مـــادران و پدران مهــربان و پسران و دختران با اندیشه خدائی

http://mother20.persianblog.ir-http://hlgole.parsweblog.com/-/. http://lorestani.bloghaa.com/-http:/.-http://mother20.blogfa.com-/http://hlgole1.persianblog.com/-mother20.mihanblog.com-/-mother20.blogsky.com-/-http://eshghekhodayi.blogfa.com-http://hlgole.loxblog.com/-/-.

 
ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٠  

عاشق خدا باشیم یا از خدا بترسیم؟





همیشه رحمت خداوند بر غضب او سبقت دارد اما همه صفات خدا عین هم هستند و صفت انتقام او عین بخشش اوست و ما اگر صفتی از خدا را انکار کنیم به انکار خود خدا برمی‌گردد، صفت منتقم بودن خدا نیز کمال او است و بد نیست و خدایی که از ظالمین انتقام نکشد خدا نیست شما پدری را در نظر بگیرید که هیچ برخوردی با فرزندی که دائما فرزندان دیگر را آزار می‌دهد انجام نمی‌دهد قطعا نمی‌تواند پدر خوبی باشد .


کلمات کلیدی:عشق های معنوی خدائی ،کلمات کلیدی:خواندنی عشق و زندگی ،کلمات کلیدی:انعکاس زندگی
هفت اصل مهم زندگی
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳ خرداد ۱۳۸۸  
هفت اصل مهم زندگی

هفت اصل مهم زندگی به بیان بیل گیتس

   

 

اصل اول: در زندگی، همه چیز عادلانه نیست، بهتر است سعی کنید با این حقیقت کنار بیائید

اصل دوم: دنیا برای عزت نفس شما اهمیتی قایل نیست و شما خودتان باید در بدست آوردن آن تلاش کنید. در این دنیا از شما انتظار می‌رود که قبل از آنکه نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید، کار مثبتی انجام دهید

 

اصل سوم: پس از فارغ‌التحصیل شدن از دبیرستان و استخدام، کسی به شما مبلغ فوق‌العاده زیادی پرداخت نخواهد کرد. به همین ترتیب قبل از آنکه بتوانید به مقام معاون ارشد، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسید، باید برای مقام و مزایایش زحمتی در حد انتظارات خودتان برای کسب موفقیت های آینده تان بکشید.

اصل چهارم: اگر فکر می‌کنید، آموزگارتان سختگیر است، سخت در اشتباه هستید. پس از استخدام شدن در یک شرکت یا موسسه، متوجه خواهید شد که رئیس شما خیلی سختگیرتر از آموزگارتان است، چون او دیگر امنیت شغلی آموزگارتان را ندارد و در مقایسه با کاری که انجام خواهید داد تنها منافع خود را مد نظر قرار می دهد

.

 

اصل پنجم: آشپزی در رستوران‌ها یا خیلی از مشاغل ساده با غرور و شأن شما تضاد ندارد. پدر بزرگ‌های ما برای این کار اصطلاح دیگری داشتند، از نظر آنها این کار "یک فرصت" برای آینده بود.

 

اصل ششم: اگر در کارتان موفق نیستید، والدین خود را ملامت نکنید، از نالیدن دست بکشید و از اشتباهات خود درس بگیرید.

 

اصل هفتم: قبل از آنکه شما متولد بشوید، والدین شما هم جوانان فعال و پرشوری بودند و به قدری که اکنون شما تصور می کنید، ملال‌آور نبودند.

 


کلمات کلیدی:درس های راه زندگی ،کلمات کلیدی:انعکاس زندگی
زندگی حکایت مرد یخ فروشی است . . .
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸٧  

زندگی حکایت مرد یخ فروشی است . . .

 که وقتی از او پرسیدند همه را فروختی؟
گفت : نفروختم،
تمام شد.

و یک قطعه شعر زیبا

خسته ام از آرزوها،آرزوهای شعاری
شوق پرواز مجازی بالهای استعاری

لحظه های کاغذی را،روز و شب تکرار کردن
خاطرات بایگانی،زندگی های اداری

آفتاب زرد و غمگین،پله های رو به پایین
سقفهای سرد و سنگین،آسمانهای اجاری

رونوشت روزها را، روی هم سنجاق کردم:
شنبه های بی پناهی،جمعه های بی قراری.


کلمات کلیدی:انعکاس زندگی
سیاست های زنانه در همسر داری
ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ دی ۱۳۸٧  

زنانه در همسر داری

- صادق باشید، چون تنها در این صورت است که حق دارید از همسرتان توقع رفتار و گفتار صادقانه داشته باشید.
2- همزمان با رعایت اصل صداقت، بدانید هیچ لزومی ندارد هر مطلبی، با هر مضمونی بازگو شود!
3- زن و شوهر می‌توانند توافق کنند که همواره جایگاهی برای تغییر در طول زندگی، قایل شوند.
4- پیوسته به دنبال یک رابطه در حال رشد باشید، در پیشرفت مثبت ارتباطات، توقف جایز نیست.
5- سعی کنید به تعریف خوشبختی از دیدگاه همسرتان دسترسی پیدا کنید.
6- شما می‌توانید از زندگی کردن با مرد خود لذّت ببرید، بدون آنکه خود و خواسته‌های‌تان را به فراموشی بسپارید.
7- گاهی اوقات اگر به‌طور واضح تقاضا نکنید، چیزی بدست نخواهید آورد.
8- گفتنی‌ها را بگویید، امّا به‌موقع! منتظر نمانید به این امید که شاید روزی خودش متوجه شود.
9- به‌یاد داشته باشید معمولاً مردها آن‌گونه که شما به‌ آنها می‌نگرید، به‌خود نمی‌نگرد.
10- شاید نتوانید مرد خود را کاملاً کنترل کنید، امّا قطعاً می‌توانید بر او تأثیر بگذارید.
11- در برنامه‌ریزی‌ها به‌صورت یک شریک ظاهر شوید، نه یک رقیب.
12- احترام شما، در گروی رفتار شماست.
13- برنامه‌های خود را طوری تنظیم کنید تا زمانی که همسرتان در منزل است، در کنارش حضور داشته باشید، نه احتمالاً در آشپزخانه.
14- به نوع پوشش، آرایش و پیرایش خود در منزل همواره اهمیت بدهید.
15- در طی روز از کلمات محبّت‌آمیز استفاده کنید.
16- بسیاری از زنان بر این باورند که باید بیش از حد عاطفی باشند . اینگونه نباشید!
17- بکوشید بدون آنکه در مسائل کاری و اجتماعی همسرتان مستقیماً دخالت کنید، خیلی دوستانه و غیرمتعصبانه به افعال وی ناظر باشید.
18- میزان وابستگی و دلبستگی یک زن می‌تواند قابلیت‌های شوهرش را برای توجه نشان دادن به او تحت‌الشعاع قرار دهد.
19- هراز گاهی از او به خاطر حسناتش تمجید کنید.
20- گاهی گفتگوی متعادل می‌تواند قفل‌هایی که بر زندگی‌ عاطفی همسرتان زده شده، باز کند.
21- هرگز به قصد آنکه همسرتان را برای انجام کاری سوق دهید، از او تعریف و تمجید نکنید. 22- برای او این حق را قایل باشید که بتواند احساسات مختلفی داشته باشد.


بوی عیدی... بوی دود...بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو
بوی یاس جانماز ترمه مادر بزرگ

با اینا زمستونو سر می کنم
با اینا خستگیمو در می کنم

 


کلمات کلیدی:زنانه در همسر داری ،کلمات کلیدی:درس های راه زندگی ،کلمات کلیدی:انعکاس زندگی ،کلمات کلیدی:خواندنی عشق و زندگی
ابتدای آشنایی و زندگی
ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ دی ۱۳۸٧  

ابتدای آشنایی و زندگی

شمـا تـصـور می کنـیـد تنها به صرف آنکه شریک خود را دوست دارید میتوانیـد وی را به دلخواه خودتان تغییر دهید.

2- شما تصور میکنید خواسته و امیال شما همان خواسته و امیال شریک جدیدتان میباشد.

3- شما تصور می کـنـیـد عشـق و رابــــطه جاودانه است: مادامی که من عاشـق شریک زندگی خود باشم و انـرژی، پول و وقت خود را برای وی مصروف دارم، او نیز همیشـه در کنار من خواهد ماند.

4- شما تصور میکنید همواره شریک زندگیتان می باید در دسترس و فریاد رس شما باشد. حتی اگر شما در بدترین شرایط و سطح در زندگی باشید. چون فداکاریهای بسیاری در حق وی روا داشته اید.

5- شما تصور میکنید شریک زندگی شما مسئول شادی، خوشبختی و آرامش در زندگی شما میباشد.

تمام تصورات فوق اشتباه میباشد. اکنون به نکات زیر برای هر چه موفقیت آمیز گشتن رابطه جدیدتان به دقت توجه کنید:

1- شما قادر به تغییر دادن فرد دیگری نمیباشید. شما تنها قادرید خودتان را تغییر دهید که چگونه با تحولات پیرامون خود کنار بیایید. آیا شما میخواهید که شریک شما همان شخصیت و ماهیت اصیل خود را حفظ کند و یا آنکه کسی باشد که خود مایل به آن نیست؟

2- عشق و رابطه عبارت است از: برآورده ساختن دو جانبه نیازها. ممکن است در مواقعی شریک شما در شرایط روحی نامساعد قرار گیرد و تمایلی نداشته باشد که شما در کنار او باشید و به تنهایی نیاز داشته باشد. این واقعیت را بپذیرید. عشق تبادل انرژی میان دو انسان است.

3- بطور طبیعی ما همگی به سمت فردی گرایش می یابیم که از ارتعاشات انرژی بالاتری نسبت به ما برخوردار باشد. بنابراین کسی که غرغرو، بد خلق، دمدمی مزاج، پرخاشگر، کینه توز و خودخواه باشد طبعا ما را جذب خود نمیکند. بر عکس فردی که بشاش، سرحال، شاد، و برخوردار از اعتماد بنفس و خودباوری بالا و سالمی باشد ما را مجذوب خود خواهد ساخت.

4- شادی و خوشبختی یک حالت ذهنی میباشد که ما مختار به انتخاب آن میباشیم. تمام شادیها و رنجها و اندوهها توسط خود شما خلق میگردند و از خارج شما و یا توسط دیگران سرچشمه نمیگیرند. بنابراین شریک خود را مسئول خوشبخت ساختن خودتان ندانید. خلاصه شما نباید برای برآورده سازی نیازهای احساسی خود به شریک خود وابسته باشید. تنها این شما هستید که مسئول احساسات خود و خلق لحظات مثبت و شیرین در زندگی خود میباشید.

5- منتظر شریک زندگی ایده آل برای آغاز یک رابطه نباشید. و یا آنکه از شریک خود انتظار کامل بودن نداشته باشید. ممکن است روزی شریک شما دست به عملی زده و یا حرفی بزند که سبب رنجش، خشم و نا امیدی در شما گردد. اما بدانید که هیچکس کامل نیست حتی شما. بنابراین منصفانه جایز الخطا بودن انسانها را بپذیرید.

آیا شما برای شروع یک رابطه جدید آمادگی کافی دارید؟
1- فهرستی از آسیبهای روحی گذشته خود تهیه کنید: سپس یکایک آنها را مرور کرده و منصفانه قضاوت کنید که چگونه با آنها کنار آمده، حل کرده و یا پذیرفته اید. اگر تصور میکنید مسایلی در گذشته شما وجود دارند که کماکان بطور جدی و کافی به آنها نپرداخته و برخورد نکرده اید و هنوز لاینحل باقی مانده اند بهتر است پیش از آنکه قدم در یک رابطه تازه بگذارید آنها را رفع سازید. آسیبهای روحی میتوانند شامل سوء رفتارهای احساسی، فیزیکی و جنسی در دوران کودکی شما، طلاق والدین، از دست دادن والدین و یا یک عزیز، و یا روابط ناهنجار، ناکام و ناسالم شما در گذشته باشند. زیرا همان مسایل میتواند در رابطه جدیدتان رخنه کرده و خود را به اشکال مختلف نمایان ساخته و مانع شکل گیری یک رابطه سالم گردند.

2- خودآگاهی و عزت نفس شما تا چه حدی میباشد؟ فقدان خودآگاهی و اعتماد بنفس سالم شکل گیری یک رابطه صمیمی و سالم را دشوار و غیر ممکن میسازد. برای آنکه متوجه گردید تا چه اندازه خودتان را میشناسید سعی کنید به پرسشهای زیر پاسخ گویید:

*آیا قادر به بیان مهمترین و عمیقترین ارزشهای زندگی خود میباشید؟
* آیا قادر به بیان انتظارات و نیازهای خود از رابطه دلخواهتان میباشید؟
* آیا اهداف زندگی خود را شناخته اید؟ و آیا برای دستیابی به آنها از برنامه مدونی پیروی میکنید؟
* آیا نقاط ضعف و قوت خود را کاملا میشناسید؟

برای پی بردن به میزان عزت نفستان به پرسشهای زیر پاسخ گویید:

* خود را چگونه ارزیابی میکنید؟
* آیا نظر مثبتی نسبت به خود دارید؟
* دیگران چگونه شما را ارزیابی میکنند؟

اگر پاسخهای شما گویای آن میباشند که شما در پذیرش و دوست داشتن خود مشکل داشته و غالبا با واکنش منفی هنگام رویارویی با دیگران مواجه میگردید باید برای ارتقای سطح اعتماد بنفس و عزت نفس خود بیشتر تلاش کنید. عشق به خویشتن پایه و اساس یک رابطه سالم میباشد.

3- آیا روابط پیشین شما حقیقتا در گذشته بوده و پایان پذیرفته اند؟ اگر شما بطور کامل تجارب و مسایل دردناک و ناخوشایند گذشته خود را کنار نگذاشته و به دست فراموشی نسپرده باشید (البته پس از درس عبرت گرفتن از آنها)، احتمال آنکه آنها را به رابطه کنونی و یا آیندیتان کشانده و بازگردانید بسیار زیاد میباشد. زیرا مشکلات تا زمانی که کاملا حل و رفع نگردند مجددا در مغز مرور گشته و تکرار میگردند. بنابراین بسیار اهمیت دارد که پیش از آنکه وارد رابطه جدیدی گردید با تمام رنجها و مشکلات روحی عمده روابط پیشین خود بطور سازنده ای کنار آمده باشید.

