سوره انعام
بنام خداوند بخشاینده مهربان
همه ستایشها از آن خداوندی است که بیافرید آسمانها و زمین را و پدید آورد تاریکیها و روشنی را سپس آنانکه کافر شدند به پروردگار خویش (بتان را) برابر میکنند 1
او آنکسی است که بیافرید شما را از گِل سپس مقرر کرد مدتی (اجل معلق) را و مدتی نامبرده شده (اجل حتمی) نزد خداست پس شما (در معاد) شک میآورید 2
و او خداست در آسمانها و زمین و میداند پنهان شما و آشکار شما را و میداند آنچه را (از نیک و بد) بدست میآورید و نمیآید سوی کافران هیچ نشانهای از نشانههای پروردگارشان مگر آنکه پیوسته از آن روی گردانند 4
حقّا که دروغ پنداشتند قرآن را آندم که آمد بدیشان بزودی خواهد آمد بدیشان خبرهای آنچه (تهدیدها) که پیوسته بدان استهزاء میکردند 5
آیا کفار قریش ندیدند که بسیاری را هلاک کردیم پیش از ایشان از اهل هر زمانی توانائیشان دادیم در زمین آن توانائی که ندادیم شما را و فرستاده بودیم باران را بر ایشان پیدرپی و گردانیده بودیم جویهای آب را که پیوسته میرفت از زیر (قصهها و درختان) ایشان پس نابودشان کردیم بگناهانشان و بوجود آوردیم از پس (هلاک) ایشان گروهی دیگر را 6
و اگر میفرستادیم بر تو نوشتهای در ورقی پس (ببینند و) بسایند آنرا با دستهای خود بیگمان خواهند گفت آنانکه کفر ورزیدند نیست این (که محمد(ص) آورده) مگر جادوئی آشکار 7
و گفتند چرا فرود نیامد بر محمد(ص) فرشتهای و اگر میفرستادیم فرشتهای پایان مییافت کار (به عذاب نابود میشدند) و مهلت داده نمیشدند 8
و اگر قرارش میدادیم فرشتهای البته قرارش میدادیم بصورت مردی و مشتبه میکردیم بر کفار آنچه را که خود (بر عوام) مشتبه میکردند 9
و به عزّتم سوگند که استهزاء شد به پیامبرانی که پیش از تو بودند پس فرود آمد به آنانکه استهزاء کردند از ایشان عذابی پیوسته بدان استهزاء میکردند 10
بگو گردش کنید در زمین سپس بنگرید (بنظر عبرت) که چگونه بوده است سر انجام کار تکذیب کنندگان 11
بگو (و از ایشان بپرس) از آنِ کیست آنچه در آسمانها و زمین است بگو از آن خداست نوشت خدا بر خود رحمت را بخدا قسم که جمع خواهد کرد شما را در روز رستاخیز که هیچ تردیدی در وقوع آن نیست آنانکه خسارت زدهاند بخویشتن ایشان ایمان نخواهند آورد 12
و تنها از آن خداست آنچه آرام دارد در شب و روز و او شنوا و داناست 13
بگو آیا غیر خدا را بگیرم ولی و سرپرست خدائی که پدید آرنده آسمانها و زمین است و او میخوراند (خلق را) و او روزی خورانده نمیشود بگو البته من مأمور شدهام به اینکه باشم نخستین کسیکه گردن نهد فرمان خدا و (مرا میگویند) مباش از مشرکان 14
بگو البته من بیم دارم اگر نافرمانی کنم پروردگار خود را از عذاب روز بزرگ 15
هرکه گردانده شود عذاب از او در آنروز حقا که خدا بخشیده است او را و این (بخشایش) رستگاری هویداست 16
و اگر برساند بتو خدا رنجی (و مشقتی ) هیچ باز دارندهای نیست آنرا مگر او و اگر برساند بتو خیری (و نعمتی) پس او بر همه چیزها توانا است 17
و او غالب است (به تفوّق و احاطه مطلق) بر بندگانش و او درست کردار و باخبر است 18
بگو چه چیز بزرگتر است از نظر گواهی بگو خدا (بزرگتر است از نظر گواهی و) گواه است میان من و شما و وحی شده بمن این قرآن تا بترسانم شما را به قرآن و هرکه را (قرآن بدو) برسد آیا شما گواهی میدهید که با خدا معبودان دیگری هست (ای پیامبر) بگو من گواهی نمیدهم و نیز بگو بی گفتگو او معبودی است یگانه و البته من بیزارم از هر چه شریک خدا میسازید 19
آنانکه دادهایم بدیشان کتاب میشناسند رسول خدا را همانگونه که میشناسند پسرانشان را آنانکه خسارت زدهاند بخویشتن پس ایشان ایمان نمیآورند 20
و کیست ستمکارتر از کسیکه بر بندد بر خدای دروغ را یا آنکه دروغ پندارد آیتهای او را براستی که رستگار نمیشوند ستمکاران 21
و یاد کن روزی که را که گرد آوریم همه ایشان را سپس گوئیم بآنکه شرک آوردهاند کجایند شریکان شما آنانکه پیوسته گمان میبرند (که در پیشگاه خدا از شما شفاعت میکنند) 22
پس نباشد معذرت ایشان مگر آنکه گویند سوگند بخدائی که پروردگار ماست که ما (در دنیا) نبودهایم شرک آورندگان 23
بنگر چگونه دروغ میبندند بر خویشتن و گم شود از ایشان آن معبودانی که پیوسته افترا میبستند (که از ما شفاعت میکنند) 24
و برخی از مشرکان کسانیاند که گوش فرا میدارند بسوی تو (آندم که قرآن میخوانی) و افکنیم بر دلهایشان پردهها تا فهم نکنند آنرا و (نهادهایم) در گوشهای ایشان سنگینی و اگر ببینند هر نشانهای را ایمان نمیآورند به آن تا آنکه چون بیایند بنزد تو در حالیکه جدال میکنند با تو گویند آنانکه کافر شدند نیست این (قرآن) مگر افسانههای پیشینیان 25
و ایشان (مردم را) باز میدارند از استماع قرآن و خود نیز دور میشوند از آن و هلاک نمیکنند مگر خویشتن را و نمیدانند (که بخود میکنند) 26
و اگر ببینی آنگه که باز داشته شده باشند کافران بر آتش پس گویند ای کاشکی ما باز گردانیده میشدیم و دروغ نمیپنداشتیم آیتهای پروردگارمان را و میبودیم از مؤمنان نه چنانست 27
