مـــادران و پدران مهــربان و پسران و دختران با اندیشه خدائی

http://mother20.persianblog.ir-http://hlgole.parsweblog.com/-/. http://lorestani.bloghaa.com/-http:/.-http://mother20.blogfa.com-/http://hlgole1.persianblog.com/-mother20.mihanblog.com-/-mother20.blogsky.com-/-http://eshghekhodayi.blogfa.com-http://hlgole.loxblog.com/-/-.

سوره انعام‏
ساعت ٥:٢٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٧  

سوره انعام‏

بنام خداوند بخشاینده مهربان‏
همه ستایشها از آن خداوندی است که بیافرید آسمانها و زمین را و پدید آورد تاریکیها و روشنی را سپس آنانکه کافر شدند به پروردگار خویش (بتان را) برابر می‏کنند 1
او آنکسی است که بیافرید شما را از گِل سپس مقرر کرد مدتی (اجل معلق) را و مدتی نامبرده شده (اجل حتمی) نزد خداست پس شما (در معاد) شک می‏آورید 2
و او خداست در آسمانها و زمین و می‏داند پنهان شما و آشکار شما را و می‏داند آنچه را (از نیک و بد) بدست می‏آورید و نمی‏آید سوی کافران هیچ نشانه‏ای از نشانه‏های پروردگارشان مگر آنکه پیوسته از آن روی گردانند 4
حقّا که دروغ پنداشتند قرآن را آندم که آمد بدیشان بزودی خواهد آمد بدیشان خبرهای آنچه (تهدیدها) که پیوسته بدان استهزاء می‏کردند 5
آیا کفار قریش ندیدند که بسیاری را هلاک کردیم پیش از ایشان از اهل هر زمانی توانائیشان دادیم در زمین آن توانائی که ندادیم شما را و فرستاده بودیم باران را بر ایشان پی‏درپی و گردانیده بودیم جویهای آب را که پیوسته می‏رفت از زیر (قصه‏ها و درختان) ایشان پس نابودشان کردیم بگناهانشان و بوجود آوردیم از پس (هلاک) ایشان گروهی دیگر را 6
و اگر می‏فرستادیم بر تو نوشته‏ای در ورقی پس (ببینند و) بسایند آنرا با دستهای خود بیگمان خواهند گفت آنانکه کفر ورزیدند نیست این (که محمد(ص) آورده) مگر جادوئی آشکار 7
و گفتند چرا فرود نیامد بر محمد(ص) فرشته‏ای و اگر می‏فرستادیم فرشته‏ای پایان می‏یافت کار (به عذاب نابود می‏شدند) و مهلت داده نمی‏شدند 8
و اگر قرارش می‏دادیم فرشته‏ای البته قرارش می‏دادیم بصورت مردی و مشتبه می‏کردیم بر کفار آنچه را که خود (بر عوام) مشتبه می‏کردند 9
و به عزّتم سوگند که استهزاء شد به پیامبرانی که پیش از تو بودند پس فرود آمد به آنانکه استهزاء کردند از ایشان عذابی پیوسته بدان استهزاء می‏کردند 10
بگو گردش کنید در زمین سپس بنگرید (بنظر عبرت) که چگونه بوده است سر انجام کار تکذیب کنندگان 11
بگو (و از ایشان بپرس) از آنِ کیست آنچه در آسمانها و زمین است بگو از آن خداست نوشت خدا بر خود رحمت را بخدا قسم که جمع خواهد کرد شما را در روز رستاخیز که هیچ تردیدی در وقوع آن نیست آنانکه خسارت زده‏اند بخویشتن ایشان ایمان نخواهند آورد 12
و تنها از آن خداست آنچه آرام دارد در شب و روز و او شنوا و داناست 13
بگو آیا غیر خدا را بگیرم ولی و سرپرست خدائی که پدید آرنده آسمانها و زمین است و او می‏خوراند (خلق را) و او روزی خورانده نمی‏شود بگو البته من مأمور شده‏ام به اینکه باشم نخستین کسیکه گردن نهد فرمان خدا و (مرا می‏گویند) مباش از مشرکان 14
بگو البته من بیم دارم اگر نافرمانی کنم پروردگار خود را از عذاب روز بزرگ 15
هرکه گردانده شود عذاب از او در آنروز حقا که خدا بخشیده است او را و این (بخشایش) رستگاری هویداست 16
و اگر برساند بتو خدا رنجی (و مشقتی ) هیچ باز دارنده‏ای نیست آنرا مگر او و اگر برساند بتو خیری (و نعمتی) پس او بر همه چیزها توانا است 17
و او غالب است (به تفوّق و احاطه مطلق) بر بندگانش و او درست کردار و باخبر است 18
بگو چه چیز بزرگتر است از نظر گواهی بگو خدا (بزرگتر است از نظر گواهی و) گواه است میان من و شما و وحی شده بمن این قرآن تا بترسانم شما را به قرآن و هرکه را (قرآن بدو) برسد آیا شما گواهی می‏دهید که با خدا معبودان دیگری هست (ای پیامبر) بگو من گواهی نمی‏دهم و نیز بگو بی گفتگو او معبودی است یگانه و البته من بیزارم از هر چه شریک خدا می‏سازید 19
آنانکه داده‏ایم بدیشان کتاب می‏شناسند رسول خدا را همانگونه که می‏شناسند پسرانشان را آنانکه خسارت زده‏اند بخویشتن پس ایشان ایمان نمی‏آورند 20
و کیست ستمکارتر از کسیکه بر بندد بر خدای دروغ را یا آنکه دروغ پندارد آیت‏های او را براستی که رستگار نمی‏شوند ستمکاران 21
و یاد کن روزی که را که گرد آوریم همه ایشان را سپس گوئیم بآنکه شرک آورده‏اند کجایند شریکان شما آنانکه پیوسته گمان می‏برند (که در پیشگاه خدا از شما شفاعت می‏کنند) 22
پس نباشد معذرت ایشان مگر آنکه گویند سوگند بخدائی که پروردگار ماست که ما (در دنیا) نبوده‏ایم شرک آورندگان 23
بنگر چگونه دروغ می‏بندند بر خویشتن و گم شود از ایشان آن معبودانی که پیوسته افترا می‏بستند (که از ما شفاعت می‏کنند) 24
و برخی از مشرکان کسانی‏اند که گوش فرا می‏دارند بسوی تو (آندم که قرآن می‏خوانی) و افکنیم بر دلهایشان پرده‏ها تا فهم نکنند آنرا و (نهاده‏ایم) در گوشهای ایشان سنگینی و اگر ببینند هر نشانه‏ای را ایمان نمی‏آورند به آن تا آنکه چون بیایند بنزد تو در حالیکه جدال می‏کنند با تو گویند آنانکه کافر شدند نیست این (قرآن) مگر افسانه‏های پیشینیان 25
