مـــادران و پدران مهــربان و پسران و دختران با اندیشه خدائی

http://mother20.persianblog.ir-http://hlgole.parsweblog.com/-/. http://lorestani.bloghaa.com/-http:/.-http://mother20.blogfa.com-/http://hlgole1.persianblog.com/-mother20.mihanblog.com-/-mother20.blogsky.com-/-http://eshghekhodayi.blogfa.com-http://hlgole.loxblog.com/-/-.

خوشبختی
ساعت ۳:۳٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ بهمن ۱۳٩٠  

 

هر 60 ثانیه ای رو که با عصبانیت، ناراحتی و یا دیوانگی بگذرانی، از دست دادن یک دقیقه از خوشبختی است که دیگر به تو باز نمیگردد

زندگی کوتاه است، قواعد را بشکن، سریع فراموش کن، به آرامی ببوس، واقعاً عاشق باش، بدون محدودیت بخند، و هیچ چیزی که باعث خنده ات میگردد را رد نکن

ویژگی افراد
ساعت ٦:٤٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ خرداد ۱۳۸۸  

ویژگی افراد

1)مردمی که حسن ظن دارن:
ویژه گی این افراد که بیش ازحد به دیگران اعتماددارند ، به همه احساس مثبت دارن ، همه راازدوستان خود میدانند درباره هیچ کس خیال باطل ندارن .
این افراد وقتی با کسی آشنا میشن ازاویک قهرمان واسطوره می سازن اما بعدها میبینندکه اشتباه کردن وبد بین میشن . این بدبینی تاجایی است که دیگه هیچ کسی را نمی پذیرند . که توصیه میشه یکباره روی کسی سرمایه گذاری  بیش ازاندازه نکنن حضور یک احساس میانه ،نشانه سلامتی است با هرکه دوستی دارید خیال کنید که یک آدم معمولی است با تمام عیبها وتمام محاسنش .وبدونید که اویک قهرمان تاریخی نیست .
2)مردمی که به همه چیز سوظن دارن:
این مردم نسبت به هرکس ،ختی دراولین دیدار بدگمانند وفکر میکنن همه مردم بد ذاتن وبراین باورن که همه برعلیه آ نها نقشه دارن ودنبال کلک زدن آنها هستن. این افراد همیشه عصبانی ،پرخاشگرن وبه سرعت دستهاشون برای سیلی زدن بالاست ودرخانمها دست به دمپایی .
3)دسته سوم میانه روهادرظن هستن:
ویژه گی این افراد که خیلی کمیابند اینه که نه خوشبینند ، نه بدبین .ایناباهرکسی که ارتباط دارن، به گونه ای میانه رو روی او حساب میکنند نه زیاد، نه کم . واینا درزندگی معمولا" موفق ترند وآرامش روانی بهتری دارن . راستی شما جزء کدام دسته هستین .؟؟؟؟

فاصله سنی در ازدواج چقدر مهم است ؟
ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٧  

 فاصله سنی در ازدواج چقدر مهم است ؟

 

 

 

 چه کنیم که خانواده ای با دوام و مستحکم داشته باشیم؟

این سئوالی اساسی است که هر جوانی در آستانه ازدواج مصمم به یافتن پاسخ آن است ، گرچه پاسخگویی به آن بعد از ازدواج هم دارای اهمیت است. جالب است که بدانیم جواب شرع ، عقل ، علم و عرف به این سؤال یکسان است. و آن یک کلمه یعنی " کفو همدیگر بودن " است. کفو هم بودن دو همسر یعنی تناسب، همشأنی و همطرازی و در اصطلاح عرف یعنی با هم جور بودن.

