مـــادران و پدران مهــربان و پسران و دختران با اندیشه خدائی

http://mother20.persianblog.ir-http://hlgole.parsweblog.com/-/. http://lorestani.bloghaa.com/-http:/.-http://mother20.blogfa.com-/http://hlgole1.persianblog.com/-mother20.mihanblog.com-/-mother20.blogsky.com-/-http://eshghekhodayi.blogfa.com-http://hlgole.loxblog.com/-/-.

سوره برای مومن شدن
ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩۱  

 

همین یک سوره برای مومن شدن کافیست اگر فطرتی مانده باشد
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ
إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ
الَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ
به عصر سوگند
که انسانها همه در زیانند
مگر کسانی که ایمان آورده، و اعمال صالح انجام داده‏اند و یکدیگر را به حق سفارش کرده، و یکدیگر را به شکیبائی و استقامت توصیه نموده
و ما در عصر خویش مصادیق این سوره را دیدیم ...


12 راز جالب که دخترها باید درمورد نامزدشان بدانند !!
ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩۱  

 

12 راز جالب که دخترها باید درمورد نامزدشان بدانند !!

 




اگر دختری در سنین ازدواج هستید، بهتر است مردان را بهتر بشناسید...
شناخت روحیه مردان نه تنها مشکلات زوجین را کم می کند بلکه باعث برقراری رابطه بهتر بین آنها می شود. روان شناسانی که نقش جنسیت را در برقراری ارتباط مطالعه می کنند، این 12 نکته را در مورد شناخت مردان با اهمیت می دانند.

1 - مردان در مورد احساسشان صحبت می کنند اما...
مردان ترجیح می دهند درمورد احساساتشان غیرمستقیم صحبت کنند. پس از نامزدتان بخواهید برنامه اش را برای تعطیلات آخر هفته بگوید یا اینکه فکر و تصور خود را در مورد شما و اولین باری که شما را ملاقات کرده است، بیان کند. پاسخ او روشن می کند احساسش چیست و این گونه خود را به شما نزدیک تر می بیند.

2 - مردان با کارهایشان دوست داشتن را بیان می کنند.
بیشتر مردان ترجیح می دهند احساسات و حس دوست داشتن را با انجام برخی کارها بیان کنند، مثلا وقتی وسایل خراب خانه را تعمیر یا حیاط را تمیز می کنند یا سطل زباله را بیرون می برند، دوست داشتن خود را نشان می دهند. حتی خرید کردن برای خانه و زیباسازی محیط آن هم بیانگر این است که شما را دوست دارد.

3 - مردان ازدواج را جدی می گیرند.
مردان معمولا از ابراز سریع نظر خود واهمه دارند. شواهد نشان می دهد آنها ازدواج را بیشتر جدی می گیرند ولی ممکن است مدت طولانی تری طول بکشد تا احساس خود را بیان کنند زیرا می خواهند مطمئن شوند کاری که انجام می دهند، درست است. نتایج یک بررسی روی مردان متاهل نشان داد وقتی مردی با اطمینان کامل تصمیم به ازدواج می گیرد، همه جوانب را بررسی کرده و بیشتر معیارها را مطابق میل خود می بیند. 90 درصد مردان می گویند اگر قرار باشد دوباره ازدواج کنند، با همین همسرشان ازدواج خواهند کرد.

4 - او یک شنونده واقعی است.
بیشتر ما خانم ها وقتی حرف های دیگران را گوش می کنیم معمولا با حرکات اشاره و بدن و گفتن کلماتی مثل بله یا نه یا می دانم به آنها نشان می دهیم به حرف هایشان گوش می دهیم. این اشاره ها، بخشی از نظر و درک ما را به فردی که در حال صحبت است، منتقل می کند اما این در مورد مردان صدق نمی کند. وقتی که با نامزد خود صحبت می کنید و چیزی نمی گوید یا حرکتی از او نمی بینید، به معنی آن نیست که گوش نمی دهد بلکه ترجیح می دهد ساکت باشد و درمورد آنچه شما می گویید، فکر کند.