بلکه آشکار شده بر ایشان کردار زشت آنان که بودند نهان میداشتند پیش از این و اگر باز گردانیده شوند بیتردید برگردند به آنچه نهی میشدند از آن و البته ایشان دروغگویانند 28
و (گروه دهریه) گفتند نیست زندگانی مگر زندگانی ما در دنیا و نیستیم ما برانگیخته شدگان (از گورها برای حساب) 29
و اگر ببینی آندم که کافران واقف شوند به پروردگارشان گوید خدا آیا نیست این (معاد) درست گویند بلی سوگند به پروردگارمان خدا گوید پس بچشید عذاب را بسزای کفری که میورزیدید 30
حقا که زیان کردند آنانکه دروغ پنداشتند ملاقات (پاداش و کیفر) خدا را تا آنگه که بیامد بدیشان (روز) رستاخیز ناگهان گویند ای دریغا بدانچه کوتاهی کردیم در زندگانی دنیا در حالیکه آنگروه برمی دارند گناهان خود را بر پشتهای خود بدانید چه زشتست آن بار گناهی که برمیدارند 31
و نیست زندگانی دنیا مگر بازی و سرگرمی (به موهومات) و البته سرای دیگر بهتر است برای آنانکه پرهیزکاری میکنند آیا بخرد نمییابند 32
به تحقیق میدانیم که اندوهگین میگرداند ترا آنچه کفّار میگویند (در تکذیب تو) پس به حقیقت ایشان تکذیب نمیکنند ترا ولیکن ستمکاران (از عنادی که دارند) آیتهای خدا را انکار میکنند 33
و به عزّتم سوگند تکذیب شدند پیامبرانی پیش از تو و ایشان شکیبائی نمودند بر آنچه تکذیب شدند و رنج کشیدند تا آنکه آمد بدیشان یاری کردن ما و نیست هیچ تغییر دهندهای وعدههای خدا را و به عزّتم سوگند همانا آمد بتو از خبر فرستادگان 34
و اگر باشد گران بر تو اعراض مشرکان (از پذیرفتن احکام دین) پس اگر میتوانی بجوئی راهی در جوف زمین (و بدانجا درآئی) یا نردبانی بر آسمان (تا بر آنجا برآئی) و بیاری برایشان آیتی (همان کن) و اگر میخواست خدا گردشان میآورد بر هدایت و مباش از نادانان 35
بیگفتگو اجابت میکنند (دعوت ترا) آنانکه میشنوند (گوش شنوا دارند) و مردگان را برانگیزاند خدا سپس بسوی او بازگشت مییابند 36
و مشرکان گفتند چرا فرود نیامده است بر محمد(ص) معجزهای (غیر از قرآن) از جانب پروردگارش بگو بیتردید خدا تواناست بر اینکه فرو فرستد معجزهای (بر طبق درخواستشان) ولیکن بیشترشان نمیدانند (که مصلحت نیست) 37
نیست هیچ جنبندهای در زمین و نه هیچ پرندهای که میپرد در هوا به دو بال خود مگر آنها اصنافیاند مانند شما (در آفرینش) فروگذار نکردیم در این قرآن هیچ چیزی را سپس بسوی پروردگارشان محشور میشوند 38
و آنانکه دروغ پنداشتند آیتهای ما را کران و گنگانند در تاریکیها(ی کفر افتادهاند) هرکه را بخواهد خدا در گمراهی واگذارش و هرکه را خواهد بگرداندش براه راست 39
بگو خبر دهید مرا اگر بیاید بشما عذاب خدا (چنانچه پیش از شما بدیگران آمد) یا بیاید به شما (روز) رستاخیز (و عذاب آخرت) آیا غیر خدا (بتها) را میخوانید اگر هستید راستگویان (که بتان خدایند) 40
(نه چنانست) بلکه خدا را میخوانید پس میبرد از شما آن گرفتاری را که میخوانید او را برای برطرف کردنش اگر خواهد و فراموش میکنید بتهائی را که شریک خدا میسازید 41
و به عزّتم سوگند فرستادیم پیمبرانی بسوی امتهائی پیش از تو پس گرفتیم ایشان را به پریشانی و رنجوری تا آنکه ایشان زاری کنند 42
پس چرا آندم که آمد بدیشان عذاب ما زاری نکردند (تا از عذاب برهند) ولیکن سخت شده بود دلهای ایشان و بیاراست برای ایشان ابلیس آن کارهائی که پیوسته میکردند 43
پس آندم که فراموش کردند آن پریشانی و رنجوری که پندشان داده بودند بدان بگشودیم بروی ایشان درهای همه چیز را تا وقتیکه شاد شدند به آن نعمتها که بدیشان داده بودند گرفتیمشان ناگهان و ایشان ناامید (از نجات) اند 44
پس بریده شد دنباله گروهی که ستم کردند و همه ستایش و ثنا از آن خداوندی است که پروردگار جهانیان است 45
بگو خبر دهید مرا اگر بگیرد خدا شنوائی و بینائی شما را (کر و کورتان کند) و مهر نهد بر دلهای شما کدام معبودی غیر خدا میآورد برای شما آنرا (که خدا از شما گرفته) بنگر چگونه میگردانیم آیتها را پس ایشان اعراض میکنند 46
بگو خبر دهید مرا اگر بیاید به شما عذاب خدا ناگهان یا آشکارا (که علامت نزول آن ظاهر گردد) آیا نابود میشوند (بدان عذاب) بجز گروه ستمکاران (استفهام انکاری است) 47
و نمیفرستیم پیمبران را مگر بشارت دهندگان و بیم گنندگان پس هرکه ایمان آورد و اصلاح کار خود کند پس هیچ ترسی نیست بر ایشان و نه ایشان اندوهگین شوند 48
و آنانکه دروغ پنداشتند آیتهای ما را میرسد بدیشان عذاب بجرم آنکه از فرمان خدا بیرون رفتهاند 49
بگو نمیگویم بشما که نزد من است خزینههای خدا (منبع فیض الهی) و نمیدانم غیب را (مادامی که وحی بمن نیاید) و نمیگویم بشما که من (از جنس) فرشتهام پیروی نمیکنم جز آنچه وحی شود بمن (ای پیمبر) بگو آیا برابرند کور و بینا (نادان و دانا) پس چرا اندیشه نمیکنید 50
و بترسان بوسیله قرآن آنانی را که میترسند از آنکه محشور شوند بسوی پروردگار خویش در حالیکه نیست ایشان را بجز خدا دوستی و نه شفاعت کنندهای (بیاذن خدا) تا آنکه ایشان (از گناهان) پرهیز کنند 51
