زندگی جیره مختصری است، مثل یک فنجان چای و کنارش عشق است،
مثل یک حبه قند. زندگی را با عشق نوش جان باید کرد. "
زندگی جیره مختصری است، مثل یک فنجان چای و کنارش عشق است،
مثل یک حبه قند. زندگی را با عشق نوش جان باید کرد. "
" چه کسی میگویدکه گرانی شده است؟دوره ارزانیست:دل ربودن ارزان،دل
شکستن ارزان،دوستی ارزان است،دشمنیهاارزان!چه شرافت ارزان،تن
عریان ارزان!آبروقیمت یک تکه نان ودروغ ازهمه چیزارزانتر.قیمت
عشق چقدرکم شده است،کمترازآب روان!وچه تخفیف بزرگی خورده قیمت
هرانسان... "
" خوش بختی یعنی اینکه خداوندآنقدرعزیزت کندکه وجودت آرامش
بخش دیگران باشد. "
" بدردهم اگرخوردیم قشنگ است/به شانه بارهم بردیم قشنگ است/دراین
دنیاکه پایانش به مرگ است/برای هم اگرمردیمم قشنگ است. "
" قطار می رود .... تو می روی ..... تمام ایستگاه می رود ............
و من چقدر ساده ام که سالهای سال ، در انتظار تو کنار این
قطار رفته ایستاده ام و همچنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه
داده ام!!!مرحوم قیصرامین پور "
" آنگاه که با دستانت واژه عشق را بر قلبم نوشتی سواد نداشتم
اما به دستانت اعتماد داشتم، حال سواد دارم اما دیگر به چشمان
خود اعتماد ندارم "
" امشب هوس یار به سر دارم و از او خبری نیست... هر چند بهار
است ولی بی دل و دلبر ثمری نیست... فردا که روم من به سراغش
به کجا سر بگذارم... افسوس که از آن آغوش گرم وسر زلفش خبری
نیست... تقدیم به او... "
بی تو میشه با نسیم بیعتی همیشه کرد میشه
با پنجره ساخت توی گلدون ریشه کرد.. بی تو از آینه ها میشه
تا ستاره رفت بی تو میشه زنده بود
" ای سلسله ی شوق تو بر پای نگاهم سرشار تمنای تو مینای نگاهم
تو لحظه ی سرشار بهاری که شکفته ست در باغ تماشای تو گل های
نگاهم بی روی تو چون ساغر بشکسته تراود موج غم و حسرت ز سراپای
نگاهم "
" جز خدا هرکه دراین دار فنا میمیرد پر چو پیمانه شود شاه
و گدا میمیرد "
" بخاطر بسپار همراهی خدا با انسان چون نفس کشیدن است : آرام
_ بی صدا _ همیشگی .... "
" سلامتی بچه های قدیم که با ذغال واسه خودشون سیبیل میذاشتن
تا شبیه باباشون بشن نه بچه های الان که ابروهاشونو برمیدارن
که شبیه مامانشون بشن "
" برای داشتن چیزی که تا به حال نداشتی کسی باش که تا به حال
نبودی… "
" باید آهسته نوشت با دل خسته نوشت ، با لب بسته نوشت گرم
و پررنگ نوشت روی هر سنگ نوشت تا بخوانند همه ، که اگر عشق
نباشد دل نیست. تقدیم به همه دوستان
"
دشت آرزوها
مهرداد علی یاری
" آرزویی بکن گوشهای خدا پر از آرزوست و دستهایش پر از معجزه
آرزویی بکن شاید آرزوی تو کوچکترین معجزه خدا باشد پس با دلی
سرشار از عشق او آرزویی بکن و.... "
" خانه ات سرد است؟ خورشیدی در پاکت میگذارم، و برایت می
فرستم، ستارهی کوچکی در کلمهای بگذار، و به آسمانم روانه
کن ...بسیار تاریکم "
" و در آن زمان که هرکس درباره چیزی از من پرسشی میکند من
به چهره ای حاکی از خاکساری تنها همین یک پاسخ را میدهم \"عشق\"
"
" \" صبورانه منظر زمان بمان هر چیز در زمان خود رخ می دهد.
