| مغایرتهای زمان ما |
| ساعت ۸:٥٢ ب.ظ روز شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٠ |
|
مغایرتهای زمان ما
کلمات کلیدی:راهی بسوی تکــــامل ،کلمات کلیدی:پند های آموزنده ،کلمات کلیدی:اهمیت عشق در روابط ،کلمات کلیدی:درس های راه زندگی
|
|
| وقتی کسی را دوست دارید |
| ساعت ۸:٥٠ ب.ظ روز شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٠ |
|
*
کلمات کلیدی:درس های راه زندگی ،کلمات کلیدی:خواندنی عشق و زندگی ،کلمات کلیدی:راهی بسوی تکــــامل ،کلمات کلیدی:اهمیت عشق در روابط
|
|
| نکته آموزنده |
| ساعت ۸:٢٥ ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٧ |
|
نکته آموزنده تحقیقات نشان می دهد که داشتن ارتباط خوب روابط را ارتقاء می بخشد، همچنین صمیمیت، اعتماد و حمایت بین طرفین را نیز بیشتر می کند. عکس این مسئله نیز صادق است: ارتباط بد صمیمیت را از بین برده، عدم اعتماد و اطمینان ایجاد می کند و حتی موجب تحقیر و اهانت بین دو طرف می شود. در زیر به چند نمونه از رفتارها و الگوهای ارتباطی ضعیف، منفی و حتی مخرب اشاره می کنیم که هر دعوا و مرافعه ای را بدتر می کند.
1 - اجتناب از دعوا به طور کل: به جای صحبت کردن درمورد مشکلات در یک جو آرام و توام با احترام برخی افراد سعی می کنند هیچ چیز درمورد مشکلات و دلیل ناراحتی خود به طرف مقابل نگویند و بعد آن را یکباره به صورت عصبانیتی وحشتناک بیرون می دهند. این به نظر راهی کم استرس تر می آید-که بخواهید به طور کل از بحث و مشاجره دوری کنید�اما معمولاً استرس بیشتری برای هر دو طرف ایجاد می کند چون با آن انفجار عصبانیت، تنش، خشم و مشاجره بیشتری بین دو نفر ایجاد خواهد شد. پس بهتر این است که به راحتی و با آرامش خاطر درمورد مشکلات خود با هم بحث کنید.
2 - حالت دفاعی گرفتن: بعضی ها به جای اینکه گله و شکایت های طرف مقابل را با دیدی منتقدانه و با میل شخصی مورد توجه قرار دهند و نقطه نظرات او را درک کنند، سعی می کنند هرگونه اشتباه و خطای خود را انکار کنند و به هیچ طریق زیر بار نمی روند که ممکن است خودشان موجب بروز مشکل شده باشند. شاید به نظر برسد که انکار مسئولیت استرس را در کوتاه زمان کمتر می کند اما در طولانی مدت موجب بروز مشکلات بسیاری خواهد شد.
3 - تعمیم افراطی بعضی ها وقتی اتفاقی می افتد که چندان به مذاقشان خوش نیست با عمومیت دادن آن مشکل را بیرون می دهند. هیچوقت جملات خود را با "تو همیشه...." یا "تو هیچوقت..." مثل "تو همیشه دیر میای خونه" یا "تو هیچوقت کارایی که من دوست دارم را انجام نمیدی" شروع نکنید. کمی مکث کنید، فکر کنید و ببینید آیا این جمله ها واقعاً صحت دارد. همچنین هیچوقت با پیش کشیدن مشکلات قدیمی سعی نکنید که مشاجره را بدتر کنید.
4 - حق داشتن اگر بخواهید فکر کنید که برای هر کاری روش "درست" و روش "غلط" وجود دارد، و روش شما همیشه "درست" است، رابطه تان خراب خواهد شد. هرگز نخواهید که طرفتان هم مثل شما به قضایا نگاه کند و اگر دیدگاه آنها متفاوت بود، جنگ و جدال راه نیندازید. همیشه به دنبال مصالحه باشید و یادتان باشد که هیچوقت یک روش "درست" یا "غلط" محض وجود ندارد و ممکن است هر دو نقطه نظر کاملاً صحیح باشند.
5 - روانکاوی بعضی ها به جای اینکه درمورد افکار و احساسات طرف مقابلشان سوال کنند، فکر می کنند که می دانند که طرفشان به چه چیز فکر میکند یا درمورد یک مسئله خاص چه احساسی دارد و معمولاً هم این تفسیرها منفی است. مثلاً وقتی طرفشان دیر سر قرار می آیند، پیش خودشان فکر می کنند که برای او اهمیت ندارند. این کار دشمنی و سوءتفاوم بین دو طرف ایجاد می کند.
6 - گوش ندادن بعضی افراد به جای اینکه خوب به حرفهای طرف مقابلشان گوش کنند و حرفهای او را درک کنند، موقعی که طرفشان مشغول صحبت کردن است، حرف او را قطع می کنند، چشمانشان را اینطرف و آنطرف می گردانند یا به آنچه خودشان می خواهند در جواب بگویند فکر می کنند. اینکار باعث می شود نتوانید به خوبی از نقطه نظرات طرف مقابلتان مطلع شوید. هیچوقت اهمیت گوش دادن به حرفهای همدیگر را دست کم نگیرید.
7 - تقصیر را گردن دیگری انداختن بعضی افراد با انتقاد از طرف مقابل و مقصر دانستن او برای موقعیت حاضر با مشکل برخورد می کنند. هیچوقت ضعف های خود را قبول نمی کنند و به هر قیمتی که شده دربرابر آن ایستادگی می کنند چون فکر می کنند با قبول ضعف هایشان از اعتبارشان کم می شود.. به جای این رفتارها باید سعی کنید هر دعوا و مشاجره را فرصتی بدانید برای بررسی منتقدانه وضعیت، ارزیابی نیازهای هر دو طرف و رسیدن به یک راه حل که به هر دو کمک کند.
8 - سعی در برنده شدن در دعوا هدف از بحث بین دو نفر باید درک متقابل و رسیدن به توافق نظر یا راه حل باشد که نیازهای هر دو طرف در آن ملاحظه شود.. اگر سعی دارید نشان دهید که طرف مقابلتان چه اشتباهاتی انجام داده است، احساسات او را دست کم بگیرید و محکم روی نظر خودتان بایستید، بدانید که مسیر اشتباهی را انتخاب کرده اید.
9 - حمله های شخصیتی گاهی اوقات برخی افراد هر عمل منفی ازطرف مقابل را جدی گرفته و آن را نقص شخصیتی او قلمداد میکنند. مثلاً وقتی شوهری جوراب خود را اینطرف و آنطرف خانه می اندازد، زن آن را یک اشکال شخصیتی در او قلمداد کرده و برچسب تنبل بودن و بی ملاحظه بودن را به او می چسباند.. این روش در هر دو طرف درک و احساس نادرست ایجاد می کند. یادتان باشد که درهر شرایطی برای شخصیت طرف مقابلتان احترام قائل باشید حتی اگر رفتاری از او را دوست نداشته باشید.