و مران (از مجلس خود) آنان را که میخوانند پروردگار خود را به بامداد و شبانگاه در حالیکه میخواهند (به کردار خود) خوشنودی خدا را نیست بعهده تو از حساب (اعمال) ایشان هیچ چیزی و نیست از حساب (عمل) تو بعهده ایشان هیچ چیزی تا تو برانی ایشان را (از نزد خود) پس باشی (بواسطه این راندن) از ستمکاران 52
و همچنین آزمودیم برخی از ایشان را به برخی (توانگران را به فقراء) تا سرانجام (توانگران بگویند آیا این تهیدستانند که منت نهاد خدا (به نعمت ایمان) بر ایشان از میان ما (و حال آنکه ما توانگر و ایشان تهیدستانند) آیا نیست خدا داناتر بحال سپاسگزاران 53
و چون بیایند به نزد تو آنانکه تصدیق میکنند آیتها (و حجتها و براهین) ما را پس بگو درود بر شما باد نوشت (واجب کرد) خدا بر خویشتن بخشایش را که هرکه بکند از شما کار بدی را بنادانی (نه از روی عناد) پس باز گردد از پس آن عمل بدو باصلاح آورد کار خود را البته خدا آمرزگار و مهربانست 54
و همچنین بیان میکنیم آیههای قرآن را و تا روشن شود راه گناهکاران 55
(ای پیامبر) بگو البته مرا نهی کردهاند از آنکه بپرستم آنان را که میخوانید (میپرستید) بغیر خدا بگو من پیروی نمیکنم آرزوهای شما را (اگر کنم) قطعا گمراه شوم در آنهنگام و نباشم از جمله راه یافتگان 56
بگو البته من بر بیان روشنی از جانب پروردگار هستم و شما دروغ پنداشتید آنرا (که قرآنست) نیست نزد من آن عذابی که شتاب دارید به آمدنش نیست حکم مگر برای خدا بیان میکند خدا خبرهای درست را و او بهترین جدا کنندگان است 57
بگو اگر نزد من بود آن عذابی که شتاب میکنید بدان بیتردید به انجام میرسید کار میان من و شما (و هلاکتان کرده بود) و خدا داناتر است به ستمکاران 58
و نزد اوست خزینههای غیب کلیدهای آن نمیداند آنها را مگر او و میداند آنچه را در دشت و در دریاست و نمیافتد هیچ برگی (از درخت) مگر آنکه خدا میداند آن را و (نیفتد) هیچ دانهای در تاریکیهای زمین و نه هیچ تری و نه هیچ خشکی مگر آنکه در کتابی روشن ثبت است 59
و او آن خدائی است که میگیرد روح شما را بشب و میداند آنچه را بدست میآورید در روز سپس بر انگیزاند شما را (از خواب) در روز تا بگذرد مدت نامبرده شده و بسوی اوست بازگشت شما پس خبر دهد شما را به آن کارهائی که پیوسته انجام میدادید 60
و او (غالب) و نیرومند بر فراز بندگان است (به تفوق و احاطه مطلق) و میفرستد بر شما نگهبانی را تا آنکه فرا رسد یکی از شما را مرگ برگیرند جان او را فرستادگان ما و ایشان (در قبض ارواح) کوتاهی نکنند 61
سپس باز گردانیده شوند بسوی (حکم) خدا که سرپرست حقیقی ایشان است بدانید تنها از آن خداست داوری و او شتاب کنندهترین حساب گران است 62
بگو کیست که برهاند شما را از تاریکیها (از درماندگیهای) بیابان و دریا در حالیکه میخوانید نجات دهنده را بزاری و نهان (و میگوئید) اگر خدا نجات دهد ما را از این (گرفتاری) بطور مسلم باشیم از سپاسگزاران 63
(ای پیامبر) بگو خدا نجات میدهد شما را از آن تاریکیها و از هر اندوهی سپس شما برای خدا شریک میگیرید (و به عهدی که دادهاید وفا نمیکنید) 64
بگو او تواناست بر آنکه بفرستد بر شما عذابی از بالای سر شما (نظیر عذابی که به قوم عاد و ثمود و شعیب و لوط رسید) یا از زیر پاهای شما (نظیر حنفی که قارون را نابود کرد) یا در آمیزد شما را با همدیگر گروه گروه و بچشاند به به بعضی از شما رنج بعضی دیگر را بنگر چگونه میگردانیم آیات را (نوید و تهدید) تا آنکه ایشان بفهمند 65
تکذیب کرد عذاب را قوم تو در حالیکه (عذاب) راست است بگو نیستم من بر شما وکیل (و شما را بقهر از تکذیب باز ندارم) 66
برای هر خبری حقیقتی است ثابت و بزودی میدانید 67
و هرگاه ببینی آنان را که (باستهزاء) فرود میروند در آیتهای ما پس اعراض کن از ایشان تا آنگه که فرو روند در سختی دیگر غیر از قرآن و اگر (این پند را) از یاد تو ببرد شیطان پس منشین پس از آنکه یادت آمد (آن نهی را) با گروه ستمکاران 68
و نیست بعهده آنانکه از گناهان پرهیز میکنند از حساب آن مسخره کنندگان چیزی ولیکن پندشان دهند تا آنکه ایشان نیز بپرهیزند 69
و واگذارد آنان را که گرفتند دین خود را ببازی و کار بیفایده و فریب داده است ایشان را زندگانی دنیا و یاد آوری کن (ایشان را) بقرآن مبادا از ثواب محروم شود کسی بجرم گناهانی که کرده نیست او را جز خدا دوستی و نه شفاعت کنندهای و اگر فدا دهد هر فدائی که باشد (تا خود را از عذاب باز خرد) پذیرفته نشود از او آنگروه آنانند که از پاداش علم محروم شدهاند بجرم گناهانی که کردهاند و ایشان را آشامیدنی از آب جوشان و عذابی دردناک است بکیفر آنکه پیوسته کفر میورزیدند 70
بگو آیا بپرستیم جز خدا آنچه را که سود نمیدهد بما و زیان نمیرساند بما و آیا ما برگردیم به حال سابق ما (مرتد شویم) پس از آنکه راهنمائی کرد ما را خدا مانند کسیکه فریفته باشند او را شیطانها در زمین (در بیابانها) در حالیکه سرگردان باشد او را یارانی است که میخوانندش به راه راست (و میگویند) بیا به نزد ما بگو البته راهنمائی خدا (که موافق فطرت است) آن هدایت حقیقی است و فرمان یافتهایم که تسلیم شویم برای پروردگار جهانیان 71
و آنکه بپای دارید نماز را و بترسید از خدا (در اهمال آن) و او آن خداوندی است که (روز رستاخیز) بسوی او محشور میشوید 72
