 

 شعر چادر

 

 

نصیحت گوش دار ای زن اگر دارای دانائی

 بنای وهم برهم زن اگر جویای فتوائی

 

چو غنچه رو بپوش از چشم طماع هوسرانان

وگرنه جز صباحی چند نباشی در فرح زائی

 

تا که مهتاب زیبا رخ نپوشد پرده شب را

کجا در صبح پیروزی ببیند روز پیدائی

 

برون از کیسه چون در شد کمینش دزد چادر زد

خیال شوم دارد او از این توصیف زیبائی

 

فنای ماهی زیبا همان آزادی از دریاست

برون از خیمه عفت تو در زندان کبرائی

 

ز هر کنجی نواهائی  ز هر فکری سخن هائی

اگر بیراهه رفتی تو گرفتار شرر هائی

 

چو از دروازه عصمت برون رفتی خطا کردی

صباحی حور و شیدائی سپس مبغوض و تنهائی

 

چراغ روز فردایت حجاب خوب امروزست

نهایت چادر شب را سحرگاهی است مینائی

 

لباس عصمت و تقواست  نشان حکم کرمنا

میفکن سایه طوبی اگر هشدار و بینائی

 

تو رمز خلقتی ای زن تو محبوب خداوندی

دل مردان حریم اوست رها کن این خودآرائی

 

بدان بی پرده می گویم اگر گوشت خریدار است

مرو از چادر عصمت اگر در راه زهرائی

 

(با تشکر از آقای جلفائی)


کلمات کلیدی:شعر چادر ،کلمات کلیدی:درس های راه زندگی ،کلمات کلیدی:راهی بسوی تکــــامل ،کلمات کلیدی:سخنانی از بزرگان
شعری درباره مد پرستی
ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٧  

 

بنام پروردگار عشق و

به نام خدائی که حضرت زهرا را آفرید

تا مقام والای زن را به جهانیان نشان دهد

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

امیدوارم مطالب این وبلاگ بر روی افکار شما تاثیر بگذارد

 

 

شعری درباره مد پرستی

 

 

 

ای شنیدم که شبی بر سر مد             دختری با پدرش بود به جنگ

 

پدر از روی نصیحت می گفت                   که مکن پیروی از راه فرنگ

 

مرو از خانه برون بی چادر                    بر تن خویش مکن دامن تنگ

 

ای بسا گرگ که در جامه میش                      بهر صید تو نوازد آهنگ

 

نکنند این دغلان از دغلی                     بهر اغفال تو یک لحظه درنگ

 

دختر از روی تعرض گفتش                  آنچه تو گوئی بود جمله جفنگ

 

باش خاموش دگر یاوه مگو                      که تو پیری و بری از فرهنگ

 

مدتی شد سپری زان جریان         تا که یک شب پسری گوش به زنگ

 

با سخن های زیبنده عشق                       با بیانات دل انگیز و قشنگ

 

همچو آهو به سخن رامش کرد                   از ره حیله چو روباه زرنگ

 

گوهر عفت او را زد و برد                         کرد دامان وی آلوده به ننگ

 

همچنانی که به خود می بالید                زیر لب زمزمه کرد این آهنگ

 

صید با پای خود افتاد به دام                  مرغ با میل خود افتاد به چنگ

 

ما را در دعایتان فراموش نکنید


کلمات کلیدی:شعری درباره مد پرستی ،کلمات کلیدی:خواندنی عشق و زندگی ،کلمات کلیدی:روز مادر ،کلمات کلیدی:راهی بسوی تکــــامل
سخنانی از بزرگان
ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٧  

سخنانی از بزرگان

آلبرت انیشتین :
مرد به این امید با زن ازدواج میکند که زن هیچگاه تغییر نکند ، زن به این امید با مرد ازدواج میکند که روزی مرد تغییر کند و همواره هر دو ناامید میشوند .

ناپلئون بناپارت :
هنگامی که دشمنت در حال اشتباه کردن است ، در کارش وقفه نینداز .

آلبرت انیشتین :
هیچ وقت چیزی رو خوب نمیفهمی مگر اینکه بتونی به مادربزرگت توضیحش بدی!

اسکار وایلد :
همیشه دشمنانت را ببخش ، هیچ چیز بیش از این آنها را ناراحت نمیکند .

آلبرت انیشتین :
دستهایت را برای یک دقیقه بر روی بخاری بگذار ، این یک دقیقه برای تو مانند یک ساعت میگذرد . با یک دختر خوشگل یک ساعت همنشین باش ، این یک ساعت برای تو به سرعت یک دقیقه میگذرد و این همان قانون نسبیت است !

ناپلئون بناپارت :
مذهب چیزی است که مانع کشته شدن پولدار بدست فقیر میشود .

مارک تواین :
بهتر است دهانت را ببندی و احمق بنظر برسی ، تا اینکه بازش کنی و همه بفهمند که واقعاً احمقی !

آلبرت انیشتین :
تفاوت بین نابغه و کودن بودن در این است که نابغه بودن محدودیت های خودش را دارد .

بیلی کریستال :
زنان برای سکس به دلیل نیاز دارند ،‌ مردان فقط به جا !

وودی آلن :
زندگی عشقی من واقعاً وحشتناکه ، آخرین باری که درون یک زن بودم زمانی بود که برای بازدید داخل مجسمه آزادی شدم !!!

