مـــادران و پدران مهــربان و پسران و دختران با اندیشه خدائی

http://mother20.persianblog.ir-http://hlgole.parsweblog.com/-/. http://lorestani.bloghaa.com/-http:/.-http://mother20.blogfa.com-/http://hlgole1.persianblog.com/-mother20.mihanblog.com-/-mother20.blogsky.com-/-http://eshghekhodayi.blogfa.com-http://hlgole.loxblog.com/-/-.

خدایا ...
ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٩  

خدایا ...
چشمانم را می گشایم، دیواری است به بلندای نا امیدی ...
در خود می پیچم و بغض می کنم .
چون درختی شده ام که تبر بر شاخسارش فرو می آورند و نفس در ریشه هایش تنگ می شود ...
خدایا در این دیوار پی روزنم که خویش را از این همه منجلاب فسادی بیرون کشم ...
خدایا دستتت را بر شانه های خسته ام قرار بده ...
ای خدای بزرگ
تویی که به کوه فرمان ایستادن داده ای و به رود فرمان رفتن ...
به پرندگان فرمان پرواز و به ستارگان فرمان درخشیدن داده ای .
به من نیز بیاموز ایستادن و رهایی را ...
پرواز و روشنایی را ...
تا شاخسار شکسته ام را جوانه های امید بشکفد ...
ای خدای بزرگ ...
ای خدای متعال ...
و ای خدای منّان می خواهم یاد بزرگت در تار و پود جانم رسوخ کند ...
آنچنان که باران به درختان می بخشد تا شاخه های بلند به آسمان برسد ...
من درمانده تشنۀ محبّت توام ...
صدایم کن تا حجم این همه فریاد از خاطرم پاک شود ...
تا جز صدای پاک قدسی تو چیزی نشنوم ...
خدایا ...
ای خدای بزرگ و مهربان ...
نگاهم کن تا فراموش کنم این نگاههای بی خورشید و آشفته را ...
و جز چشمان مهربان تو هیچ نبینم ...
می خواهم خالی شوم از هر چه غیر توست ...
از این زمین پر هیاهو که درشب و روزش مردم روح و تن می سپارند ...
خدایا دلم تنگ آرامشی ژرف است، تو را می خوانم ...
دستم را بگیر و خاطر ابریم را به خورشید بسپار ...
و لحظه ای این جان بی قرار را به خویش نگذار ... یا ارحم راحمین ...

 .: استخاره با قرآن مجید :.

گرفتن استخاره


شیطان
ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ خرداد ۱۳۸۸  

شیطان

زمانی که خدا شیطان را آفرید . همسری برای او در نظر گرفت .

 

همسر شیطان زنی از طایفه جن بنام (لهبا) بود .

 زمانی که بین دو طایفه ابلیس و جن اختلاف ایجاد شد خداوند از بین دو طایفه فقط شیطان(از طایفه ابلیس)را نگه داشت. بعد از نابودی شیطان در آسمان چهارم قرار گرفت و بمرور زمان به آسمان هفتم رفت. بعد از آن خداوند تصمیم به آفرینش انسان گرفت که شیطان از پرستش انسان سر باز زد و از فرشته های خدا دور شد وبه این دلیل تصمیم به گمراهی انسان گرفت

شیطان


کلمات کلیدی:داستان و پند ها ،کلمات کلیدی:دوزخی کیست؟
دوزخی کیست؟
ساعت ۸:۳٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٧  

دوزخی کیست؟

جعفر بن یونس، مشهور به «شبلی» ( 335- 247) از عارفان نامی و پر آوازه قرن سوم و چهارم هجری است. وی در عرفان و تصوف شاگرد جنید بغدادی، و استاد بسیاری از عارفان پس از خود بود.
در شهری که شبلی می‏زیست، موافقان و مخالفان بسیاری داشت. برخی او را سخت دوست می‏داشتند و کسانی نیز بودند که قصد اخراج او را از شهر داشتند. در میان خیل دوستداران او، نانوایی بود که شبلی را هرگز ندیده و فقط نامی و حکایت‏هایی از او شنیده بود. روزی شبلی از کنار دکان او می‏گذشت. گرسنگی، چنان، او را ناتوان کرده بود که چاره‏ای جز تقاضای نان ندید. از مرد نانوا خواست که به او، گرده‏ای نان، وام دهد. نانوا برآشفت و او را ناسزا گفت. شبلی رفت.
در دکان نانوایی، مردی دیگر نشسته بود که شبلی را می‏شناخت. رو به نانوا کرد و گفت: «اگر شبلی را ببینی، چه خواهی کرد؟» نانوا گفت: «او را بسیار اکرام خواهم کرد و هر چه خواهد، بدو خواهم داد.» دوست نانوا به او گفت: «آن مرد که الآن از خود راندی و لقمه‏ای نان را از او دریغ کردی، شبلی بود.» نانوا، سخت منفعل و شرمنده شد و چنان حسرت خورد که گویی آتشی در جانش برافروخته‏اند. پریشان و شتابان، در پی شبلی افتاد و عاقبت او را در بیابان یافت. بی‏درنگ، خود را به دست و پای شبلی انداخت و از او خواست که بازگردد تا وی طعامی برای او فراهم آورد. شبلی، پاسخی نگفت. نانوا، اصرار کرد و افزود: «منت بر من بگذار و شبی را در سرای من بگذران تا به شکرانه این توفیق و افتخار که نصیب من می‏گردانی، مردم بسیاری را اطعام کنم.» شبلی پذیرفت.
شب فرا رسید. میهمانی عظیمی برپا شد. صدها نفر از مردم بر سر سفره او نشستند. مرد نانوا صد دینار در آن ضیافت هزینه کرد و همگان را از حضور شبلی در خانه خود خبر داد.
بر سر سفره، اهل دلی روی به شبلی کرد و گفت: «یا شیخ!نشان دوزخی و بهشتی چیست؟» شبلی گفت: «دوزخی آن است که یک گرده نان را در راه خدا نمی‏دهد؛ اما برای شبلی که بنده ناتوان و بیچاره او است، صد دینار خرج می‏کند!بهشتی، این گونه نباشد.».


کلمات کلیدی:پند های آموزنده ،کلمات کلیدی:دوزخی کیست؟
 
 
 

چت روم

كد چت روم