4- آیا حقیقتا از خواسته، نیازها و امیال خود از یک رابطه آگاهی دارید؟ ما همگی با انتظارات و دلایل گوناگون گام در یک رابطه جدید میگذاریم. با آگاهی کامل از این انتظارات و خواسته ها قادر خواهید بود مناسب بودن رابطه فرا روی خودتان را با دید باز تری تعیین کنید. اغلب افراد همان شخصی را برای آغاز رابطه خود برمیگزینند که در ضمیر ناخودآگاه شان خواهان آن میباشند. ضمیر ناخودآگاه مکانی است که ما عمیق ترین نیازها و آرزوهای ناکام مانده و همچنین ترسهای خود را در آن نگهداری میکنیم. بنابراین بسیار اهمیت دارد که پیش از گام نهادن در یک رابطه جدید تمام احساسات گذشته و نیازهای مربوط به رابطه آینده خود را مورد بررسی قرار دهید. منصفانه درباره هر آنچه که از یک رابطه و همچنین از ویژگیهای شریک زندگی خود انتظار دارید مطمئن و آگاه گردید.
برگرفته شده از : پارسی طب


کلمات کلیدی:ابتدای آشنایی و زندگی ،کلمات کلیدی:درس های راه زندگی ،کلمات کلیدی:انعکاس زندگی ،کلمات کلیدی:راهی بسوی تکــــامل
مثــل مــداد بــاش !
ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ دی ۱۳۸٧  

مثــل مــداد بــاش !

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 


پسرک از پدر بزرگش پرسید :
- پدر بزرگ درباره چه می نویسی؟

پدربزرگ پاسخ داد :
درباره تو پسرم، اما مهمتر از آنچه می نویسم، مدادی است که با آن می نویسم. می خواهم وقتی بزرگ شدی، تو هم مثل این مداد بشوی !

پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید :
- اما این هم مثل بقیه مداد هایی است که دیده ام !

پدر بزرگ گفت : بستگی داره چطور به آن نگاه کنی، در این مداد پنج صفت هست که اگر به دستشان بیاوری، برای تمام عمرت با دنیا به آرامش می رسی :

صفت اول : می توانی کارهای بزرگ کنی، اما هرگز نباید فراموش کنی که دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت می کند. اسم این دست خداست، او همیشه باید تو را در مسیر اراده اش حرکت دهد.

صفت دوم : باید گاهی از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی. این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تیزتر می شود ( و اثری که از خود به جا می گذارد ظریف تر و باریک تر) پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی، چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی.

صفت سوم : مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه، از پاک کن استفاده کنیم. بدان که تصحیح یک کار خطا، کار بدی نیست، در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری، مهم است.

صفت چهارم : چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است. پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است.

و سر انجام پنجمین صفت مداد : همیشه اثری از خود به جا می گذارد. پس بدان هر کار در زندگی ات می کنی، ردی از تو به جا می گذارد و سعی کن نسبت به هر کار می کنی، هشیار باشی و بدانی چه می کنی.


کلمات کلیدی:مثــل مــداد بــاش ! ،کلمات کلیدی:فرشته یک کودک ،کلمات کلیدی:درس های راه زندگی ،کلمات کلیدی:انعکاس زندگی
اسرار موفقیت در زندگی
ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ دی ۱۳۸٧  

اسرار موفقیت در زندگی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید.

آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد.

تنها راهی که به شکست می انجامد، تلاش نکردن است.

دشوارترین قدم، همان قدم اول است.

امید، درمانی است که شفا نمی دهد، ولی کمک می کند تا درد را تحمل کنیم.

بجای آنکه به تاریکی لعنت فرستید، یک شمع روشن کنید.

آنچه شما درباره خود فکر می کنید، بسیار مهمتر از اندیشه هایی است
که دیگران درباره شما دارند.

همواره بیاد داشته باشید آخرین کلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد.

برای کسی که آهسته و پیوسته می رود، هیچ راهی دور نیست.

وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است
که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید.

در اندیشه آنچه کرده ای مباش، در اندیشه آنچه نکرده ای باش.

امروز، اولین روز از بقیة عمر شماست.

آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلکه دشواری رسیدن به سهولت است.

وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکر می کنند،
نه رفتار و عملکرد شما.

سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد.

اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام می دادید،
همان نتیجه ای را می گیرید که همیشه می گرفتید.

ما زمان را تلف نمی کنیم، زمان است که ما را تلف می کند.

افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند.

پیش از آنکه پاسخی بدهی با یک نفر مشورت کن
ولی پیش از آنکه تصمیم بگیری با چند نفر مشاوره ای داشته باش.

کار بزرگ وجود ندارد، به شرطی که آن را به کارهای کوچکتر تقسیم کنیم.

کارتان را آغاز کنید، توانایی انجامش بدنبال می آید.

انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند.

آنکه می تواند نسبت به نیکی دیگران ناسپاس باشد، از دروغ گفتن باک ندارد.

هرکس، آنچه را که دلش خواست بگوید، آنچه را که دلش نمی خواهد می شنود.

اگر هر روز راهت را عوض کنی، هرگز به مقصد اصلی نخواهی رسید.

کسانی که نمی توانند فرصت کافی برای تفریح بیابند،
دیر یا زود وقت خود را صرف معالجه می کنند.

صاحب اراده، فقط پیش مرگ زانو می زند، و آن هم در تمام عمر، بیش از یک مرتبه نیست.

وقتی شخصی گمان کرد که دیگر احتیاجی به پیشرفت ندارد، باید تابوت خود را آماده کند.

کسانی که در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد.

کسی که در آفتاب زحمت کشیده، حق دارد در سایه استراحت کند.

بهتر است دوباره سئوال کنی، تا اینکه یکبار راه را اشتباه بروی.

هرگاه مشکلی را مطرح می کنید، برای رفع آن هم راه حلی پیشنهاد کنید.

کیفیت جامع یعنی درست انجام دادن همه کارها در همان بار اول.

آنقدر شکست خوردن را تجربه کنید تا راه شکست دادن را بیاموزید.

اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد که متعلق به گذشته هستید.

خانه ات را برای ترساندن موش، آتش مزن.

خودتان را به زحمت نیندازید که از معاصران یا پیشینیان بهتر گردید،
سعی کنید از خودتان بهتر شوید.

اینجا، کار تمام نشده است، حتی آغاز پایان هم نیست، اما شاید پایان آغاز باشد.

خداوند به هر پرنده‌ای دانه‌ای می‌دهد، ولی آن را داخل لانه‌اش نمی‌اندازد.

تنها راهی که به شکست می‌انجامد، تلاش نکردن است.

درباره درخت، بر اساس میوه‌اش قضاوت کنید، نه بر اساس برگهایش.

از لجاجت بپرهیزید که آغازش جهل و پایانش پشیمانی است.

انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمی‌زند که خیال می‌کند
دیگران را فریب داده است.

کسی که دوبار از روی یک سنگ بلغزد، شایسته است که هر دو پایش بشکند.

هرکه با بدان نشیند، اگر طبیعت ایشان را هم نگیرد، به طریقت ایشان متهم گردد.

کسی که به امید شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است.

اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید، آنها جلوی شما را خواهند گرفت.

اینکه ما گمان می‌کنیم بعضی چیزها محال است، بیشتر برای آن است
که برای خود عذری آورده باشیم.


کلمات کلیدی:اسرار موفقیت در زندگی ،کلمات کلیدی:درس های راه زندگی ،کلمات کلیدی:راهی بسوی تکــــامل ،کلمات کلیدی:انعکاس زندگی
مهر مادری
ساعت ٢:۳٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ دی ۱۳۸٧  

مهر مادری  

 

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم


My mom only had one eye. I hated her... she was such an embarrassment.

مادر من فقط یک چشم داشت . من از اون متنفر بودم ... اون همیشه مایه خجالت من بود

She cooked for students & teachers to support the family.

اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت

There was this one day during elementary school where my mom came to say hello to me.

یک روز اومده بود دم در مدرسه که به من سلام کنه و منو با خود به خونه ببره

I was so embarrassed. How could she do this to me?

خیلی خجالت کشیدم . آخه اون چطور تونست این کار رو بامن بکنه ؟

 I ignored her, threw her a hateful look and ran out.

به روی خودم نیاوردم ، فقط با تنفر بهش یه نگاه کردم وفورا از اونجا دور شدم

The next day at school one of my classmates said, "EEEE, your mom only has one eye!"

روز بعد یکی از همکلاسی ها منو مسخره کرد و گفت هووو .. مامان تو فقط یک چشم داره

I wanted to bury myself. I also wanted my mom to just disappear.

فقط دلم میخواست یک جوری خودم رو گم و گور کنم . کاش زمین دهن وا میکرد و منو ..کاش مادرم یه جوری گم و گور میشد...

So I confronted her that day and said, " If you're only gonna make me a laughing stock, why don't you just die?!!!"

روز بعد بهش گفتم اگه واقعا میخوای منو شاد و خوشحال کنی چرا نمی میری ؟

My mom did not respond...

اون هیچ جوابی نداد....

I didn't even stop to think for a second about what I had said, because I was full of anger.

حتی یک لحظه هم راجع به حرفی که زدم فکر نکردم ، چون خیلی عصبانی بودم .

I was oblivious to her feelings.

احساسات اون برای من هیچ اهمیتی نداشت

I wanted out of that house, and have nothing to do with her.

دلم میخواست از اون خونه برم و دیگه هیچ کاری با اون نداشته باشم

So I studied real hard, got a chance to go to Singapore to study.

سخت درس خوندم و موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور برم

Then, I got married. I bought a house of my own. I had kids of my own.

اونجا ازدواج کردم ، واسه خودم خونه خریدم ، زن و بچه و زندگی...

I was happy with my life, my kids and the comforts

از زندگی ، بچه ها و آسایشی که داشتم خوشحال بودم

Then one day, my mother came to visit me.

تا اینکه یه روز مادرم اومد به دیدن من

She hadn't seen me in years and she didn't even meet her grandchildren.

اون سالها منو ندیده بود و همینطور نوه ها شو

When she stood by the door, my children laughed at her, and I yelled at her for coming over uninvited.

وقتی ایستاده بود دم در بچه ها به اون خندیدند و من سرش داد کشیدم که چرا خودش رو دعوت کرده که بیاد اینجا ، اونم بی خبر

I screamed at her, "How dare you come to my house and scare my children!" GET OUT OF HERE! NOW!!!"
 
سرش داد زدم ": چطور جرات کردی بیای به خونه من و بجه ها رو بترسونی؟!" گم شو از اینجا! همین حالا

And to this, my mother quietly answered, "Oh, I'm so sorry. I may have gotten the wrong address," and she disappeared out of sight.

اون به آرامی جواب داد : " اوه خیلی معذرت میخوام مثل اینکه آدرس رو عوضی اومدم " و بعد فورا رفت واز نظر ناپدید شد .

One day, a letter regarding a school reunion came to my house in Singapore .

یک روز یک دعوت نامه اومد در خونه من درسنگاپور برای شرکت درجشن تجدید دیدار دانش آموزان مدرسه

So I lied to my wife that I was going on a business trip.

ولی من به همسرم به دروغ گفتم که به یک سفر کاری میرم .

After the reunion, I went to the old shack just out of curiosity.

بعد از مراسم ، رفتم به اون کلبه قدیمی خودمون ؛ البته فقط از روی کنجکاوی .

My neighbors said that she is died.

همسایه ها گفتن که اون مرده

I did not shed a single tear.

ولی من حتی یک قطره اشک هم نریختم

They handed me a letter that she had wanted me to have.

اونا یک نامه به من دادند که اون ازشون خواسته بود که به من بدن

"My dearest son, I think of you all the time. I'm sorry that I came to Singapore and scared your children.
 
ای عزیزترین پسر من ، من همیشه به فکر تو بوده ام ، منو ببخش که به خونت تو سنگاپور اومدم و بچه ها تو ترسوندم ،

I was so glad when I heard you were coming for the reunion.

خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم داری میآی اینجا

But I may not be able to even get out of bed to see you.

ولی من ممکنه که نتونم از جام بلند شم که بیام تورو ببینم

I'm sorry that I was a constant embarrassment to you when you were growing up.

وقتی داشتی بزرگ میشدی از اینکه دائم باعث خجالت تو شدم خیلی متاسفم

 
You see........when you were very little, you got into an accident, and lost your eye.

آخه میدونی ... وقتی تو خیلی کوچیک بودی تو یه تصادف یک چشمت رو از دست دادی

As a mother, I couldn't stand watching you having to grow up with one eye.

به عنوان یک مادر نمی تونستم تحمل کنم و ببینم که تو داری بزرگ میشی با یک چشم

So I gave you mine.

بنابراین چشم خودم رو دادم به تو

I was so proud of my son who was seeing a whole new world for me, in my place, with that eye.

برای من افتخار بود که پسرم میتونست با اون چشم به جای من دنیای جدید رو بطور کامل ببینه

With my love to you,

با همه عشق و علاقه من به تو

 

با تشکر از دوست عزیز Omid Dadpey


کلمات کلیدی:مهر مادری ،کلمات کلیدی:درس های راه زندگی ،کلمات کلیدی:انعکاس زندگی ،کلمات کلیدی:شمع فرشته
چگونه با همسر/ نامزدمان صحبت کنیم؟
ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۱ آذر ۱۳۸٧  

چگونه با همسر/ نامزدمان صحبت کنیم؟

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

شاید فکر کنید این مقاله برای افراد متاهل هست اما اشتباه نکنید در این مقاله حتی یاد میگیرید چه طوری باهر کسی درست صحبت کنیم و بتونیم در شناخت طرف مقابلمون کارهای موثر انجام بدیم. من که مجردم خوب میخونم چون نمیخوام فردی در آینده باشم با دیدی بسته و باوری غلط. به تمام مجرد های عزیز حتماً پیشنهاد میکنم بخونید چون یک مطلب دقیق از یکی از مهمترین درد های جامعه ما و نوعی آمار طلاق هست چون پل ارتباط با دیگر صحبت کردن هست حالا اگه این پل ما خراب باشه پس ارتباطی هم نیست .

یکی از لذت بخش ترین تجربیات زندگی مشترک این است که حرف مبهمی را بزنید و بدانید که همسرتان دقیقاً منظور شما را می فهمد.