آلبرت انیشتین :
دو چیز را پایانی نیست : یکی جهان هستی و دیگری حماقت انسان . البته در مورد اولی مطمئن نیستم !

جانی کارسون :
مردی را میشناختم که سیگار کشیدن ، مشروب خوردن و سکس را ترک کرد و از آن به بعد تا قبل از خودکشی زندگی سالمی داشت .

ژوزف استالین :
مرگ یک نفر تراژدیه ، مرگ یک میلیون نفر آمار !

ماهاتما گاندی :
آنچنان زندگی کن گویی که فردا خواهی مرد ، آنچنان بیاموز گویی که تا ابد زنده خواهی ماند .

البرت هوبارد :
زندگی رو زیاد جدی نگیر ، چون هرگز از اون زنده بیرون نمیری .

آلبرت انیشتین :
انسانهای باهوش مسائل را حل میکنند ، نوابغ آنها را اثبات میکنند .

ژان کوکتو :
ما باید به شانس ایمان بیاوریم ،‌ تا کی میتوانیم موفقیت کسانی را که دوستشان نداریم تفسیر کنیم .

آیزاک آسیموف :
زندگی لذتبخش است و مرگ آرامش بخش ،‌این میان انتقال رنج آور است .

ناپلئون :
اگر با دشمنی زیاد بجنگی ،‌ بعد از مدتی تمام استراتژی های تو را فرا میگیرد .

وینستون چرچیل :
پیروزی یعنی توانایی رفتن از یک شکست به شکست دیگر بدون از دست دادن اشتیاق .


کلمات کلیدی:سخنانی از بزرگان ،کلمات کلیدی:درس های راه زندگی ،کلمات کلیدی:انعکاس زندگی ،کلمات کلیدی:راهی بسوی تکــــامل
راهی بسوی تکــــامل
ساعت ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ روز شنبه ٩ آذر ۱۳۸٧  

راهی بسوی تکــــامل

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 


در این راه طولانی (که ما بی خبریم و چون باد می گذرد) بگذار خرده اختلاف هایمان با هم، باقی بماند. خواهش می کنم! مخواه که یکی شویم, مطلقاً یکی.
مخواه که هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم و هر چه من دوست دارم، به همان گونه، مورد دوست داشتن تو نیز باشد.
مخواه که هر دو یک آواز را بپسندیم، یک ساز را، یک کتاب، یک طعم را، یک رنگ را، و یک گونه نگاه کردن را.
مخواه که انتخاب مان یکی باشد، سلیقه مان یکی، و رویاهایمان یکی.
همسفر بودن و هم هدف بودن، ابداً به معنای شبیه بودن و شبیه شدن نیست. و شبیه شدن، دال بر کمال نیست، بلکه دلیل توقف است.
عزیز من!
زندگی را تفاوت نظرهای ما می سازد و پیش می برد نه شباهت هایمان، نه از میان رفتن و محو شدن یکی در دیگری، نه تسلیم بودن، مطیع بودن، امربر شدن و دربست پذیرفتن.
عشق باشد و یا دوست داشتن یا مهر و عطوفت یا ترکیبی از اینها، در هر حال حتی دو نفر که سخت و بیحساب عاشق هم اند، و عشق آنها را به وحدتی عاطفی رسانیده است، واجب نیست که هر دو، صدای کبک، درخت نارون، حجاب برفی، قله علم کوه، رنگ سرخ، بشقاب سفالی را دوست داشته باشند. حتی به یک اندازه هم.
عزیز من!
اگر زاویه ی دیدمان نسبت به چیزی، یکی نیست بگذار یکی نباشد. بگذار فرق داشته باشیم. بگذار، در عین وحدت، مستقل باشیم. بخواه که در عین یکی بودن، یکی نباشیم. بخواه که همدیگر را کامل کنیم نه ناپدید.
تو نباید سایه ی کمرنگ من باشی
من نباید سایه ی کمرنگ تو باشم
این سخنی ست که در باب"دوستی" نیز گفته اند.
بگذار صبورانه و مهرمندانه در باب هر چیز که مورد اختلاف ماست بحث کنیم، اما نخواهیم که بحث ما را به نقطه ی مطلقاً واحدی برساند.
بیا بحث کنیم !
بیا کلنجار برویم !
اما سرانجام، نخواهیم که غلبه کنیم و دیگری را مغلوب نمائیم !
و این غلبه منجر به آن شود که تو نیز چون من بیندیشی یا به عکس
من و تو ، تو و من ، حق داریم در برابر هم قد علم کنیم.
و حق داریم بسیاری از نظرات و عقاید همدیگر را نپذیریم
بی آنکه قصد تحقیر هم را داشته باشیم.
بیا تصمیم بگیریم که حرکات مان، رفتارمان، حرف زدنمان، و سلیقه مان کاملاً یکی نشود.
و فرصت بدهیم که خرده اختلاف ها، حتی اختلاف های اساسی مان باقی بماند.
و هرگز اختلاف نظر را وسیله ی تهاجم قرار ندهیم ...
عزیز من ! بیا متفاوت باشیم !
تفاوت! نه برای رنجاندن و دامن زدن به اختلاف توام با تنفر، بلکه در جهت "تکامل" یکدیگر که یک تکامل فکری و عقلی همان تفاهم است و سرآمد تمام خوشبختی هاست.


کلمات کلیدی:راهی بسوی تکــــامل ،کلمات کلیدی:درس های راه زندگی
 
 
 

چت روم

كد چت روم