 

ازدواج پیوند بین دو انسان و دو خانواده است که اجزاء اصلی و اساسی آن ، زن و مرد می باشند و هر قدر بین این اجزاء و عناصر هماهنگی ، تناسب و سنخیت بیشتری باشد. آن پیوند استوارتر ، مستحکم تر، پرثمرتر و لذت بخش تر خواهد بود. و به تعبیری سنخیت و همتایی سبب جذب و پیوند است . به عکس ، هر چه این تناسب و هماهنگی کمتر باشد، زندگی سست تر، تلخ تر، کم ثمرتر و ناپایدارتر خواهد بود. علم و تجربه گویای آن است که علت اساسی بیشتر ناهنجاری ها و ناسازگاری های زندگی زناشویی ، عدم تناسب و ناهماهنگی بین زن و شوهر است، بنابراین شناخت اموری که موجب هماهنگی و تناسب  بین زوجین است ضروری و لازم می‌باشد و به هیچ وجه نباید این مسئله را به بعد از ازدواج موکول کرد. یکی از امور مسئله تناسب و هماهنگی در سن زوجین است.
 

در مطلب ذیل ابعاد مسئله مورد نظر از دیدگاه علم و عرف مورد بررسی قرار گرفته  است:

فاصله سنی مناسب میان زن و شوهر را می توان 4- 3 سال در نظر گرفت. البته این بدان معنا نیست که اگر یکی دو سال به این سنین افزوده و یا از آن کاسته شود، حتماً نباید ازدواجی انجام گیرد. شاید بتوان گفت که اگر تمام زمینه ها بررسی شده باشد و مشکل خاصی دیده نشود، می توان فاصله سنی را به دیده اغماض نگریست، ولی در عین حال بهترین و مناسب ترین فاصله سنی 4- 3 سال است. طبیعی است که اگر سایر شرایط ، مناسب نباشد، باز هم ازدواج نمی‌تواند موفق باشد.

بارها با خانواده هایی مواجه می شویم که فاصله سنی زوجین حتی به 25، 20، 15، 13 سال و سال های بین این ارقام بالغ می شود و با یکدیگر مشکلات عدیده ای دارند . ما دراینجا به بررسی معایب ازدواج هایی می پردازیم که فاصله سنی بین زن و شوهر در آنها زیاد است.

1- مشکل عدم درک مطلوب یکدیگر
وجود فاصله سنی زیاد موجب آن می شود که زن و شوهر نتوانند به خوبی یکدیگر را درک نمایند. فردی با داشتن بیست سال سن بیشتر ، طبیعی است که می تواند از تجارب بیشتری برخوردار باشد یا لااقل می تواند چنین احساسی داشته باشد. لذا این مسئله زمینه ای فراهم می کند که شخص ارزش لازم را به نظرات فرد کوچکتر ندهد یا طرف مقابل بیش از اندازه احساس کوچکی نماید و همیشه در حال اضطراب و تشویش باشد و بالاخره از اداره زندگی درمانده شود و همین مورد زمینه عدم تفاهم را به وجود می آورد که خود سبب پدید آمدن مشکلاتی عظیم در روابط زناشویی خواهد شد. اینان اغلب در وضع و موقعیتی هستند که توافق روحی ندارند و نمی توانند مسائل و مواضع یکدیگر را درک کنند.

2- عدم تناسب در تواناییهای جسمی

وقتی که فاصله سنی بین زن و شوهر زیاد باشد، هر یک در دوره ای از زندگانی به سر می برند که به لحاظ قوت و توان با همسر خود تفاوت های عمده دارند. مثلاً زنی که هفده  سال دارد ، در دوران جوانی به سر می برد و همسر او که در 35 سالگی است، به مرز میان سالی نزدیک شده است. یکی غالباً فعال است و دیگری زودتر خسته و در اوقاتی منفعل می شود، گاه این خستگی و انفعال از طرف همسر جوان به خوبی مورد تجزیه و تحلیل قرار نمی‌گیرد و به حساب کم کاری گذاشته می‌شود، یا به عنوان شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت مطرح می گردد، و وقتی که با این عنوان طرح می‌نماید، طبیعی است که طرف مقابل احساس ناراحتی می کند و ممکن است این امر عاملی برای برانگیختگی او شود و در نتیجه محیط امن خانه تبدیل به فضایی ناامن و غیر قابل تحمل شود. در حالی که مرد قصد شانه خالی کردن از مسئولیت را ندارد ولی از طرف همسرش متهم به تنبلی و بی مسئولیتی می شود و از آنجا که در چنین مواردی مرد تنبلی را نمی پذیرد، مجادلاتی در می گیرد.