توانایی در صحبت خودمانی، ایماء و اشاره، نکته پرانی و چشمک زدن و نظایر آن، نشانه ی نزدیکی و صمیمیت است. گفت و گویی که پایان خوش دارد نشانه صمیمیت است. طرفین می دانند که دیگری چه می گوید و تدریجاً از این که می توانند آزادانه حرف بزنند و منظور یکدیگر را بفهمند لذت می برند. اما در ازدواج های ناموفق ، لذت گفت و گو در فضای شکایت ها و گله مندی های خشمگینانه و سوءتفاهم ها گم می شود و جای اشارات دلنشین ابروها و چشمک های خوشایند را نگاه های خیره و اشارات انتقادی و بهانه گیری ها و تهدیدها پر می کند. چه اتفاقی می افتد؟ چرا صحبت های دلنشین از دست می روند؟ مسئله اینجاست که به مرور شیوه های متفاوت صحبت، منافع و چشم اندازهای متفاوت و سوءتفاهم ها روی هم انباشته می شوند و آهنگ دلپذیر صحبت را تغییر می دهند.

برخی از اشخاص نسبت به وضع ظاهر خود حساس هستند و بعضی دیگر به طرز صحبت خود با سایر اعضای خانواده حساسیت دارند. اگر با همسر خود صحبت می کنید، از توهین، تهمت و سرزنش بپرهیزید. از زدن برچسب مانند شلخته، خودخواه یا بی ملاحظه، لجباز و غیره خودداری کنید.

زن و شوهر ممکن است هنگام صحبت علی رغم حُسن نیت به بیراهه بروند. به جای صحبت نرم و ملایم ، با هم مشاجره کنند و چون یکی از آنها به قصد سبک کردن فضای سنگین صحبت، به شوخی حرفی بزند، دیگری چنان واکنش نشان دهد که انگار در شوخی هم قصد و شری در کار بوده است. در این شرایط هر اقدامی برای تلطیف فضای صحبت، نتیجه معکوس می دهد.

هم صحبتی زن و شوهر با هم، برای رشد و بقای احساس صمیمیت آنها نقش قطعی دارد. متأسفانه بسیاری از زوج ها و شاید بتوان گفت اغلب آنها از مهارت های لازم برای گفت و گو با یکدیگر برخوردار نیستند و بی آنکه بخواهند گرفتار سوءتفاهم و دلسردی و تکدر خاطر می شوند.


در این جا به چند نمونه از مسائل و مشکلاتی که بر سر راه گفت و گوی مؤثر همسران وجود دارد اشاره می کنیم:

1- مسئله: نمی توانم با همسرم صادق باشم.

2- مسئله: نمی توانم خودم باشم بسیاری از اشخاص مدعی هستند که نمی توانند با همسرشان راحت صحبت کنند، باید احتیاط کنند مبادا حرفی بزنند و همسرشان را ناراحت کنند. زنی شکایت می کند که وقتی به شوهرم حرفی می زنم واکنش بسیار بدی نشان می دهد. باید مواظب باشم، باید روی کلماتم فکر کنم.

سؤال می تواند آغازگر صحبت و ادامه آن ، و در نهایت اسباب توقف و ناتمام ماندن آن گردد. گاه یک سؤال دقیق و حساب شده می تواند به گونه ای اعجاب انگیز همسر شما را به صحبت تشویق کند. اما یک پرسش نابهنگام، طعنه آمیز یا بی تناسب می تواند از ادامه صحبت جلوگیری کند.

برای آموختن شیوه های جدید صحبت با همسر خود،کلمات را با سیاست و با رعایت همه جوانب ادا کنید، سعی کنید لحن خوشایندی داشته باشید. می توانید اگر خواستید یاد صحبت های مؤدبانه روزگار قبل از ازدواج بیفتید. استفاده از این طرز صحبت در مناسبات زناشویی، به خصوص اگر در برخورد با همسر خود لحن انتقاد آمیز دارید، ساده نیست. در این صورت برای ایجاد تغییر باید تلاش بیشتری کنید. شکستن عادت ها ساده نیست، اما با یاد گرفتن الگوهای جدید می توانید بدون کنترل و به طیب خاطر با همسرتان حرف بزنید.

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

3- مسئله: همسرم مرتب سر من داد می کشد به اعتقاد بعضی ها بلند صحبت کردن همسر، نشانه عصبانیت و حتی ضعف اخلاقی است. در این مورد زن و شوهر می توانند با گفت و گو، مسئله بلند صحبت کردن را حل کنند. زن یا مردی که از صدای بلند همسرش رنجیده ، باید این احتمال را در نظر بگیرد که ممکن است بلند صحبت کردن همسرش را اشتباه تفسیر کرده باشد. از سوی دیگر همسر نیز می تواند لحن صدای خود را ملایم تر کند. راه حل بهتر این است که کسی که از صدای بلند همسرش ناراحت می شود نسبت به آن حساسیت نشان ندهد. می تواند به ملایمت اعتراض کند، اما رنجشی به دل نگیرد.

4- مسئله: شوهرم فقط به خودش فکر می کند و به صحبت های من گوش نمی دهد بسیاری از زن ها از شوهرانشان انتظار دارند که از احساسات خودشان حرف بزنند، این موجب می شود که آنها نسبت به شوهرانشان احساس صمیمیت بیشتری کنند. واکنش احساسی زن و مرد نسبت به فراز و نشیب های زندگی، به آنها احساسی از وحدت و انسجام می بخشد. بسیاری از نویسندگان، احتیاط در ابراز احساسات از سوی مردها را یکی از اشکالات عمده آنها می دانند. بسیاری از زن ها هم درباره همسرشان همین نظر را دارند: شوهرم مثل آهن سرد و خشک است. اگر احساساتش را بروز می داد خیلی بهتر می شد. اما اغلب شوهرها، احتیاط در ابراز احساسات را دلیل نقص و ضعف نمی دانند. مردها در مقایسه با زن ها اغلب خویشتن نگری کمتری دارند و احتمالاً به قدر زن ها از احساسات خود، آگاه نیستند. مردی که به احساسات خانمش توجه می کند، نسبت به احساسات خودش هم حساس می شود.

 

 

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم


5- مسئله: با هم صحبت می کنیم اما صحبت ما سرد و بی روح است مسئله این است که طرفین موضوعات مورد علاقه یکدیگر را طرح نمی کنند. از آن گذشته طراوت و شادابی گفت و گوهای اوایل آشنایی، دیگر وجود ندارد و طرفین اقدامی برای جلب نظر یکدیگر صورت نمی دهند. دلیل دیگر این است که زن و شوهر نتوانسته اند گفت و گو برای حل مشکلات را از مکالمات خوشایند جدا کنند. بنابراین وقتی یکی از آنها با یک تعریف محبت آمیز شروع می کند، دیگری ممکن است فرصت را برای طرح یکی از گرفتاری های خود مناسب بپندارد، در نتیجه گفت و گوی محبت آمیز و لذتبخش کمیاب می شود.


مقررات و آداب گفت و گو
قانون شماره 1-
با همسر خود هماهنگ شوید.

زن و شوهر برای این که بتوانند با یکدیگر ارتباط سازنده برقرار کنند باید در مسیر صحبت یکدیگر قرار گیرند، زیرا در بسیاری از مواقع زن و شوهر با آنکه درباره ی موضوع واحدی صحبت می کنند اما روش صحبت آنها به قدری متفاوت است که نمی توانند با هم هماهنگ شوند. ممکن است زن یا شوهر قصد تسکین ناراحتی همسر خود را داشته باشد، اما بر شدت ناراحتی او بیفزاید. متأسفانه بسیاری از زوج ها در مخابره افکار و احساسات خود به یکدیگر با دشواری روبه رو هستند. بعضی خواسته هایشان را چنان طرح می کنند که به درک طرف مقابل منجر نمی شود؛ عقاید خود را مبهم طرح می کنند، از طرح موضوع اصلی طفره می روند ، حاشیه می روند و با این حال خیال می کنند که همسرشان موضوع را دقیقاً و آن طور که هست درک می کند. یکی بیش از حد وارد جزئیات می شود و دیگری به قدری در کلمات صرفه جویی می کند که کلامش تفهیم نمی شود و هر دو بر این باورند که به تفاهم میان خود کمک می کنند.

گاه به نظر می رسد که اصولاً به دو زبان متفاوت حرف می زنند. در این شرایط، هرگز عجیب نیست که زن و شوهر، هر دو ناراحت شوند، زیرا هر کدام بی خبر از تفصیر خویش، دیگری را به دیر فهمی و سرسختی متهم می کند.

توجه داشته باشید که همسر شما با گفت و گوی خود ، گاهی فقط به حمایت شما و گاهی نیز به راهنمایی های عملی شما نیاز دارد، پس باید نسبت به اشاره ها و احساسات همسرتان حساس باشید تا راه های مناسب ارتباط با همسرتان را پیدا کنید.

قانون شماره2 - با علاقه گوش بدهید.

گاهی اوقات زن شکایت می کند که شوهرش به حرف های او گوش نمی دهد و حال آنکه شوهر در مقام اعتراض مدعی است که همه حرف های او را شنیده است. بررسی های به عمل آمده نشان می دهد که در این زمینه اختلاف جنسی مشهودی وجود دارد. زن ها هنگام گوش کردن با ابراز کلماتی نظیر آره، عجب و تکان دادن سر، به گوینده می فهمانند که به حرف های او گوش می دهند و حال آن که مردها هنگام گوش دادن بیشتر سکوت می کنند.

گاه شما فراموش می کنید که گفت و گو مبادله اطلاعات و نقطه نظرهاست. صحبت کردن و جواب نگرفتن در حکم صحبت با دیوار است. اگر شما هنگام گوش دادن سکوت اختیار می کنید احتمالاً می توانید به اشاره کردن و تکان دادن سر، عادت کنید و نشان دهید که به راستی گوش می دهید و همسرتان را از تردید بیرون آورید.

قانون شماره 3: از قطع صحبت اجتناب کنید.

قطع صحبت برای کسی که این کار را می کند احتمالاً طبیعی به نظر می رسد اما ممکن است در کسی که صحبت او قطع می شود ایجاد نارضایتی و افکار منفی کند.او به حرف هایم گوش نمی دهد، تنها می خواهد خودش حرف بزند.

قطع صحبت هم مانند سایر عادات ممکن است بخشی از طرز مکالمه اشخاص باشد و برخلاف برداشت احتمالی کسی که صحبتش قطع می شود ارتباطی با خود محوری و مخالفت و غیره ندارد. در اینجا نیز زن و مرد رفتار متفاوتی نشان می دهند. مردها بیش از زن ها صحبت را قطع می کنند، اما قطع صحبت آنها مشمول زن ها نیست، یعنی با مردهای دیگر هم که صحبت می کنند همین سیاست را دارند. بنابراین زنی که برای قطع صحبت از سوی همسرش دلایل منفی می تراشد باید به خاطر داشته باشد که این رفتار ممکن است مربوط به طرز صحبت او باشد. اما با این حال کسی که صحبت را قطع می کند باید به انتظار پایان صحبت بپرد و صبر کند. ممکن است مردی با تأنی و با جملات فاصله دار حرف بزند و زنش که حاضر جواب و بی قرار است مرتب به میان صحبت پریده، رشته کلام را قطع کند. در این شرایط ممکن است مرد عصبانی شود و زن را مورد انتقاد قرار دهد. غافل از این که رفتار خانم او دلایل عمیق تری دارد.

مردها در مقایسه با زن ها اغلب خویشتن نگری کمتری دارند و احتمالاً به قدر زن ها از احساسات خود، آگاه نیستند. مردی که به احساسات خانمش توجه می کند، نسبت به احساسات خودش هم حساس می شود.

قانون شماره4: ماهرانه سؤال کنید.

سؤال می تواند آغازگر صحبت و ادامه آن ، و در نهایت اسباب توقف و ناتمام ماندن آن گردد. بعضی ها طبیعتاً کم حرف هستند، در برخورد با این اشخاص می باید زمینه صحبت را فراهم نمود. گاه یک سؤال دقیق و حساب شده می تواند به گونه ای اعجاب انگیز همسر شما را به صحبت تشویق کند. اما یک پرسش نابهنگام، طعنه آمیز یا بی تناسب می تواند از ادامه صحبت جلوگیری کند. در برخی از مواقع، لحن عتاب انگیز و یا پرخاشگرانه سؤالات مسئله ساز می شود: چرا دیشب دیر آمدی؟،چرا این همه به خودت رسیده ای؟  در بسیاری از موارد سؤالاتی که با چرا شروع می شوند تولید اشکال می کنند، علتش این است که این قبیل سؤالات اغلب مخاطب را در موضع دفاعی قرار می دهد. با آنکه ممکن است سؤال کننده صرفاً برای کسب اطلاع سؤال کرده و منظور دیگری هم نداشته باشد، استفاده از کلمه چرا در شروع یک جمله سؤالی احتمالاً شما نت ها و خطاب های پدر و مادر در دوران کودکی را تداعی می کند: چرا دیر کردی؟

از آن گذشته سؤالاتی که با چرا شروع می شوند، اغلب بی اعتمادی و یا حتی سوء ظن را تداعی می کند. می توان برای اجتناب از این مشکل ، سؤالات را به شکل دیگری مطرح کرد مثلاً به جای چرا دیر کردی؟ می توان پرسید مشکلی پیش آمده که دیر به منزل برگشتی؟ در این صورت همسرتان از این که شما نگران او هستید و یا دوست دارید در جریان مشکلات او قرار گیرید خوشحال خواهد شد.

قانون شماره 5: سیاست و نزاکت به خرج دهید.

شاید در ظاهر رعایت این قانون در روابط زناشویی عجیب به نظر برسد اما در عمل، هر کس حساسیت هایی دارد و حتی نزدیک ترین اشخاص ممکن است احساسات ما را جریحه دار کنند. برخی از اشخاص نسبت به وضع ظاهر خود حساس هستند و بعضی دیگر به طرز صحبت خود با سایر اعضای خانواده حساسیت دارند. اگر با همسر خود صحبت می کنید، از توهین، تهمت و سرزنش بپرهیزید. از زدن برچسب مانند "شلخته"، "خودخواه" یا "بی ملاحظه"، "لجباز" و غیره خودداری کنید. این برچسب ها با ایجاد تکدر خاطر، فضای حاکم بر گفت و گوی شما را تیره می کند. از مطلق گویی و استفاده از کلماتی مانند هرگز یا همیشه خودداری کنید. این واژه ها معمولاً اشتباه هستند. چون به ندرت همسری پیدا می شود که هرگز کارش را درست انجام ندهد و یا همیشه در انجام کاری کوتاهی کند.