10 - توپ را به زمین مقابل شوت کردن وقتی یک طرف می خواهد درمورد مشکلی در رابطه صحبت کند، طرف مقابل حالت دفاعی به خود می گیرد و از صحبت کردن یا حرف زدن با او طفره می رود. این نوعی بی احترامی به فرد مقابل است و در برخی موقعیت های خاص، حتی اهانت آمیز است و موجب شدت گرفتن مشکل هم می شود. اینکار نه تنها هیچ مشکلی را حل نمی کند، بلکه موجب جریحه دار کردن احساسات طرف مقابل و خراب شدن رابطه هم می شود. پس بهتر است که با احترام و علاقه به حرفهای طرف مقابل خود گوش کنید.
کلمات کلیدی:راهی بسوی تکــــامل ،کلمات کلیدی:24 نشانه از خانواه خوشبخت ،کلمات کلیدی:خداوند، زن، زیبایی ،کلمات کلیدی:نکته آموزنده
|
|
| بهترین ملاکهای ازدواج کدامند؟ |
| ساعت ٩:٤۳ ق.ظ روز شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٧ |
|
بهترین ملاکهای ازدواج کدامند؟
پاسخگو :ایمان و اعتقاد پاسخگو :فقط راستگو باشه این مهمترینه.بقیه اش به خودت بر میگرده که چه چیزایی واست مهمه. پاسخگو : بهترین ملاک واسه ازدواج نه دینه نه مذهب نه پوله نه چیزایی مثل این. بهترین ملاک آدم بودنه، فقط باید آدم باشه. پاسخگو : پاک بودن و راستگوئی برام خیلی مهمه پاسخگو : سلام پاسخگو : سلام. پاسخگو : از دیدگاه روانشناسان خانواده ; می توان ملاک های ازدواج های موفق یا خوشبخت را چنین خلاصه کرد : پاسخگو : ایمان در درجه ی اول بعد عشقو دوست داشتن و در کنارش صداقت و در آخر پول و رفاه(گفتم آخر) پاسخگو : با سلام ممنون از خانم maryam یزدانی پور که این سوال را ظرح کرده بودن شما هم پاسخی داری بفرمائید نظر بدهید تا نظر شما هم گذاشته شود
کلمات کلیدی:راهی بسوی تکــــامل ،کلمات کلیدی:بهترین ملاکهای ازدواج کدامند؟ ،کلمات کلیدی:خواندنی عشق و زندگی ،کلمات کلیدی:نکاتی که پیش از ازدواج باید بدان توجه کنیم
|
|
| خانه ای پر از عشق |
| ساعت ۳:٢۸ ب.ظ روز سهشنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸٧ |
|
خانه ای پر از عشق همه ما تشنه محبت هستیم. می خواهیم جزو خانواده ای باشیم که از یکدیگر مراقبت و به هم افتخار می کنند. عشقمان را به یکدیگر نشان دهیم. دور هم جمع شویم. با فشردن دستها دوست داشتن را به زبانی دیگر عنوان نماییم... همه ما تشنه محبت هستیم. می خواهیم جزو خانواده ای باشیم که از یکدیگر مراقبت و به هم افتخار می کنند. عشقمان را به یکدیگر نشان دهیم.دور هم جمع شویم. با فشردن دستها دوست داشتن را به زبانی دیگر عنوان نماییم. |
|
| درس محبت |
| ساعت ٢:۳٢ ب.ظ روز سهشنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸٧ |
|
|
| تفاوتهای دنیای زنان و مردان را بشناسید |
| ساعت ۳:٢۸ ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸٧ |
|
تفاوتهای دنیای زنان و مردان را بشناسید
تفاوتهای دنیای زنان و مردان را بشناسید رابطه زناشویی مانند سکه، دو رو دارد. از یکسو میتواند مایه شادی و آرامش باشد اما برخی مواقع نیز این رابطه گرم قدری شکرآب میشود. در این مواقع همسران شروع به انتقاد کردن و غر زدن میکنند. این مشکلات اگر پیشرفتهتر شود به خشم و پرخاشگری تبدیل میشود. امروز به دیدار دکتر حسین ابراهیمیمقدم، روانشناس، رفتیم تا با چند توصیه کاربردی در این خصوص آشنا شویم... اصولا چرا روابط همسران دچار تیرگی میشود؟ رابطه زناشویی همیشه با دنیایی از عشق و امید و انتظار شروع میشود. امید به اینکه احساساتمان درک و پذیرفته شود و امید به اینکه به جایگاه امنی برسیم که احساس کنیم توسط نزدیکترین فرد زندگیمان حمایت میشویم اما گاهی این امید در برخورد با واقعیت رنگ میبازد، نیازها برآورده نمیشود و برداشتهای اشتباه به تدریج روابط همسران را تیره میسازد. در نتیجه خشم در روابط آنها رشد میکند تا جایی که تمام امیدها و آرزوها نقش بر آب میشود و به جای آن تصاویر زیبا، صحنههای زشت و ملالآور در روابط حاکم میشود و هریک از زوجین احساس تنهایی شدید میکند و با این احساس هر لحظه از هم دورتر میشوند و حتی کارشان به پرخاشگری و خشم نیز میرسد. چه عواملی را در خشمگین شدن همسران موثر میدانید؟ شناخت ناکافی نسبت به خلق و خو و ویژگیهای همسر که متاسفانه عدم آگاهی از تفاوتهای جنسیتی نیز باعث دامن زدن به این موضوع میشود و همچنین عدم مهارت در فن گفتگو و ایجاد ارتباطی موفق و نیز عدم آگاهی از روشهای صحیح برخورد با مسایل متفرقه و روزمرهای که شاید بسیار تکرار شود زمینهساز ناراحتی و رفتارهای پرخاشگرانه میشود. میتوانید مثال بزنید؟ به طور مثال سکوت همسر، دیر آمدن شوهر به منزل، کمک نکردن مرد در امور خانه، عدم تعادل در برقراری ارتباط همسران با خانواده و یا حتی مسایل تربیتی فرزندان از این جملهاند. و چهطور میتوانیم خشم خودمان و همسرمان را کنترل کنیم؟ به خاطر داشته باشید شناخت افرادی که با آنها در ارتباط هستید همواره به نفع شماست. وقتی همسر خود را درست بشناسید این شناخت به میزان زیادی در روابط زناشوییتان تاثیر میگذارد و بنابراین به عنوان نخستین و مهمترین پیشنهاد توصیه میشود، سعی کنید با شناخت و آگاهی بیشتر و دقیقتر از روحیات، احساسها، ویژگیها، مهارتها، نقاط مثبت و منفی همسر خود بزرگترین گام را به سوی روابطی بهتر و صمیمانهتر بردارید. تربیت خانوادگی هم در این خصوص موثر است؛ نیست؟ به نکته مهمی اشاره کردید! زن و شوهر علاوه بر آنکه از دو خانواده، با فرهنگ و تربیت متفاوت هستند از دو جنس متفاوت نیز هستند که هرچه آگاهی شما نسبت به این موضوع و این تفاوتها بیشتر باشد زمینه بسیاری از ناراحتیها از بین میرود. میتوانید مصداقهایی از این تفاوتها را نام ببرید؟ مثلا نحوه برخورد زن و مرد در برابر مسایل و مشکلات یکی از این مصداقهاست. بهطور مثال زنان زمانی که اوضاع بر وفق مرادشان نیست معمولا سریع تذکر میدهند ولی مردان معمولا آن را در خود نگه میدارند یا بعد از فشار عصبی و روانی، مردها معمولا گوشهگیر میشوند و در خود فرو میروند ولی زنها به هیجان میآیند و مسایل را مطرح میکنند و برای رسیدن به آرامش نیاز به همدردی دارند اما مرد نیاز به زمان دارد که به تنهایی و بدون حضور کسی موضوع را با خودش موشکافی کند تا از لاک خود بیرون بیاید، پس بهتر است زنان باهوش متوجه باشند به هر دلیلی که همسرشان عصبی و خشمگین شده به جای بحث و گفتگو از همسر خود دور شوند و اجازه دهند او با خودش کنار بیاید. فکر نمیکنید بعضیها حتی همین کار همسرشان را هم نوعی بیاحترامی تلقی کنند؟ این دور شدن نباید به نحوی باشد که بیاحترامی به شمار رود بلکه با اینکار به همسر خود زمانی برای خلوت کردن با خویش و آرام شدن دادهاید در ضمن خود شما میتوانید از این لحظهها بهترین استفاده را جهت اندیشیدن برای رفع مشکل و رسیدن به راهحلها داشته باشید. یک نکته دیگر را هم اضافه کنم که همیشه در حین خشم و ناراحتی بر ذهن خود و افکارتان مسلط شوید تا با دقت و توجه بیشتری بتوانید در زمان و مکان مناسب با همسرتان گفتگو کنید. ببینید؛ مردان علاقه دارند مسایلشان را به تنهایی حل کنند لذا سعی میکنند مشکلاتشان را برای کسی بازگو نکنند اما زنها دوست دارند با کسی حرف بزنند و مشکلاتشان را مطرح کنند تا حس حمایتی آنها تقویت شود. پس به همین دلیل است که هر وقت با همسرم دچار مشکل میشوم بلافاصله با مادرش تلفنی صحبت میکند؟ (با خنده) احتمالا همینطور است. اگر اجازه بدهید یک سوال خصوصی از شما بپرسم: من هنگامی که در خانه هستم علاقه عجیبی به خواندن روزنامه و گوش کردن اخبار دارم اما همسرم همیشه از این کار ناراحت میشود. به نظر شما باید چه کارکنم؟ خواندن روزنامه و گوش دادن به اخبار نشان بیاعتنایی شما نسبت به همسر و خانوادهتان نیست بلکه روشی است که معمولا مردان برای فراموش کردن مشکلات زندگی پیش میگیرند. از تفاوتهای مردان و زنان نکته دیگری باقی مانده است که بخواهید اشاره کنید؟ بله. خانمها وقایع را با جزییات و صحنه به صحنه تعریف میکنند ولی آقایان به کلیات بسنده میکنند و خیلی زود حوصلهشان سر میرود. همچنین اغلب خانمها آنچه در ذهن و فکرشان میگذرد را با صدای بلند با خود بیان میکنند که گاه شوهران فکر میکنند همسر از قصد به در میگوید تا دیوار بشنود. یک نکته دیگر هم اینکه به علت جزیینگری زنان در مسایل مختلف و حساسیت بیش از حد به جزییات معمولا حافظه زنان مانند بایگانی، پروندهای قطور و بسیار گسترده دارد. آقایان از یاد نبرند زنان گاهی فقط نیازمند گوش شنوا هستند. با گفتن و گله کردن و گاهی از چیزی شکایت کردن روحشان سبک میشود. مرد خوب همواره این فرصت را به همسرش میدهد. به حرفهای او گوش میدهد و با او همدلی میکند. این عمل را نه بهصورت مکانیکی بلکه از روی رغبت و با تمام وجود به خاطر دل او انجام میدهد زیرا که مطمئن است ثمره این نوع رفتار او با همسرش اول از همه به خود او و به زندگیشان برمیگردد. بهیاد داشته باشید بیشتر زنها از طریق محبت و عشقورزی بهتر و راحتتر با شما کنار میآیند تا با اهدای قطعهای جواهر. به عواطف و گریه همسر اهمیت دهید و هنگام بروز خشم او را در آغوش بگیرید و به او اظهار محبت کنید. یک نکته دیگر اینکه صداقت داشتن با بیگذشت بودن و خردهگیری فرق دارد، در بیان انتقادها کمی ملاحظهکارانه عمل کنید. و خانمها برای کنترل خشمشان چه کار کنند؟ اگر مردی در لحظات عصبانیت یا بعد از آن گفت: «مرا تنها بگذار» منظور اصلی او این است که در آن لحظات به سکوت احتیاج دارم تا به همسرم. اگر از شوهرتان میخواهید تا کاری برایتان انجام دهد و او مخالف است غرغر کردن و شاکی بودن از شرایط هیچ کمکی به حل مشکل نمیکند و باعث سردی روابط میشود. همچنین زمان عنوان کردن هر مطلب را متناسب با روحیه، ظرافت و شرایط شوهرتان بشناسید و در مواقعی که شوهر ناراحت و مضطرب است نقش تشدیدکننده ناراحتی را بازی نکنید. در زمان ناراحتی همسر، همزمان با غصههای شوهر، درد و دل خود را با او مطرح نکنید و با به زبان آوردن و تکرار خاطرههای تلخ گذشته، لحظههای خوشایند را خراب نکنید و نکته مهمتر اینکه هرگز به گونهای رفتار نکنید که همسر شما احساس کند بدون حضور او زندگی شما به راحتی و آسانی طی میشود
امید وارم برای زندگی بهتر تلاش مهربانی و عشق را بیاموزید
کلمات کلیدی:درس های راه زندگی ،کلمات کلیدی:راهی بسوی تکــــامل ،کلمات کلیدی:تفاوتهای دنیای زنان و مردان را بشناسید رابطه ،کلمات کلیدی:ابتدای آشنایی و زندگی
|
|
| حدیث دشت عشق - الهی سینه ای ده آتش افروز |
| ساعت ٢:٢٠ ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸٧ |
|
|
حدیث دشت عشق - الهی سینه ای ده آتش افروز
یادش به خیر هشت سال پیش بود وقتی هر پنج شنبه در مدرسه زیارت عاشورا بود، آری بچه های مدرسه نبی اکرم (ص) هیچگاه تو را از یاد نخواهند برد. همیشه یک نوری در چهره ات بود، چه عاشقانه با یوسف زهرا درد دل می کردی، همیشه می نالیدی از روزگار، نه نالیدن از مادیات، بلکه از اینکه چرا همه یارانت پر کشیدند و تو ماندی، ماندی. اما نه، چرخ روزگار همیشه اینگونه نمی چرخد، بگذار هرچه می خواهند بگویند، بگذار شهد ایمان را از یاد ببرند، اما تا کی؛ روزی می رسد که از کرده خود پشیمان خواهند شد، اما چه دیر! روزی می رسد که دست به دامان همین شهدا خواهند شد، اما چه سود!