و او توانایی است که بیافرید آسمانها و زمین را بحق (نه باطل) و بیاد آورد روزی را که خدا گوید باش پس باشد گفتار خدا راست است و تنها از آن خداست پادشاهی روزی که دمیده شود در صور او دانای نهان و آشکار است و او درست کردار و آگاه است 73
و بیاد آور آن زمانی را که گفت ابراهیم بپدر (بجد مادری یا عموی) خود آذر آیا میگیری بتان را بخدائی البته من میبینم تو و یارانت را در گمراهی آشکار و (چنانکه گمراهی خود آذر را بدو نمودیم) 74
همچنین نشان دادیم به ابراهیم ملکوت (ربوبیت فرمانروائی و عجائب) آسمانها و زمین را (تا ببیند) و تا باشد از یقین دارندگان 75
پس آنگاه که پوشانید بر ابراهیم شب (روشنائی را) وی دید ستاره (زهره) را گفت این پروردگار من است پس آندم که فرو رفت گفت دوست نمیدارم فروروندگان را 76
پس آندم که دید ابراهیم ماه را تابنده گفت این آفریدگار من است پس آنگه که ماه فرو رفت ابراهیم گفت اگر رهنمائی نکند مرا پروردگارم بی ترید باشم از گروه گمراهان 77 پس آنگه که دید ابراهیم خورشید را درخشان گفت این پروردگار من است این بزرگتر است پس آندم که خورشید غروب کرد ابراهیم گفت ای گروه من البته من بیزارم از بتانی که شریک خدا میگیرید78
البته من متوجه ساختم روی دل خود را بکسیکه بیافرید آسمانها و زمین را در حالیکه از همه ادیان باطله بدین توحید مایلم و نیستم من از شریک آرندگان 79
و ستیزه کردند با ابراهیم قومش وی گفت (درباره توحید) ستیزه مکنید با من در حالیکه خدا راهنمائیم کرده است و نمیترسم از بتان که شریک خدا قرار میدهید مگر آنکه بخواهد پروردگارم چیزی را (که من بترسم) احاطه کرده پروردگارم به همه چیز از نظر دانش آیا پند نمیگیرید 80
و چگونه بترسم از چیزی که شما آن را شریک خدا کردهاید و نمیترسید شما از آنکه شریک میآورید برای خدا چیزی که فرو فرستاده است خدا بشریک کردن او بر شما دلیلی پس کدامیک از این دو گروه سزاوارترند به ایمن بودن (از عذاب خدا) اگر هستید که بدانید (آنرا) 81
آنانکه ایمان آوردهاند و نمیآمیختهاند ایمان خود را به ستم (شرک) آن گروهاند که برای ایشان ایمنی (از عذاب) است و ایشان راه یافتگانند 82
و آن (چه گذشت از استدلال ابراهیم) برهان ما بود که دادیمش به ابراهیم (تا حجت گرفت بدان) بر قوم خود و بالا میبریم پایههای هرکه را میخواهیم (بر حسب استعدادشان در ایمان) زیرا پروردگار تو درست کردار و دانا (بحال بندگان) است 83
و بخشیدیم به ابراهیم اسحاق و یعقوب را هر یک از این دو را راه نمودیم و نوح را راهنمائی کردیم پیش از ابراهیم و (هدایت کردیم) از ذریه (و نسل) نوح داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون را و بدینان پاداش میدهیم نیکوکاران را 84
و نیز (هدایت کردیم) زکریا و یحیی و عیسی و الیاس را همه این پیامبران از شایستگانند 85
و اسماعیل و الیسع و یونس و لوط را نیز (هدایت کردیم) و همه را (به نبوت) برتری دادیم بر مردم زمانه 6
و برخی از پدرانشان و برخی از فرزندانشان و برخی از برادرانشان را (فضیلت دادیم) و برگزیدیم این پیمبران را (برای رسالت) و رهبریشان کردیم بسوی راهی راست 87
این راهنمائی خداست که رهبری میکند به آن هرکه را خواهد از بندگانش و اگر این پیمبران شریک آورده بودند البته تباه شده بود از ایشان آنچه میکردند 88
آنگروه آنانکه دادیم بدیشان کتاب و حکم کردن (بر طریق شرایع دین) و پیمبری را پس اگر کافر شوند به آن این گروه به یقین بر گماشتهایم به مراعات این سه چیز گروهی را که نیستند بدانها ناگروندگان 89
آن گروه آنانند که رهبریشان کرد خدا پس بطریقه ایشان اقتدا کن (از توحید و اصول دین) بگو نمیخواهم از شما بر تبلیغ رسالت مزدی نیست آن (تبلیغ) مگر پندی برای جهانیان 90
یهودان تعظیم نکردند خدا را چنانچه سزای تعظیم او باشد آنگه که گفتند نفرستاده است خدا بر هیچ آدمی هیچ چیز از وحی بگو کی فرستاده است آن توراتی که بیاورد موسی در حالیکه روشنائی دهنده و رهنما بود برای بنیاسرائیل قرار میدهد آن را ورقهای پراکنده آشکار میکند آنرا (که میخواهید) و پنهان میکنید بسیاری را و تعلیم یافتید آنچه ندانستید شما و نه پدرانتان بگو خدا (تورات را فرستاد) پس بگذارشان در سخنان باطلشان در آن حال که بازی میکنند 91
و این (قرآن) کتابی است که فرو فرستادیم آن را پربرکت که تصدیق کننده است کتابهائی که پیش از آن بوده و برای آنکه بیم دهی مردم مکه را و کسانی را که گرداگرد آن هستند و آنانکه ایمان آوردهاند به سرای دیگر میگروند به قرآن و ایشان بر نمازهای خود محافظت میکنند 92
و کیست ستمکارتر از آن کس که بر بندد بر خدای دروغی را یا گفت وحی شد بسوی من و حال آنکه وحی نشد بسوی او هیچ چیزی و از آنکس که گفت بزودی نازل کنم مانند آنچه نازل گردانیده خدا و اگر ببینی آندم که ستمکاران در سکرات مرگند و (برای گرفتن روح ایشان) فرشتگان گشودهاند دستهای خود را (و بدیشان گویند) بیرون کنید جانهای خود را (از بدن) امروز جزا داده خواهید شد بعذاب خوار کننده بجرم آنکه پیوسته میگفتید بر خدای چیزی که راست نبود و همواره از آیتهای او گردنکشی میکردید 93