- حرفتان را بزنید و از انتقاد خودداری کنید مثلاً به جای این که بگویید تو هرگز به من کمک نمی کنی بگویید اگر در شستن ظرف ها به من کمک کنی بسیار ممنون می شوم.

ذهن خوانی نکنید، احتمال این که ذهن خوانی اشتباه باشد، زیاد است و در نتیجه زمینه عصبانیت همسرتان را فراهم می سازید. اگر فکر می کنید که همسرتان از شما دلگیر است بهتر است به او بگویید احساس می کنم از من دلگیر هستی تا او برای شما توضیح دهد.

صحبت با همسر خود، کلمات را با سیاست و با رعایت همه جوانب ادا کنید، سعی کنید لحن خوشایندی داشته باشید. می توانید اگر خواستید یاد صحبت های مؤدبانه روزگار قبل از ازدواج بیفتید. استفاده از این طرز صحبت در مناسبات زناشویی، به خصوص اگر در برخورد با همسر خود لحن انتقاد آمیز دارید.



اگر شنونده صحبت های همسرتان هستید این اصول را رعایت کنید

زمینه های توافق را پیدا کنید. ببینید با کدام یک از نکات مورد اشاره همسرتان موافق هستید تا در نقش مخالف او ظاهر نشویدبله قبول دارم که اخیراً سرم خیلی شلوغ بوده است.

مضامین منفی صحبت های همسرتان را ناشنیده بگیرید، بعید نیست که همسر شما در حالت دلخوری یا عصبانیت در بیان مسئله مبالغه کند. به علت عصبانیت توجه کنید و انتقادها و سرزنش ها را نادیده بگیرید.

- مطمئن شوید که منظور همسرتان را درک کرده اید، در غیر این صورت از او سؤال کنید . مثلاً: فکر می کنم منظور تو این است که حاضر نیستی دخالت های مادرم را تحمل کنی. درست است؟

از گفتن "متأسفم" ترسی به دل راه ندهید. روابط زناشویی ایجاب می کند که اگر خواسته و ناخواسته اسباب تکدر خاطر همسرتان را فراهم کرده اید در مقام پوزش برآیید و تأسف خود را به او اطلاع بدهید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


سبز و پایدار باشید

 

 

 

نوشته شده توسط عشق خدائی در ساعت 08:26مربوط به : رازهائی برای زنان خوب خوش فکر

رازهایی برای زنان
ساعت ٥:٢٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٧  

رازهایی برای زنان

برای هر روز از ماه, گفتاری کوتاه پیشنهاد شده است.روز را در ساعت مناسبی آغاز کنید. گفتار را چند بار تکرار کنید.دفعه اول با صدای بلند بعد آرام تر, بعد به صورت یک زمزمه و سپس در فکرتان تکرار کنید.با هر بار تکرار , بگذارید کلمات با عمق بیشتری جذب ضمیر نا خود آگاه تان شود.به تدیج مفهوم کاملی از این گفتارها به دست خواهید آورد که اگر بخواهید آنها را طی یک دوره یاد بگیرید در پایان حقایق ارائه شده با شما یکی خواهد شد.آن صفحه ای که گفتار روزتان هست طی روز باز کنید در هر فرصت آن را مرور کنید.
حتی المقدور آن گفتار را با شرایط واقعی زندگی تان تطبیق دهید.شب قبل از خواب چند بار دیگر گفتارتان را مرور کنید.
سعی کنید اثرات مثبت را در تمام وجودتان جذب کنیدو بگذارید با ضمیر آگاهتان یکی شود.
● روز اول
با خودت صادق باش و نگران آنچه دیگران درباره ات فکر می کنند نباش. تعریفاتی را که آنها از تو دارند نپذیر,خودت خودت را تعریف کن
● روز دوم
از قدرت خود مایه بگذار و بر قدرت دیگران تکیه نکن.استعدادهار خود را پرورش بده و بر استعدادهای مردم غبطه نخور
روز سوم
حتی گردابی از افکار ناراحت کننده , با شوخی و خنده ای از ته دل.از بین خواهد رفت.
روز چهارم
اگر میخواهی مشکلات خود حل شوند , به دلهای دردمند دیگران تسلی و آرامش بده.
روز پنجم
بزرگترین شفا بخش عشق است
روز ششم
قدرت درک یافته هایی را که از تجربیات مختلت به دست میاوری, افزایش بده . آن را در سکوت , باور کن. و به صورت خود در اختیار دیگران قرار بده
روز هفتم
بگذار که لبخند در قلبت باور شود و از دریچه چشم هایت به دنیا بتابد مانند لبخندهای دوستا نه , شفا بخش و سپاسگزارر باش.
روز هشتم
نخواه که دیگران را با زیبایی و جذابیت زنانه جذب کنی . زیرا هر چند داشتن اقتدار بر دیگران ارضا کننده است,اما به تدریج وجود ناقص و ضعیف خواهد شد سعی کن با الهام بخشیدن به دیگران و تحسین اهداف عالی انها , خود را قوی کن
روز نهم
هنکامی که وسوسه می شوی تا حرفهای کنایه آمیز و نیشدار به دیگران بزنی یادت باشد که فلفل زیادی, طعم غذا را خراب می کند.کلمات نسنجیده , دوستیهای با ارزشی را تباه کرده اند.اما مهربانی هیچ چیز را خراب نمی کند اجازه بده دیگران هر طور مایلند پیش بروند
روز دهم
ظرفیت عشق وجودت را با دوست داشتن همه انسان ها و تمامی زندگی , افزایش بده.
روز یازدهم
همواره به دیگران کمک کن و همراهی شان کن تا به تعالی برسند.آنگاه خود نیز از درون به تعالی خواهی رسید
روز دوازدهم
اگر میخواهی مشکلات خود حل شوند , به دلهای دردمند دیگران تسلی و آرامش بده.
روز سیزدهم
با تحقیر دیگران , سستی و تنزل خود را نشان می دهیم , نیکی , نیکی و مهربانی با دیگران, انعکاس پیروزی درونی است
روز چهاردهم
برای غلبه بر این گرایش که همه چیز را شخصی و خودمانی بدانی , انچه درباره غیر شخصی برخورد کردن و جدی بودن از دیگران می شنوی , ترتیب اثر بده
روز پانزدهم
باروهای قلبی ات, تعیین کننده شخصیت آتی تو هستند .اگر بر مسائل حقیر تمرکز کنی ,حقیر خواهی شدو اگر بر افکار متعالی تمرکز کنی , افتخار نصیبت خواهد شد
● روز شانزدهم
افکار تو بر دریافتی که از دنیای , پیرامون


کلمات کلیدی:رازهایی برای زنان ،کلمات کلیدی:درس های راه زندگی ،کلمات کلیدی:انعکاس زندگی ،کلمات کلیدی:خواندنی عشق و زندگی
حجاب برتر - به دلیل اینکه پوشش و حجاب را دوست داشتم دین اسلام را انتخاب کردم.
ساعت ٤:٤٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٧  

سخنرانی خانم زهرا خادمة الرسول فلیپینی مسلمان شده

 

در انجیل نوشته شده زن یا دختر بدون حجاب مانند یک زن زشت است زهرا مسیحی مسلمان شده فیلیپینی در گفتگو با خبرنگار پانا گفت: وقتی مسلمان شدم احساس خیلی خوبی داشتم و خوشحال شدم چرا که فکر می کردم به آرزویم رسیده ام، من به دلیل اینکه پوشش و حجاب را دوست داشتم دین اسلام را انتخاب کردم.


به گزارش خبرگزاری پانا، مراسم سخنرانی مبلغه، زهرا خادمة الرسول یکی از مسیحیان مسلمان شده فیلیپینی عصر روز دوشنبه 5 شهریورماه به همت جمعیت رهروان حضرت زینب (س)، امور بانوان فرمانداری کازرون در سالن اجتماعات کانون رضوان این شهر برگزار شد.
در این مراسم که حجت الاسلام خرسندی امام جمعه کازرون، رستمی معاون فرماندار و جمعی از مسئولین حضور داشتند پس از تلاوت قرآن مجید ، برزویی سروده خود را در وصف حضرت مهدی (عج ) خواند. سپس رستمی معاون فرماندار درباره ضرورت تقویت اعتقاد به مهدویت در بین شیعیان سخن گفت.
رستمی اذعان داشت: اگر میلیون ها نفر به اسلام گرایش می یابند تعجب نکنید، زیرا وقتی زمینه لازم برای هر مکتبی فراهم شود به دین اسلام روی می آورند چون اسلام جزء ذات انسان است.
در ادامه برنامه خادمة الرسول درباره نحوه اسلام آوردنش گفت و دین اسلام را کاملترین دین معرفی کرد و توضیح داد: به خاطر اینکه من در یک خانواده مذهبی تربیت شده بودم از کودکی تا 16 سالگی که دیپلمم را گرفتم آرزو داشتم وقتی بزرگ شدم؛ یک راهبه شوم اما والدینم مخالفت می کردند، وقتی پدرم سماجت مرا دید گفت: بعداز فارغ التحصیلی از دانشگاه در انتخاب آزاد هستی.
وی ادامه داد: سه ماه قبل از فارغ التحصیلی با یک مسلمان ایرانی آشنا شدم و بعد از خواندن 4 کتاب که آن جوان مسلمان در اختیارم گذاشت به اسلام علاقه مند شدم و احساس کردم اسلام از دین من بهتر است و ادامه دین مسیحیت است با مطالعه کتاب های بیشتر و پس از یک سال تحقیق در مورد اسلام تصمیم گرفتم مسلمان شوم در ابتدا با مخالفت والدینم مواجه شدم و برای رضایت آن ها نذرکردم در کلیسایی که مخصوص حضرت مریم بود نذر حضرت مریم کنم و از 50 متری کلیسا با زانو به آنجا روم بعد از انجام نذر خود وقتی به خانه برگشتم به طرز معجزه آسایی پدر و مادرم مسلمان شدن مرا قبول کردند و پس از رفتنم به کلیسا و تشکر از حضرت مریم (س)از دین خود خداحافظی کردم سپس با والدینم به منظور مسلمان شدن به خانه یکی از روحانیون رفتم و پس از شهادتین بانام مسلمان زهرا مسلمان شدم.
وی در حالیکه اشکانش را پاک می کرد گفت: به محض گفتن شهادتین به نظرم آمد آن اتاق نورانی تر شد و من نیز سبک شدم و هنگامی که راه می رفتم احساس می کردم در هوا راه می روم وقتی به خانه رسیدم علت را از جوان مسلمان پرسیدم او گفت: شاید خدا می خواهد به تو ثابت کند که دین اسلام وجود دارد.
وی در پایان سخنانش گفت از وقتی مسلمان شدم فهمیدم که محبت و توجه خداوند به تمام بنده ها چه مسلمان و غیر مسلمان شامل می شود و او در همه حال مراقب آنان است و دوست دارد که بنده هایش بهترین دین را انتخاب کنند و به سعادت برسند.
وی ضمن تشبیه اسلام به کشتی نجات گفت:اسلام دینی است که ما را از غرق شدن در اقیانوس بزرگ و پهناور نجات می دهد و برای من افتخار است که صاحب اولین پیامبر (ص) و کتاب آسمانی هستم کتابی که برای سعادتمندی انسانها در قدیم و حال و آینده نازل شده است. من افتخار می کنم که در کشوری سالم و دینی پایدار زندگی می کنم

 

وی در گفتگو با خبرنگار پانا گفت: وقتی مسلمان شدم احساس خیلی خوبی داشتم و خوشحال شدم چرا که فکر می کردم به آرزویم رسیده ام من به دلیل اینکه دوست داشتم راهبه شوم و پوشش و حجاب داشته باشم دین اسلام را انتخاب کردم.
زهرا تأکید کرد: اگر من اسلام را پذیرفتم به خاطر این بود که حدود یک سال در مورد آن تحقیق کردم و فهمیدم اسلام کاملترین و بهترین دین است.
وی اظهار داشت: سوره توحید اولین سوره ای بود که بعد از مسلمان شدنم تلاوت کردم. خادمة الرسول حضرت فاطمه را الگوی خود دانست و معتقد بود حضرت فاطمه (س) زنی مقدس و کامل و دختری خوب برای پدر و مادرش بوده و از زنان و دختران خواست تا او را اسوه و الگوی خود قرار دهند.
ایشان در بخشی از گفتگوی خود گفت: در دین مسیحیت گفته شده عیسی پسر خداست درحالی که این برای من قابل قبول نبود و برایم سؤال بود که خدا چگونه می تواند بچه دار شود و پسر داشته باشد اما وقتی کتاب قرآن را خواندم فهمیدم که خدا یکی است و شریکی ندارد و به پاسخ تمام سؤالاتم پی بردم.
وی ادامه داد: در فیلیپین به خاطر حجابم خیلی اذیت می شدم و مردم و همسایه ها فکر می کردند من دیوانه شدم و بچه ها در کوچه به من سنگ پرتاب می کردند.
وی در خصوص حجاب گفت: در انجیل هم آمده که دختران و زنان باید محجبه باشند و نوشته شده زن یا دختر بدون حجاب مانند یک زن زشت و کچل است. وی از مسلمانان خواست تا به حجاب اهمیت بیشتری دهند و در مورد اسلام تحقیق کنند.
شایان ذکر است، مادر و پدر زهرا در محرم سال 81با نام مسلمان عبدالله و آمنه مسلمان شدند و پدر وی در عاشورای سال 82 به رحمت ایزدی پیوست. نام مسیحی زهرا
Leonida Tolentino بود

سایت شبکه جام جم


کلمات کلیدی:مسلمان شده ،کلمات کلیدی:درس های راه زندگی ،کلمات کلیدی:انعکاس زندگی ،کلمات کلیدی:خواندنی عشق و زندگی
حجاب فطری است
ساعت ۳:٤۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٧  

حجاب فطری است

آیا میدانید : هنگامی که حضرت آدم و حضرت حوا از بهشت به این دنیا(رانده) فرستاده شدند با اینکه نه کس دیگری بود و نه حکمی صادر شده بود ، بدنبال وسیله ای بودند که خود را بپوشانند؟ که نهایتاً با برگ درختان برای خود پوشش (حجاب) درست کردند.