کلمات کلیدی:خواندنی عشق و زندگی ،کلمات کلیدی:الهی سینه ای ده آتش افروز ،کلمات کلیدی:عشق های معنوی خدائی ،کلمات کلیدی:راهی بسوی تکــــامل
|
|
| اظهارات عجیب داماد علیرضا افتخاری درباره مهریه همسرش!!! |
| ساعت ٩:۱۱ ق.ظ روز شنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٧ |
|
اظهارات عجیب داماد علیرضا افتخاری درباره مهریه همسرش!!!
داماد علیرضا افتخاری خواننده پر آوازه کشورمان سخنان وی در مورد مهریه همسرش را نادرست خواند.
رامین نوروزی داماد بزرگ علیرضا افتخاری افزود: مهریه همسر من 777 سکه تمام بهار آزادی و 7 میلیون و 707 هزار تومان جواهرات و یک سفر حج است که متاسفانه هنوز زندگی رسمی خود را شروع نکرده به دلیل مشکلات شدید خانوادگی در آستانه طلاق و جدائی قرار داریم. چندی قبل علیرضا افتخاری، اظهار داشت: که مهریه دختر بزرگ من حفظ 450 غزل از حافظ شیرازی و مهریه دختر کوچکم حفظ 16 جزء از قرآن کریم است که داماد بزرگش تاکنون 350 غزل و داماد کوچکش نیز تاکنون 8 جزء از قرآن کریم را حفظ کرده اند. نوروزی با بیان اینکه همسرم میگوید تا زمانی که مهریه خود را دریافت نکنم حاضر به ازدواج نیستم، گفت: هم اکنون برای اخذ مهریه دادگاه کشی داریم. نوروزی که مهندس عمران و از هنرمندان عرصه موسیقی و آواز است، تصریح کرد: جوانان هرگز نباید به رنگ و لعاب ظاهری زندگی برخی از افراد پر آوازه دلخوش کرده و درصدد وصلت با این قشر قرار گیرند. وی افزود: هرگز فکر نمیکردم به واسطه ازدواج با دختر یک هنرمند بزرگ چون افتخاری اینگونه در ورطه مسائل خانوادگی گرفتار شوم و نگاهی به مقدار مهریه همسرم گویای هزار و یک مشکل است که من در زندگی خانوادگی به آن گرفتار هستم. نوروزی تصریح کرد: ای کاش مهریه همسرم همانگونه که افتخاری اظهار داشت، بود تا با عمل به آن و تقدیم آنها به همسرم از این روزگار سیاه نجات پیدا کرده و امروز به دنبال تقسیط مهریه نبودم.
کلمات کلیدی:راهی بسوی تکــــامل ،کلمات کلیدی:اظهارات عجیب داماد علیرضا افتخاری درباره مهریه همس ،کلمات کلیدی:خواندنی عشق و زندگی ،کلمات کلیدی:عشق های معنوی خدائی
|
|
| علل و عوامل فرار دختران |
| ساعت ٤:٥٦ ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٧ |
علل و عوامل فرار دخترانعوامل فردی عوامل فردی زمینه ساز فرار دختران از منزل عبارتند از :
عوامل اجتماعی
کلمات کلیدی:راهی بسوی تکــــامل ،کلمات کلیدی:علل و عوامل فرار دختران ،کلمات کلیدی:عشق و ثروت و موفقیت ،کلمات کلیدی:پوشش فقط برای زنان نه مردان ، چرا؟
|
|
| کشمکش عقل و شهوت |
| ساعت ۸:۳٦ ق.ظ روز یکشنبه ٦ بهمن ۱۳۸٧ |
|
کشمکش عقل و شهوت آدمی دارای دو طبیعت و دو کشش حیوانی و انسانی است که پیوسته بین این دو نیرو تضاد و کشمکش وجود دارد. طبیعت روح انسان و ملکوتی آدمی را دعوت به راه خدا میکند و خوی حیوانی انسان را به سوی گناه و پستی دعوت میکند.
کلمات کلیدی:راهی بسوی تکــــامل ،کلمات کلیدی:کشمکش عقل و شهوت
|
|
| انسان و قدرت های خدادادی او |
| ساعت ٤:٥۳ ب.ظ روز شنبه ٥ بهمن ۱۳۸٧ |
|
انسان و قدرت های خدادادی او
به نام صاحب حقیقت
حقیقت انسان نوریست متعالی . . . به دنیا نیامده ایم که خوب باشیم ، آمده ایم تا به تعالی برسیم . . . آمده ایم تا هر آنچه را که نور را برای رسیدن به تعالی متخلص تر میسازد متجلی تر سازیم ! همه ما از خداییم و به سوی خدا باز می گردیم خداوند از روح خود انسان را آفرید و به خود احسنت گفت و آن را خلیفه خود در زمین قرار داد . هر انسانی وجهه ای از وجود و تجلی خداوند است و به نوعی هریک از ما خدایان کوچکیم که از ذات خود به دور افتاده ایم . و این است حقیقت انسان که روحیست خدایی ، همراه با قدرتی از ذات خویش قدرتی خدایی . . . ! رسد آدمی به جایی که به جز از خدا نبیند تو بنگر تا چه حد است مقام آدمیت . . . با استناد به آیه شریفه فوق ، زمانی آدمی به سعادت می رسد که به اصل خویش باز گردد . . . همه انسانها دارای مقام بالایی می باشند ، به خاطر وجه ی خدایی وجودشون و همه آنها پاک قدم به این دنیا میگزارن و طبق شرایط زندگی خویش که خود نیز نتیجه زندگی پیشینی شان می باشد شکل می گیرند در اینجا زندگی یک انتخاب است ؛ انجام دادنها و ندادنها ؛ که در لحظه است ، تنها جایی که زندگی حقیقت دارد و هر انتخاب درست گامی است رو به تعالی ؛ ولی بشر زمانی به سعادت می رسد که نوع بشر به سعادت برسد ، چون همه ما از یک نوریم و مکمل یکدیگر؛ در این زمان خدمت به خلق انبیا و اولیا تجلی پیدا می کند که تنها راه رسیدن به اصل خویش تن است مسئله ای که تمام اساتید به نام مکاتب به آن رسیدن که برای ارتقای بیشتر نیاز به کمک به روح جمعی را دارند و سعی در اشائه ی آگاهی به عناوین مختلف را دارند . کودکان را دوست دارم ؛ آنها پاکند ، از ما به حقیقت خویش نزدیک ترند و زمینی مساعد برای جزب و اشائه ی آگاهی و در برحه زمانی که آموختن انتخاب راه درست به آنها کمک بسیار بزرگیست به نوع بشر. و در آخر انسانها را دوست دارم ؛ چون خود و خدای خود را دوست دارم . __________________
تا توانی دلی بدست آر دل شکستن هنر نمی باشد
کلمات کلیدی:راهی بسوی تکــــامل ،کلمات کلیدی:انسان و قدرت های خدادادی او
|
|
| ابتدای آشنایی و زندگی |
| ساعت ٤:۳٦ ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ دی ۱۳۸٧ |
|
ابتدای آشنایی و زندگی شمـا تـصـور می کنـیـد تنها به صرف آنکه شریک خود را دوست دارید میتوانیـد وی را به دلخواه خودتان تغییر دهید.