5 - مردان بیشتر عمل می کنند.
مردان روابطشان را با عمل تقویت می کنند، نه احساس. بسیاری از مردان، با انجام فعالیت هایی مانند ورزش و پیاده روی همراه نامزدشان سعی می کنند به او نزدیک تر شوند.

6 - مردان زمانی را برای خود می خواهند.
اگرچه مردان سعی می کنند در بسیاری از فعالیت های خانواده مشارکت کنند اما همه آنها نیاز دارند زمانی مخصوص خود داشته باشند. زمانی که تنها در گوشه ای بنشینند و تفکر کنند. اگر چه مردان از انجام بازی شطرنج، باغبانی یا رفتن به باشگاه ورزشی لذت می برند اما مثل همه، گاهی دوست دارند کسی در کنارشان نباشد و به تنهایی به کارهای مورد علاقه شان بپردازند. وقتی هر یک از زوجین زمان و مکانی را برای تنهایی داشته باشند، بیشتر به هم علاقه مند خواهند شد.

7 - مردان مثل پدرانشان عمل می کنند.
اگر می خواهید بدانید مردی که قصد دارید با او ازدواج کنید چگونه مردی است و چه رفتاری دارد، به رفتارهای پدرش نگاه کنید. مردان نقش خود و رابطه با همسرشان را از پدرشان می آموزند. اگر می خواهید بدانید که چگونه با شما رفتار خواهد کرد، ببینید پدرش چه رفتاری با مادرش دارد.

8 - مردان زبان بدن را نمی دانند.

مردان کمتر درمورد زبان اشاره و حرکات بدن می دانند و تغییر لحن صدا و حرکات صورت برای آنها کمتر مفهوم دارد. همچنین ممکن است دیرتر ناراحتی زنان را که در چهره شان نمایان است یا پیام های اشاره ای و لحن صدا را تشخیص دهند، بنابراین اگر می خواهید مطمئن شوید پیام را دریافت کرده اند مستقیما آن را بیان کنید.

9 - واکنش مردان سریع تر است.
زنان در واکنش نشان دادن به برخی امور و کارها دیرتر از مردان عمل می کنند و مدت طولانی تری برای بیان واکنش و تفکر نیاز دارند. حتی ممکن است در مقابل مردان بیشتر احساس اضطراب و استرس داشته باشند اما مردان در مقابل حوادث واکنش سریع تری نشان می دهند بنابراین وقتی هنوز می خواهید درمورد مباحث شب گذشته صحبت کنید، ممکن است نامزدتان آن را از یاد برده باشد.

10 - مردان به قدردانی واکنش نشان می دهند.
قدردانی از همسر می تواند تفاوت زیادی در رفتارهای آنها و روابطشان ایجاد کند. مطالعه ها نشان می دهد وقتی از زحمات مردان قدردانی و به آنها ارزش گذاشته می شود، بیشتر سعی می کنند در انجام کارهای خانه و مراقبت از کودک خود را درگیر کنند و خود را تکیه گاه خواهند دانست.

11 - مردان، لذت بردن همسر خود را دوست دارند.
خوشحالی و شادابی یک زن برای همسرش بسیار بااهمیت است. یک مرد تا زمانی که همسرش درمورد احساسش صحبت نکند از آن باخبر نمی شود، بنابراین بهتر است احساسات و خواسته هایتان را بیان کنید. خواسته خود را صریحا بگویید، زیرا مردان طفره رفتن را دوست ندارند. اگر خواسته خود را واضح بیان کنید، نه تنها گوش می کند، بلکه از خشنود شدن شما احساس خوبی خواهد داشت.

12 - مردان نیاز دارند دوست داشته شوند.
اگر یک مرد احساس کند از سوی نامزد خود مورد بی محبتی قرار گرفته ، ممکن است به فرد دیگری متمایل شود تا رضایت او را جلب کند. برای پرهیز از این موضوع زنان باید نیازهای عاطفی نامزدخود را درک کنند و برای رفع نیازهای وی بکوشند.