آیا میدانید :کره زمین دارای پوششی(حجاب) به نام جو است که آن و موجودات روی آن را از برخورد شهاب سنگها و حرارت سوزان خورشید و .... محافظت میکند؟

آیا میدانید :تمامی جانوران و حیوانات دارای پوشش(حجاب) اعم از مو ، کرک ، پشم ، پر ، لاک ، فلس و .... هستند که آآنها را از سرما ، گرما و آسیبها محافظت میکند  ؟

آیا میدانید : تمامی گیاهان  و میوه ها دارای پوششی(حجاب) به نام پوست هستند که آنها را از گزند آفات و فساد و شرایط جوی محافظت میکند ؟

آیا میدانید : انسان برای محافظت اموال و اشیاء با ارزش خود  از سرقت ، گمشدن ، فاسد شدن و ... پوشش(حجاب) و حفاظی مطمئن استفاده میکند؟

پس آیا منطقی و معقول است که انسان برای حفاظت وجود با ارزش

 خود ااز گزند انواع آفات و بلیات وباالخصوص هوسهای شیاطین

از پوشش(حجاب) مناسب استفاده نکند؟

 و نهایتاً آیا میدانید : خداوند متعال چرا حجاب را برای انسان ( مرد و زن )  واجب نمود ؟

 این مطالب خوب ارزند هم برای انهائی که چادر خدائی دارند و خود را خدائی حفظ میکند

 


کلمات کلیدی:حجاب فطری است ،کلمات کلیدی:درس های راه زندگی ،کلمات کلیدی:انعکاس زندگی ،کلمات کلیدی:خداوند، زن، زیبایی
ضرورت پوشیدن چادر در این عصر
ساعت ۳:٢٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٧  

به نام او 

بنام پروردگار عشق و محبت

بنام خدائی که حضرت زهرا (س)را آفرید

تا مقام والای زن را به تمام جهانیان نشان دهد

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

امیدوارم مطالب این وبلاگ بر روی افکار شما تاثیر بگذارد

 

 

ضرورت پوشیدن چادر در این عصر

 

 

امروزه دشمنان اسلام از راه های مختلف می خواهند زشتی محرمات

و معاصی و منزلت حیا ،عفت و چادر را از بین ببرند.

 

از همین رو به شیوه های مختلف مانند فیلم های آنچنانی ، سایت های مبتذل

و شبکه های ماهواره ای در اذهان جوانان القا می کنند

که ارزش ، شخصیت و تمدن در لباس های زننده و آن چنانی است

 

در چنین موقعیتی باید زنان و دختران مسلمان هوشیار باشند

و نه تنها با پوشش مناسب و شایسته خویش پاسخ دندان شکنی

به این خود باختگان بدهند بلکه دیگران را نیز به پوشش برتر تشویق نمایند

 

ما دختران چادری باید علاوه بر اینکه با چادر حجاب خود را حفظ می کنیم

به دوستان و اطرافیانمان نیز این پیشنهاد را بدهیم

باید از فواید و آثار دنیوی و اخروی آن صحبت کنیم

 

بعضی از دوستان سوال می کنند با توجه به شرایط روزگار

این همه سخت گیری به حجاب چه لزومی دارد ؟

 

خوب است به این دوست عزیزم بفرمایم که ما همیشه نباید به

جوانب سخت یک مسئله توجه کنیم بلکه ما باید به مسائلی که

دشمن را به وحشت می اندازد بسیار حساس باشیم و بکوشیم تا آنها

را تقویت کنیم که صد البته چادر یکی از آنهاست

 

خواهرم براستی این همه سهل انگاری ها و اشکال تراشی ها

چه قدر از خانم های بد حجاب را با حجاب کرده است و اصلاح شده اند

این سخنان فقط راه را برای سو استفاده آنها باز کرده است

تا روز به روز بر جسارت و ابتذالشان بیافزایند .

 

گاهی اوقات نداشتن آگاهی کامل و ضعف ایمان و طعن دختران ناآگاه

بعضی از همین دختران چادری را نیز بی چادر کرده است

در حالی که مادرانشان چادری و مومن  بوده اند .

 

فرانتس فانون می گوید :هر چادری که کنار گذاشته شود

 امید حمله ور شدن استعمار را ده برابر می کند

 

باید بدانیم که دشمن به هیچ پوششی راضی نیست

بلکه تنها قصد به ابتذال کشیدن ما جوانان

و در نهایت نابودی جامعه و غارت اموال آن را دارند

 

اگر ما امروز به این حرف آنها خام شدیم که چادر دست و پا گیر است

یا اینکه حجاب مگر به چادر است و ...

به مانتو و روسری راضی شدیم روز بعد قدم را بلندتر بر می دارند

 و روسری را زیر سوال می برند و ما را به شال های کذائی ای

 - که متاسفانه برخی از ما دختران را خام کرده است – ترغیب می کند

 

در این دوره زمانه واقعا میتوان به این سخن خداوند سبحان

به رسول گرامیش که سلام و صلوات خدا بر او باد پی برد که فرمود:

یهود و نصاری هرگز از تو راضی نخواهند شد تا

(بطور کامل تسلیم خواسته های نادرست آنها شوی)

از آئین (تحریف شده) آنها پیروی کنی .

ای پیامبر به آنها بگو راه حق و راه درست فقط راه خداوند است

(سوره بقره آیه 120)

 

فرجش  را در دعا فراموش نکنید

با تشکر از وبلاگ حجاب


به نظر من چادر مانع فعالیت بانوان است
ساعت ۳:٢۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٧  

به نام او

بنام پروردگار عشق و

به نام خدائی که حضرت زهرا را آفرید

تا مقام والای زن را به جهانیان نشان دهد

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

امیدوارم مطالب این وبلاگ بر روی افکار شما تاثیر بگذارد 

 

 

به نظر من چادر مانع فعالیت بانوان است

 

 

 

بیشتر چیز هائی که بشر مورد استفاده قرار می دهد و یا

 

 از آنها لذت می برد بدون زحمت حاصل نمی شود حتی

 

غذا خوردن با آن همه منافعی که برای انسان دارد بدون زحمت نیست 

 

اما بشر بخاطر فواید زیادی که دارد درد سر هایش را تحمل می کند

 

چادر هم از این قاعده مستثنی نیست

 

اگر چه شاید زن بدون چادر راحت تر باشد

 

ولی بخاطر امتیازات و خوبیهائی که دارد

 

همه مشکلاتش را تحمل می کند

 

همان طوری که اگر خانمی در محل کارش مانتو نداشته باشد

 

 راحت تر است اما به خاطر آثار مثبت حجاب آنرا تحمل می کند

 

وقتی مزایای چادر بیشتر از هر نوع حجابی است

 

طبیعی است که درد سرش هم کمی بیشتر است

 

چنانچه رسیدن به غذاهای پر فایده و طبخ آنها کمی درد سرش

 

از غذاهای حاضری بیشتر است

 

 حجاب برتر نیز به خاطر آنکه بهترین نوع پوشش

 

 برای زن محسوب می شود طبیعی است که زحمت هم دارد

 

و یک خانم چادری مثل یک زن مانتوئی در اجتماع و

 

 در حضور یک نامحرم آزاد و راحت نمی باشد

 

لذا اگر خانمی امتیازات چادر را می خواهد

 

باید سختی های جزئی آنرا تحمل کند

 

و زمانی که تحمل کرد طبیعی است که نزد خدا و پیغمبر 

 

و ائمه اطهار از احترام بسیار بالائی برخوردار است

 

پس ملاک رسیدن به کمالات علمی ومعنوی

 

 نباید راحتی و عدم راحتی باشد

 

بلکه معیار باید رسیدن به هدف و ارزش باشد

 

اگر چه در آن راه مشکلاتی باشد

 

همیشه راحت ترین راه بهترین راه نیست

 

ما را در دعایتان فراموش نکنید

با تشکر از وبلاگ حجاب


چادری ها هم بترسند ؟
ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٧  

به نام او

بنام پروردگار عشق و

به نام خدائی که حضرت زهرا را آفرید

تا مقام والای زن را به جهانیان نشان دهد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

امیدوارم مطالب این وبلاگ بر روی افکار شما تاثیر بگذارد.

چادری ها هم بترسند ؟

سلام دوست دارم عبرت نامه من را بخوانید

 من یک زمانی خیلی دختر سر به زیری بودم

خیلی دختر با حجاب و پوشیده ای بودم

هیچ وقت چادرم از سرم جدا نمی شد

یک جورائی با چادرم انس گرفته بودم

تا جائی که بدون چادر رفتن در جامعه برایم مایه شرم بود

از آقا پسرائی که آویزان دخترا بودند و خودشان را برای آنها عزیز می کردند

خیلی بدم می آمد. پیش خودم می گفتم: مردی مگر اینه

اگر پسری دور و برم می آمد خیلی زود خودم را گم و گور می کردم

تا نکند من هم وسوسه شوم چون میگویند اگر وسوسه شدی دیگر کار تمام است

از دخترائی که با ناز و عشوه جلوی پسرا حرف می زدند متنفر بودم

بدم می آمد که گوشه ای از بدنم را کسی لخت ببیند

اصلا موهایم را نشان کسی نمی دادم و خلاصه بگم

خیلی با دین و ایمان بودم البته نه مثل خیلی ها که فقط از مسلمانی

نماز خوندن را یاد گرفته اند. مسلمان واقعی

خیلی توی ارتباطاتم دقت می کردم

روزگار می گذشت .وارد دانشگاه شدم و تحصیل می کردم  تا اینکه یک روز

یک دختر خانم که من اصلا نمی شناختمش از من یک جزوه خواست و گفت

 من توی فلان کلاس دیدم شما خوب می نویسید گفتم جزوه تان را بگیرم

من هم با اینکه نشناختمش ولی جزوه ام را به او دادم

 و با خودم گفتم یک جزوه می خواهد اشکالی که ندارد

ولی بهش گفتم که فلان روز امتحان دارم روز قبلش (یعنی سه شنبه)

جزوه را برایم بیاور تا یک نگاهی به آن بکنم. آن هم گفت باش

بالاخره سه شنبه شد ولی دختره را سر کلاس ندیدم خیلی نگران شدم

فکرهای زیادی به سرم زد که نکند از امتحان نمره خوبی نگیرم و یا...

بالاخره آخرهای شب که شد دیدم تلفن زنگ زد گوشی را که برداشتم دیدم

همان دختر خانم هست با چرب زبانی خاصی بهم گفت ببخشید

که جزوه را امروز نیاوردم من امروز حالم بد بود و نتوانستم به دانشگاه بیایم

من هم که توی فکر امتحان خودم بودم  گفتم: جزوه را می خواهم چکار کنم

گفت :اگر واقعا برای امتحان نیازش داری آدرس بدهم تا بیائی و بگیریش

من هم که خیلی برای امتحان استرس داشتم گفتم آدرس بده

آدرس داد و من دیدم که راهش خیلی دور نیست دیگر به والدینم نگفتم

پیش خودم گفتم که زودی برمی گردم

رفتم تا رسیدم به در خانه دوستم که آیفن تصویری هم داشت

یک آقا پسر گفت بفرمائید داخل

ناهید(همان دوستم) رفته دست شوئی الآن می آید 

من هم رفتم داخل خانه وارد سالن که شدم

دیدم آقا پسری با ادب و احترام کامل به من سلام کرد و گفت

شما بفرمائید داخل اتاق ناهید تا ناهید بیاید

من رفتم داخل اتاق و بعد از چند ثانیه همان آقا پسر

 با یک لیوان شربت خنک داخل اتاق شد و گفت بفرمائید نوش جان کنید

تا خواهرم بیاید من هم که پیش خودم می گفتم چه پسر با ادب و خوش برخوردی

شربت را گرفتم و از روی سادگی خوردم و منتظر ماندم تا ناهید بیاید

اما نمی دانم که چی شد که خیلی زود خوابم برد(البته بعدش فهمیدم)

بیدار که شدم دیدم

نه چادری بر سر دارم

نه مانتوئی بر تن دارم

نه شلواری بر پا دارم

نه روسری بر تن دارم

نه لباس زیری دارم و نه هیچ چیز دیگر

خلاصه بگم لخت لخت توی اتاق روی یک تخت افتاده بودم

و یک دفعه دیدم همان آقا پسری که من فکر می کردم با ادب است

برهنه ی برهنه وارد اتاق شد .و همین که دید من به هوش آمده ام از ترس اینکه

ممکن است جیغ داد کنم .سریع لباسهایش را پوشید و پا به فرار گذاشت

با دیدن آن پسر تازه کمی از داستان برایم روشن شده بود

بالاخره با فلاکت و ابرو ریزی زیادی خانواده و پلیس را در جریان گذاشتم

و نیروی انتظامی با تحقیقات خود به نتیجه هائی پی برد

از جمله این که

دانشجوئی به مشخصات آن دختر خانم اصلا وجود نداشت

خلاصه حقیقت این بود که

یک آقا پسری که من اصلا در دانشگاه او را ندیده بودم

ولی او مرا دیده بود و خیلی هم شناخت پیدا کرده بود و

فهمیده بود که من به پسر ها باج نمی دهم خواسته بود

 یک جورائی آبروی مرا ببرد که موفق هم شد

یعنی یک دختر خانم را که به اصطلاح دوست دخترش بوده

به سمت من می کشاند تا با من آشنا شود و ارتباط برقرار کند

به اسم جزوه گرفتن مرا به خانه دوستم می کشاند که در اصل منزل خودش بوده

تا با من اعمال منافی عفت انجام دهد و ابروی مرا ببرد

که در این کار موفق هم شد

بالاخره با تلاش های پیگیر نیروی انتظامی آقا پسر را یافتند و با ردیابی هائی که

انجام شد آن دختر خانم را هم گرفتند

و من که این دو آبرویم را برده بودند تنها کاری که توانستم انجام دهم

تا کمی از عقده های دلم کم شود این بود که در صورت هر دوی آنها

 تف بیاندازم تا دیگر با آبروی کسی بازی نکنند

(اما چه فایده کاری که نبایست بشود شد )

پس ای خواهرم مراقب باش که

شیطان از هر راهی وارد می شود

به هوش باش.

در ضمن وبلاگ حجاب هم به روز شد.