کلمات کلیدی:ابتدای آشنایی و زندگی ،کلمات کلیدی:درس های راه زندگی ،کلمات کلیدی:انعکاس زندگی ،کلمات کلیدی:راهی بسوی تکــــامل
|
|
| اسرار موفقیت در زندگی |
| ساعت ۳:٢٥ ب.ظ روز شنبه ٢۱ دی ۱۳۸٧ |
|
کلمات کلیدی:اسرار موفقیت در زندگی ،کلمات کلیدی:درس های راه زندگی ،کلمات کلیدی:راهی بسوی تکــــامل ،کلمات کلیدی:انعکاس زندگی
|
|
| حضور موفق زنان و دختران ایرانی در عرصه های مختلف (قسمت دوم) |
| ساعت ۱٠:٥٤ ق.ظ روز دوشنبه ٢ دی ۱۳۸٧ |
|
حضور موفق زنان و دختران ایرانی در عرصه های مختلف (قسمت دوم)
کلمات کلیدی:راهی بسوی تکــــامل ،کلمات کلیدی:پیام زن بی حجاب به مردم جامعه ،کلمات کلیدی:رازهایی برای زنان ،کلمات کلیدی:حضور موفق زنان و دختران ایرانی در عرصه های مختلف
|
|
| فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی |
| ساعت ٤:۱٤ ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٧ |
|
فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی کتاب فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی نوشته غلامغلی حداد عادل نوشته ای موشکافانه در مقوله خودباختگی فرهنگ در حوزه لباس و پوشش می باشد که برای اولین بار در سال 1359 توسط ایشان نگارش شده است و آنچه در اینجا می خوانید گزارشی از محتوای این کتاب می باشد.
نویسنده در مقدمه لباس پوشیدن را از دیدگاههاى مختلفى چونروانشناسى ، اخلاق ، اقتصاد ، جامعه شناسى ، مذهب ، قانون وجغرافیا قابل مطالعه مىداند و مىنویسد : «منشا اصلى پیدایشلباس نیاز به محفوظ ماندن ، عفیف ماندن و زیبابودن است ، امااشتباه است اگر تصور کنیم که مىتوانیم این همه اختلاف و تنوع راکه در لباس افراد در جوامع و دورانهاى مختلف دیده مىشود ، تنهابا درنظر گرفتن این سه اصل توجیه کنیم . رابطه فرهنگ و لباس رادر طول رابطه لباس با سایر عوامل اجتماعى ، اقلیمى ، اقتصادى وتاریخى مىدانیم نه در عرض آن ، به عبارت دیگر ما تاثیر فرهنگرا بر لباس مهمتر و کلىتر از آن مىدانیم که از آن در ردیف سایرتاثیرها گفتگو کنیم و معتقدیم همه تغییراتى که در لباس ازناحیه عواملى داخلى غیر از فرهنگ ، ایجاد مىشود ، تابع رابطهلباس و فرهنگ و محاط در چارچوب محدودیتهاى فرهنگى است .» رابطه لباس و فرهنگ در این بخش نویسنده فرهنگ را کلىترین بخش و نگرشى که یکجامعه نسبتبه جهان دارد مىداند و از نقش جهان بینى در جنبههاىمحسوس زندگى سخن مىگوید و تاکید مىکند که اختلاف در لباس جوامععلاوه بر عوامل اجتماعى ، اقتصادى و . . . ناشى از فرهنگها وبینشهاى مختلف آنان است و مىنویسد : «انسان بسته به این که براى جهان چه معنایى قائل باشد ،خود را چگونه موجودى بشناسد ، چه سرنوشتى براى خود تصور کند وسعادت خود را درچه بداند ، لباس پوشیدن تفاوت مىکند . معتقدیمکه اگر در جوامع غربى مذهب و قانون تعیین کننده نوع پوشش نیست، نباید تصور کرد که مردم در انتخاب لباس آزادند و لباس آناناز هیچ معیار و ملاکى تبعیت نمىکند و هیچ بینش برآن حاکم نیست ،لباس انسان ، نخست تابع فرهنگ جامعه اوست و سپس تابع سلیقه خوداو ، جامعه غربى با لباسى که برتن دارد ،با ما سخن مىگوید اگر به این سخن گوش دهیم فلسفه و فرهنگ غربرا خواهیم شنید . اثبات مدعا او نگاهى به دنیاى پیرامون خویش مىافکند و دو بخش از جهان رادر نظر مىگیرد : 1ک دنیاى مادى غرب که با علم و تکنولوژى و استعمارگرى مشخصمىشود . 2ک بخش که وارث فرهنگها و تمدنهاى کهن است که مورد هجوم فرهنگغرب واقع شده است و متاسفانه خود را در برابر فرهنگ باخته استوى با گذرى بر تصاویر لباسهاى مردم حبشه ، آفریقاى غربى وسرخپوستان آمریکا ، ارمنستان ، چین ، چکسلواکى ، اکوادر ،یونان ، هند ، کرد ، لهستان ، ایران و نخستین نشانههاى تقلیداز لباس اروپایى در ایران ، لباس زنان فرایش ، سنگال ، بولیوىو پرو و سرانجام لباس زنان سرخپوس آمریکاى شمالى ، به ویژهاشتراک لباسهاى ایران در طول تاریخ (چادر ، پیراهن بلند که تامچ پاى را مىپوشاند .) و وجه اشتراک تمام لباسها (بلند ،گشاد ، غیرچسبان ، عموما باسربند ، کلاه و دستار) است . وى آنگاه به طرح این پرسش مىپردازد که چرا انسان غیر غربىعموما با لباس بلند و گشاد در جامعه ظاهر مىشود و انسان غربىبا لباس تنگ و کوتاه ! وى مىنویسد : «دوختن لباسهاى تنگ براى مردم هزار سال پیشکارى چندان دشوار و پیچیده نبوده که نتوانند از عهده آن برآیندو امروزه هم دشوار نیست . . . علاوه براین مردم قدیم هراندازههمکه مطابق معیارهاى غربى عقب مانده فرض شوند این اندازهمىفهمیدهاند که اگر شلوار را گشاد ندوزند و دامن پیراهن راکوتاهتر کنند صرفهجویى کردهاند و این خود به نفع آنهاست . پسنمىتوان گفت این تفاوت در شکل لباس ناشى از پیشرفت و عقبماندگىاست و نمىتوان گفت که شرقیان اگر مىتوانستند آنها هم مثل مردمامروز غرب لباس مىدوختهاند . باید گفت : این جهانبینى و نظامارزشهاى شرق است که اقتضاى چنان لباسى را دارد و لباس امروزغرب نیز متناسب با جهانبینى و فرهنگ امروز غرب است .» رابطه لباس غربى با فرهنگ غربى نویسنده در این بخش به دنبال کشف رابطه لباس تنگ وکوتاه غرببا جهانبینى آن است . مىنویسد : تمدن غرب ، جلوه یک زندگى استکه در آن دیگر معنویت و قدس اصالت ندارد و انسان موجودى نیستکه حامل «روح الهى» باشد و بتواند خلیفه خدا در زمین شود . » نویسنده حضور جریانهاى ضعیفى از اندیشههاى معنوى در غرب رانیز انکار نمىکند ولى معتقد است این متفکران پراکنده ستارگانکم نورى هستند که با همه التهاب و اضطراب خویش این شب تاریک رابه روز روشن مبدل نمىکنند . نویسنده مىافزاید : در چنین فرهنگى که هیچ فردایى پس از مرگى در انتظار انساننیست و هیچ بهشتى او را به خود دعوت نمىکند ، انسان چه مىتواندکرد ؟ همه فرصتى که او براى بودن دارد همین فاصله کوتاه تولدتامرگ است و او که جز در این فرصت مجال دیگرى براى بودن ندارد، ناچار است تا مىتواند از هر آنچه در این تبعیت لذت بخش و لذتآور است ، بهرهگیرى نماید . . . و یکى از چیزهایى که مىتواندبه او لذت ببخشد «تن انسان» است . نویسنده این تحول در فرهنگ غرب را همزمان با رنسانس در فرهنگغربى مىداند و مجسمههاى ساخته شده در این دوره را نمایندهاومانیسم و انسان محورى مىداند و مىنویسد : «ناگهان از زیرتیشه سنگتراشان هنرمند رنسانس ، مجسمههایى برهنه بیرون مىآیدکه بیش از هرچیز مىخواهد این احساس را به بیننده القا کند کهانسان همه تن است وهنرمند باید به تن او توجه داشته باشد . . . در نقاشى نیز تفاوت آشکارى میان آثار این دوره و آثار قبل ازآن مشهود استبهترین راه براى درک تفاوت دوبینش جدید و قدیممقایسه صورتهایى است که نقاشان به تخیل خود از مریم مقدسکشیدهاند . اکنون در صورت این مریم دنیوى شده آن شرم مقدس دیدهنمىشود . حتى ارزش مریم نیز در این دوران به زیبایى ظاهرى اوبستگى دارد .» در این بخش «زن ، فقط تن» است و ارزش او به اندازه ارزشتن اوست . در چنین فرهنگى لباس وسیلهاى براى پوشش تن نیستبلکهبراى آرایش آن است و در چنین حال و هوایى که شخصیت زن به نمایشجسم اوست ، لباس اوباید تنگ باشد تا همچون لباس خانه تن که «پوست دوم» اوست و لباس به تن مىکند تا با کمک آن بعضى ازاندام خود را در «قالب» و بعضى دیگر را در «قاب» بگیرد. آنچه مدل لباس را تعیین مىکند روانشناسى جنسى است و در حقیقتمبتکران مدهاى تازه همواره در کار تنظیم نسبت میان برهنگى وپوشیدگى هستند تا بتوانند حداکثر جلوه و جاذبه را در این جنس وحد کثر اشتیاق را در آن حنس دیگر ایجاد نمایند . این تنها لباسزن نیست که تابع رابطه «چشم و جسم» است که لباس مردان نیزهست . سرمایهدارى و لباس نظام اقتصادى غرب با بینش مادى آن به ایجاد سرمایهدارى منجرشد که همه قوا و امکانات و غرایز را تنها براى داغتر کردنبازار تولید و مصرف به خدمت گرفت از اختلاف جنسیتها به عنوانعامل قوى مصر سود برد و زن محکوم چنین اقتصادى شد . بر همیناساس سکس جاى عشق را گرفت و هزاران بازار به یارى سکس ایجاد شد هنر که ترجمان عالم معنى بود ، آینه صورت وسیماآینه ابتذالشد . «گویرخاصیت عدسى فیلم بردارى این است که جز این گونهمناظر را از خود عبور نمىدهد و تلویزیون ها سینما را هر شب بههمه خانهها ارمغان برد و تئاتر نیز کمى دیرتر اما سرانجاممغلوب این غول درنده وحشى شد و نمایش «تنهاى عریان» و «صحنههاى آمیزش جنسى» در تماشاخانهها معمول گشت .» وى آنگاه به طرح این سوال مىپردازد که : از آنان که همهتفاوت هاى شرق و غرب را ناشى از پیشرفت صنعتى غرب و عقب ماندگىشرق مىدانند باید پرسید ، چه رابطهاى میان علم و پیشرفت علمى وبرهنگى وجود دارد ؟ اکنون در غرب برهنگى و عریانى به جاى زیبایى نشسته و «سکسجاى عشق» را گرفته و ابتذال و تحریک جنسى نام هنریافته است . دریغا در تمدن فرهنگى که در همه فرهنگها و تمدنهاى جهان را بهچشم تحقیر مىنگرد زن به صورت حیوانى در آمده است ه باید ازجنسیت او بىهیچ قید و شرط و حدومرزى بهره گرفت . . . اگر زندگىزن بسته به آن است که او را نگاه کنند مرد نیز براى آن زندهاست که دست کم یک سوم مجلات نیرهاى روزنامه فروشان غربى «چشمنامه» است و تیراژ این مجلات از همه نشریات دیگر بیشتر و درآمد آن افزونتر است و کارتا بدانجا بالا مىگیرد که صادرات اینگونه مجلات در اقتصاد کشورهاى غربى سهمى عمده پیدا مىکند . . . » وى آنگاه به نقش سازندگان لوازم آرایش و مد و صنایع نساجى وخیاطى اشاره مىکند . . . زمینههاى تاریخى و بازوهاى علمى و فلسفى «اگر کلیسا ، ازدواج را امرى مغایر با معنویت محسوب نمىکرد. . . شاید این عکسالعمل در تمدن جدید به وجود نمىآمد . بایدقبول کرد که لازمه هر تفریطى ، یک افراط است اگر قدسیانى ازقبیل سن ژروم به نام دین تبلیغ نمىکردند که «با تبر بکارتدرخت زناشویى را فرواندازید» امروز در غرب به نام بىریشىدرخت زناشویى را با تبر زناکارى فرو نمىانداختند .» رابطه حجاب با فرهنگ اسلامى محدودیتهایى که برا غریزه جنسى در اسلام معین شده براى هدایتو رساندن انسان به مقصد است . تن ، تنها بخش از وجود انسان است، و انسان همه تن نیست که با مرگ فانى شود و تنها مجال براىموجود بودن و خوشبختبودن نیز تمتع محدود جهانى میانى تولد تامرگ نیست . . . لذا وظیفه خود را خطیرتر از آن مىبیند که تنهابه «بدن نمایى» و آرایش جسم بپردازد . . . لباس به تننمىکند که تن را عرضه کند ، بلکه لباس مىپوشد تا خود را بپوشد، لباس براى او یک حریم استبه منزله دیوارى و دژى است که تنرا از دستبرد محفوظ مىدارد و کرامت او را حفظ مىکند . لباسبراى آن است که تحریک جنسى را کم کند نه آن که بر قدرت تحریکبیفزاید ، لباس پوست دوم انسان نیست ، بلکه خانه اول اوست . انسان اسلام کمال خود را در آن نمىبیند که تن خویش را چون کالایىتزیین کند و به فروشد ، بلکه به جاى آن که تن خود را به خلق بهفروشد ، جان خود را به خداى خویش مىفروشد . . .» لباس و سر ضمیر آرایش و نوع لباس از سرضمیرانسان خبر مىدهد . همچنین لباستحت تاثیر فرهنگ و معرف شخصیت افراد هست . میان شخصیت افراد وفرهنگ عمومى نیز ارتباطى قوى وجود دارد . به نظر نویسنده : نیاز به ابراز وجود خود به دیگران در جامعه فاقد ارزشهاى