و ایشان (مردم را) باز می‏دارند از استماع قرآن و خود نیز دور می‏شوند از آن و هلاک نمی‏کنند مگر خویشتن را و نمی‏دانند (که بخود می‏کنند) 26
و اگر ببینی آنگه که باز داشته شده باشند کافران بر آتش پس گویند ای کاشکی ما باز گردانیده می‏شدیم و دروغ نمی‏پنداشتیم آیت‏های پروردگارمان را و می‏بودیم از مؤمنان نه چنانست 27
بلکه آشکار شده بر ایشان کردار زشت آنان که بودند نهان می‏داشتند پیش از این و اگر باز گردانیده شوند بی‏تردید برگردند به آنچه نهی می‏شدند از آن و البته ایشان دروغگویانند 28
و (گروه دهریه) گفتند نیست زندگانی مگر زندگانی ما در دنیا و نیستیم ما برانگیخته شدگان (از گورها برای حساب) 29
و اگر ببینی آندم که کافران واقف شوند به پروردگارشان گوید خدا آیا نیست این (معاد) درست گویند بلی سوگند به پروردگارمان خدا گوید پس بچشید عذاب را بسزای کفری که می‏ورزیدید 30
حقا که زیان کردند آنانکه دروغ پنداشتند ملاقات (پاداش و کیفر) خدا را تا آنگه که بیامد بدیشان (روز) رستاخیز ناگهان گویند ای دریغا بدانچه کوتاهی کردیم در زندگانی دنیا در حالیکه آنگروه برمی دارند گناهان خود را بر پشتهای خود بدانید چه زشتست آن بار گناهی که برمی‏دارند 31
و نیست زندگانی دنیا مگر بازی و سرگرمی (به موهومات) و البته سرای دیگر بهتر است برای آنانکه پرهیزکاری می‏کنند آیا بخرد نمی‏یابند 32
به تحقیق می‏دانیم که اندوهگین می‏گرداند ترا آنچه کفّار می‏گویند (در تکذیب تو) پس به حقیقت ایشان تکذیب نمی‏کنند ترا ولیکن ستمکاران (از عنادی که دارند) آیت‏های خدا را انکار می‏کنند 33
و به عزّتم سوگند تکذیب شدند پیامبرانی پیش از تو و ایشان شکیبائی نمودند بر آنچه تکذیب شدند و رنج کشیدند تا آنکه آمد بدیشان یاری کردن ما و نیست هیچ تغییر دهنده‏ای وعده‏های خدا را و به عزّتم سوگند همانا آمد بتو از خبر فرستادگان 34
و اگر باشد گران بر تو اعراض مشرکان (از پذیرفتن احکام دین) پس اگر می‏توانی بجوئی راهی در جوف زمین (و بدانجا درآئی) یا نردبانی بر آسمان (تا بر آنجا برآئی) و بیاری برایشان آیتی (همان کن) و اگر می‏خواست خدا گردشان می‏آورد بر هدایت و مباش از نادانان 35
بی‏گفتگو اجابت می‏کنند (دعوت ترا) آنانکه می‏شنوند (گوش شنوا دارند) و مردگان را برانگیزاند خدا سپس بسوی او بازگشت می‏یابند 36
و مشرکان گفتند چرا فرود نیامده است بر محمد(ص) معجزه‏ای (غیر از قرآن) از جانب پروردگارش بگو بی‏تردید خدا تواناست بر اینکه فرو فرستد معجزه‏ای (بر طبق درخواستشان) ولیکن بیشترشان نمی‏دانند (که مصلحت نیست) 37
نیست هیچ جنبنده‏ای در زمین و نه هیچ پرنده‏ای که می‏پرد در هوا به دو بال خود مگر آنها اصنافی‏اند مانند شما (در آفرینش) فروگذار نکردیم در این قرآن هیچ چیزی را سپس بسوی پروردگارشان محشور می‏شوند 38
و آنانکه دروغ پنداشتند آیت‏های ما را کران و گنگانند در تاریکیها(ی کفر افتاده‏اند) هرکه را بخواهد خدا در گمراهی واگذارش و هرکه را خواهد بگرداندش براه راست 39
بگو خبر دهید مرا اگر بیاید بشما عذاب خدا (چنانچه پیش از شما بدیگران آمد) یا بیاید به شما (روز) رستاخیز (و عذاب آخرت) آیا غیر خدا (بت‏ها) را می‏خوانید اگر هستید راستگویان (که بتان خدایند) 40
(نه چنانست) بلکه خدا را می‏خوانید پس می‏برد از شما آن گرفتاری را که می‏خوانید او را برای برطرف کردنش اگر خواهد و فراموش می‏کنید بتهائی را که شریک خدا می‏سازید 41
و به عزّتم سوگند فرستادیم پیمبرانی بسوی امتهائی پیش از تو پس گرفتیم ایشان را به پریشانی و رنجوری تا آنکه ایشان زاری کنند 42
پس چرا آندم که آمد بدیشان عذاب ما زاری نکردند (تا از عذاب برهند) ولیکن سخت شده بود دلهای ایشان و بیاراست برای ایشان ابلیس آن کارهائی که پیوسته می‏کردند 43
پس آندم که فراموش کردند آن پریشانی و رنجوری که پندشان داده بودند بدان بگشودیم بروی ایشان درهای همه چیز را تا وقتیکه شاد شدند به آن نعمتها که بدیشان داده بودند گرفتیمشان ناگهان و ایشان ناامید (از نجات) اند 44
پس بریده شد دنباله گروهی که ستم کردند و همه ستایش و ثنا از آن خداوندی است که پروردگار جهانیان است 45
بگو خبر دهید مرا اگر بگیرد خدا شنوائی و بینائی شما را (کر و کورتان کند) و مهر نهد بر دلهای شما کدام معبودی غیر خدا می‏آورد برای شما آنرا (که خدا از شما گرفته) بنگر چگونه می‏گردانیم آیت‏ها را پس ایشان اعراض می‏کنند 46
بگو خبر دهید مرا اگر بیاید به شما عذاب خدا ناگهان یا آشکارا (که علامت نزول آن ظاهر گردد) آیا نابود می‏شوند (بدان عذاب) بجز گروه ستمکاران (استفهام انکاری است) 47
و نمی‏فرستیم پیمبران را مگر بشارت دهندگان و بیم گنندگان پس هرکه ایمان آورد و اصلاح کار خود کند پس هیچ ترسی نیست بر ایشان و نه ایشان اندوهگین شوند 48
و آنانکه دروغ پنداشتند آیت‏های ما را می‏رسد بدیشان عذاب بجرم آنکه از فرمان خدا بیرون رفته‏اند 49
بگو نمی‏گویم بشما که نزد من است خزینه‏های خدا (منبع فیض الهی) و نمی‏دانم غیب را (مادامی که وحی بمن نیاید) و نمی‏گویم بشما که من (از جنس) فرشته‏ام پیروی نمی‏کنم جز آنچه وحی شود بمن (ای پیمبر) بگو آیا برابرند کور و بینا (نادان و دانا) پس چرا اندیشه نمی‏کنید 50