کدام یک موثرترند: تربیت با فریاد یا بدون فریاد؟
ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩۱  

 

کدام یک موثرترند: تربیت با فریاد یا بدون فریاد؟

 

 


 

همه والدین دوست دارند بدانند شیوه تربیتی صحیح کدام است و چگونه می‌توانند در تربیت فرزندان خود موفق باشند؛ آیا باید آن‌قدر با آنها مهربان باشند که اجازه بدهند هر کاری که می‌خواهند انجام دهند یا برعکس برای کوچک‌ترین خطایی فرزندانشان را تنبیه کنند.
اما به راستی معنای تنبیه چیست و آیا برای یک تربیت موفق باید هرگونه تنبیهی را حذف کرد؟
یکی از اهداف مهم تربیتی این است که واکنش‌ها سریع و منسجم باشند. همچنین یک رفتار مناسب باید به‌طور تدریجی و گام به گام به کودک آموخته شود؛ بنابراین باید حوصله به خرج داد و زود خشمگین و عصبانی نشد.

برای در پیش گرفتن برنامه‌های تربیتی بدون نیاز به تنبیه بدنی، توجه به این نکات می‌تواند حائز اهمیت باشد :

1 - رفتاری را که از فرزندان خود انتظار دارید به‌طور مشخص بیان کنید.

2 - به‌طور دقیق به فرزندتان بگویید چه انتظاراتی از او دارید. به‌طورکلی صحبت نکنید زیرا باعث سردرگمی‌اش می‌شوید.

3 - میزان آگاهی خود را از توانایی‌ها و محدودیت‌های سنی کودکان افزایش دهید تا به اشتباه، انتظار یک فرد بالغ را از یک کودک نداشته باشید.

4 - بپذیرید که فرزندتان باید اشتباهات زیادی بکند تا بالاخره بتواند رفتار صحیح را بیاموزد. پس به او فرصت دهید و خطاهای او را نوعی تجربه و فرصت برای یادگیری تلقی کنید. بدین‌ترتیب با سرزدن کوچک‌ترین اشتباهی از فرزندتان او را تنبیه نمی‌کنید.

5 - اگر فرزندتان رفتاری ناشایست مرتکب شد، بی‌آنکه با او برخورد کنید، سر او داد نزنید ولی قاطع باشید اما تاخیر در برخورد مناسب با کودک باعث می‌شود که او رفتار نادرست خود را فراموش کند و نیازی به اصلاح آن احساس نکند.

6 - توقع نداشته باشید کودکان کاملا تحت فرمان شما باشند. بعضی از آنها آرام هستند و بعضی دیگر سرکش و نافرمان. سعی کنید به روشی آنها را قانع کنید. اگر با یک خواسته آنها مخالفت می‌کنید فقط به‌طور لفظی مخالفت نکنید بلکه پیگیر باشید تا کودک متوجه شود شما کاملا جدی و قاطع هستید.

7 - به فرزندتان بیاموزید هر عملی نتیجه‌ای دارد. به او بگویید: «اگر به این رفتار ناشایست خود ادامه بدهی از فلان امتیاز محروم خواهی شد.» این بهترین تنبیه است. بسیاری از والدین گمان می‌کنند مجازات همیشه باید با داد و فریاد یا تنبیه فیزیکی توأم باشد. درصورتی که محروم کردن فرزند از چیزی که دوست دارد، بهترین تنبیه به شمار می‌رود. بدین‌ترتیب نتیجه رفتارهای نامناسب او از طریق تعیین جریمه به او آموخته می‌شود.

8 - فراموش نکنید هیچ‌گاه مجازات‌های غیرواقعی برای فرزندتان درنظر نگیرید. مثلا نگویید: « اگر فلان کار را انجام دهی دستت رو می‌شکنم! » زیرا امکان دارد کودک فکر کند شما واقعا چنین کاری خواهید کرد!