3- انعطاف پذیری کمتر فرد بزرگتر

وقتی دو جوان با یکدیگر زندگی می کنند ، به دلیل جوانی انعطاف پذیری بیشتری دارند. فرد در سنین پایین تر چون نهال جوان است، امکان تغییر فراوانی را دارد. اما درختان ، مجال کمتری برای تغییر باقی گذاشته‌اند.

وقتی که دو نفر جوان با هم ازدواج می‌کنند ، برای دست یافتن به سازگاری تلاش می‌کنند به نظر همدیگر توجه می‌کنند و خود را طوری تطبیق می‌دهند که مورد پسند دیگری واقع شوند و بدین ترتیب رضایت طرف مقابل را جلب نمایند، حال آنکه با افزایش سن، انعطاف آدمی کاهش می یابد و همین امر در زندگانی مشترک معضل آفرین است.

4- پیدا شدن سوءظن

گاه وجود فاصله های سنی زیاد باعث می شود که زوجین سوء ظن هایی نسبت به یکدیگر پیدا کنند و ممکن است حتی نتوانند دلایلی هم برای این گونه افکار ارائه نمایند.

5- عدم ارضای غرایز

یکی از اهداف ازدواج ، ارضای غرایز است و این خود می تواند عامل مؤثری در تداوم زندگی خانوادگی باشد. اما در سنین بالا، به لحاظ غریزی افول می نماید، به نحوی که زوجین نمی توانند موجبات رضایت یکدیگر را در روابط زناشویی به نحو مطلوب تأمین نمایند و همین امر ممکن است موجبات درگیری را فراهم آورده ، محیط خانواده را متشنج کند. این مسئله در موارد چشمگیری به بروز افسردگی در زنان جوان می انجامد و در برخی از زنانی که خویشتندار و باتقوا نباشند، گرایش به انحرافات و لغزشها دیده می شود.

6- امر و نهی پیوسته ی فرد بزرگتر

در چنین خانواده هایی فرد بزرگتر به دلیل داشتن تجربه، خود را ملزم می داند که مدام به همسر خود امرو نهی کند و امر و نهی بیش از حد- که همیشه مبتنی بر حق نیست، بلکه سلیقه نیز در آن سخت مداخله می کند - موجبات ناراحتی همسر را فراهم می آورد. فرد بزرگتر احساس می کند که باید فرد کوچکتر را تربیت کند و حال آنکه او انتظار دارد که با همسر زندگی کند، نه آنکه همسر وی نقش پدر و مادر را بر عهده گرفته، به امر و نهی و تربیت وی مبادرت نماید. البته زن و شوهر باید برای تکامل وتعالی یکدیگر تلاش کنند و در مواقع ضروری به امر به معروف و نهی از منکر یکدیگر بپردازند.

 

7- کمرویی با همسر

یکی از مواردی که در این گونه خانواده ها دیده می شود، این است که فرد کوچکتر دچار نوعی کمرویی رنج آور است و نمی تواند به راحتی مشکلات خود را با همسر خویش در میان بگذارد. لذا حرف های ناگفته در این خانواده ها بسیار است و مجال مناسبی برای طرح آنها وجود ندارد. سخنان ناگفته بر دل فرد رنجیده سنگینی می کند و گاه به فضای بیرون از خانه کشیده شده، برای دیگران مطرح می شود و این امر مورد قبول و پذیرش فرد بزرگتر نیست. زیرا او فکر می کند که همسرش اسرار خانواده را به بیرون از خانه برده ، برای این و آن نقل می کند و این خود موجب بروز اختلافات تازه ای می شود و اگر فرد کوچکتر دردها را بازگو نکند، آنها بر روی هم انباشته شده ، او را افسرده می کند. در حالی که درد دل کردن به آرامش فرد کمک می کند و او از این که همسری دارد که به درد دلهای وی گوش می دهد، احساس آرامش می کند، زیرا خوب شنیدن درد دلها بخشی از تسکین آلام است و بدین ترتیب فرد به پالایش روانی دست می یابد. وجود چنین فضایی در خانواده ضامن سلامت و بهداشت روانی زوجین است. وجود کمرویی بسیار و رنج آور مانع بیان دردها شده ، چون تخلیه روانی صورت نمی گیرد، سلامت روانی فرد کوچکتر در معرض خطر قرار می گیرد. خانم جوانی می گفت: همسرم سالها از من بزرگتر بود و من همیشه با وی رودربایستی داشتم. از وی سؤال شد : تا کی با همسرت رودربایستی داشتی؟ او گفت: تا دو ساعت قبل از مرگ شوهرم.