معنوى، به این دلیل است کهتنها جامعه اصالت دارد و رصتبودن و نشاندادن و لذت بردن تنها چند روزى است . لذا مدسازان از این عطشسیرى ناپذیر سودجویى مىکنند . وى دلایل دیگرى را نیز براىمدپرستى بیان مىکند که عقدههاى چرکین دوران مختلف از آن جملهاست . مانند مردانى که نمایش لباس زنان خود را وسیلهاى براىاعلام وجود و جلالتخود قرار مىدهند . آنگاه به کراهت لباس شهرتدر اسلام اشاره مىکند و به نظر وى اشراف با لباس گران قیمت وضعخود را مىنمایانند و با لباس خخود را زا دل عموم بیرون مىکشندتا بودن خود را ثابت کنند و مردم نیز به دنبال آنان براى تشبهبه آنان مدام در حرکتند و این دورتلخ همواره ادامه دارد و دربخشى از این قسمت وى مىنویسد : «در جامعههاى غربى که نظام ادارى محکم و جا افتاده ،ماشینیسم و تسلط نظامهاى اقتصادى و دولتها بر آموزش و پرورش ووسایل ارتباط جمعى ، افراد جامعه را روزبه روز به هم شبیهترمىکند . . .» فرد وقتى نتواند خود را از راههاى منطقى ومعقول ممتاز و مشخص کند به هراقدام دیگرى دست مىزند و بس ککهسعى مىکند با ایجاد هرگونه تغییرى در شکل لباس و نوع آرایش سرو صورت توجه دیگران را به خود جلب کند و خود را از گم شدن درجامعه نجات دهد . چرا که او که به حقیقتى برتر از جامعه مثلاخدا معتقد نیست ، گم شدن در جامعه را فناى شخصیت و مرگ خودمىداند .» بىحجابى چگونه به ایران آمد ؟ «یکى از ثمرات هجوم غرب به ایران همین تغییر لباس و رواجبرهنگى در میان قشرهایى از جامعه بوده است و از آن در رژیمطاغوت تحت عنوان «کشف حجاب» و در این اواخر «رفع حجاب»یاد مىشد و در حقیقت چیزى جز مبارزه با پوشش اسلامى و ترویجلباس غربى نبود . اجراى این برنامه محتاج دو شرط بود . نخستیک زمینه فرهنگى و اجتماعى براى پذیرش لباس غربى و دومیک عامل اجرا که زور داشته باشد و به اسلام اعتقاد نداشته باشد. عامل دوم رضاخان بود . . . شرط اول یعنى زمینه فرهنگى و اجتماعى پذیرش لباسغربى راعربزدهها تامین کردند . آنان اسلام را نمىشناختند و به غربخوشبینى مطلق داشتند . بیگانه با خویش وچشم بسته ، دلبستهبیگانه بودند . در واقع این قشر معدود همان قشرى بودند که قبلاز فرو رفتن در لباس غربى و قبل از به دست گرفتن پرچم فرهنگغرب ، آن فرهنگ را پذیرفته بودند و تغییر لباس آخرین و بیرونىترین پوستهاى بود که در وجود آنها تغییر مىکرد . این امر بهظاهر کم اهمیت تنها در جامعه ما اتفاق نیفتاد . در همه مشرقزمین ، بسیارى از مردم به دنبال تسلیم در برابر فرهنگ غرب ،جامه غربى به تن کردند . . . اگر پذیرش لباس غربى نتیجه سلطهفرهنگى غرب و خود باختگى شرق نیست چرا تاکنون دیده نشده است کهحتى یک نمونه از خصوصیات لباس شرقى در مغرب زمین پذیرفته شود ؟. . . در جامعه ما در سالهاى قبل از 1314 آنها که تغییر لباس راپذیرفتند همان کسانى بودند که فرهنگ غربى را پذیرفته بودند وآنها که نپذیرفتند نیز دقیقا آنهایى بودند که آن فرهنگ رانپذیرفته بودند و گول اتو به اصطلاح «ترقى» و «آزادى» و«تساوى حقوق» را نخورده بودند .» لباس ژاپنىها چگونه غربى شد ؟ نویسنده براى آن که مساله تغییر لباس در مقیاس جهانى آن درکشود ، تاریخ لباس مردم ژاپن رادر این بخش توضیح مىدهد که بسیارعبرت آموز و تکان دهنده است و خوانندگان را به مطالعه کتاب فرامىخوانیم : در ادامه این بخش مىخوانیم : «مىبینید که مساله ، مساله آزادى فرد و سلیقه شخصى نیست، بلکه هجوم یک فرهنگ خالى از معنویت استبه فرهنگهاى معنوى وسننى و مىبینند که در ژاپن هم که اسلام در کار نبوده است ، قبلاز غربزدگى مردان و زنان لباسهاى گشاد و بلند مىپوشیدهاند و بهدنبال نغوذ غرب . . . خانواده سلطنتى داعیان و اشراف همزمان باتقلید از رقص و موسیقى و عادتهاى اجتماعى غرب ، لباسهاى سنتىخود را کنار مىگذارند و لباس غربى مىپوشند . . .» در ادامه نویسنده به حجاب در تمدنهاى قدیمى ، یونان ، اسپارتو ایران نیز اشاره مىکند و آنگاه سخنى از امام خمینى (ره) راحسن ختام این بخش قرار مىدهد : «ما مىدانیم ک این سخنان براى کسانى که با خیانتکارى وشهوت پرستى و نواز و رقص و هزار جور مظاهر فسق و بىعفتى بارآمدند ، خیلىگران است . البته که تمدن و تعالى مملکت را به لختشدن زنها در خیابانها مىدانند و به گفته بىخردانه خودشان باکشف حجاب نصف جمعیت مملکت کارگر مىشود (لکن چه کارى همهمىدانید و مىدانیم) حاضر نیستند مملکتبا طرز معقولانه و درزیر قانون خدا و عقل اداره شود . آنهایى که این قدر قوه تمیزندارند که کلاه لکنى را که پس مانده درندگان اروپاست ، ترقىکشور مىدانند با آنها ما حرف نداریم . . . آن روز که کلاه پهلوىسرآنها گذاشتند همه مىگفتند : مملکتباید یک شعار ملى داشتهباشد . استقلال در پوشش دلیل استقلال مملکت و حافظ آن است . چند روزبعد کلاه للنى گذاشتند سرآنها ، یک دفعه حرفها عوض شد . گفتند :ما با اجانب مراوده داریم باید همه هم شکل شویم تا در جهان باعظمتباشیم . مملکتى که با کلاه عظمتبراى خود درست مىکند یابرایش درست مىکنند هر روز کلاهش را ربودند ، عظمتش را هم مىبرند.» منطق عفاف نویسنده در پایان کتاب بدون رجوع به تاریخ گذشته و فرهنگهادلایل دیگرى بر لزوم پوشش ارائه مىشود از جمله این که : 1ک برهنگى ارزش زن را از بین مىبرد و او را تا حد یک کالا وجنس پست مىکند و ارضاى غریزه جنسى به معنى همگانى و همهجایىکردن مساله جنسیت نیست . زنى که تن و اندام خود را در معرضدید مىگذارد مىخواهد با زنانگى خود جایى براى خود در دلها یاشخصیتها بیابد نه انسانیتخود . وقتى کار به اینجا مىکشد کهدیگر بر زن نه به عنوان یک موجود داراى شخصیت و هویتبلکه ازاجزاى بدن او صحبت مىآید و از سکس بودن سر و سینه و پاى زنچنان بحث مىشود که از مزه گوشت گردن و قلوه گاو و ران گوسفند .