9 - وانمود نکنید شما خیلی مهربان هستید و قدرت کافی برای برخورد مناسب با کودک را ندارید؛ ‌بلکه شخص دیگری مانند آقادزده! آقاپلیسه یا آقای دکتر توانایی انجام این کار را دارند! مثلا هیچ‌گاه نگویید: « اگر بچه خوبی نباشی به آقا دکتره می‌گم به‌ات آمپول بزنه! » شما که این تهدید را اجرا نخواهید کرد؛ اما بدین‌ترتیب فرزند شما علاوه بر اینکه می‌فهمد رفتار ناشایست او هیچ مجازاتی در پی ندارد؛ ترس کودک از آمپول و دکتر را هم به‌دنبال خواهد داشت.

10 - البته بعضی کودکان قانع نمی‌شوند و به محض گرفتن وسیله‌ای از آنها، شروع به گریه می‌کنند؛ بدون آنکه تصور کنید در حال اذیت کردنش هستید، گریه‌اش را تحمل کنید و بدانید در این هنگام شما در حال آموزش او هستید تا یاد بگیرد نباید بی‌محابا با هر وسیله‌ای بازی کند یا هر کاری می‌خواهد انجام دهد.

11 - فراموش نکنید که برای همه کودکان یک نوع تنبیه کارایی ندارد؛ بنابراین با توجه به شناخت روحیات فرزند خود، فرهنگ خانواده و شرایط موجود در این زمینه خلاقیت و ابتکار داشته باشید.

12 - هیچ‌گاه فرزندتان را کتک نزنید، فریاد نکشید و از روی خشم و نفرت و با چهره‌ای عصبانی با او برخورد نکنید زیرا کودکان در همه حال به عشق و محبت شما نیاز دارند؛ حتی در مواقعی که عملی ناپسند مرتکب می‌شوند. به‌ هیچ‌وجه به فرزندتان توهین نکنید و مخالفت خود را با صدای آرام ابراز کنید.

13 - اگر تاکنون برای تربیت فرزند خود به این موارد توجهی نداشته‌اید، انتظار نداشته باشید استفاده از برنامه جدید تربیتی به سرعت جوابگو باشد و نتیجه بدهد. شما باید حوصله به خرج دهید و زود ناامید نشوید. ممکن است کودک همچنان رفتارهای گذشته خود را تکرار کند اما این رفتار او را جرم تلقی نکنید. هنگام صحبت کردن با فرزندتان به چشم‌هایش بنگرید و قوانین جدید را به آرامی و با مهربانی، برایش تکرار کنید اما اگر این تذکرات را جدی نگرفت و فایده‌ای نداشت به او اخطار بدهید. قاطع سخن بگویید؛ حتی اگر مردد هستید و دلتان نمی‌آید او را از کار موردعلاقه‌اش منع کنید؛ زیرا کودکان نیاز دارند باور کنند که شما کنترل امور را از دست نداده‌اید و به اندازه کافی قدرتمند هستید.

14 - سعی کنید وسایلی را که باعث اختلاف بین فرزندانتان می‌شود و خطرناک هستند از آنها دور کنید؛ « اگر نتوانید بدون دعوا و داد و بیداد با وسایلتان بازی کنید، اجازه ندارید بازی کنید و هر کس باید برود به اتاق خود! »

15 - مجازات‌هایی تعیین کنید که بتوانید زود هم آنها را اجرا کنید زیرا باید دقیقا در خاطر کودک بماند که به چه دلیل مجازات می‌شود.

16 - انتظارات غیرواقع‌بینانه از فرزندتان نداشته باشید. آیا باید از یک کودک خجالتی و کمرو توقع داشته باشید که فورا به غریبه‌ها سلام کند؟ به او فرصت دهید که کم‌کم با دیگران آشنا شود.