ما را در دعایتان فراموش نفرمائید


کلمات کلیدی:چادری ها هم بترسند ؟ ،کلمات کلیدی:درس های راه زندگی ،کلمات کلیدی:انعکاس زندگی ،کلمات کلیدی:خواندنی عشق و زندگی
پیام زن بی حجاب به مردم جامعه
ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٧  

به نام او

بنام پروردگار عشق و

به نام خدائی که حضرت زهرا را آفرید

تا مقام والای زن را به جهانیان نشان دهد

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

امیدوارم مطالب این وبلاگ بر روی افکار شما تاثیر بگذارد

 

پیام زن بی حجاب به مردم جامعه

 

زن بی حجاب و بد حجاب با طرز پوشش و سخن

و ناز و عشوه های خود ناخودآگاه می گوید :

من به ظاهر مسلمانم اما در عمل خیر

و به خدا و قیامت چندان اعتقادی ندارم

و ظاهرم گواه روشنی از باطنم است

خداوند علیم می فرماید:

ای پیامبر بگو هرکس بر طبق روش و باطن خود عمل کند

 پس پروردگار شما آنان را که راهشان نیکوتر است

 بهتر می شناسد

به قول شاعر :از کوزه همان برون تراود که در اوست

این قبیل زنان با حرکات تحریک آمیز خود اظهار می کنند که

شوهر و پدر و برادرشان نسبت به ناموس

 غیرت و مردانگی از خود نشان نمی دهند زیرا اگر غیور بودند

اجازه نمی دادند آنها این گونه پا به محیط بیرون بگذارند

پیام این زنان آن است که من گلی خوشبو هستم که با آرایش 

و ناز و کرشمه همه  از بویم استشمام می کنند

و من با صرف وقت برای آرایش و زیبا سازی خود

می خواهم دل های مردان هرزه را به خود متوجه سازم

و با این کار مورد نظر آنها قرار گیرم

و شهرتی به دست آورم و کمبود هائی را

 که در وجودم است جبران کنم

زیرا می بینم بعضی از انسان ها مورد احترامند

و از مقام و شخصیت بالائی برخوردار اند

اما من به ناچار می خواهم با ناز وعشوه و

حرکات شهوت انگیز مورد احترام قرار گیرم

 

ولی افسوس در همان لحظه ای که مرد هرزه ای نگاهم می کند

در خود احساس شخصیت و غرور کاذب می کنم

ولی بعد دچار اضطراب و سر در گمی می شوم

و تمام آن کمبود ها و عقده ها در وجودم

نه تنها کم نمی شود بلکه شدت می یابد

اگر نتوانستم کسی را شکار کنم و یا

 در اثر تقوی وغیرت جوانی نگاهم نکرد

 (آلان از این جور جوان ها هست؟)

برایم ناراحت کننده است بطوریکه

 می خواهم از درون فریاد برآورم که

"کسی به من توجه کند "

 شما چه فکر می کنید ؟

 

ما را در دعایتان فراموش نکنید


کلمات کلیدی:پیام زن بی حجاب به مردم جامعه ،کلمات کلیدی:درس های راه زندگی ،کلمات کلیدی:انعکاس زندگی ،کلمات کلیدی:مادر
سخنانی از بزرگان
ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٧  

سخنانی از بزرگان

آلبرت انیشتین :
مرد به این امید با زن ازدواج میکند که زن هیچگاه تغییر نکند ، زن به این امید با مرد ازدواج میکند که روزی مرد تغییر کند و همواره هر دو ناامید میشوند .

ناپلئون بناپارت :
هنگامی که دشمنت در حال اشتباه کردن است ، در کارش وقفه نینداز .

آلبرت انیشتین :
هیچ وقت چیزی رو خوب نمیفهمی مگر اینکه بتونی به مادربزرگت توضیحش بدی!

اسکار وایلد :
همیشه دشمنانت را ببخش ، هیچ چیز بیش از این آنها را ناراحت نمیکند .

آلبرت انیشتین :
دستهایت را برای یک دقیقه بر روی بخاری بگذار ، این یک دقیقه برای تو مانند یک ساعت میگذرد . با یک دختر خوشگل یک ساعت همنشین باش ، این یک ساعت برای تو به سرعت یک دقیقه میگذرد و این همان قانون نسبیت است !

ناپلئون بناپارت :
مذهب چیزی است که مانع کشته شدن پولدار بدست فقیر میشود .

مارک تواین :
بهتر است دهانت را ببندی و احمق بنظر برسی ، تا اینکه بازش کنی و همه بفهمند که واقعاً احمقی !

آلبرت انیشتین :
تفاوت بین نابغه و کودن بودن در این است که نابغه بودن محدودیت های خودش را دارد .

بیلی کریستال :
زنان برای سکس به دلیل نیاز دارند ،‌ مردان فقط به جا !

وودی آلن :
زندگی عشقی من واقعاً وحشتناکه ، آخرین باری که درون یک زن بودم زمانی بود که برای بازدید داخل مجسمه آزادی شدم !!!

آلبرت انیشتین :
دو چیز را پایانی نیست : یکی جهان هستی و دیگری حماقت انسان . البته در مورد اولی مطمئن نیستم !

جانی کارسون :
مردی را میشناختم که سیگار کشیدن ، مشروب خوردن و سکس را ترک کرد و از آن به بعد تا قبل از خودکشی زندگی سالمی داشت .

ژوزف استالین :
مرگ یک نفر تراژدیه ، مرگ یک میلیون نفر آمار !

ماهاتما گاندی :
آنچنان زندگی کن گویی که فردا خواهی مرد ، آنچنان بیاموز گویی که تا ابد زنده خواهی ماند .

البرت هوبارد :
زندگی رو زیاد جدی نگیر ، چون هرگز از اون زنده بیرون نمیری .

آلبرت انیشتین :
انسانهای باهوش مسائل را حل میکنند ، نوابغ آنها را اثبات میکنند .

ژان کوکتو :
ما باید به شانس ایمان بیاوریم ،‌ تا کی میتوانیم موفقیت کسانی را که دوستشان نداریم تفسیر کنیم .

آیزاک آسیموف :
زندگی لذتبخش است و مرگ آرامش بخش ،‌این میان انتقال رنج آور است .

ناپلئون :
اگر با دشمنی زیاد بجنگی ،‌ بعد از مدتی تمام استراتژی های تو را فرا میگیرد .

وینستون چرچیل :
پیروزی یعنی توانایی رفتن از یک شکست به شکست دیگر بدون از دست دادن اشتیاق .


کلمات کلیدی:سخنانی از بزرگان ،کلمات کلیدی:درس های راه زندگی ،کلمات کلیدی:انعکاس زندگی ،کلمات کلیدی:راهی بسوی تکــــامل
شصت نکته شیرین درباره ی ازدواج
ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٧  

 

شصت نکته شیرین درباره ی ازدواج

 برای شما جوانان خوب خدائی که تجربه و امادگی برای ازدواج داشته باشید

درباره ازدواج بسیار گفته و شنیده ایم. اما مطالبی که در زیر می آید شاید برای شما تازگی داشته باشد.

از میان ضرب المثل های ملل مختلف و همین طور سخنان شخصیت های بزرگ جهان پیرامون ازدواج شصت مورد را انتخاب کرده ایم. بسیاری از این حرف ها جنبه شوخی و مزاح دارد اما تعداد دیگری از آنها شاید وصف حال من و شما باشد! همین طور قسمت دیگری از این گفته ها می تواند برای عده ای حکم کلید راهنما را داشته باشد.

1-هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت کن تا با چشم هایت.( ضرب المثل آلمانی)

2- مردی که به خاطر ” پول ” زن می گیرد، به نوکری می رود. ( ضرب المثل فرانسوی )

3- لیاقت داماد ، به قدرت بازوی اوست . ( ضرب المثل چینی )

4- زنی سعادتمند است که مطیع ” شوهر” باشد. ( ضرب المثل یونانی )


5- زن عاقل با داماد ” بی پول ” خوب می سازد. ( ضرب المثل انگلیسی )

6- زن مطیع فرمانروای قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگلیسی )

7- زن و شوهر اگر یکدیگر را بخواهند در کلبه ی خرابه هم زندگی می کنند. ( ضرب المثل آلمانی )

8- داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوش صورت و بی لیاقت . ( ضرب المثل لهستانی )

9- دختر عاقل ، جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح می دهد. ( ضرب المثل ایتالیایی)

10-داماد که نشدی از یک شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای .( ضرب المثل فرانسوی )

11- دو نوع زن وجود دارد؛ با یکی ثروتمند می شوی و با دیگری فقیر. ( ضرب المثل ایتالیایی )

12- در موقع خرید پارچه حاشیه آن را خوب نگاه کن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق کن . ( ضرب المثل آذربایجانی )

13- برا ی یافتن زن می ارزد که یک کفش بیشتر پاره کنی . ( ضرب المثل چینی )

14- تاک را از خاک خوب و دختر را از مادر خوب و اصیل انتخاب کن . ( ضرب المثل چینی )

15- اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری اختیار شکمش را در دست بگیر. ( ضرب المثل اسپانیایی)

16- اگر زنی خواست که تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج کن اما پولت را از او دور نگه دار . ( ضرب المثل ترکی )

17- ازدواج مقدس ترین قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر)

18- ازدواج مثل یک هندوانه است که گاهی خوب می شود و گاهی هم بسیار بد. ( ضرب المثل اسپانیایی )

19- ازدواج ، زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است . ( ضرب المثل فرانسوی )

20- ازدواج کردن وازدواج نکردن هر دو موجب پشیمانی است . ( سقراط )

21- ازدواج مثل اجرای یک نقشه جنگی است که اگر در آن فقط یک اشتباه صورت بگیرد جبرانش غیر ممکن خواهد بود. ( بورنز )

22- ازدواجی که به خاطر پول صورت گیرد، برای پول هم از بین می رود. ( رولاند )

23- ازدواج همیشه به عشق پایان داده است . ( ناپلئون )

24- اگر کسی در انتخاب همسرش دقت نکند، دو نفر را بدبخت کرده است . ( محمد حجازی)

25- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیست ، ولی می توانیم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب کنیم . ( خانم پرل باک )

26- با زنی ازدواج کنید که اگر ” مرد ” بود ، بهترین دوست شما می شد . ( بردون)

27- با همسر خود مثل یک کتاب رفتار کنید و فصل های خسته کننده او را اصلاً نخوانید . ( سونی اسمارت)

28- برای یک زندگی سعادتمندانه ، مرد باید ” کر ” باشد و زن ” لال ” . ( سروانتس )

29- ازدواج بیشتر از رفتن به جنگ ” شجاعت ” می خواهد. ( کریستین )

30- تا یک سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتی های یکدیگر را نمی بینند. ( اسمایلز )

31- پیش از ازدواج چشم هایتان را باز کنید و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذارید. ( فرانکلین )

32- خانه بدون زن ، گورستان است . ( بالزاک )

33- تنها علاج عشق ، ازدواج است . ( آرت بوخوالد)

34- ازدواج پیوندی است که از درختی به درخت دیگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو ” زنده ” می شوند و اگر ” بد ” شد هر دو می میرند. ( سعید نفیسی )

35- ازدواج عبارتست از سه هفته آشنایی، سه ماه عاشقی ، سه سال جنگ و سی سال تحمل! ( تن )

36- شوهر ” مغز” خانه است و زن ” قلب ” آن . ( سیریوس)

37- عشق ، سپیده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاک )

38- قبل از ازدواج درباره تربیت اطفال شش نظریه داشتم ، اما حالا شش فرزند دارم و دارای هیچ نظریه ای نیستم . ( لرد لوچستر)

39- مردانی که می کوشند زن ها را درک کنند ، فقط موفق می شوند با آنها ازدواج کنند. ( بن بیکر)

40- با ازدواج ، مرد روی گذشته اش خط می کشد و زن روی آینده اش . ( سینکالویس)

41- خوشحالی های واقعی بعد از ازدواج به دست می آید . ( پاستور )

42- ازدواج کنید، به هر وسیله ای که می توانید. زیرا اگر زن خوبی گیرتان آمد بسیار خوشبخت خواهید شد و اگر گرفتار یک همسر بد شوید فیلسوف بزرگی می شوید. ( سقراط)

43- قبل از رفتن به جنگ یکی دو بار و پیش از رفتن به خواستگاری سه بار برای خودت دعا کن . ( یکی از دانشمندان لهستانی )

44- مطیع مرد باشید تا او شما را بپرستد. ( کارول بیکر)

45- من تنها با مردی ازدواج می کنم که عتیقه شناس باشد تا هر چه پیرتر شدم، برای او عزیزتر باشم . ( آگاتا کریستی)

46- هر چه متأهلان بیشتر شوند ، جنایت ها کمتر خواهد شد. ( ولتر)

47- هیچ چیز غرور مرد را به اندازه ی شادی همسرش بالا نمی برد، چون همیشه آن را مربوط به خودش می داند . ( جانسون )

48- زن ترجیح می دهد با مردی ازدواج کند که زندگی خوبی نداشته باشد ، اما نمی تواند مردی را که شنونده خوبی نیست ، تحمل کند. ( کینهابارد)

49- اصل و نسب مرد وقتی مشخص می شود که آنها بر سر مسائل کوچک با هم مشکل پیدا می کنند. ( شاو)

50- وقتی برای عروسی ات خیلی هزینه کنی ، مهمان هایت را یک شب خوشحال می کنی و خودت را عمری ناراحت ! ( روزنامه نگار ایرلندی )

51 – هیچ زنی در راه رضای خدا با مرد ازدواج نمی کند. ( ضرب المثل اسکاتلندی)

52 – با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی کن . ( ضرب المثل آلمانی )

53 – تا ازدواج نکرده ای نمی توانی درباره ی آن اظهار نظر کنی . ( شارل بودلر )

54 – دوام ازدواج یک قسمت رویِ محبت است و نُه قسمتش روی گذشت از خطا . ( ضرب المثل اسکاتلندی )

55 – ازدواج پدیده ای است برای تکامل مرد. ( مثل سانسکریت )

56 – زناشویی غصه های خیالی و موهوم را به غصه نقد و موجود تبدیل می کند . (ضرب المثل آلمانی )

57 – ازدواج قرارداد دو نفره ای است که در همه دنیا اعتبار دارد. ( مارک تواین )

58 – ازدواج مجموعه ای ازمزه هاست هم تلخی و شوری دارد. هم تندی و ترشی و شیرینی و بی مزگی . (ولتر )

60 – تا ازدواج نکرده ای نمی توانی درباره آن اظهار نظر کنی. ( شارل بودلر )

خوب نظر شما خوش فکر اندیشه چیه برایمان با یک خط نظر بده خوشحال میشم دوست دار شما عشق خدائی


معیارهای انتخاب همسر
ساعت ۸:٥٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٩ آذر ۱۳۸٧  

معیارهای انتخاب همسر

یکی از مسائل بسیار مهم و اساسی قبل از ازدواج در نظر گرفتن معیارهایی برای انتخاب همسر است . به جرئت می توان گفت بیشترین مشکلاتی که در زندگی مشترک به وجود می آید به خاطر این است که دختر و پسر ، همسر مناسب خود را انتخاب نکرده اند و پس از چند سال زندگی متوجه می شوند این دو مناسب یکدیگر نبوده اند. پس جا دارد برای این انتخاب وقت بگذاریم و مطالعه کنیم.