و به عزّتم سوگند بیتردید آمدید بسوی ما تنها همانگونه آفریدیم شما را نخستین بار و بگذاشتند هرچه عطا کرده بودیم بشما پشت سر خود (نه از پیش فرستادید نه با خود برداشتید) نمیبینم با شما شفاعت کنندگان شما را آنانکه گمان میکردید که ایشان در (تربیت و پرستش) شما شریکان خدایند به عزّتم سوگند بریده شد پیوند میان شما و گم شد از شما آنچه همواره گمان میبردید (که بتان شفیعان ما خواهند بود) 94
البته خدا شکافنده دانه و هسته است بیرون میآورد زنده را از مرده و بیرون آورنده مرده است از زنده این (زنده کننده و میراننده) خدای شماست پس کجا برگردانیده میشوید 95
خدا شکافنده صبح است و قرار داد شب را آرامش و مهر و ماه را در فلک بحساب (قرار داد تا آنچه خورشید بسالی برد ماه به یک ماه برد) این اندازهگیری خدای غالب داناست 96
و او آن خداوندی است که بیافرید برای شما ستارگان را تا راه بیابید بوسیله آن در تاریکیهای بیابان و در دریا حقا بیان کردیم آیهها را برای گروهی که میدادند 97
او آن توانائی است که ایجاد کرد شما را از یک تن پس (شما را در زمین تا مدتی) قرارگاهی است و (در اصلاب و ارحام) محل ودیعتی حقا بیان کردیم آیهها را برای گروهی که دریابند 98
و او آن خدائی است که فرود آورد از آسمان آبی پس بیرون آوردیم بوسیله آن رستنیهای هر چیزی را و بیرون میآوریم از آن آب گیاه سبز را که بیرون میآوریم از آن گیاه سبز دانههای بهم آمیخته (خوشه) و از خرما بنان از شکوفه آن بهم نزدیک و بوستانهائی از انگورها و نیز درخت زیتون و انار (از آن آب پدید آوردیم) در آن حال که درختان در شکل با هم مانند و در طعم با هم نه مانند بنگرید به میوه آن چون برون آید میوهاش را نارسیده و پختگی آن البته در اینها که برای شما یاد کردیم نشانهها است برای گروهی که بگروند 99 و قرار دادند مشرکان برای خدا شریکانی از جن و حال آنکه خدا آفریده است جنیان را و از پیش خود ساختند برای خدا پسرانی و دخترانی بدون دانش منزه است خدا و برتر است از آنچه وصف میکنند 100
نو پدید آرنده آسمانها و زمین است از کجا و چگونه باشد او را فرزندی و حال آنکه نیست او را زنی (تا فرزندی از او پدید آید) و خدا آفرید همه چیز را و او به همه چیز داناست 101
آنکه موجودات را پدید آورد خدای شما که پروردگارتان است نیست هیچ معبود بسزائی جز او آفریننده همه چیزهاست پس بپرسید او را و خدا بر همه چیزها وکیل است 102
نمیبینند خدای را چشمها (چه لازمه آن جسمانیت است) و او میبیند چشمها را (و آنچه را که چشمها درک میکند) و او لطیف و آگاه است 103
حقا آمد بسوی شما بینائیهائی از جانب پروردگارتان پس هرکه ببیند بسود خویشتن دیده و هرکه نابینا شود بزیان آنکس است و نیستم من بر شما نگهبان 104
بدینان بیان میکنیم آیات قرآن را بعبادت گوناگون (تا آنکه راه یابند) و سرانجام میگویند (این آیات را از دیگری) یاد گرفتهای و نیز برای آنکه بیان کنیم قرآن را برای گروهی که میدانند 105
پیروی کن آنچه وحی شد بتو از پروردگارت (و آن اینست) نیست معبودی بسزائی مگر او و روی بگردان از شرک آرندگان 106
و اگر میخواست خدا (به اراده تکوینی) شرک نمیآوردند و قرار ندادیم ترا (ای پیامبر) بر ایشان نگهبان (که تا کار بد نکنند) و نیستی تو بر ایشان وکیل 107
دشنام مدهید معبودانی را که مشرکان میخوانند (و میپرستند) بجز خدا تا آنکه ایشان نیز ناسزا گویند بخدا از روی دشمنی و بی دانشی بدینان بیاراستهایم برای هر گروه کردارشان را سپس بسوی پروردگارشان باز گشت ایشان خواهد بود و آگاهشان خواهد کرد به آن کارهائیکه پیوسته میکردند 108
و مشرکان سوگند یاد کردند بنام خدا در حالیکه جدیت داشتند در سوگندهاشان که اگر بیاید بدیشان معجزهای (که خواستند) البته بگروند بدان بگو فقط معجزات نزد خداست (و اختیارش بدست من نیست) و شما مؤمنین چه دانید آن معجزه هرگاه بیاید مشرکان ایمان نخواهند آورد 109
و میگردانیم (به عنوان مجازات) دلهای ایشان را و دیدگانشان را (پس ایمان نمیآرند) همانگونه که ایمان نیاوردند به آنچه نازل کردیم نخستین بار و بگذاریمشان در سرکشی خودشان در حالی که سرگشته باشند 110
و اگر چنانچه ما فرو فرستادیم بسویشان فرشتگان را (که گواهی به رسالت تو دهند) و سخن میگفتند با ایشان مردگان و جمع میکردیم برای ایشان همه معجزات را در حالیکه روبروی ایشان بودند نمیبودند که (به اختیار خود) ایمان آرند مگر آنکه بخواهد خدا (به اراده تکوینی) ولکن بیشترشان نمیدانند (اگر معجزه بیاید باز ایمان نمیآرند) 111
همچنانکه (برای تو دشمنانی نهادیم) قرار دادیم برای هر پیغمبری دشمنی از گردنکشان انس و جن که وسوسه میکنند برخی از ایشان ببرخی سخن دروغ راستنما را برای فریب دادن و اگر میخواست پروردگارت (به اراده تکوینی) نمیکردند این کار را پس بگذارشان با آن دروغها که بر میبافند 12
و برای آنکه میل کند به آن وسوسه دلهای آنانکه ایمان نیاوردند به آخرت و برای آنکه بپندند آن گفتار را و برای آنکه گمراه شدگان بدست آورند آن گناهانی را که وسوسه کنندگان فراهم کردهاند 113