8- دادن امتیازات بیش از حد

در این نوع خانواده ها ، معمولاً مشکل دیگر این است که فرد بزرگتر برای این که فرد کوچکتر را جذب کند و زندگی تداوم یابد، باید مدام به او امتیازاتی بدهد که وی را به دوام زندگی دلگرم کند. اما هر کس قادر نیست که مدام چنین امتیازاتی بدهد ، زیرا گاه دادن این نوع امتیازها برای فرد بزرگتر غیر قابل تحمل و یا غیر ممکن می گردد و بدین ترتیب از انگیزه طرف مقابل برای ادامه زندگی می کاهد. از سویی طرف کوچکتر که از نقطه ضعف همسر خویش اطلاع یافته درصدد اخذ امتیازهای بیشتری بر می آید و تقاضاهای فراوان جوانی پر انرژی و توانا ، اختلافات خانواده را تشدید و جو ناامنی را بر خانه حکمفرما می کند و بدین ترتیب خانواده ای نابسامان شکل می گیرد که کشمکشهای ناشی از آن، از ارزش والدین در نزد فرزندان می کاهد و در نتیجه تأثیرات تربیتی آنها را نیز کاهش می دهد.

9- ترس و ناامنی

در مواردی هم دیده می شود که فرد کوچکتر ، دچار ترس و و حشت می شود و این هنگامی اتفاق می‌افتد که مرد خانواده از سن و سال بیشتری برخوردار است.

خانمی می‌گفت با اینکه چند ماهی از مرگ همسرش نگذشته بود، و چندان متأثر هم به نظر نمی‌رسید. وقتی از اختلافات خانوادگی و تأثیرات منفی آن بر روی فرزندانش سخن می‌گفت، به تفاوت سنی زیاد خود با همسرش اشاره کرد و گفت : روزی که ازدواج کردم سیزده سال بیشتر نداشتم، در حالی که شوهرم در آن روزها  سی ساله بود و من از دیدن او سخت دچار وحشت شده ، پیوسته از او می‌ترسیدم و این ترس و ناامنی تمامی وجودم را پر کرده بود و تا زمان مرگ او نیز وجود داشت، این ترس شدید همه ی آرامش مرا سلب کرده بود.

پس اگر فاصله سنی میان زوجین زیاد نباشد، این گونه ترسها کمتر دیده می‌شود.

10- نتایج نامطلوب دیگر

تفاوت سنی زیاد بین زوجین مشکلات دیگری نیز در پی دارد که در دوره های پایانی زندگانی رخ می‌دهد و از آن میان می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

الف- احساس پشیمانی

در غالب موارد ، این نوع ازدواجها با پشیمانی همراه می‌شود، زیرا مشکلات فراوان ناشی از این نوع ازدواجها به قدری زیاد و غیر قابل تحمل است که در اکثر موارد موجبات پشیمانی را فراهم می کند.