و بترسان بوسیله قرآن آنانی را که می‏ترسند از آنکه محشور شوند بسوی پروردگار خویش در حالیکه نیست ایشان را بجز خدا دوستی و نه شفاعت کننده‏ای (بی‏اذن خدا) تا آنکه ایشان (از گناهان) پرهیز کنند 51
و مران (از مجلس خود) آنان را که می‏خوانند پروردگار خود را به بامداد و شبانگاه در حالیکه می‏خواهند (به کردار خود) خوشنودی خدا را نیست بعهده تو از حساب (اعمال) ایشان هیچ چیزی و نیست از حساب (عمل) تو بعهده ایشان هیچ چیزی تا تو برانی ایشان را (از نزد خود) پس باشی (بواسطه این راندن) از ستمکاران 52
و همچنین آزمودیم برخی از ایشان را به برخی (توانگران را به فقراء) تا سرانجام (توانگران بگویند آیا این تهیدستانند که منت نهاد خدا (به نعمت ایمان) بر ایشان از میان ما (و حال آنکه ما توانگر و ایشان تهیدستانند) آیا نیست خدا داناتر بحال سپاسگزاران 53
و چون بیایند به نزد تو آنانکه تصدیق می‏کنند آیت‏ها (و حجت‏ها و براهین) ما را پس بگو درود بر شما باد نوشت (واجب کرد) خدا بر خویشتن بخشایش را که هرکه بکند از شما کار بدی را بنادانی (نه از روی عناد) پس باز گردد از پس آن عمل بدو باصلاح آورد کار خود را البته خدا آمرزگار و مهربانست 54
و همچنین بیان می‏کنیم آیه‏های قرآن را و تا روشن شود راه گناهکاران 55
(ای پیامبر) بگو البته مرا نهی کرده‏اند از آنکه بپرستم آنان را که می‏خوانید (می‏پرستید) بغیر خدا بگو من پیروی نمی‏کنم آرزوهای شما را (اگر کنم) قطعا گمراه شوم در آنهنگام و نباشم از جمله راه یافتگان 56
بگو البته من بر بیان روشنی از جانب پروردگار هستم و شما دروغ پنداشتید آنرا (که قرآنست) نیست نزد من آن عذابی که شتاب دارید به آمدنش نیست حکم مگر برای خدا بیان می‏کند خدا خبرهای درست را و او بهترین جدا کنندگان است 57
بگو اگر نزد من بود آن عذابی که شتاب می‏کنید بدان بی‏تردید به انجام می‏رسید کار میان من و شما (و هلاکتان کرده بود) و خدا داناتر است به ستمکاران 58
و نزد اوست خزینه‏های غیب کلیدهای آن نمی‏داند آنها را مگر او و می‏داند آنچه را در دشت و در دریاست و نمی‏افتد هیچ برگی (از درخت) مگر آنکه خدا می‏داند آن را و (نیفتد) هیچ دانه‏ای در تاریکی‏های زمین و نه هیچ تری و نه هیچ خشکی مگر آنکه در کتابی روشن ثبت است 59
و او آن خدائی است که می‏گیرد روح شما را بشب و می‏داند آنچه را بدست می‏آورید در روز سپس بر انگیزاند شما را (از خواب) در روز تا بگذرد مدت نامبرده شده و بسوی اوست بازگشت شما پس خبر دهد شما را به آن کارهائی که پیوسته انجام میدادید 60
و او (غالب) و نیرومند بر فراز بندگان است (به تفوق و احاطه مطلق) و می‏فرستد بر شما نگهبانی را تا آنکه فرا رسد یکی از شما را مرگ برگیرند جان او را فرستادگان ما و ایشان (در قبض ارواح) کوتاهی نکنند 61
سپس باز گردانیده شوند بسوی (حکم) خدا که سرپرست حقیقی ایشان است بدانید تنها از آن خداست داوری و او شتاب کننده‏ترین حساب گران است 62
بگو کیست که برهاند شما را از تاریکی‏ها (از درماندگی‏های) بیابان و دریا در حالیکه می‏خوانید نجات دهنده را بزاری و نهان (و می‏گوئید) اگر خدا نجات دهد ما را از این (گرفتاری) بطور مسلم باشیم از سپاسگزاران 63
(ای پیامبر) بگو خدا نجات می‏دهد شما را از آن تاریکی‏ها و از هر اندوهی سپس شما برای خدا شریک می‏گیرید (و به عهدی که داده‏اید وفا نمی‏کنید) 64
بگو او تواناست بر آنکه بفرستد بر شما عذابی از بالای سر شما (نظیر عذابی که به قوم عاد و ثمود و شعیب و لوط رسید) یا از زیر پاهای شما (نظیر حنفی که قارون را نابود کرد) یا در آمیزد شما را با همدیگر گروه گروه و بچشاند به به بعضی از شما رنج بعضی دیگر را بنگر چگونه می‏گردانیم آیات را (نوید و تهدید) تا آنکه ایشان بفهمند 65
تکذیب کرد عذاب را قوم تو در حالیکه (عذاب) راست است بگو نیستم من بر شما وکیل (و شما را بقهر از تکذیب باز ندارم) 66
برای هر خبری حقیقتی است ثابت و بزودی می‏دانید 67
و هرگاه ببینی آنان را که (باستهزاء) فرود می‏روند در آیت‏های ما پس اعراض کن از ایشان تا آنگه که فرو روند در سختی دیگر غیر از قرآن و اگر (این پند را) از یاد تو ببرد شیطان پس منشین پس از آنکه یادت آمد (آن نهی را) با گروه ستمکاران 68
و نیست بعهده آنانکه از گناهان پرهیز می‏کنند از حساب آن مسخره کنندگان چیزی ولیکن پندشان دهند تا آنکه ایشان نیز بپرهیزند 69
و واگذارد آنان را که گرفتند دین خود را ببازی و کار بی‏فایده و فریب داده است ایشان را زندگانی دنیا و یاد آوری کن (ایشان را) بقرآن مبادا از ثواب محروم شود کسی بجرم گناهانی که کرده نیست او را جز خدا دوستی و نه شفاعت کننده‏ای و اگر فدا دهد هر فدائی که باشد (تا خود را از عذاب باز خرد) پذیرفته نشود از او آنگروه آنانند که از پاداش علم محروم شده‏اند بجرم گناهانی که کرده‏اند و ایشان را آشامیدنی از آب جوشان و عذابی دردناک است بکیفر آنکه پیوسته کفر می‏ورزیدند 70
بگو آیا بپرستیم جز خدا آنچه را که سود نمی‏دهد بما و زیان نمی‏رساند بما و آیا ما برگردیم به حال سابق ما (مرتد شویم) پس از آنکه راهنمائی کرد ما را خدا مانند کسیکه فریفته باشند او را شیطانها در زمین (در بیابانها) در حالیکه سرگردان باشد او را یارانی است که می‏خوانندش به راه راست (و می‏گویند) بیا به نزد ما بگو البته راهنمائی خدا (که موافق فطرت است) آن هدایت حقیقی است و فرمان یافته‏ایم که تسلیم شویم برای پروردگار جهانیان 71