17 - ممکن است روش «توقف فعالیت» برای فرزند شما نتیجه ندهد. از این‌رو باید با توجه به شناختی که از او دارید روش دیگری را جایگزین آن کنید. این روش معمولا در مورد کودکان حساس بسیار مؤثر است زیرا با وقفه‌ای که در فعالیت آنها ایجاد می‌شود درمی‌یابند که تنبیه شده‌اند ولی شاید برای کودکان دیگر اهمیتی نداشته باشد؛ بنابراین باید از روش‌های دیگری استفاده کرد.

18 - فراموش نکنید با سر زدن هرگونه خطایی از جانب فرزندتان نباید فورا خشمگین شوید و درصدد تعیین مجازاتی برای او باشید. اگر با کوچک‌ترین اشتباه فرزندتان فورا مجازاتی برایش درنظر بگیرید، فرزندتان دچار کمبود اعتمادبه‌نفس می‌شود و در سنین بالاتر این مشکل برای او بیشتر می‌شود و خود را در حل مشکلاتش ناتوان می‌بیند.

19 - بهتر است درباره کارهایی که می‌خواهید انجام دهید برای فرزندتان هم توضیح دهید تا واقع‌بینانه به مسائل توجه کند. مثلا اگر قصد دارید به منزل یکی از دوستان یا آشنایان بروید، به او بگویید که شرایط خانه دوستتان چگونه است، چند ساعت آنجا می‌مانید و او می‌تواند چکار کند. او را قانع کنید که این چندساعت را می‌تواند با دوست خود بازی کند یا چون دوست هم‌سن و سالی آنجا نیست چه جذابیت‌های دیگری برایش خواهد بود. درعوض یک روز دیگر می‌توانید او را به پارک ببرید تا او هم بتواند با هم‌سن و سال‌های خود بازی کند.

20 - حتما به فرزندتان نشان دهید که او را دوست دارید. اما اگر فقط به‌طور لفظی آن را بیان کنید برای او مفهومی نخواهد داشت. سعی کنید با رفتارهایی مثل گوش دادن، در آغوش گرفتن، تحسین کردن و مانع شدن از انجام کارهای خطرناک، دوست داشتن خود را ابراز کنید.


6 دلیل اصلی زندگی بعد از طلاق عاطفی !!!!
ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩۱  

6 دلیل اصلی زندگی بعد از طلاق عاطفی !!!!

 


 

چرا این زوجها در کنار هم می مانند ؟ زوج هایی که دچار مشکلات شده اند، ممکن است تا مدت ها به زندگی مشترک ادامه دهند و «طلاق عاطفی» را تجربه کنند. از جمله علل این ماندگاری این موارد هستند :

1 - ترس از نگاه دیگران
یکی از علت‌های مهمی که در جامعه ما باعث می‌شود طلاق بعد از چند سال زندگی رخ ‌دهد ترس از نگاه دیگران است.

سوال‌هایی که برای زن ‌و مرد پیش می‌آید این است: « خانواده‌ام چه می‌گوید ؟ دیگران چه می‌گویند ؟ این انتخاب من بود و هیچ‌کس در آن دخالتی نداشته و باید تحمل کنم. » گاهی هم والدین راه را برای برگشت فرزندان می‌بندند و آنقدر در زندگی می‌مانند تا اینکه کاملا به پایان خط برسند.

2 - امکانات مالی
این موضوع در خانم‌هایی که استقلال مالی ندارند و از جانب خانواده تحت‌حمایت قرار نمی‌گیرند بیشتر دیده می‌شود. بعضی از آنها نمی‌توانند از همسرشان جدا شوند چون جایی برای ماندن ندارند و در بعضی مردان هم مهریه‌های بالا دلیل ماندگاری در زندگی زناشویی است.

3 - آستانه تحمل
انسان‌ها آستانه مقاومت متفاوتی دارند. ممکن است زن و مردی با 500 مشاجره و زن و مردی دیگر با 5 هزار مشاجره به بن‌بست برسند. تکرار مشکل‌های رفتاری و تنش و فشارهای روانی به طور مداوم از آستانه مقاومت آنها می‌کاهد و به تدریج به مرحله‌ای می‌رسند که احساس فرسودگی و اطمینان حاصل می‌کنند که ادامه زندگی محال است.