و او آن خدائی است که فرو فرستاد بسوی شما قرآن را در حالیکه بیان شده است (در آن آنچه بدان نیازمندید) و آنانکه دادیمشان کتاب میدانند که قرآن فرود آمده از نزد پرودرگارت به بیان حق پس زنهار مباش از شک کنندگان 114
و پایان یافت گفتار پروردگارت (در بیان توحید و نبوت) از روی راستی (در اخبار) و عدالت (در احکام) و نیست تغییر دهندهای کلمات خدا را و او شنونده و داناست 115
و اگر فرمان بری بیشتر کسانی را که در روی زمیناند گمراه میکنند تو را از راه خدا پیروی نمیکنند مگر پندار خود را و نیستند ایشان مگر آنکه (در خدا پرستی و اعتقادات) تخمین میزنند 116
براستی پروردگارت داناتر است بحال کسیکه گمراه میشود از راه وی و او داناتر است به راه یافتگان 117
پس بخورید از گوشت حیوانی که (بهنگام ذبح) برده شد نام خدا بر آن اگر شما به آیات (و احکام) خدا ایمان آوردهاید 118
و چیست شما را در این که نمیخورید از گوشت حیوانی که (به هنگام ذبح) برده شده نام خدا بر آن و حال آنکه خدا بیان کرده است برای شما چیزهائی را که حرام کرده است بر شما مگر آن حرامی که ناچار باشید بخوردنش و البته بسیاری گمراه میکنند (پیروان خویش را) بدلخواه خود از بیدانشی براستی که پروردگارت او داناتر است بحال درگذرندگان (از حلال بسوی حرام) 119
و ترک کنید گناه آشکار و گناه پنهان را البته آنانکه فراهم میآورند گناه را بزودی جزا داده میشوند بواسطه گناهانی که پیوسته بدست میآوردند 120
و مخورید از گوشت حیوانی که (بهنگام ذبح) برده نشد نام خدا بر آن و البته خوردن آن بیرون رفتن از فرمان خداست و البته دیوان سرکش وسوسه میکنند بدوستان خود تا بمجادله برخیزند با شما و اگر فرمان برید مشرکان را (در خوردن گوشت مردار) قطعا شما مشرک باشید 121
آیا کسانیکه بود (بکفر) مرده پس زنده کردیمش (به ایمان) و قرار دادیم برایش نوری که بوسیله آن میرود در میان آن مردم همانند آن است که صفت او این است که در تاریکیهاست در حالیکه نیست بیرون آینده از آن تاریکیها بدینگونه آراسته شده برای کافران آنچه را که پیوسته میکردند 122
بدینگونه آفریدیم در هر دهکدهای بزرگانی که بد کاران آن دهکدهاند که سرانجام حیله کنند در آنجا (و مردم را از ایمان باز دارند) و این کافران حیله نمیکنند مگر بخویشتن و نمیدانند (که زیانش بخودش بر میگردد) 123
و هرگاه بیابد بدیشان آیهای گویند هرگز ایمان نیاوریم تا آنگه که بما دهند مانند آن معجزهای که دادهاند به فرستادگان خدا خداوند داناتر است به موضوعی که مینهند پیغامهای خویش را بزودی خواهد رسید به بزرگتران آن دهکدهها که گنهکار شدند خواری نزد خدا و عذابی سخت بجرم آنکه پیوسته (با مؤمنان) حیله میکردند) 124
پس هرکه را خواهد خدای آنکه هدایتش کند بگشاید دل او را برای پذیرفتن اسلام و هرکه را خواهد (بعنوان مجازات) گمراهش کند میگرداند دلش را سخت تنگ (که سخن حق در وی نگنجد) گویا بالا میرود در آسمان (یعنی از قبول حق میگریزد) بدینسان میگمارد خدا پلیدی (گمراهی) را برای آنانکه ایمان نمیآورند (و توحید و آیات خدا را تصدیق نمیکنند) 125
و این (بیان که در آیه قبلی گذشت) راه پروردگارت است در حالیکه راست است حقا بیان کردیم آیات قرآن را برای گروهی که پند پذیرند 126
برای پند گیران سرای سلامت (از هر آفتی) نزد پروردگارشان است و خدا یار ایشان است بپاداش آن کردار نیک که میکردند 127
و روزی که خدا جمع خواهد کرد خلایق را همگی (گوید) ای گروه دیوان حقا فراوان گرفتید (پیروان) از آدمیان و گویند پیروان دیوان از آدمیان پروردگار ما بهرمند گردید بعضی از ما ببعضی از ما و به برخورداری رسیدیم به آن مدتی که مقرر کردهای برای ما خدا گوید آتش جایگاه شماست در حالیکه جاوید باشید در آتش مگر آنچه خواهد خدا (که نجاتشان دهد) زیرا پروردگارت درست کردار داناست 128
و بدیشان بر میگماریم برخی از ستمکاران را بر برخی دیگر بجرم آن کارهائیکه پیوسته بدست میآورند 129
ای گروه دیوان و آدمیان آیا نیامد بسوی شما فرستادگانی از جنس شما که بخوانند بر شما آیههای کتاب مرا و بترسانند شما را از دیدن (عذاب) این روزتان (که رستخیز است) همگی گویند گواهی میدهیم بزیان خویش و فریفته کرده بود ایشان را زندگانی دنیا (و به کفر خویش اقرار نمیکردند چون به عرصه محشر آمدند) گواهی دادند بزیان خویشتن که کافر بودند 130
این (فرستادن پیامبران) برای آنست که نبود سنت پروردگار تو نابود کننده مردم دهکدهها بسمتی در حالیکه مردم آنها غافل باشند 131
و برای هر یک (دو طایفه جن و انس) پایههائی است از برای کارهائیکه کردهاند و نیست پروردگارت بیخبر از آنچه مردم میکنند 132
و پروردگار تو بینیاز و دارای رحمت (مطلقه) است اگر بخواهد (بملاک بی نیازی که دارد) از زمین میبرد شما را و بجای شما مینشاند از پس شما مخلوقی را که خواهد (بملاک رحمتی که دارد) همانگونه که پدید آورد شما را از نژاد گروهی دیگر (که پدرانتان بودند) 133
و البته آنچه به شما وعده دادهاند (از قیامت) بی ترید آمدنی است و نیستید شما عاجز کنندگان (خدای را) 134