ب- بروز مشکلات غیر منتظره

پیدایی مشکلات غیر قابل انتظار، پیامد نامطلوب دیگر چنین ازدواج هایی است. خانمی که همسرش را از دست داده بود و با او تفاوت سنی زیادی هم داشت، اظهار می کرد : به دلیل عدم درک یکدیگر، زندگانی ما سراسر پر ازمشاجره و دعوا بود. او در مورد عاقبت زندگانی اش با همسر بزرگتر از خود می گفت: حالا که او مرده ، پسر بزرگم مرا رها نمی کند و پیوسته به من می گوید: بالاخره با آن همه دعوا و جار و جنجالهایی که به راه می انداختی کاری کردی که پدرم بمیرد و در واقع تو پدرم را کشتی و من هر چه می‌گویم مرگ پدر به دعواهای ما ربطی ندارد از من نمی‌پذیرد و با من سر این موضوع درگیری پیدا کرده است، یعنی تا وقتی که همسرم بود ، با او دعوا می‌کردیم و حالا پسرم جای او را در دعوا و مشاجره گرفته است.

ج- جرم زایی فرزندان

مشکل دیگری که در این گونه ازدواجها دیده می‌شود ، این است که امکان جرم زایی در فرزندان آنها بیشتر از مواردی است که زوجین فاصله سنی مناسبی با یکدیگر دارند.

د- طلاق

معضل دیگری که گاه در خانواده هایی که تفاوت سنی زوجین زیاد است دیده می‌شود ، مسئله عدم تحمل یکدیگر و وقوع طلاق است و در نهایت می‌توان گفت که مشکلاتی نظیر عدم درک یکدیگر ، نداشتن تفاهم ، عدم انعطاف پذیری کافی و عدم ارضای غرایز ، گاه به عنوان موانعی جدی بر سر راه تداوم زندگی تلقی می‌شوند و طلاق که مرگ اجتماع کوچک خانواده است ، رخ می‌دهد.

توجه

با بررسی سن ازدواج در میان قشرهای مختلف و جوامع گوناگون در می‌یابیم که غالبا ًسن مردان در جریان ازدواج بیش از زنان است. آلن ژیرار می‌نویسد : آگاهی های جمعیت شناسانه درباره سن همسران به هنگام ازدواج آموزنده است و می‌دانیم که بیشتر اوقات ، افرادی با هم پیوند زناشویی می‌بندند که از لحاظ سنی به هم نزدیک باشند. از این رو تناسب سنی را باید به عنوان یک ضریب مهم همسان همسری که در جامعه از اهمیت والایی برخوردار است، در نظر بگیریم.

دیدگاه دینی

از نظر اسلام ازدواج کردن با تفاوت سنی زیاد ، امر نامشروعی نیست و آنچه در سنت پیامبر دیده می‌شود، حکایت از مشروعیت این نوع ازدواج دارد. کمالات پیامبر به عنوان انسانی کامل به حدی بود که به خوبی با حضرت خدیجه (س) زندگانی کرد و در آن زندگانی معضلی به خاطر تفاوت سن و سال دیده نمی‌شد و از سوی دیگر خدیجه (س) نیز زنی با کمال و بی نظیر بود. تمامی ثروت فراوان خود را در راه تبلیغ اسلام صرف نمود و اولین زنی بود که به پیامبر ایمان آورد، در شعب ابیطالب با دیدن تمامی مشقت‌ها، به دلیل علاقه ای که به اسلام و پیامبر داشت، همه آنها را تحمل کرد و فاطمه (س) را برای پیامبر به یادگار گذاشت. پیامبر نیز به عنوان همسری باوفا هر گاه که نام خدیجه (ع) را می‌شنید اشک در چشمان مبارکش حلقه می‌زد، به نحوی که اطرافیان آن حضرت ، تأثر او را به خوبی حس می‌کردند.

نتیجه آن که فقط کسانی می‌توانند در این نوع ازدواج ها موفق باشند که از رفتار پیامبر (ص) و خدیجه (ع) به خوبی متأثر باشند.