4 - نقش‌های اجتماعی
بعضی افراد تحصیل‌ کرده، مذهبی و سیاسی با سمت‌های مهم و مشکل‌های زناشویی غیرقابل حل ترجیح می‌دهند طلاق زیر یک سقف را تجربه کنند.

مثلا یک استاد دانشگاه رشته روان‌شناسی که به مردم در مشکلاتشان کمک می‌کند از تفاوت‌های خود و همسرش چشم‌‌پوشی می‌کند و با مدارا زندگی را ادامه می‌دهد زیرا با طلاق جایگاهش در میان عموم و جامعه تزلزل می‌یابد. این گروه از افراد سعی می‌کنند شیوه سازگاری را در پیش گیرند.

5 - وجود فرزند
کم نیستند والدینی که ایثار می‌کنند تا فرزندان بزرگ شوند و به اصطلاح از آب و گل درآیند یا برای ادامه زندگی به توصیه دوستان و آشنایان فرزند دیگری می‌آورند. تولد فرزند در این روابط ازهم پاشیده مشکل‌ها را بسیار پیچیده‌تر خواهد کرد. بزرگ‌ شدن فرزندان یا تولد فرزندی دیگر شرط ماندگاری نیست.

چه باید کرد؟
برای سازگاری باید زوجین را وادار کرد تا مشکل را ریشه‌یابی و حل کنند و به طرف تفاهم عاقلانه پیش‌ روند؛ یعنی هر دو طرف بخواهند تغییر کنند و سطح انتظارات را پایین بیاورند و از مشاور کمک بخواهند و اگر همه قدم‌ها برداشته شد ولی یکی از طرفین همچنان نتوانست خود را با شرایط وفق دهد، طلاق اجتنابناپذیر است.


کلمات کلیدی:ابتدای آشنایی و زندگی ،کلمات کلیدی:زنانه در همسر داری ،کلمات کلیدی:درس های راه زندگی ،کلمات کلیدی:اسرار موفقیت در زندگی
دین و دینداری در دوره غیبت
ساعت ٦:۳٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ فروردین ۱۳٩۱  

 

دین و دینداری در دوره غیبت



امتحان انسان یکی از سنت های مهم الهی است که در طول زندگی بشر به شیوه های گوناگون انجام می گیرد تا میزان پای بندی افراد به اصول و احکام دینی مشخص شود . بر این اساس، یکی از فلسفه های مهم غیبت امام زمان (عج) امتحان بشر است . امتحان الهی در عصر غیبت به صورت های گوناگون صورت می گیرد ; از جمله این آزمایش ها که امتحان الهی در روایات زیادی به آن تصریح شده است، پایبندی به عقا...ید و حفظ ایمان است . از این رو، یکی از هشدارهای مهم و تاکیدهای مکرر در عصر غیبت، مراقبت از دین و ارزش های دینی است .

امام کاظم (ع) در روایتی می فرمایند: وقتی پنجمین فرزند از فرزندان من غایب شد، در مورد دین خود بسیار مراقب باشید . مبادا کسی شما را از دین تان جدا سازد . (1)



پدیدآورنده: سید صادق سید نژاد

کلمات کلیدی:درس های راه زندگی ،کلمات کلیدی:من و خدا
دام‌های پنهان ازدواج
ساعت ٦:۳٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ فروردین ۱۳٩۱  

 