و آنکه بپای دارید نماز را و بترسید از خدا (در اهمال آن) و او آن خداوندی است که (روز رستاخیز) بسوی او محشور می‏شوید 72
و او توانایی است که بیافرید آسمانها و زمین را بحق (نه باطل) و بیاد آورد روزی را که خدا گوید باش پس باشد گفتار خدا راست است و تنها از آن خداست پادشاهی روزی که دمیده شود در صور او دانای نهان و آشکار است و او درست کردار و آگاه است 73
و بیاد آور آن زمانی را که گفت ابراهیم بپدر (بجد مادری یا عموی) خود آذر آیا می‏گیری بتان را بخدائی البته من می‏بینم تو و یارانت را در گمراهی آشکار و (چنانکه گمراهی خود آذر را بدو نمودیم) 74
همچنین نشان دادیم به ابراهیم ملکوت (ربوبیت فرمانروائی و عجائب) آسمانها و زمین را (تا ببیند) و تا باشد از یقین دارندگان 75
پس آنگاه که پوشانید بر ابراهیم شب (روشنائی را) وی دید ستاره (زهره) را گفت این پروردگار من است پس آندم که فرو رفت گفت دوست نمی‏دارم فروروندگان را 76
پس آندم که دید ابراهیم ماه را تابنده گفت این آفریدگار من است پس آنگه که ماه فرو رفت ابراهیم گفت اگر رهنمائی نکند مرا پروردگارم بی ترید باشم از گروه گمراهان 77 پس آنگه که دید ابراهیم خورشید را درخشان گفت این پروردگار من است این بزرگتر است پس آندم که خورشید غروب کرد ابراهیم گفت ای گروه من البته من بیزارم از بتانی که شریک خدا می‏گیرید78
البته من متوجه ساختم روی دل خود را بکسیکه بیافرید آسمانها و زمین را در حالیکه از همه ادیان باطله بدین توحید مایلم و نیستم من از شریک آرندگان 79
و ستیزه کردند با ابراهیم قومش وی گفت (درباره توحید) ستیزه مکنید با من در حالیکه خدا راهنمائیم کرده است و نمی‏ترسم از بتان که شریک خدا قرار می‏دهید مگر آنکه بخواهد پروردگارم چیزی را (که من بترسم) احاطه کرده پروردگارم به همه چیز از نظر دانش آیا پند نمی‏گیرید 80
و چگونه بترسم از چیزی که شما آن را شریک خدا کرده‏اید و نمی‏ترسید شما از آنکه شریک می‏آورید برای خدا چیزی که فرو فرستاده است خدا بشریک کردن او بر شما دلیلی پس کدامیک از این دو گروه سزاوارترند به ایمن بودن (از عذاب خدا) اگر هستید که بدانید (آنرا) 81
آنانکه ایمان آورده‏اند و نمی‏آمیخته‏اند ایمان خود را به ستم (شرک) آن گروه‏اند که برای ایشان ایمنی (از عذاب) است و ایشان راه یافتگانند 82
و آن (چه گذشت از استدلال ابراهیم) برهان ما بود که دادیمش به ابراهیم (تا حجت گرفت بدان) بر قوم خود و بالا می‏بریم پایه‏های هرکه را می‏خواهیم (بر حسب استعدادشان در ایمان) زیرا پروردگار تو درست کردار و دانا (بحال بندگان) است 83
و بخشیدیم به ابراهیم اسحاق و یعقوب را هر یک از این دو را راه نمودیم و نوح را راهنمائی کردیم پیش از ابراهیم و (هدایت کردیم) از ذریه (و نسل) نوح داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون را و بدینان پاداش می‏دهیم نیکوکاران را 84
و نیز (هدایت کردیم) زکریا و یحیی و عیسی و الیاس را همه این پیامبران از شایستگانند 85
و اسماعیل و الیسع و یونس و لوط را نیز (هدایت کردیم) و همه را (به نبوت) برتری دادیم بر مردم زمانه 6
و برخی از پدرانشان و برخی از فرزندانشان و برخی از برادرانشان را (فضیلت دادیم) و برگزیدیم این پیمبران را (برای رسالت) و رهبریشان کردیم بسوی راهی راست 87
این راهنمائی خداست که رهبری می‏کند به آن هرکه را خواهد از بندگانش و اگر این پیمبران شریک آورده بودند البته تباه شده بود از ایشان آنچه می‏کردند 88
آنگروه آنانکه دادیم بدیشان کتاب و حکم کردن (بر طریق شرایع دین) و پیمبری را پس اگر کافر شوند به آن این گروه به یقین بر گماشته‏ایم به مراعات این سه چیز گروهی را که نیستند بدانها ناگروندگان 89
آن گروه آنانند که رهبریشان کرد خدا پس بطریقه ایشان اقتدا کن (از توحید و اصول دین) بگو نمی‏خواهم از شما بر تبلیغ رسالت مزدی نیست آن (تبلیغ) مگر پندی برای جهانیان 90
یهودان تعظیم نکردند خدا را چنانچه سزای تعظیم او باشد آنگه که گفتند نفرستاده است خدا بر هیچ آدمی هیچ چیز از وحی بگو کی فرستاده است آن توراتی که بیاورد موسی در حالیکه روشنائی دهنده و رهنما بود برای بنی‏اسرائیل قرار می‏دهد آن را ورقهای پراکنده آشکار می‏کند آنرا (که می‏خواهید) و پنهان می‏کنید بسیاری را و تعلیم یافتید آنچه ندانستید شما و نه پدرانتان بگو خدا (تورات را فرستاد) پس بگذارشان در سخنان باطلشان در آن حال که بازی می‏کنند 91
و این (قرآن) کتابی است که فرو فرستادیم آن را پربرکت که تصدیق کننده است کتابهائی که پیش از آن بوده و برای آنکه بیم دهی مردم مکه را و کسانی را که گرداگرد آن هستند و آنانکه ایمان آورده‏اند به سرای دیگر می‏گروند به قرآن و ایشان بر نمازهای خود محافظت می‏کنند 92
و کیست ستمکارتر از آن کس که بر بندد بر خدای دروغی را یا گفت وحی شد بسوی من و حال آنکه وحی نشد بسوی او هیچ چیزی و از آنکس که گفت بزودی نازل کنم مانند آنچه نازل گردانیده خدا و اگر ببینی آندم که ستمکاران در سکرات مرگند و (برای گرفتن روح ایشان) فرشتگان گشوده‏اند دستهای خود را (و بدیشان گویند) بیرون کنید جانهای خود را (از بدن) امروز جزا داده خواهید شد بعذاب خوار کننده بجرم آنکه پیوسته می‏گفتید بر خدای چیزی که راست نبود و همواره از آیت‏های او گردنکشی می‏کردید 93
