| مادربزرگ آن لاين |
| ساعت ٤:٤٤ ب.ظ روز شنبه ٦ بهمن ۱۳۸٦ |
|
مادربزرگ آن لاين ![]() در غياب مردهاي به جنگ رفته، برنامهريزي اولين رايانه دنيا را چند دختر جوان انجام ميدادند. الکس کوچولو، داستان عجيب مادربزرگ را شنيده بود. يک روز ديگر طاقت نياورد و سر کلاس تعريف کرد که مادربزرگاش يکي از اولين رايانهکارهاي دنيا بوده و در زمان جنگ جهاني دوم، برنامههايي نوشته که از آنها براي محاسبه ي مسير پرتاب توپها استفاده ميکردهاند. ادعاهاي الکس آنقدر براي معلمش باورنکردني بود که والدين بچه را به مدرسه احضار کرد اما با کمال تعجب ديد که آنها هم تقريبا همان حرفها را ميزنند. پدر و مادر براي معلم حيرتزده توضيح دادند که مادر پير آنها به همراه 5زن ديگر، واقعا متصديهاي يکي از اولين رايانههاي دنيا بودهاند. تا چند سال پيش، اگر از برنامهنويسها ميپرسيديد اولين برنامهنويس دنيا چه کسي بوده، اغلب آنها جواب درست را نميدانستند؛ چرا که مورخان علم براي سالها، 6 زني را که اولين رايانه - به مفهوم امروزي - را برنامهريزي کردند، به کل فراموش کرده بودند. 6 تفنگدار در سال1945، جين بارتيک - که قبلا ميخواست روزنامهنگار بشود - با مدرک ليسانس رياضي از يک دانشگاه تربيت معلم در ايالت ميسوري فارغالتحصيل شد اما دخترک روستازاده پرانرژي داستان ما اصلا درسدادن را دوست نداشت. براي همين، وقتي آگهي دانشگاه پنسيلوانيا براي استخدام «محاسبهگر»هاي خانم را ديد، معطل نکرد و درخواستاش را فرستاد. دانشگاه در حال انجام يک پروژه ي محاسباتي براي ارتش آمريکا بود. جنگ جهاني داشت تمام ميشد و ارتش از رياضيدانهاي مرد خالي شده بود. بارتيک در ابتدا همراه با حدود 70دختر ديگر، با ماشينحسابهاي اوليه و بهصورت دستي، جداول پرتاب توپخانه را محاسبه ميکردند. بعد از چند ماه، بدون اينکه بداند ماجرا دقيقا چيست، براي حضور در پروژه انياک داوطلب شد. دانشگاه به 5نفر براي برنامهريزي ماشين جديد نياز داشت. وقتي بعد از مراحل مصاحبه و گزينش، اسامي افراد پذيرفتهشده اعلام شد، بارتيک ذخيره دوم بود. اما شانس دخترک خوب بود؛ نفر پنجم انصراف داد و ذخيره ي اول هم به مسافرت رفته بود و به اين زوديها برنميگشت. دانشگاه عجله داشت؛ پس به بارتيک خبر دادند که خودش را برساند. او به همراه کي مکنولتي، بتي اسنايدر، مارلين وسکوف، روت ليکترمن و فرن بيلاس - که کمي بعد به جمع آنها اضافه شد - دوره آموزش کار با انياک را در اوايل تابستان1945 شروع کردند. آنها در ابتدا، نحوه ي ارتباط با دستگاه از طريق کارتهاي پانچ را ياد گرفتند و بعد به آنها دياگرامهايي داده شد که کليات برنامهريزي انياک را نشان ميداد. دقت کنيد که اينجا بهعمد بهجاي «برنامهنويسي» از عبارت «برنامهريزي» استفاده ميکنيم؛ برخلاف تصور متعارف ما، اولين برنامهنويسها براي برنامه دادن به رايانه، چيزي نمينوشتند. برنامهريزي انياک عبارت بود از تنظيم چند صد سوئيچ و اتصال که هر کدام عمليات مختلفي انجام ميدادند؛ جمع، تفريق، ضرب، تقسيم، جذر گرفتن و.... بعد از چند وقت، دخترها کاملا به دستگاه مسلط شده بودند و حتي بهتر از سازندگان رايانه، ميتوانستند عيبهاي ماشين را پيدا کنند. مادربزرگ آنلاين بعد از چند سال، 6 تفنگدار متفرق شدند اما بارتيک به کارش به عنوان برنامهنويس ادامه داد و برنامهريزي 2رايانه مهم بعدي - باينک (BINAC) و يونيوک (UNIVAC) - را هم انجام داد. باينک اولين رايانهاي بود که از اول بهعنوان يک ماشين داراي حافظه ساخته شده بود؛ يعني لازم نبود براي هر مسئله جديد، آن را از اول مجددا برنامهريزي کرد. يونيوک هم اولين رايانه تجاري - و نه نظامي - در آمريکا بود و اولين نمونه آن را اداره سرشماري اين کشور براي انجام محاسبات آماري خريد. جين بارتيک در سال1951، کار پردرآمدش بهعنوان برنامهنويس را رها کرد تا به خانواده، شوهر و بچههايش برسد. وقتي بعد از 16سال، بارتيک خواست دوباره به سر کار در عالم رايانه برگردد، همه چيز عوض شده بود. حداقل تغيير، اختراع ترانزيستور بود؛ اتفاق بسيار مهمي که به کوچکتر شدن ابعاد و بالا رفتن قابليتهاي محاسباتي رايانهها منجر شد. بارتيک هنوز زنده است و بهعنوان يکي از اولين برنامهنويسهاي دنيا، شايد بهتر از هر کس ديگري ميتواند شگفتانگيزي فناوري اطلاعات و رايانههاي امروزي را درک کند. او الان 83سال دارد اما سرزنده و مشتري پروپا قرص اينترنت است و خيلي از کارهايش را بهصورت آنلاين راه مياندازد. روايتي براي دختران جوان «من اين بخت را داشتم که در يک وقت مناسب، در يک جاي مناسب قرار بگيرم». جين بارتيک، اين جمله را زياد تکرار ميکند. او و 5همکارش توانستند از فرصتي که در غياب مردها به وجود آمده بود، بهترين استفاده را بکنند. امروزه، در قرن بيستويکم، محيطهاي کاري علمي هنوز بيشتر مذکر هستند و به حضور زنها، حساس؛ حتي در آمريکا. بسياري از شرکتهاي فناوري پيشرفته - بهطور نامحسوس - کارکنان مرد را ترجيح ميدهند. در اين اوضاع، داستان مادربزرگهاي برنامهنويس، ميتواند محرک خوبي براي تشويق دختران به دنبال کردن رؤياهايشان در رسيدن به افتخارات علمي باشد. زن بودن؛ مسئلهاين نيست خيليها از من ميپرسند كار كردن در حوزهاي كه مردان به آن تسلط دارند، چطوري است. من سخنران خوبي در اين زمينه نيستم؛ چون اگر بخواهم صادقانه بگويم، براي من هيچوقت «دانشمند زن بودن» مهم نبوده بلكه آنچه براي من جالب بوده، مبدأ دنيا، شكل فضا و ماهيت سياهچالههاست. در 19سالگي، وقتي خواندن نجوم را شروع كردم، تنها شاگرد كلاس بودم كه 2كروموزوم X داشت اما اين موضوع اصلا من را ناراحت نميكرد. در دوران دانشجويي، خودم را غرق درس خواندن كرده بودم و به جنسيت خودم يا هر كس ديگري، همانقدر فكر ميكردم كه به رنگ چشم اما وقتي دکترايم را از دانشگاه امآيتي گرفتم، بحثهاي جنسيتي كمكم خودشان را نشان دادند. آدمهاي مختلف، هم به موفقيتها و هم به شكستهايم با توجه به جنسيتام نگاه ميکردند؛ انگار موضوع ديگري براي حرف زدن نداشتند. بعضي وقتها، براي اينكه زياد از همكارانام دور نشوم، از روشهاي رندانهاي استفاده ميکردم؛ مثلا وقتي مردي لطيفهاي ميگفت كه بوي تبعيض جنسيتي ميداد، من از همه بلندتر ميخنديدم. البته در مواقع ديگر، مثلا وقتي كه درگير بحث درباره ي تواناييهاي ذاتي مردها و زنها بودم، ناگهان هيجانزده ميشدم و بهعنوان نماينده ي زنان از آنها دفاع ميكردم. اين بحثهاي دائمي مرا خسته ميكرد و از کار و زندگي ميانداخت. چند سال پيش، يک روز جملهاي به ذهنم رسيد و از آن موقع، هر وقت از اين بحثها ميشود، ميگويم: «من ديگر در مورد اين چيزها حرف نميزنم». اين جمله، من را به ياد 10سال پيش و اعتماد بهنفسي كه در 19سالگي داشتم، انداخت. من روي تئوريهاي جامعهشناسي يا سياسي کار نميكنم؛ درباره تاريخ كيهان - كه بر اساس قوانين فيزيك نوشته شده - تحقيق ميكنم و اين همان چيزي است كه من ميتوانم بهخوبي در موردش اظهار نظر كنم. ميدانم كه بعضي دخترهاي دانشجو، نگران هستند كه چطور تحقيقات علميشان را با ازدواج، تشکيل خانواده و بچهدار شدن هماهنگ کنند. من منکر اين نگرانيها نيستم اما بهجاي داستانهاي مفصل درباره ي مبارزات زنان، بهعنوان يک استاد دانشگاه به آنها ميگويم: «استاد فيزيكتان را تصور كنيد كه ماههاي آخر باردارياش را ميگذراند و در همان حال، مشغول محاسبه ي بار الكتريكي يك نوترون است». بعد از اين حرف، روبهرويم دخترهايي را ميبينم كه مجذوب علم شدهاند و با علاقه آن را دنبال ميکنند؛ اين موضوعي است كه ارزش دارد درباره آن حرف بزنيم. جانا لوين- استاد فيزيک و نجوم دانشگاه کلمبيا منبع : همشهري
|
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : هر روز با ما باشید با مطالبی خوب و خواندنی جدید و هزار مطالب زیبای دیگر .. گلچین روز از بهترین سایت ها به دست شما میرسد امید وارم استفاده لازم را ببرید ممنون.. امhlgole@yahoo.com (lorestani) پروفایل مدیر : عشق خدائی لرستانی |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |
| پیامک بلاگ |
|
|
| فید منتخب من |
|
|