در پایان تأکید می‌کنیم که ضمن رفع مشکلات چنین خانواده هایی از طریق مشاور خانواده باید به دختران و پسرانی که قصد ازدواج دارند ، آموزش داد که فاصله سنی بین آنان بین سه یا چهار سال و حداکثر هفت سال باشد و این چیزی است که باید در موقع راهنمایی قبل از ازدواج برای آنان تشریح نمود تا دریابند که با فاصله سنی کمتر ، مشکلات کمتری خواهند داشت، مشروط بر این که به سایر جنبه های لازم برای ازدواج موفق نیز توجه کافی مبذول دارند.

تذکر

شاید یکی از خوانندگان این مطلب شما برادر یا خواهر گرامی باشید که تفاوت سنی زیاد با همسر خود داشته باشید و ذهن شریفتان مشغول گردد که این مشکلات در زندگی ما هم بروز خواهد کرد. پس چه باید کرد و راه حل چیست؟ نگران نباشید ، زیرا شما با پیامدهای تفاوت سنی زیاد آشنا شده‌اید و با اراده و کسب راهنمایی می‌توانید از بروز مشکلات جلوگیری نمایید.
  
گردآوری:گروه سبک زندگی سیمرغ

آزمون خود شناسی (نگرش شما به زندگی مثبت است یا منفی؟!)
ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸٧  
آزمون خود شناسی (نگرش شما به زندگی مثبت است یا منفی؟!)
 
نوشته: باربارا الیک
ترجمه: سهیلا زمانی


نگرش شما به زندگی مثبت است یا منفی؟!
آیا تا به حال خود را در زمان ها و مکان های مختلف سنجیده اید؟ منظور از این جمله آن است که آیا تا به حال برایتان پیش آمده که در زمانی خاص، برای انجام اموری ویژه متولی امر شده و با اعتماد به نفس کامل کل مراسم را برگردانید؟
بسیاری از افراد زمانی که در چنین موقعیت هایی قرار می گیرند با نگرش مثبت خود به همه چیز به سرعت راه را برای ادامه کار باز کرده و احتمالاً بدون اینکه برای دیگران دردسری درست کنند، پس از اتمام کار از صحنه دور می شوند. اما برخی دیگر آنقدر ضعیف النفس هستند که نمی توانند خود را با محیط تطبیق داده و از این رو از انجام هر کاری گریزانند.این امر نشان دهنده عدم اعتماد به نفس آنان است و از آنجا که نگرششان نیز به زندگی منفی و هموار با ترس است، ترجیح می دهند در جمعی قرار نگیرند که نیاز انجام کاری از سوی آنها وجود داشته باشد. اکنون بگویید شما جز کدام دسته هستید؟ به زندگی با دید مثبت می نگرید و یا لیوان را از نیمه خالی آن میبینید؟ آزمون زیر را با ما انجام دهید تا دریابید در کدام گروه قرار دارید؟!
سوالات
1- اگر از شما بخواهند در مراسم جشن فارق التحصیلی دانشگاه (یا مدرسه) برای همکلاس های خود سخنرانی کنید، تا چه حد احساس نگرانی و اضطراب می کنید؟!
الف: به هیچ وجه احساس نگرانی نمی کنم.
ب: بشدت نگران و مضطرب می شوم.
ج: تا حدی نگران می شوم.
2- آیا دوست دارید در یک اتوبان خلوت با نهایت سرعت برانید؟
الف: خیر، چون رانندگی با سرعت زیاد مرا به وحشت می اندازد.
ب: بله، عاشق سرعت زیاد هستم.
ج: گاهی اوقات در اتوبان ها، بیش از حد مجاز سرعت داشته ام.
3- در تصمیم گیری هایتان تا چه حد اعتماد به نفس دارید؟
الف: خیلی زیاد.
ب: هیچگاه در این زمینه اعتماد ندارم، چرا که همیشه نگران این هستم که آیا تصمیم درستی گرفته ام یا نه.
ج: معمولاً با اطمینان تصمیم می گیرم.
4- ورزش را برای برنده شدن دنبال می کنید یا صرفاً برای تفریح و سر گرمی؟
الف: صرفاً برای تفریح و سر گرمی.
ب: به خاطر هر دو.
ج: من همیشه برای برنده شدن ورزش می کنم.
5- در اجتماعات و گردهمایی اجتماعی، ترجیح می دهید چرخی در اطراف بزنید و با غریبه ها صحبت کنید با اینکه مایلید در کانون و جمع دوستان باقی بمانید؟
الف: ترجیح می دهم چرخی در اطراف بزنم و با همه احوال پرسی کنم.
ب: فقط در کانون دوستان خودم باقی می مانم.
ج: برایم فرقی ندارد، هر دو کار را انجام می دهم.
6- آیا شیرین کاری و هنر نمایی بلدید تا بتوانید آن را در جمعهای خانوادگی انجام دهید؟
الف: بله.
ب: خیر.
ج: نه به آن صورت ولی اگر وادار به انجام آن شوم به خود جرات داده و به تنهایی آواز می خوانم و یا لطیفه ای تعریف می کنم.
7- اگر به شما بگویند قرار است در محل کارتان تغییر و تحولات سازمانی صورت بگیرد، چه احساسی پیدا می کنید؟
الف: تا حدی نگران می شوم، چون از اوضاع فعلی رضایت دارم.
ب: بشدت وحشت زده و مضطرب می شوم چون این تغییر در سازمان به معنای اخراج عده زیادی از کارمندان است و در نتیجه احتمال دارد تغییر و تحولاتی هم در کار من صورت بگیرد.
ج: اگر امکان داشته باشد، مایلم در این تغییر و تحولات شرکت کنم چون ممکن است شغل بهتری نصیب من شود.
سوالالفبج
110