و به عزّتم سوگند بی‏تردید آمدید بسوی ما تنها همانگونه آفریدیم شما را نخستین بار و بگذاشتند هرچه عطا کرده بودیم بشما پشت سر خود (نه از پیش فرستادید نه با خود برداشتید) نمی‏بینم با شما شفاعت کنندگان شما را آنانکه گمان می‏کردید که ایشان در (تربیت و پرستش) شما شریکان خدایند به عزّتم سوگند بریده شد پیوند میان شما و گم شد از شما آنچه همواره گمان می‏بردید (که بتان شفیعان ما خواهند بود) 94
البته خدا شکافنده دانه و هسته است بیرون می‏آورد زنده را از مرده و بیرون آورنده مرده است از زنده این (زنده کننده و میراننده) خدای شماست پس کجا برگردانیده می‏شوید 95
خدا شکافنده صبح است و قرار داد شب را آرامش و مهر و ماه را در فلک بحساب (قرار داد تا آنچه خورشید بسالی برد ماه به یک ماه برد) این اندازه‏گیری خدای غالب داناست 96
و او آن خداوندی است که بیافرید برای شما ستارگان را تا راه بیابید بوسیله آن در تاریکی‏های بیابان و در دریا حقا بیان کردیم آیه‏ها را برای گروهی که می‏دادند 97
او آن توانائی است که ایجاد کرد شما را از یک تن پس (شما را در زمین تا مدتی) قرارگاهی است و (در اصلاب و ارحام) محل ودیعتی حقا بیان کردیم آیه‏ها را برای گروهی که دریابند 98
و او آن خدائی است که فرود آورد از آسمان آبی پس بیرون آوردیم بوسیله آن رستنی‏های هر چیزی را و بیرون می‏آوریم از آن آب گیاه سبز را که بیرون می‏آوریم از آن گیاه سبز دانه‏های بهم آمیخته (خوشه) و از خرما بنان از شکوفه آن بهم نزدیک و بوستانهائی از انگورها و نیز درخت زیتون و انار (از آن آب پدید آوردیم) در آن حال که درختان در شکل با هم مانند و در طعم با هم نه مانند بنگرید به میوه آن چون برون آید میوه‏اش را نارسیده و پختگی آن البته در اینها که برای شما یاد کردیم نشانه‏ها است برای گروهی که بگروند 99 و قرار دادند مشرکان برای خدا شریکانی از جن و حال آنکه خدا آفریده است جنیان را و از پیش خود ساختند برای خدا پسرانی و دخترانی بدون دانش منزه است خدا و برتر است از آنچه وصف می‏کنند 100
نو پدید آرنده آسمانها و زمین است از کجا و چگونه باشد او را فرزندی و حال آنکه نیست او را زنی (تا فرزندی از او پدید آید) و خدا آفرید همه چیز را و او به همه چیز داناست 101
آنکه موجودات را پدید آورد خدای شما که پروردگارتان است نیست هیچ معبود بسزائی جز او آفریننده همه چیزهاست پس بپرسید او را و خدا بر همه چیزها وکیل است 102
نمی‏بینند خدای را چشمها (چه لازمه آن جسمانیت است) و او می‏بیند چشمها را (و آنچه را که چشمها درک می‏کند) و او لطیف و آگاه است 103
حقا آمد بسوی شما بینائیهائی از جانب پروردگارتان پس هرکه ببیند بسود خویشتن دیده و هرکه نابینا شود بزیان آنکس است و نیستم من بر شما نگهبان 104
بدینان بیان می‏کنیم آیات قرآن را بعبادت گوناگون (تا آنکه راه یابند) و سرانجام می‏گویند (این آیات را از دیگری) یاد گرفته‏ای و نیز برای آنکه بیان کنیم قرآن را برای گروهی که می‏دانند 105
پیروی کن آنچه وحی شد بتو از پروردگارت (و آن اینست) نیست معبودی بسزائی مگر او و روی بگردان از شرک آرندگان 106
و اگر می‏خواست خدا (به اراده تکوینی) شرک نمی‏آوردند و قرار ندادیم ترا (ای پیامبر) بر ایشان نگهبان (که تا کار بد نکنند) و نیستی تو بر ایشان وکیل 107
دشنام مدهید معبودانی را که مشرکان می‏خوانند (و می‏پرستند) بجز خدا تا آنکه ایشان نیز ناسزا گویند بخدا از روی دشمنی و بی دانشی بدینان بیاراسته‏ایم برای هر گروه کردارشان را سپس بسوی پروردگارشان باز گشت ایشان خواهد بود و آگاهشان خواهد کرد به آن کارهائیکه پیوسته می‏کردند 108
و مشرکان سوگند یاد کردند بنام خدا در حالیکه جدیت داشتند در سوگندهاشان که اگر بیاید بدیشان معجزه‏ای (که خواستند) البته بگروند بدان بگو فقط معجزات نزد خداست (و اختیارش بدست من نیست) و شما مؤمنین چه دانید آن معجزه هرگاه بیاید مشرکان ایمان نخواهند آورد 109
و می‏گردانیم (به عنوان مجازات) دلهای ایشان را و دیدگانشان را (پس ایمان نمی‏آرند) همانگونه که ایمان نیاوردند به آنچه نازل کردیم نخستین بار و بگذاریمشان در سرکشی خودشان در حالی که سرگشته باشند 110
و اگر چنانچه ما فرو فرستادیم بسویشان فرشتگان را (که گواهی به رسالت تو دهند) و سخن می‏گفتند با ایشان مردگان و جمع می‏کردیم برای ایشان همه معجزات را در حالیکه روبروی ایشان بودند نمی‏بودند که (به اختیار خود) ایمان آرند مگر آنکه بخواهد خدا (به اراده تکوینی) ولکن بیشترشان نمی‏دانند (اگر معجزه بیاید باز ایمان نمی‏آرند) 111
همچنانکه (برای تو دشمنانی نهادیم) قرار دادیم برای هر پیغمبری دشمنی از گردنکشان انس و جن که وسوسه می‏کنند برخی از ایشان ببرخی سخن دروغ راست‏نما را برای فریب دادن و اگر می‏خواست پروردگارت (به اراده تکوینی) نمی‏کردند این کار را پس بگذارشان با آن دروغها که بر می‏بافند 12