معیارها و ملاک هایی که در انتخاب همسر باید در نظر گرفته شود دو نوع است:

الف – آنهایی که رکن و اساس اند و برای یک زندگی سعادتمندانه حتماً لازم اند.

ب – آنهایی که شرط کمال هستند و برای بهتر و کاملتر شدن زندگی لازم اند و بیشتر به سلیقه افراد و موقعیت آنها بستگی دارند.

اگر گذشته فردی که می خواهید با وی ازدواج کنید خیلی شیک بوده، اصلاً بالاتر از گل به او نگفته اند، و گذشته شما همه اش درد و رنج و زحمت بوده، و دائم خون دل خورده اید؛ رهایش کنید این فرد مناسب زندگی شما نیست.

یکی از معیارهایی که باید حتماً در ازدواج در نظر گرفته شود،عامل مذهب و نگرش فرد مقابل نسبت به مذهب است. اگر شما فردی هستید که به اصول و فرامین مذهبی معتقدید، ولی شخص مورد نظرتان ، نسبت به مذهب بی اعتماد یا بی تفاوت باشد، شما با هم زندگی خوبی نخواهید داشت.انسان متدین، همسری متدین می خواهد، اگر یکی متدین و دیگری بی دین و بی قید باشد، خوشبخت نخواهند شد. بنابراین از این لحاظ باید فردی را انتخاب کنید که همانند شما فکر کند.

یکی دیگر ازمسائل تناسب خانوادگی است. ازدواج با یک فرد مساوی است با پیوند با یک خانواده، فامیل و یک نسل؛ خانواده دختر و پسر باید با یکدیگر سنخیت و تناسب داشته باشند. در انتخاب همسر معقول نیست شما بگویید «من می خواهم با این فرد زندگی کنم و کاری با خانواده اش ندارم» چرا که این فرد جزیی از همان خانواده و فامیل و شاخه ای از همان درخت است. این شاخه، از ریشه همان درخت تغذیه کرده؛ مسلم است که بسیاری از صفات اخلاقی، روحی، عقلی و جسمی آن خانواده و فامیل از راه وراثت و تربیت و محیط به این فرد منتقل شده است، این فرد در دامن همان خانواده بزرگ شده است. باید موقع ازدواج ارزش های درون خانواده فرد را بررسی کنید و با ارزش های درون خانواده خودتان مقایسه نمایید. اگر این ارزش ها با یکدیگر تناسب داشته باشند، شما زندگی آرامی خواهید داشت. در مقایسه ارزش ها دقت داشته باشید. برای مثال اگر در خانواده شما تحصیل یک ارزش است، در خانواده فرد مقابل نیز تحصیل یک ارزش باشد، اگر در خانواده شما حجاب یک ارزش است، در خانواده طرف مقابل حجاب ضد ارزش نباشد.

آنچه در تناسب اجتماعی باید در نظر داشت،ارتباطات و رفت و آمدهای خانوادگیاست. این که خانواده با چه افرادی رفت و آمد می کنند و دارای چه جایگاهی هستند، آیا شهرت اجتماعی دارند یا خیر، مهم است. همه اینها در جایی جمع می شود که به آن تناسب اجتماعی می گوییم. در حقیقت مردم دوست دارند با افرادی رفت و آمد کنند که از جایگاه اجتماعی خوبی برخوردار باشند. دو خانواده باید از این حیث با یکدیگر تناسب داشته باشند. مسئله دومتناسب رفتار اجتماعی دختر و پسر است. مثلاً اگر یک دختر لوس و جلف با مرد متین و موقری ازدواج کند، تحمل رفتار اجتماعی زن برای مرد مشکل است.

بنابراین از مسائل مهم انتخاب همسردر نظر گرفتن تناسب اجتماعی دو خانواده است و چقدر خوب است که پسر و دختر در یک ردیف اجتماعی با هم ازدواج کنند.

یکی دیگر از مواردی که باید در ازدواج در نظر گرفت مسائل مالی و اقتصادی است، هر چقدر دو خانواده از لحاظ مالی در یک سطح باشند ازدواج، ازدواج خوبی است. صلاح نیست دختر و پسر و خانواده هایشان از لحاظ مالی و ثروت تفاوت زیادی با هم داشته باشند، ازدواج دو طبقه متضاد اجتماعی همیشه مشکلاتی به همراه خواهد داشت. شما نمی توانید با فردی زندگی کنید که از نظر اقتصادی در ردیف شما نیست، هرگز این کار را نکنید. برای مثال کسی که از نظر اقتصادی در یک طبقه بالای اجتماعی است در ناز و نعمت بزرگ شده، همه چیز برایش مهیا بوده، هیچوقت مشکلات و تنگنای مالی نداشته است، حالا با فردی از خانواده بسیار پایین از نظر اقتصادی ازدواج می کند که سبک زندگیش با این فرد متفاوت بوده است. فرهنگ خانوادگیش متفاوت، نیازهایش متفاوت. فرضاً قرار می شود این دو با یکدیگر به مهمانی بروند، شخص اول هر لباسی می پوشد خجالت می کشد، احساس می کند نازیباست ، مورد تأییدش نیست، در عوض همسرش زمانی که به خانه آنها می رود احساس کدخدایی می کند. خانه سطحش پایین است. این احساسات در وی ایجاد تعارض می کند. عصبانی می شوند، با هم دعوا می کنند، دعوا بر سر یک قضیه بسیار ساده زندگی است ولی ریشه اش در عدم همخوانی و تناسب طبقه اقتصادی است، اکثر دعواهای چنین زن و شوهرهایی بعد از میهمانی ها شروع می شود.

یکی دیگر از معیارهایی که باید در ازدواج در نظر گرفته شود،

تناسب تحصیلی است. بسیار خوب است که زن و شوهر از نظر معلومات و تحصیلات علمی، خیلی با هم فاصله نداشته باشند و در ردیف یکدیگر باشند تا تفاهم بیشتر در زندگی شان به وجود آید. مهم است که زن و شوهر سطح دانششان به هم نزدیک باشد، زنی که تحصیل کرده و دانشگاهی است نمی تواند همسر یک مرد بی سواد یا کم سواد باشد. اگر هم توانست مدت کوتاهی می تواند ولی در درازمدت خیر. ممکن است یک آدم بی سواد بسیار فرهیخته باشد، مهربان و سطح آگاهیش هم بالا، کلاً شخصیت خوبی داشته باشد ولی در اینجا تشابهاتی وجود ندارد. بالاخص این که تفاوت یک زن تحصیل کرده با یک مرد تحصیل کرده بسیار زیاد است. غالباً خانم تحصیل کرده از تحصیلاتش در طول زندگی استفاده می کند ولی مرد تحصیل کرده کمتر. برای مثال خانمی که در رشته هنر تحصیلات دانشگاهی دارد، می توانید آثار هنری را در تمامی خانه ملاحظه کنید اما ممکن است آقای مهندس برق در سیستم برق خانه اش کلی اشکال داشته باشد! به نظر می رسد زندگی با زن تحصیل کرده راحت تر است. او خیلی زودتر مسائل را می فهمد و نیاز نیست که خیلی تکرار کنید. متقابلاً مردی که دارای تحصیلات عالی است نمی تواند با زنی که دارای تحصیلات پایینی است ازدواج کند. حتی بهتر است مردان یا زنان پزشک با هم ردیفان خود ازدواج بکنند. یکی از چیزهایی که باید در ازدواج رعایت شود

فاکتورهای حرفه ای است. بنابراین سطح تحصیلات و سطح حرفه در زندگی زناشویی بسیار مهم است.

حالا که به مسئله تحصیل اشاره کردیم خوب است که به مسئله تفکر نیز اشاره کنیم. متأسفانه مردان ما بسیار مقیدند که همسر زیبا داشته باشند، در صورتی که زیبایی در آمار جهانی بهداشت فقط 25 نمره دارد در حالی که به تفکر 300 نمره داده اند. در مورد عروس خانم همیشه می پرسند آیا زیبا هست یا نیست. زیبایی دوره محدودی دارد، ولی ما نمی توانیم تفکر و تعلیم و تربیت را انکار کنیم. بعضی از مردم ما در ازدواج جایی برای تفکر باز نگذاشته اند.

اولین چیزی که در تفکر جلوه گر می شود،عامل هوش است. زندگی با یک آدم کم هوش بسیار مشکل است. ممکن است بپرسید چگونه می شود هوش یک نفر را قبل از ازدواج تشخیص داد؟ پاسخ بسیار آسان است. افرادی که درجه هوشی خیلی پائین دارند کاملاً در رفتار و کردارشان مشخص است، پختگی لازم را ندارند، قدرت تشخیصشان ضعیف است. عامل دیگر تشخیص هوش، تفکر انتزاعی است. انتزاع کردن یعنی بیرون کشیدن، و تفکر انتزاعی یعنیتوانایی استنباط و درک مفاهیم از موقعیت های کلی. این نوع تفکر ابعادش بسیار گسترده است، افرادی که تفکر انتزاعی دارند خیلی زود شما را می فهمند. لازم نیست که دائم برایشان تکرار کنید. بعد دیگرش، تفکر حل مسئله ای است، تفکری که در آن انسان می تواند مسائل خودش را حل کند. کسانی که این نوع تفکر را ندارند دائم دور خودشان می چرخند، گیج اند، دائم می پرسند چه گفتی، یعنی چه، منظورت چه بود…. کسی که این نوع تفکر را ندارد به همسری برنگزینید. گاهی اوقات افراد از روی ترحم با فردی ازدواج می کنند که از نظر هوشی در سطح پایینی است، می خواهند ایثار کنند ولی سخت در اشتباهند. زندگی با افراد کم هوش بسیار مشکل است.کسی که تفکر و هوش خوبی دارد کیفیت فراوان در مدیریت دارد. یکی از ارکان اصلی مدیریت ، تفکر خوب است.

یکی دیگر از معیارهایی که باید در ازدواج در نظر گرفتگذشته افراد است. یعنی، باید تشابهاتی بین گذشته شما با گذشته فردی که می خواهید با وی ازدواج کنید باشد. اگر این تشابهات بود، آن وقت شما به درک متقابل خواهید رسید. بسیاری از مردم می گویند همسرم مرا درک نمی کند. درک چه موقع صورت می گیرد، زمانی که ما سرنوشت مشابهی داریم، شما کسی را درک می کنید که در زندگی تان باشد، یک غریبه را نمی شود درک کرد. اگر گذشته فردی که می خواهید با وی ازدواج کنید خیلی شیک بوده، اصلاً بالاتر از گل به او نگفته اند، و گذشته شما همه اش درد و رنج و زحمت بوده، و دائم خون دل خورده اید؛ رهایش کنید این فرد مناسب زندگی شما نیست. گذشته بسیار مهم است. این فرد نمی تواند شما را درک کند. نمی تواند بفهمد موقعیت فعلی را به چه قیمتی به دست آورده اید؛ برایش اهمیتی ندارد. تمام آنچه با زحمت به دست آورده اید را جزء بدیهیات و لوازمات زندگی می داند، حتی گاهی اوقات اصرار می کند موقعیت فعلی را نیز از دست بدهید در حالی که موقعیت فعلی حاصل یک عمر تلاش شماست. در ازدواج به سراغ فردی بروید که گذشته ای مشابه شما داشته باشد و شما را درک کند.

یکی از مسائلی که در گذشته ماست، عشق و عاطفه در زندگی است. بعضی ها در گذشته ، بسیار دوست داشته شده اند، مثل این که هیچکس به اندازه اینها مهم نبوده است، مانند عروسک در دست این و آن مورد نوازش و محبت قرار گرفته اند. عده ای دیگر اصلاً مورد توجه نبوده اند و کسی به اینها اهمیتی نداده است مثل این که اصلاً شناسنامه ای ندارند . حالا اگر این دو نفر با هم ازدواج کنند ، نمی دانند چه اتفاقی می افتد . گاهی می گویند این شخصیت خلاء عاطفی مرا پر خواهد کرد. در صورتی که چنین نیست. کسی که هیچوقت مورد محبت قرار نگرفته، تشنه محبت است، هرچه محبت کنید سیراب نمی شود. همیشه می پرسد مرا دوست داری، می گویید بله، باز می پرسد، قسم می خورید، ولی باور نمی کند. برعکس، شخصی که برایش همه چیز مهیا بوده سیراب است هیچ چیز چشمش را نمی گیرد، به زحمت هدیه ای را برایش فراهم می کنید اما جلب توجهش را نمی کند. گاهی اصلاً شما را تحویل نمی گیرد، آنها آدم های سردی اند، هر کاری کنید فایده ای ندارد، در مقابل آنها وضعیت شما مثل فردی است که می گوید نمی دانم چرا دستم نمک ندارد. می گوییم دست شما نمک دارد اما این شخص سیراب است. پس بهترین حالت، تعادل است. باید دنبال کسی بگردید که گذشته معتدل داشته استگذشته ما سرنوشت ما را تعیین می کند. خب حالا چطور می توانید به این مسئله پی ببرید؟ کافی است از او سؤال کنید شما را چقدر دوست داشته اند. اگر گفت «تا حالا هیچکس را به اندازه من دوست نداشته اند و از ابتدای امر هر چه خواسته ام برایم فراهم بوده است.» قدری دست نگه دارید. یا مثلاً چنانچه مادر دختر خانم می گوید «اگر قسمت شد و داماد ما شدید این را بدانید که ما تا حالا بالاتر از گل به این دختر نگفته ایم.» بگویید «خداحافظ!» این دختر خیلی به درد شما نمی خورد. پدر و مادرها در محبت کردن به بچه ها، باید حد تعادل را رعایت کنند.