دام‌های پنهان ازدواج

دختر جوانی را تصور کنید که در خیابان با مردی آشنا می شود و با دیدن کارت ویزیتی که روی آن نام و نام خانوادگی مرد همراه با عنوان دکتر نوشته شده، او را باور می کند و با این خوش باوری که «از من خوشش آمده بود و می گفت قصد دارد به خواستگاری ام بیاید» به او نشانی و شماره تلفن خانواده اش را می دهد.
دادن نشانی و شماره تلفن خانواده به خواستگاری تصادفی کار بدی نیست. بهتر از رفت و آمد با... مرد فریبکار بدون اطلاع پدر و مادر و دور از چشم آنهاست. به شرط آنکه بزرگترها، چنان که از آنها انتظار می رود، مثل دختر یا پسر جوان شان اسیر احساسات نشوند و با عقل و درایت به بررسی و تحقیق بپردازند.
آقای دکتر سعید که بعداً معلوم می شود راننده وانت باری است با شغل بارکشی، با چرب زبانی تمام پس اندازهای دختر ساده دل را به عنوان راه اندازی مطب می گیرد و فراری می شود تا با پول های دیگری که از همین راه به دست آورده برای خود پژو 206 بخرد...
خودتان را جای این دختر بگذارید. شما چطور در دام چنین شیاد عاشق پیشه ای نمی افتید؟ در جامعه ما، شما برای گزینش همسر با سه چالش بزرگ روبه رو هستید.

1-ملاکها و معیارهای همراه و همسفر مناسب کدامند؟
2- چه روش های علمی و معتبری برای تشخیص ملاک ها داریم؟
3- کجا می توان سراغ همسفر زندگی را گرفت؟
اگرچه خیلی از عشق ها به زعم دختران و پسران پاک و سالم است، اما در موارد زیادی شما دام هایی که برایتان پهن شده را نمی بینید. نه این که کم توجه باشید، کم تجربه باشید یا ساده لوح به نظر برسید؛ بلکه به یک دلیل ساده که شما اساسا توانایی تشخیص افراد بیمار از سالم را ندارید
بگذارید اول به آخرین سوال پاسخ دهیم. در جامعه ما عرصه ها و راه های خواستگاری و پیدا شدن همسر آینده بر سه دسته اند.
الف- سنتی: نزدیکان پسر، به ویژه مادر او، دختری را از خانواده ای برمی گزیند و سپس پسر خود را برای دیدن، گفت وگو و خواستگاری به خانه دختر می برد. مراحل بعد با اطلاع و زیر نظر خانواده ها طی میشود.
ب- آشنایی در محل کار و تحصیل: دختر و پسر مدتها در محل کار و تحصیل با هم آشنا هستند و شناختی نسبی از هم دارند. به طور معمول، پسر مادر و پدر خود را در جریان آشنایی و علاقه اش قرار می دهد و آنگاه در صورت موافقت والدین دو طرف، مراحل خواستگاری تا ازدواج ادامه می یابد.
ج- آشنایی ها و دوستی های دختر و پسر بدون آگاهی خانواده ها از طریق اینترنت و چت، تماس های تلفنی اتفاقی، برخوردهای بدون شناخت قبلی در خیابان، کوه، مجالس دوستانه، دانشکده ای غیر از محل تحصیل یکی از دو نفر و سفرهای تفریحی و زیارتی؛ پس از مدتی پنهان کاری و وابسته شدن عاطفی به یکدیگر، خانواده هابه طور تصادفی و یا به اجبار پسر یا دختر در جریان قرار می گیرند و کار به درگیری و خواستگاری تحمیلی کشیده می شود.
مسلما روش اخیر، بیش از روش های دیگر تنش زا، پرآسیب و نگران کننده است. ناآگاهی از معیارهای اصلی همسرگزینی و به خصوص ناآشنایی با روش های تشخیص معیارها و ملاک ها در هر سه شیوه مشترک است.
واقعیت این است که اگرچه خیلی از عشق ها به زعم دختران و پسران پاک و سالم است، اما در موارد زیادی شما دام هایی که برایتان پهن شده را نمی بینید. نه این که کم توجه باشید، کم تجربه باشید یا ساده لوح به نظر برسید؛ بلکه به یک دلیل ساده که شما اساسا توانایی تشخیص افراد بیمار از سالم را ندارید.