و برای آنکه میل کند به آن وسوسه دلهای آنانکه ایمان نیاوردند به آخرت و برای آنکه بپندند آن گفتار را و برای آنکه گمراه شدگان بدست آورند آن گناهانی را که وسوسه کنندگان فراهم کرده‏اند 113
و او آن خدائی است که فرو فرستاد بسوی شما قرآن را در حالیکه بیان شده است (در آن آنچه بدان نیازمندید) و آنانکه دادیمشان کتاب می‏دانند که قرآن فرود آمده از نزد پرودرگارت به بیان حق پس زنهار مباش از شک کنندگان 114
و پایان یافت گفتار پروردگارت (در بیان توحید و نبوت) از روی راستی (در اخبار) و عدالت (در احکام) و نیست تغییر دهنده‏ای کلمات خدا را و او شنونده و داناست 115
و اگر فرمان بری بیشتر کسانی را که در روی زمین‏اند گمراه می‏کنند تو را از راه خدا پیروی نمی‏کنند مگر پندار خود را و نیستند ایشان مگر آنکه (در خدا پرستی و اعتقادات) تخمین می‏زنند 116
براستی پروردگارت داناتر است بحال کسیکه گمراه می‏شود از راه وی و او داناتر است به راه یافتگان 117
پس بخورید از گوشت حیوانی که (بهنگام ذبح) برده شد نام خدا بر آن اگر شما به آیات (و احکام) خدا ایمان آورده‏اید 118
و چیست شما را در این که نمی‏خورید از گوشت حیوانی که (به هنگام ذبح) برده شده نام خدا بر آن و حال آنکه خدا بیان کرده است برای شما چیزهائی را که حرام کرده است بر شما مگر آن حرامی که ناچار باشید بخوردنش و البته بسیاری گمراه می‏کنند (پیروان خویش را) بدلخواه خود از بی‏دانشی براستی که پروردگارت او داناتر است بحال درگذرندگان (از حلال بسوی حرام) 119
و ترک کنید گناه آشکار و گناه پنهان را البته آنانکه فراهم می‏آورند گناه را بزودی جزا داده می‏شوند بواسطه گناهانی که پیوسته بدست می‏آوردند 120
و مخورید از گوشت حیوانی که (بهنگام ذبح) برده نشد نام خدا بر آن و البته خوردن آن بیرون رفتن از فرمان خداست و البته دیوان سرکش وسوسه می‏کنند بدوستان خود تا بمجادله برخیزند با شما و اگر فرمان برید مشرکان را (در خوردن گوشت مردار) قطعا شما مشرک باشید 121
آیا کسانیکه بود (بکفر) مرده پس زنده کردیمش (به ایمان) و قرار دادیم برایش نوری که بوسیله آن می‏رود در میان آن مردم همانند آن است که صفت او این است که در تاریکی‏هاست در حالیکه نیست بیرون آینده از آن تاریکیها بدینگونه آراسته شده برای کافران آنچه را که پیوسته می‏کردند 122
بدینگونه آفریدیم در هر دهکده‏ای بزرگانی که بد کاران آن دهکده‏اند که سرانجام حیله کنند در آنجا (و مردم را از ایمان باز دارند) و این کافران حیله نمی‏کنند مگر بخویشتن و نمی‏دانند (که زیانش بخودش بر می‏گردد) 123
و هرگاه بیابد بدیشان آیه‏ای گویند هرگز ایمان نیاوریم تا آنگه که بما دهند مانند آن معجزه‏ای که داده‏اند به فرستادگان خدا خداوند داناتر است به موضوعی که می‏نهند پیغامهای خویش را بزودی خواهد رسید به بزرگتران آن دهکده‏ها که گنهکار شدند خواری نزد خدا و عذابی سخت بجرم آنکه پیوسته (با مؤمنان) حیله می‏کردند) 124
پس هرکه را خواهد خدای آنکه هدایتش کند بگشاید دل او را برای پذیرفتن اسلام و هرکه را خواهد (بعنوان مجازات) گمراهش کند می‏گرداند دلش را سخت تنگ (که سخن حق در وی نگنجد) گویا بالا می‏رود در آسمان (یعنی از قبول حق می‏گریزد) بدینسان می‏گمارد خدا پلیدی (گمراهی) را برای آنانکه ایمان نمی‏آورند (و توحید و آیات خدا را تصدیق نمی‏کنند) 125
و این (بیان که در آیه قبلی گذشت) راه پروردگارت است در حالیکه راست است حقا بیان کردیم آیات قرآن را برای گروهی که پند پذیرند 126
برای پند گیران سرای سلامت (از هر آفتی) نزد پروردگارشان است و خدا یار ایشان است بپاداش آن کردار نیک که می‏کردند 127
و روزی که خدا جمع خواهد کرد خلایق را همگی (گوید) ای گروه دیوان حقا فراوان گرفتید (پیروان) از آدمیان و گویند پیروان دیوان از آدمیان پروردگار ما بهرمند گردید بعضی از ما ببعضی از ما و به برخورداری رسیدیم به آن مدتی که مقرر کرده‏ای برای ما خدا گوید آتش جایگاه شماست در حالیکه جاوید باشید در آتش مگر آنچه خواهد خدا (که نجاتشان دهد) زیرا پروردگارت درست کردار داناست 128
و بدیشان بر می‏گماریم برخی از ستمکاران را بر برخی دیگر بجرم آن کارهائیکه پیوسته بدست می‏آورند 129
ای گروه دیوان و آدمیان آیا نیامد بسوی شما فرستادگانی از جنس شما که بخوانند بر شما آیه‏های کتاب مرا و بترسانند شما را از دیدن (عذاب) این روزتان (که رستخیز است) همگی گویند گواهی می‏دهیم بزیان خویش و فریفته کرده بود ایشان را زندگانی دنیا (و به کفر خویش اقرار نمی‏کردند چون به عرصه محشر آمدند) گواهی دادند بزیان خویشتن که کافر بودند 130
این (فرستادن پیامبران) برای آنست که نبود سنت پروردگار تو نابود کننده مردم دهکده‏ها بسمتی در حالیکه مردم آنها غافل باشند 131
و برای هر یک (دو طایفه جن و انس) پایه‏هائی است از برای کارهائیکه کرده‏اند و نیست پروردگارت بیخبر از آنچه مردم می‏کنند 132
و پروردگار تو بی‏نیاز و دارای رحمت (مطلقه) است اگر بخواهد (بملاک بی نیازی که دارد) از زمین می‏برد شما را و بجای شما می‏نشاند از پس شما مخلوقی را که خواهد (بملاک رحمتی که دارد) همانگونه که پدید آورد شما را از نژاد گروهی دیگر (که پدرانتان بودند) 133
و البته آنچه به شما وعده داده‏اند (از قیامت) بی ترید آمدنی است و نیستید شما عاجز کنندگان (خدای را) 134