(ای پیامبر) بگو ای گروه من عمل کنید بر حسب امکانات خود که من نیز عمل کنندهام (به آنچه مأمورم) بزودی خواهید دانست آنکس را که میباشد برایش سرانجام پسندیده آن سرای البته رستگاری نیابند ستمکاران 135
مشرکان مقرر کردند برای خدا از آنچه او آفریده از کشت زار و چهارپایان بهرهای (و برای بتان نیز بهرهای) و گفتند این بهره از آن خداست بگمانشان و این بهره دیگری برای شریکان ما (برای بتان که شریکشان در مال خود کردیم) و آن سهمی که بود برای بتان ایشان پس آن سهم نمیرسید بخدای و آن سهمی بود که برای خدا پس آن سهم میرسد به بتان ایشان (یعنی بهتر را از نصیب خدا بر میدارند و نامزد بتان میکنند) بد حکمی است که ایشان میکنند 136
و (چنانچه شیطان بت پرستیدن را آرایش کرد) همچنین بیاراست برای بسیاری از مشرکان کشتن فرزندانشان را بتان ایشان تا سرانجام هلاکشان کنند و تا مشتبه سازند بر مشرکان و دینشان را (و بصورت دین حق در نظرشان در آورند) و اگر میخواست خدا (به اراده تکوینی که مشرکان را از آن کار باز دارد) نمیکردند آن را پس بگذارشان با افترائی که میبندند 137
بت پرستان گفتند این چهارپایان و کشتزار (که پیشکش خدایان خود کردیم) حرام است نخورد آن را مگر کسیکه ما بخواهیم (از خدمتگزاران بتکده این سخن را گفتند) بگمان خود و (سهم خدایان ما) چهارپایانی است که حرام شده پشتهای آنها (برای بار و سواری) و نیز چهارپایانی است که (به هنگام سر بریدن) یاد نمیکنند نام خدا را بر آنها بجهت افترا بستن بر خدا بزودی خدا سزا خواهد داد بدیشان بجرم آنکه پیوسته دروغ میبندند 138
بت پرستان گفتند آنچه در شکمهای این چهارپایان است حلال است برای مردان ما (اگر زنده متولد شوند) و حرام است بر زنان ما و اگر آنچه در شکمهای این چهارپایان است باشد مردار پس ایشان (مرد و زن) در خوردن آن شریک باشند بزودی خدا جزا خواهد داد بدیشان وصف بیان ایشان را زیرا خدا حکیم داناست 139
حقا زیان کردند آنانکه کشتند فرزندانشان را از روی بیخردی و بیدانشی و حرام گردانید آنچه را که روزی داده است ایشان را خدای برای دروغ بستن بر خدا حقا ایشان گمراه شدند و نبودند راه یافتگان (بطریق حق) 140
و او آن توانائی است که پدید آورد بوستانهائی داربست شده (چون درخت انگور) و غیر داربست شده و نیز درخت خرما و کشتزار را که گوناگون است میوه آنها و درخت زیتون و انار را در حالیکه آنها از نظر طعم و شکل و رنگ همانند و مانند نیستند (در بعضی از جهات) و بخورید از میوههای هر یک آنگه که میوه دهد و بپردازید حق آن میوه را روز درو کردن غلات و چیدن میوهها و اسراف نکنید که خدا دوست ندارد اسراف کنندگان را 141
و (خدا آفرید) از چهارپایان حیوانات بارکش را و حیواناتی را برای سر بریدن بزمین افکنند بخورید از آنچه به شما روزی داد شما را خدای و پیروی مکنید گامهای شیطان را (به گفته او حلال را حرام نسازید) زیرا او برای شما دشمنی آشکار است 142
(آفرید خدا) از چهارپایان هشت زوج را (مراد از زوج در اینجا فرد است) از میش دو نوع (نر و ماده) و از بز نیز دو نوع (نر و ماده) بگو آیا گوسفند و بز نر را خدا حرام کرده یا ماده آن دو را یا آن بچههائی که احاطه کرده بر آنها رحمهای آن دو ماده (خواه آنچه در رحم است ماده باشد خواه نر) خبر دهید مرا بدانشی اگر راستگو هستید (که تحریم از خداست) 143
و (آفرید) از شتر دو نوع (نر و ماده) و از گاو نیز دو نوع (نر و ماده) بگو آیا شتر نر و گاو نر را خدا حرام کرده یا آن دو ماده را یا آن بچههائی را که احاطه کرده بر آنها رحمهای آن دو ماده یا بودید شما حاضر هنگامی که سفارش کرد شما را خدا بدان تحریم پس کیست ستمکارتر از آن کس که بر بافت بر خدا دروغ را (حرام کردن این ماکولات را بخدا نسبت دهد) تا گمراه کند مردم را بدون دانشی البته خدا هدایت نمیکند گروه ستمکاران را 144
(ای پیامبر به این کافران) بگو نمییابیم در آنچه وحی شده بسوی من طعامی را که حرام شده باشد بر خورندهای که میخورد آن را مگر آنکه آن چیز مردار یا خون ریخته شده (خونی که بهنگام ذبح یا غیر ذبح از حیوان ریخته شود) یا گوشت خوک زیرا آن پلید (و نجسالعین) است یا حیوان کشته شده به فسق که آواز برداشته شده برای غیر خدا بهنگام سر بریدنش و هرکه ناچار شود در حالیکه ستمکار و تجاوز کننده نباشد (بر او باکی نیست) البته پروردگار بس آمرزنده است 145
و (در زمان موسی) بر آنانکه یهود شدند حرام کردیم هر حیوانی که ناخن داشت (این تحریم منافات با حلیت ذاتی ندارد) و از گاو و گوسفند حرام کردیم بر ایشان پیههای آنها را مگر آن پیه چسبیده است بر پشت آنها یا رودههای آنها یا آن پیه که آمیخته است با استخوان این (تحریم طیبات) را سزا دادیم بدیشان بجرم ستمگریشان و البته ما راست گوئیم (در آنچه خبر میدهم) 146
و اگر یهودان (درباره مطالبی که به تو وحی میکنیم) تکذیب کنند ترا بگو پروردگارتان دارای بخشایش پهناور است (که با وجود این تکذیب مهلتتان میدهد) و باز داشته نخواهد شد عذاب او از گروه گنهکاران 147