بزرگترین لطمه به خود زن وارد شده است .» 2ک «بىبندوبارى در پوشش ، بىبندوبارى در تحریک است وبىبندوبارى در تحریک بنیاد خانواده را متلاشى مىکند . غریزهجنسى یکى از علل مهم ازدواج و به وجود آمدن خانواده است . اماپس از ازدواج هرچه زمانى مىگذرد ، نقش غریزه جنسى در حفظ دوامخانواده کمتر مىشود و به جاى آن نقش عشق تفاهم و وفادارى دربقاى خانواده بیشتر مىشود . هم در اینجا باید گفت که بىلباسى ،عریانى وخود نمایى ، آفت زندگى خانوادگى است و در یک کلامبىحجابى ریشه رختخانواده را مىخشکاند . . . سخن آخر نویسنده در پایان کتاب داستانى از کریستین آندرس را نقلمىکند و در پایان نتیجه مىگیرد : اینک تمدن غرب ، چنین وانمود مىکند که مىخواهد براى انسانلباس بدوزد . . . اما در حقیقتبه جاى آن که لباس برتن او کند، او را برهنه ساخته است و هیچ کس جرئت نمىکند فریاد برآورد کهلباس درکار نیست و حاصل این همه مد و پارچه و چه و چه برهنگىانسان است . همه مىترسند که مبادا خیاطان حقهبازى که زرو سیمرا بردهاند و مىبرند ، آنها را به ناپاکى در اصل و نسب متهمکنند ، آیا در این جهان که همه اسیر و شیفته تبلیغات غربشدهاند مردمى پیدا مىشوند که دلى به پاکى آن کودک داشته باشندو فریاد برآورند که آنچه به نام لباس در غرب به تن انسانمىپوشانند ، لباس نیست ، بلکه برهنگى است . نظر هم یاد نرود ممنون گلم
کلمات کلیدی:فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی ،کلمات کلیدی:شعری درباره مد پرستی ،کلمات کلیدی:درس های راه زندگی ،کلمات کلیدی:راهی بسوی تکــــامل
|
|
| شعر چادر |
| ساعت ۳:۱٠ ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٧ |
|
شعر چادر به نام او بنام پروردگار عشق و به نام خدائی که حضرت زهرا را آفرید تا مقام والای زن را به جهانیان نشان دهد اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم امیدوارم مطالب این وبلاگ بر روی افکار شما تاثیر بگذارد
نصیحت گوش دار ای زن اگر دارای دانائی بنای وهم برهم زن اگر جویای فتوائی
چو غنچه رو بپوش از چشم طماع هوسرانان وگرنه جز صباحی چند نباشی در فرح زائی
تا که مهتاب زیبا رخ نپوشد پرده شب را کجا در صبح پیروزی ببیند روز پیدائی
برون از کیسه چون در شد کمینش دزد چادر زد خیال شوم دارد او از این توصیف زیبائی
فنای ماهی زیبا همان آزادی از دریاست برون از خیمه عفت تو در زندان کبرائی
ز هر کنجی نواهائی ز هر فکری سخن هائی اگر بیراهه رفتی تو گرفتار شرر هائی
چو از دروازه عصمت برون رفتی خطا کردی صباحی حور و شیدائی سپس مبغوض و تنهائی
چراغ روز فردایت حجاب خوب امروزست نهایت چادر شب را سحرگاهی است مینائی
لباس عصمت و تقواست نشان حکم کرمنا میفکن سایه طوبی اگر هشدار و بینائی
تو رمز خلقتی ای زن تو محبوب خداوندی دل مردان حریم اوست رها کن این خودآرائی
بدان بی پرده می گویم اگر گوشت خریدار است مرو از چادر عصمت اگر در راه زهرائی
(با تشکر از آقای جلفائی)
کلمات کلیدی:شعر چادر ،کلمات کلیدی:درس های راه زندگی ،کلمات کلیدی:راهی بسوی تکــــامل ،کلمات کلیدی:سخنانی از بزرگان
|
|
| شعری درباره مد پرستی |
| ساعت ۱٠:٥٦ ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٧ |
|
شعری درباره مد پرستی
بنام پروردگار عشق و به نام خدائی که حضرت زهرا را آفرید تا مقام والای زن را به جهانیان نشان دهد اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم امیدوارم مطالب این وبلاگ بر روی افکار شما تاثیر بگذارد
ای شنیدم که شبی بر سر مد دختری با پدرش بود به جنگ
پدر از روی نصیحت می گفت که مکن پیروی از راه فرنگ
مرو از خانه برون بی چادر بر تن خویش مکن دامن تنگ
ای بسا گرگ که در جامه میش بهر صید تو نوازد آهنگ
نکنند این دغلان از دغلی بهر اغفال تو یک لحظه درنگ
دختر از روی تعرض گفتش آنچه تو گوئی بود جمله جفنگ
باش خاموش دگر یاوه مگو که تو پیری و بری از فرهنگ
مدتی شد سپری زان جریان تا که یک شب پسری گوش به زنگ
با سخن های زیبنده عشق با بیانات دل انگیز و قشنگ
همچو آهو به سخن رامش کرد از ره حیله چو روباه زرنگ
گوهر عفت او را زد و برد کرد دامان وی آلوده به ننگ
همچنانی که به خود می بالید زیر لب زمزمه کرد این آهنگ
صید با پای خود افتاد به دام مرغ با میل خود افتاد به چنگ
ما را در دعایتان فراموش نکنید
کلمات کلیدی:شعری درباره مد پرستی ،کلمات کلیدی:خواندنی عشق و زندگی ،کلمات کلیدی:روز مادر ،کلمات کلیدی:راهی بسوی تکــــامل
|
|
| سخنانی از بزرگان |
| ساعت ۱٠:۳۸ ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٧ |
|
آلبرت انیشتین :
کلمات کلیدی:سخنانی از بزرگان ،کلمات کلیدی:درس های راه زندگی ،کلمات کلیدی:انعکاس زندگی ،کلمات کلیدی:راهی بسوی تکــــامل
|
|
| راهی بسوی تکــــامل |
| ساعت ۱٠:٤٧ ق.ظ روز شنبه ٩ آذر ۱۳۸٧ |
|
کلمات کلیدی:راهی بسوی تکــــامل ،کلمات کلیدی:درس های راه زندگی
|
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : هر روز با ما باشید با مطالبی خوب و خواندنی جدید و هزار مطالب زیبای دیگر .. گلچین روز از بهترین سایت ها به دست شما میرسد امید وارم استفاده لازم را ببرید ممنون.. امhlgole@yahoo.com (lorestani) پروفایل مدیر : عشق خدائی لرستانی |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |
| پیامک بلاگ |
|
|
| فید منتخب من |
|
|





