از دیدگاه دکتر مجد، یکی از مسائل بسیار مهم که باید در ازدواج مورد توجه قرار گیرد ردیف فرزندان خانه است. فرزند چندم خانواده باشد خوب است و یا چرا خوب نیست. به اعتقاد ایشان بچه های ردیف اول غالباً دارای وضعیتی هستند که عمدتاً معاون اند، دختر معاون مادر، پسر معاون پدر، بچه های ارشد خانواده غالباً مسئولیت های زیادی را قبول می کنند و مثلاً از دیگر فرزندان مراقبت می کنند، تکالیف اقتصادی و خرید به آنها واگذار می شود بسیاری از کارهای خانه را انجام می دهند. بچه های اول سنگ های زیرین آسیاب هستند. علاوه بر کارهای منزل و خرید و مواظبت از بچه های دیگر باید به عنوان قاضی، مجادلات بین پدر و مادر را نیز حل کنند. بچه های اول عمدتاً زندگی سختی دارند. این زندگی سخت ، مزایا و معایبی دارد. از این جهت خوب است؛ افرادی که زندگی سختی تجربه کرده اند مسئولیت پذیرند، اتفاقاتی را تجربه می کنند که سبب می شود برای زندگی بعدی پخته شوند، غالباً نظرشان شرط است. اینها رأی شان نافذ است اگر پدر و مادر بخواهند با کسی مشورت کنند معمولاً با فرزندان ارشد است. روی دیگر فرزندان نفوذ دارند، اصلاً گاهی به جای پدر و مادر مهار زندگی را اینها به دست می گیرند. از بعضی جهات هم خوب نیست. اینها معمولاً مظلوم واقع می شوند، حقشان خورده می شود. همیشه زمانی که دو بچه با یکدیگر دعوا می کنند به بچه بزرگتر می گویند تو بزرگتری تو ببخش، و غافل از این که اینها هر دو کودک اند و هر دو احساسات کودکانه دارند.

بچه های آخری چه وضعیتی دارند؟ بچه آخر معمولاًً هیچ مسئولیتی ندارد. ریلکس است خیلی راحت است. بعد از او دیگر بچه ای به دنیا نیامده و تاج پادشاهی همچنان بر سرش باقی مانده است. اگر در خانه مشکلاتی به وجود بیاید این قدر افراد هستند که مشکلات را حل بکنند بنابراین کاری به این فرد ندارند. به اینها سرویس زیاد داده شده و خیلی به آنها خوش گذشته است به کسی هم که زیاد خوش بگذرد خیلی بد عاقبت خواهد بود. تمام افرادی که به این ترتیب بزرگ می شوند تحمل اتفاقات عادی زندگی را ندارند. هیچ استرسی را نمی توانند تحمل بکنند.

حالا اگر بچه اول خانواده ( پسر) با دختری ازدواج کند که فرزند آخر خانواده است چه اتفاقی می افتد؟ بیچاره پسر، عمری حقش ضایع شده بود و در خانه بچه داری کرده بود حالا هم بایستی از خانمش به عنوان یک بچه نگهداری کند! این دختر خانم هم به کوچکترین مطلبی قهر می کند. اینها همان افرادی هستند که دو ماه بعد از ازدواج چمدانهایشان را بسته اند و راهی خانه پدرشان می شوند.

اگر دختر فرزند اول باشد و پسر فرزند آخر، چه خواهد شد؟ خانم ها معمولاً تحملشان خیلی زیاد است معمولاً دندان روی جگر می گذارند، گاهی نقش مادر را برای همسر بازی می کنند و بعضی مردها نیز از این حالت استقبال می کنند. بچه های اول عادت کرده اند بگویند خب حالا مهم نیست و بعد می بینند که به دردهای روان تنی دچار شده اند.

مسلم است که تربیت خانوادگی بر شخصیت و نحوه رشد افراد اثر می گذارد. به نظر می رسد آنچه بیشتر از ردیف و جایگاه فرزندان خانه اهمیت دارد نحوه تربیت آنهاست. اگر در خانواده راه و رسم زندگی مشترک به افراد آموخته شود و آنها را برای پذیرش یک سری از مسائل و واقعیات زندگی آماده نمایند آخر یا اول بودن آنها چندان اهمیتی ندارند. نکته دیگر این که همیشه برای فرزندان آخر همه چیز مهیا نبوده است. گاهی فرزندان آخر بیشتر از دیگر فرزندان دچار استرس می شوند برای این که پدر و مادر در جوانی بیمار نبوده اند و حالا بیمار شده اند و این در حالی است که دیگر فرزندان خانواده ازدواج کرده اند و مسئولیت پدر و مادر بیمار بر عهده فرزند آخر است. گاهی نیز فرزند آخر خانواده نقش مربی مهدکودک را بازی می کند و خواهران و برادران جهت نگهداری فرزندانشان از بچه آخر کمک می گیرند. از همه اینها گذشته اگر در یک خانواده دو فرزند بیشتر وجود نداشت، یکی اولی بود و دیگری آخری، تکلیف چیست؟ در اینجاست که می گوییم نوع تربیت، نحوه برخورد و گذشته افراد مهمتر از جایگاه آنها در خانواده است.

تناسب سنی

در انتخاب همسر توجه به همتایی و تناسب در سن نیز لازم است. تفاوت سن بلوغ جنسی در دختر و پسر، یک امر طبیعی است، پسر حدود چهار سال دیرتر از دختر به بلوغ جنسی می رسد. پس خوب است که تفاوت سن آنها در امر ازدواج نیز به همین مقدار باشد ( پسر بزرگتر باشد)بهتر است چنین باشد ولی الزامی نیست. اگر در بقیه موارد گفته شده یعنی زمینه های اقتصادی، خانوادگی، اجتماعی، عاطفی، تناسب وجود داشته باشد ولی تناسب سنی وجود نداشته باشد مثلاً زن و شوهر هم سن باشند و یا حتی زن یک سال نیز بزرگتر باشد به شرط این که مرد وقوف و آگاهی کامل به این موضوع داشته باشد مشکل خاصی ایجاد نمی شود. اما ازدواج هایی که اختلاف سنی زیاد وجود دارد مثلاً یک نفر بیست سال از دیگری بزرگتر است اصلاً صلاح نیست.

اخلاق نیک

یکی از ویژگی های اساسی و لازم برای زندگی شاد، اخلاق نیک است. منظور از اخلاق نیک تنها خنده رویی وخوش خلقی اصطلاحی نیست، زیرا خندیدن و ... در بعضی مواقع، نه تنها مطابق اخلاق نیست بلکه ضداخلاق نیز هست. منظور از اخلاق نیک ، داشتن صفات و خلق و خوهای پسندیده از نظر عقل و شرع است.

سلامت جسمانی و روانی

سلامت جسمانی و روانی در موفقیت و سعادت زندگی مشترک، نقش مهمی بر عهده دارد. بعضی از بیماریهای جسمانی و روانی اهمیت چندانی ندارند و مانع زندگی نیستند و لطمه ای به آن وارد نمی کنند و با معالجه و مراقبت، درمان می شوند. آنچه باید در زمینه انتخاب همسر مورد توجه قرار گیرد بیماری ها و نقص ها و معلولیت های جسمی و روحی عمیق و غیرقابل درمان است که در طول عمر همراه انسان است و تحملش برای همسر سخت است. توجه نکردن به این امر و برخورد «احساساتی و غیرمنطقی» با آن ممکن است لطمه های سنگینی به زندگی بزند.

همتایی و هماهنگی فرهنگی و فکری

تفاهم و توافق فکری و فرهنگی میان دو همسر در زندگی مشترک، نقش اساسی دارد. برای ایجاد یک زندگی پربار و سعادتمند، باید معماران این کانون بتوانند یکدیگر را درک کنند و مکنونات و محتویات درونی خود را به هم تفهیم کنند و در بسیاری از مسائل، تصمیم مشترک و یکسان بگیرند و بر مبنای آن عمل کنند و در نشیب و فرازهای زندگی، یاور هم باشند و فرزندانشان را براساس یک طرح هماهنگ تربیت کنند.

چنانچه امام صادق (ع) می فرمایند:

«العارفة لا توضع الا عند العارف».

زن عارفه ( فهمیده فرزانه ) باید در کنار مرد عارف ( اهل معرفت ) قرار گیرد نه غیر آن.

تناسب سیاسی

دختر و پسر باید از لحاظ گرایش نسبت به مسائل سیاسی شبیه به هم باشند. اگر یک نفر علاقه شدیدی به مسائل سیاسی و شرکت در آن دارد و برای دیگری سیاست هیچ جایی در زندگیش ندارد، در زندگی مشترک دچار مشکلاتی خواهند شد و آرامش لازم را از دست می دهند.

تناسب شخصیتی

دختر و پسری که می خواهند با یکدیگر ازدواج کنند، بهتر است تناسب شخصیتی داشته باشند و از نظر صفات شخصیتی با یکدیگر همسان باشند.

منابع :

- مقدمه ای بر روان شناسی ازدواج – تألیف : زهره رئیسی

- خانواده در اسلام – تالیف حسین مظاهری

- مشاوره ازدواج – تألیف علی اسلامی بجنوردی نسب


کلمات کلیدی:معیارهای انتخاب همسر ،کلمات کلیدی:24 نشانه از خانواه خوشبخت ،کلمات کلیدی:درس های راه زندگی ،کلمات کلیدی:انعکاس زندگی
فواید جالب ازدواج کردن
ساعت ٩:٥٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ شهریور ۱۳۸٧  

فواید جالب ازدواج کردن

 

 

محققان پس از سالها تلاش به نتایجی رسیده اند که سالها پیش خداوند خصوصا در قران به آن اشاره کرده است. موفقیت در ازدواج تنها در تامین مادیات خلاصه نمی شود بلکه باید برای رسیدن به آن تلاش کنیم. تحقیقات گویای این مطلب هستند که تمام افراد خانواده در یک زندگی مشترک سالم سعادتمند و کامل از مزایای آن بهره مند خواهند شد همه ما می دانیم که خداوند به مزایای زندگی مشترک آگاه است و به همین دلیل بوده که زن ها و مرد ها را تشویق به ازدواج کرده و نتیجه این تحقیقات چیزی جز سخنان خداوند نیست.

مزایای ازدواج برای کودکان و نوجوانان.
تحقیقات نشان می دهد که کودکانی که در آغوش گرم خانواده بزرگ می شوند برتی بیشتر نسبت به سایرین دارند. از آن جمله می توان موارد زیر اشاره کرد.
- احتمال ورود آنها به مدارج بالاتر علمی بیشتر است.
- از نظر آکادمیک بچه های موفق تری هستند.
- از نظر جسمی سالم تر هستند.
- از نظر عاطفی سالم تر هستند
- احتمال خودکشی در آنها کمتر است
- ناآرامی های کمتری را در مدرسه از خود نشان می دهند.
- احتمال کمتری وجود دارد که قربانی سو استفاده جنسی شوند
- کمتر از الکل و مواد مخدر استفاده می کنند
- کمتر مرتکب جنایت می شوند
- ارتباط بهتری با پدر و مادر خود دارند
- وقتی ازدواج کردند. احتمال طلاق کمتر است
- در ففر بزرگ نمی شوند

مزایای ازدواج سالم برای خانم ها
تحقیقات نشان می دهد که خانم هایی که در یک ازدواج سالم هستند نسبت به خانم هایی که از ازدواج نا موفق هستند نسبت به خانم هایی که در ازدواج ناموفق هستند مزایای بیشتری دارند از جمله:
- از ارتباط خود راضی هستند
- از نظر احساسی سالم تر هستند
- از نظر مالی غنی تر هستند
- کمتر قربانی خشونت سو استفاده های جنسی و یا سایر جرم ها می شوند
- تلاش کمتری برای خودکشی انجام می دهند.
- از الکل و مواد مخدر استفاده نمی کنند
- زیر خط فقر به سر نمی برند
- با فرزندان خود ارتباط بهتری برقرار می کنند
- از نظر جسمانی سالم تر هستند

مزایای ازدواج سالم برای مردها

تحقیقات مزایای بسیار زیادی را در مورد مردانی که در یک ازدواج سالم هستند نسبت به سایر آقایان پیدا کرده است به نمونه زیر توجه کنید
- عمر طولانی سلامت جسمانی تامین مالی اشتغال بلند مدت
- دستمزد بالا ریسک کمتر در روی آوردن به مواد مخدر مشروبات الکلی داشتن ارتباط بهتر با فرزندان احتمال کمتر به ارتکاب به جرم و جنایت. احتمال کمتر در خودکشی

مزایای ازدواج سالام برای اجتماع
زمانی که در جامعه درصد افرادی که در یک ازدواج سالم هستند بیشتر شود مزایای بی شماری به همراه آنها با اجتماع وارد می شود .
-داشتن شهروندان سالم از نظر فیزیکی
دارا بودن شهروندان سالم از نظر احساسی
بالا رفتن درصد افراد تحصیلکرده
کاهش خشونت های خانوادگی
کاهش امار جرم و جنایت
کاهش میان ارتکاب به جرم در نوجوانان و حوانان
کاهش میزان مهاجرت
افزایش ارزش دارایی های افراد
کاهش نیاز به خدمت مشاوره خانوادگی


کلمات کلیدی:درس های راه زندگی ،کلمات کلیدی:انعکاس زندگی
انعکاس زندگی
ساعت ۸:۱٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢ تیر ۱۳۸٧  

انعکاس زندگی

 

پسر و پدری داشتند در کوه قدم می زدند که ناگهان پای پسر به سنگی گیر کرد، به زمین افتاد و داد کشید: آآآی ی ی !!

صدایی از دوردست آمد: آآآی ی ی!!

پسرک با کنجکاوی فریاد زد: کی هستی؟

پاسخ شنید: کی هستی؟

پسرک خشمگین شد و فریاد زد: ترسو!

باز پاسخ شنید: ترسو!

پسرک با تعجب از پدرش پرسید: چه خبر است؟

پدر لبخندی زد و گفت: پسرم، توجه کن و بعد با صدای بلند فریاد زد: تو یک قهرمان هستی!

صدا پاسخ داد: تو یک قهرمان هستی!

پسرک باز بیشتر تعجب کرد. پدر توضیح داد: مردم می گویند این انعکاس کوه است ولی این در حقیقت انعکاس زندگی است. هر چیزی که بگویی یا انجام دهی، زندگی عیناً به تو جواب می دهد.

اگر عشق را بخواهی، عشق بیشتری در قلبت به وجود می آید و اگر به دنبال موفقیت باشی، آن را حتماً به دست خواهی آورد. هر چیزی را که بخواهی ، زندگی همان را به تو خواهد داد.

 

 

                                                      منبع: نشان لیاقت عشق


کلمات کلیدی:انعکاس زندگی
 
 
 

چت روم

كد چت روم