بزودی خواهند گفت آنان که شرک آوردهاند اگر میخواست خدا شرک نمیآوردیم و نه پدرانمان و حرام نمیکردیم هیچ چیزی را بدینگونه تکذیب کردند (پیامبران را) آنانکه پیش از ایشان بودند تا آنکه چشیدند عقوبت ما را بگو آیا نزد شما هیچ دانشی هست پس برون آرید آن را برای ما پیروی نمیکنید (در مقالات خود) مگر پندار را و نیستید شما مگر تخمین میزنید 48
بگو پس برای خدا حجتی تمام و بلیغ است و اگر خدا (به اراده تکوینی) میخواست بی ترید راهنمائی میکرد شما را همگان 149
(ای پیامبر بدیشان) بگو بیارید گواهان خویش را آنانی را که گواهی میدهند که خدا حرام کرده است این (محرمات) را پس اگر گواهی دهند تو گواهی مده به ایشان و پیروی مکن آرزوهای آن کسان را که تکذیب کردهاند آیههای ما را (در حلال و حرام) و نیز آنان را که نمیگروند به آخرت (پیروی مکن) و ایشان به پروردگار خود برابر میکنند (بتان را) 150
بگو بیائید تا بخوانم آنچه را که حرام کرده است پروردگارتان بر شما اینکه شریک مگیرید با خدا چیزی را و به پدر و مادر نیکوئی کنید نیکوئی کردنی و مکشید فرزندانتان را از بیم درویشی ما روزی میدهیم شما را و ایشان را و زینهار گرد زشتیها نگردید آنچه آشکار است از آن و آنچه نهان است و مکشید تنی را که حرام کرده است خدا (کشتن آنرا) مگر بحق این است که خدا فرمان داده شما را به نگاهداشتن آن تا شما به خرد دریابید 151
و زنهار گرد مال یتیم مگردید مگر بطریقی که آن نیکوتر است تا برسد یتیم به نیروی خود (تا بالغ و رشید گردد) و تمام بپیمائید کیل و ترازو را بعدل و مساوات تکلیف نمیکنیم هیچ کس را مگر آنچه در خور طاقت اوست و چون سخن گوئید دادگری کنید و اگر چه باشد آن سخن بزیان خویشاوندان و وفا کنید به پیمان خدا اینها است که سفارش کرده خدا شما را بدان تا آنکه شما پند گیرید 152
و اینکه این (سفارشها) راه من است در حالیکه راست است پس پیرویش کنید و پیروی مکنید راهها را که پراکنده کند شما را از راه حق این (پیروی از حق) است که خدا سفارش کرد شما را بدان تا آنکه شما (از گمراهی) پرهیز کنید 153
سپس دادیم به موسی کتاب (تورات) را برای تمام کردن (نعمت) بر کسیکه نیکوکاری کرد و برای توضیح دادن هر چیزی و برای هدایت و برای بخشش تا آنکه بنیاسرائیل بملاقات (به پاداش) پروردگارشان ایمان آورند 154
و این قرآن کتابی است که فرستادیمش با برکت پس پیروی کیند آن را و (از مخالفت آن) بپرهیزید تا آنکه شما مورد ترحم واقع شوید 155
(قرآن را فرستادیم) تا نگوئید فقط فرود آمد کتاب بر دو طائفه پیش از ما (یهودان و ترسایان) و البته ما هستیم از خواندنشان کتاب خویش را بیخبران 156
و برای آنکه نگوئید اگر نازل شده بود بر ما کتاب (همانگونه که بر یهود و نصاری نازل شد) بیگمان بودیم ما راه یافتهتر از ایشان حقا آمد بسوی شما حجتی روشن از جانب پروردگارتان و نیز راهنمائی و رحمتی (این جمله اوصاف قرآن است) پس کیست ستمکارتر از آنکس که دروغ شمرد آیههای خدا را و روی برگرداند از آنها بزودی سزا خواهیم داد به آنانکه روی گردانیدند از آیههای ما بدترین عذاب را بجرم آنکه پیوسته اعراض میکردند (از آن آیات) 157
کافران مکه (بعد از تکذیب قرآن) انتظار نمیبرند مگر آنکه بیایندشان فرشتگان (برای قبض روحشان) یا بیاید جلال پرودرگارت (که قیامت است) یا بیاید پارهای از آیههای پروردگارت روزی که بیاید پارهای از آیههای پرودرگار تو سود نمیدهد بکسی ایمانشان که ایمان نیاورده بود پیش از ظهور آیات یا بدست نیاورده در پرتو ایمان (سابق) خود نیکوئی را (ای پیامبر بدیشان) بگو (آمدن فرشتگان و ظهور علامات قیامت را) منتظر باشید که ما نیز منتظریم 158
البته آنانکه پراکنده کردند دین خود را و گشتند گروه گروه (و هر دسته پیرو پیشوائی شدند) نیستی تو از ایشان در چیزی (تو از ایشان بیزاری) بی گفتگو سر انجام کار ایشان بسوی خداست پس خبر میدهد ایشان را به آنچه میکنند 159
هرکه بیارد عمل نیکو را او را (پاداش) ده برابر آن نیکوئی است و هرکه بیارد عمل بد را پس کیفر نخواهد شد مگر بمانند آن و نیکوکاران و بدکاران ستمدیده نخواهند شد 60
بگو براستی که مرا هدایتم کرد پروردگارم براه راست به دینی که پاینده و درست است که آن طریقه ابراهیم است در حالیکه او بدین حق گرائید و نبود ابراهیم از شرک آرندگان 161
و نیز بگو بی تردید نماز من و تمامی عبادت (یا قربانیهای) من و زندگیم و مرگم برای خدائیست که پروردگار جهانیان است 162
نیست شریکی برای او و بدین (نحو از بندگی) مأمور شدهام و من (بحسب درجه) اول مسلمانم 163
و نیز بگو آیا غیر خدا پروردگاری را بجوئیم و حال آنکه خدا پروردگار هر چیزی است و بدست نیاورد هیچ کس (از بدیها) مگر آنکه بزیان آنکس است و بر نمیدارد هیچ بردارندهای بار گناه دیگری را سپس بسوی پروردگارتان بازگشت شما است و خبر خواهد داد شما را به آنچه پیوسته در آن اختلاف میکردید 164
و او کسی است که قرار داده شما را جانشینهای یکدیگر در زمین (و نسلی از شما پس از نسلی بوجود آورد) و برتری داد برخی از شما را بر پاره دیگر به پایههائی تا بیازماید شما را درباره آنچه داده است بشما (از مال و عزت) البته پروردگار تو زود عقوبت کننده است و براستی او بس آمرزنده و مهربان است 165