باغبان حتی اگر باغش را غرق آب کند، درختان خارج از فصل خود
میوه نمی دهند\"
" عشق یعنی پاک ماندن در فساد ، آب ماندن در دمای انجماد در
حقیقت یعنی سادگی در کمال برتری افتادگی . . . "
" جمال و کمال و مال و جلال دلایل موفقیت هستند و مردم را
به سمت یکدیگر می کشانند، ولی جاذبه هیچ کدام به اندازه سادگی
نیست "
" گذشته های دور و نزدیک را خواهم بخشید! زیرا آنان همجون
کفش های کودکیم نه تنها برایم کوچکند. بلکه با آنها از برداشتن
گامهای بلند عاجزم... "
" ۱ )راز عشق در این است که در وجود یکدیگر عاشق خدا باشیم
، تا همواره علی رغم همه ی اشتباهات ، تشنه رسیدن به کمال
باشیم ، چرا که بشر همواره علی رغم موانع فراوان ، سعی می
کند به سمت آرمان های جاودانه حرکت کند .
۲ ) راز عشق در این است که وقتی پیشنهادی
به نظرمان می رسد ، به نیاز خودمان برای بیان آن فکر نکنیم
، بلکه به علاقه ی دیگری به شنیدن آن فکر کنیم . اگر لازم
بود ، حتی ماه ها صبر کنیم تا آمادگی شنیدن آنچه را می خواهیم
بگوییم پیدا کند.
۳ )راز عشق در این است که هیچ کدام خود
را معلم دیگری ندانیم به عبارت دیگر از این که می توانیم از
یکدیگر یاد بگیریم ، سپاسگذار باشیم "
" آرام بخوان چون آهسته نوشتم ، بی پروا بخوان چون از خود
نوشتم نزدیک کسی نخوان چون تنها نوشتم و از دل بخوان چون با
دل نوشتم دوستت دارم . . . "
" صفر را بستند تا ما به بیرون زنگ نزنیم از شما چه پنهان
ما از درون زنگ زدیم! "
" بـــا تو آنقـــــدر آرامـــــــم ... که گاهــــی حتــــی
... یادم میــــرود نفــــــس بکشـــــم "
" تو را خودم چشم زدم... بس که نوشتمت میان شعرهام بی آنکه
اسفند بچرخانم میا ن واژه ها "
" چه فرق میکند ؟ که روز سال تحویل شود یا نصف ِ شب . مهم
این است تو هر لحظه که اراده کنی دلم تحویل ِ توست "
" حلالم کن اگر دورم اگر دوری اگر با گریه میخندم ، حلالم
کن که مجبورم ، نگو عادت کنم بی تو که میدونی نمیتونم ، که
میدونی نفسهامو به دیدار تو مدیونم. "
" وقتی تو را از دست دادم اشکی نریختم! چون تمام اشکهام رو
برای به دست آوردنت ریخته بودم.. "
" دنبال دلت برو...ول...عقلت را هم با خودت ببر!!! "
" برگرد....یادت را جا گذاشتی....نمی خواهم عمری به این امید
باشم که برای بردنش بر می گردی... "
" برایم زندان ساختی با این بی وفایی / خسته ام از این زندان
از این تنهایی حسرت به دل ماندم که روزی بیاید / که دهد مرا
از این زندان رهایی
" خدایا...جایی بهتر از بهشت هم داری؟؟....برای زیر پای مادرم
می خواهم.. "
" چرا مثل چاهی که از خود تهی است...به یک ضربه در خود ویران
شدن؟چرا دل به الودگی باختن؟از ایینه ها روی گردان شدن؟بیا
تا بکوشیم انسان شویم...که زیباست زیباست انسان شدن. "
" اگر کسی خوبی های تو رو فراموش کرد/تو خوب بودن رو فراموش
نکن. "
" انان که می فهمندعذاب میکشند / وانان که نمی فهمند عذاب
میدهند "
" نمی دانم چرا ماانسانها عادت داریم آبی وسیع آسمان را رها
کنیم و جذب آبی کوچک چشمانی شویم که عمقی ندارد و می دانیم
روزی بسته خواهد شد... "
" در مقابل تقدیر خداوند مانند کودکی یک ساله باشید که وقتی
او را به هوا می اندازید میخندد چون ایمان دارد که اورا خواهید
گرفت... "
" باید آهسته نوشت با دلی خسته نوشت گرم و پر رنگ نوشت روی
هر سنگ نوشت تا بدانند همه که اگر دوست نباشد ، دل نیست
تقدیم به همه دوستان