(ای پیامبر) بگو ای گروه من عمل کنید بر حسب امکانات خود که من نیز عمل کننده‏ام (به آنچه مأمورم) بزودی خواهید دانست آنکس را که می‏باشد برایش سرانجام پسندیده آن سرای البته رستگاری نیابند ستمکاران 135
مشرکان مقرر کردند برای خدا از آنچه او آفریده از کشت زار و چهارپایان بهره‏ای (و برای بتان نیز بهره‏ای) و گفتند این بهره از آن خداست بگمانشان و این بهره دیگری برای شریکان ما (برای بتان که شریکشان در مال خود کردیم) و آن سهمی که بود برای بتان ایشان پس آن سهم نمی‏رسید بخدای و آن سهمی بود که برای خدا پس آن سهم می‏رسد به بتان ایشان (یعنی بهتر را از نصیب خدا بر می‏دارند و نامزد بتان می‏کنند) بد حکمی است که ایشان می‏کنند 136
و (چنانچه شیطان بت پرستیدن را آرایش کرد) همچنین بیاراست برای بسیاری از مشرکان کشتن فرزندانشان را بتان ایشان تا سرانجام هلاکشان کنند و تا مشتبه سازند بر مشرکان و دینشان را (و بصورت دین حق در نظرشان در آورند) و اگر می‏خواست خدا (به اراده تکوینی که مشرکان را از آن کار باز دارد) نمی‏کردند آن را پس بگذارشان با افترائی که می‏بندند 137
بت پرستان گفتند این چهارپایان و کشتزار (که پیشکش خدایان خود کردیم) حرام است نخورد آن را مگر کسیکه ما بخواهیم (از خدمتگزاران بتکده این سخن را گفتند) بگمان خود و (سهم خدایان ما) چهارپایانی است که حرام شده پشتهای آنها (برای بار و سواری) و نیز چهارپایانی است که (به هنگام سر بریدن) یاد نمی‏کنند نام خدا را بر آنها بجهت افترا بستن بر خدا بزودی خدا سزا خواهد داد بدیشان بجرم آنکه پیوسته دروغ می‏بندند 138
بت پرستان گفتند آنچه در شکمهای این چهارپایان است حلال است برای مردان ما (اگر زنده متولد شوند) و حرام است بر زنان ما و اگر آنچه در شکمهای این چهارپایان است باشد مردار پس ایشان (مرد و زن) در خوردن آن شریک باشند بزودی خدا جزا خواهد داد بدیشان وصف بیان ایشان را زیرا خدا حکیم داناست 139
حقا زیان کردند آنانکه کشتند فرزندانشان را از روی بیخردی و بی‏دانشی و حرام گردانید آنچه را که روزی داده است ایشان را خدای برای دروغ بستن بر خدا حقا ایشان گمراه شدند و نبودند راه یافتگان (بطریق حق) 140
و او آن توانائی است که پدید آورد بوستانهائی داربست شده (چون درخت انگور) و غیر داربست شده و نیز درخت خرما و کشتزار را که گوناگون است میوه آنها و درخت زیتون و انار را در حالیکه آنها از نظر طعم و شکل و رنگ همانند و مانند نیستند (در بعضی از جهات) و بخورید از میوه‏های هر یک آنگه که میوه دهد و بپردازید حق آن میوه را روز درو کردن غلات و چیدن میوه‏ها و اسراف نکنید که خدا دوست ندارد اسراف کنندگان را 141
و (خدا آفرید) از چهارپایان حیوانات بارکش را و حیواناتی را برای سر بریدن بزمین افکنند بخورید از آنچه به شما روزی داد شما را خدای و پیروی مکنید گامهای شیطان را (به گفته او حلال را حرام نسازید) زیرا او برای شما دشمنی آشکار است 142
(آفرید خدا) از چهارپایان هشت زوج را (مراد از زوج در اینجا فرد است) از میش دو نوع (نر و ماده) و از بز نیز دو نوع (نر و ماده) بگو آیا گوسفند و بز نر را خدا حرام کرده یا ماده آن دو را یا آن بچه‏هائی که احاطه کرده بر آنها رحمهای آن دو ماده (خواه آنچه در رحم است ماده باشد خواه نر) خبر دهید مرا بدانشی اگر راستگو هستید (که تحریم از خداست) 143
و (آفرید) از شتر دو نوع (نر و ماده) و از گاو نیز دو نوع (نر و ماده) بگو آیا شتر نر و گاو نر را خدا حرام کرده یا آن دو ماده را یا آن بچه‏هائی را که احاطه کرده بر آنها رحمهای آن دو ماده یا بودید شما حاضر هنگامی که سفارش کرد شما را خدا بدان تحریم پس کیست ستمکارتر از آن کس که بر بافت بر خدا دروغ را (حرام کردن این ماکولات را بخدا نسبت دهد) تا گمراه کند مردم را بدون دانشی البته خدا هدایت نمی‏کند گروه ستمکاران را 144
(ای پیامبر به این کافران) بگو نمی‏یابیم در آنچه وحی شده بسوی من طعامی را که حرام شده باشد بر خورنده‏ای که می‏خورد آن را مگر آنکه آن چیز مردار یا خون ریخته شده (خونی که بهنگام ذبح یا غیر ذبح از حیوان ریخته شود) یا گوشت خوک زیرا آن پلید (و نجس‏العین) است یا حیوان کشته شده به فسق که آواز برداشته شده برای غیر خدا بهنگام سر بریدنش و هرکه ناچار شود در حالیکه ستمکار و تجاوز کننده نباشد (بر او باکی نیست) البته پروردگار بس آمرزنده است 145
و (در زمان موسی) بر آنانکه یهود شدند حرام کردیم هر حیوانی که ناخن داشت (این تحریم منافات با حلیت ذاتی ندارد) و از گاو و گوسفند حرام کردیم بر ایشان پیه‏های آنها را مگر آن پیه چسبیده است بر پشت آنها یا روده‏های آنها یا آن پیه که آمیخته است با استخوان این (تحریم طیبات) را سزا دادیم بدیشان بجرم ستمگریشان و البته ما راست گوئیم (در آنچه خبر می‏دهم) 146
و اگر یهودان (درباره مطالبی که به تو وحی می‏کنیم) تکذیب کنند ترا بگو پروردگارتان دارای بخشایش پهناور است (که با وجود این تکذیب مهلت‏تان می‏دهد) و باز داشته نخواهد شد عذاب او از گروه گنهکاران 147