3

5
23105
31035
410510
51035
61035
75310

تفسیر امتیازات
بین 45 تا 70 امتیاز

شما شخصی مطمئن، مثبت، فهمیده، با شعور، معقول، آگاه و با اعتماد به نفس هستید و دارای نگرش مثبت به زندگی.
شما همیشه لیوان را از نیمه پر آن میبینید و برای وقایع و اتفاقاتی که برایتان پیش می آید نکته منفی در نظر نمی گیرید، بلکه سعی می کنید جنبه های مثبت و سازنده آن ها را به عنوان تجربه ای جالب در زندگی با خود همیشه همراه داشته باشید، از آنجایی که بی جهت به خود اطمینان ندارید، به احتمال زیاد بدون اینکه در کسی احساس حقارت ایجاد کنید به واسطه دوستان و همکارانتان، معروف و مشهور خواهید شد!ولی به یاد داشته باشید اعتماد زیاد و یک طرفه می تواند باعث بروز مشکلاتی شود که راه موفقیت شما را سد کند.
بین 25 تا 50 امتیاز
شما همیشه بر سر دو راهی قرار دارید. گاهی اعتماد به نفس آنچنان در شما تقویت می شود که دوست دارید دست به کار های بزرگ بزنید و دیگران را متعجب سازید و برخی اوقات نیز حالت شک و تردید و نگرانی آنچنان در شما قوت می گیرد که احساس می کنید هیچ تغییری را بر نمی تابید و ترجیح می دهید در لاک خود فرو رفته و چندان پایه های اعتماد را قوی نکنید!
کمتر 25 امتیاز
شما غیرمعقول و در بسیاری از زمینه ها نا آگاه جلوه می کنید. اضطراب در شما حرف اول را می زند و دودلی لحظه ای شما را رها نمی کند. دوری از جمع و اجتماعات از شما فردی ترسو و منزوی ساخته است. باید تلاش کنید و پیله های تنهایی را پاره کرده و وارد اجتماع شوید. حتی اگر در ابتدا با چند شکست مواجه شوید.
به یاد داشته باشید نیمه دیگر لیوان پر است. از آن غافل نشوید! دید مثبت زاییده اعتماد به نفس بالاست پس نگرش خود به زندگی را تغییر داده و عینک بد بینی را از روی چشمانتان بر داریدو در آن صورت می توانید زیبایی ها را نیز شاهد باشید.

 


نوشته شده توسط عشق خدائی  : مطالب خانوادگی

 
 
 

چت روم

كد چت روم