بزودی خواهند گفت آنان که شرک آورده‏اند اگر می‏خواست خدا شرک نمی‏آوردیم و نه پدرانمان و حرام نمی‏کردیم هیچ چیزی را بدینگونه تکذیب کردند (پیامبران را) آنانکه پیش از ایشان بودند تا آنکه چشیدند عقوبت ما را بگو آیا نزد شما هیچ دانشی هست پس برون آرید آن را برای ما پیروی نمی‏کنید (در مقالات خود) مگر پندار را و نیستید شما مگر تخمین می‏زنید 48
بگو پس برای خدا حجتی تمام و بلیغ است و اگر خدا (به اراده تکوینی) می‏خواست بی ترید راهنمائی میکرد شما را همگان 149
(ای پیامبر بدیشان) بگو بیارید گواهان خویش را آنانی را که گواهی می‏دهند که خدا حرام کرده است این (محرمات) را پس اگر گواهی دهند تو گواهی مده به ایشان و پیروی مکن آرزوهای آن کسان را که تکذیب کرده‏اند آیه‏های ما را (در حلال و حرام) و نیز آنان را که نمی‏گروند به آخرت (پیروی مکن) و ایشان به پروردگار خود برابر می‏کنند (بتان را) 150
بگو بیائید تا بخوانم آنچه را که حرام کرده است پروردگارتان بر شما اینکه شریک مگیرید با خدا چیزی را و به پدر و مادر نیکوئی کنید نیکوئی کردنی و مکشید فرزندانتان را از بیم درویشی ما روزی می‏دهیم شما را و ایشان را و زینهار گرد زشتیها نگردید آنچه آشکار است از آن و آنچه نهان است و مکشید تنی را که حرام کرده است خدا (کشتن آنرا) مگر بحق این است که خدا فرمان داده شما را به نگاهداشتن آن تا شما به خرد دریابید 151
و زنهار گرد مال یتیم مگردید مگر بطریقی که آن نیکوتر است تا برسد یتیم به نیروی خود (تا بالغ و رشید گردد) و تمام بپیمائید کیل و ترازو را بعدل و مساوات تکلیف نمی‏کنیم هیچ کس را مگر آنچه در خور طاقت اوست و چون سخن گوئید دادگری کنید و اگر چه باشد آن سخن بزیان خویشاوندان و وفا کنید به پیمان خدا اینها است که سفارش کرده خدا شما را بدان تا آنکه شما پند گیرید 152
و اینکه این (سفارشها) راه من است در حالیکه راست است پس پیرویش کنید و پیروی مکنید راهها را که پراکنده کند شما را از راه حق این (پیروی از حق) است که خدا سفارش کرد شما را بدان تا آنکه شما (از گمراهی) پرهیز کنید 153
سپس دادیم به موسی کتاب (تورات) را برای تمام کردن (نعمت) بر کسیکه نیکوکاری کرد و برای توضیح دادن هر چیزی و برای هدایت و برای بخشش تا آنکه بنی‏اسرائیل بملاقات (به پاداش) پروردگارشان ایمان آورند 154
و این قرآن کتابی است که فرستادیمش با برکت پس پیروی کیند آن را و (از مخالفت آن) بپرهیزید تا آنکه شما مورد ترحم واقع شوید 155
(قرآن را فرستادیم) تا نگوئید فقط فرود آمد کتاب بر دو طائفه پیش از ما (یهودان و ترسایان) و البته ما هستیم از خواندنشان کتاب خویش را بیخبران 156
و برای آنکه نگوئید اگر نازل شده بود بر ما کتاب (همانگونه که بر یهود و نصاری نازل شد) بیگمان بودیم ما راه یافته‏تر از ایشان حقا آمد بسوی شما حجتی روشن از جانب پروردگارتان و نیز راهنمائی و رحمتی (این جمله اوصاف قرآن است) پس کیست ستمکارتر از آنکس که دروغ شمرد آیه‏های خدا را و روی برگرداند از آنها بزودی سزا خواهیم داد به آنانکه روی گردانیدند از آیه‏های ما بدترین عذاب را بجرم آنکه پیوسته اعراض می‏کردند (از آن آیات) 157
کافران مکه (بعد از تکذیب قرآن) انتظار نمی‏برند مگر آنکه بیایندشان فرشتگان (برای قبض روحشان) یا بیاید جلال پرودرگارت (که قیامت است) یا بیاید پاره‏ای از آیه‏های پروردگارت روزی که بیاید پاره‏ای از آیه‏های پرودرگار تو سود نمی‏دهد بکسی ایمانشان که ایمان نیاورده بود پیش از ظهور آیات یا بدست نیاورده در پرتو ایمان (سابق) خود نیکوئی را (ای پیامبر بدیشان) بگو (آمدن فرشتگان و ظهور علامات قیامت را) منتظر باشید که ما نیز منتظریم 158
البته آنانکه پراکنده کردند دین خود را و گشتند گروه گروه (و هر دسته پیرو پیشوائی شدند) نیستی تو از ایشان در چیزی (تو از ایشان بیزاری) بی گفتگو سر انجام کار ایشان بسوی خداست پس خبر می‏دهد ایشان را به آنچه می‏کنند 159
هرکه بیارد عمل نیکو را او را (پاداش) ده برابر آن نیکوئی است و هرکه بیارد عمل بد را پس کیفر نخواهد شد مگر بمانند آن و نیکوکاران و بدکاران ستمدیده نخواهند شد 60
بگو براستی که مرا هدایتم کرد پروردگارم براه راست به دینی که پاینده و درست است که آن طریقه ابراهیم است در حالیکه او بدین حق گرائید و نبود ابراهیم از شرک آرندگان 161
و نیز بگو بی تردید نماز من و تمامی عبادت (یا قربانیهای) من و زندگیم و مرگم برای خدائیست که پروردگار جهانیان است 162
نیست شریکی برای او و بدین (نحو از بندگی) مأمور شده‏ام و من (بحسب درجه) اول مسلمانم 163
و نیز بگو آیا غیر خدا پروردگاری را بجوئیم و حال آنکه خدا پروردگار هر چیزی است و بدست نیاورد هیچ کس (از بدیها) مگر آنکه بزیان آنکس است و بر نمی‏دارد هیچ بردارنده‏ای بار گناه دیگری را سپس بسوی پروردگارتان بازگشت شما است و خبر خواهد داد شما را به آنچه پیوسته در آن اختلاف می‏کردید 164
و او کسی است که قرار داده شما را جانشینهای یکدیگر در زمین (و نسلی از شما پس از نسلی بوجود آورد) و برتری داد برخی از شما را بر پاره دیگر به پایه‏هائی تا بیازماید شما را درباره آنچه داده است بشما (از مال و عزت) البته پروردگار تو زود عقوبت کننده است و براستی او بس آمرزنده و مهربان است 165


کلمات کلیدی:فضیلت قرائت قرآن ،کلمات کلیدی:سوره انعام‏
 
 
 

چت روم

كد چت روم