در یک رابطه دوستی، شما به احتمال زیاد جذب چرب زبانی، جذابیت ظاهری، رفتار متواضعانه و با احترام و محبت بی حد و حصر طرف مقابل می شوید. اما همین ویژگی ها می تواند نشان دهنده یک فریبکاری بزرگ باشد که شما در یک رابطه دوستانه و فانتزی نمی توانید به آن پی ببرید.
روانشناسان که می گویند: «ویژگی اصلی افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی، بی اعتنایی و تجاوز به حقوق دیگران است که از کودکی یا اوایل نوجوانی آغاز می شود و تا بزرگسالی ادامه می یابد... اشخاص مبتلا به این اختلال برای آرزوها و حقوق یا عواطف دیگران احترامی قائل نیستند. آنها اغلب برای کسب منفعت شخصی یا لذت دست به فریبکاری یا تقلب می زنند ». (برای مثال، برای به دست آوردن پول، برقراری روابط جنسی یا کسب قدرت).
آنها ممکن است به طور مکرر دروغ بگویند، برای خود نام مستعار برگزینند، کلاهبرداری و یا تمارض کنند... این افراد ممکن است قربانیان خود را به دلیل احمق بودن، ناتوانی یا اسیر سرنوشت بودن سرزنش کنند...
آنها ممکن است جاذبه دروغین و سطحی داشته و کاملاً حراف و دارای قدرت کلامی خوبی باشند.
فقدان همدلی، خودارزیابی کاذب، و جاذبه سطحی و ظاهری ویژگیهایی است که به طور رایج در تعاریف سنتی جامعه ستیزی گنجانده شده است.
همسرگزینی به صورت تصادفی و اتفاقی (در خیابان، با چت، محفل دوستانه، کوه... )وارد شدن در دنیایی تاریک و پرابهام است.
ای بسا ابلیس آدم رو که هست پس به هر دستی نباید داد دست
گفت وگوهای پیش از ازدواج برای تشخیص صفات پنهان فرد و ایده ها و هدف های او برای آینده به کار می آید. یک رابطه وقتی در شرایط واقعی اتفاق می افتد، یعنی خانواده دخیل اند، خواستگاری رسمی و تحقیق وجود دارد، می تواند ابعاد خود را نشان دهد. شما در ازدواج بیش از هر کار دیگری، به مشاوری آگاه و دلسوز نیاز دارید که نماینده عقل شما باشد، وگرنه احساس را خودتان دارید و با پیروی کردن تنها از آن، به پرتگاه عشقی آتشین و نافرجام پا می گذارید.
برخورداری از ظاهری آراسته و داشتن مهارتهای ارتباطی، پسندیده و زمینه ساز موفقیتهای اجتماعی است اما یادمان باشد با ظاهر و کلام یک انسان نمی توان پی به شخصیت او یعنی صفات نسبتاً ثابت و پایدارش پی برد.

عشق
ساعت ٦:۳٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ فروردین ۱۳٩۱  

عشق همیشه نافرجام است برای درخت ها !
به آسمان هم که برسند به همدیگر نمی رسند ؛ تبر ها مگر کاری کنند

 

 

هه !
مرا چه به فلسفه ؟؟؟
من هنوز در منطق چشمانت مانده ام !


پدر
ساعت ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳٩٠  

 

پدر، یعنی آرامش.

پدر، یعنی امنیت.
...

پدر، یعنی خانه ات، ستونی دارد که نمی دانی،

 

ولی خانه ات بر آن ستون استوار است.

پدر، یعنی ستاره ای که می درخشد، اما پشت
ابرهای

 

روزها و روزهای ابرها پنهان شده و تو، او را نمی بینی.

پدر، یعنی مهری که کمی زمخت است،

 

کمی سخت است؛ اما سخت شیرین.

پدر، یعنی آینده، یعنی نگاه به آینده، یعنی نگرانی هایی

 

که در آینده جا مانده اند.

پدر، یعنی دست هایی که پینه بسته اند، حتی اگر

 

پینه هایش دیده نشود.

پدر، یعنی کیسه ای از خوراکی و میوه و ... در دست

 

و جاده ای بی انتها در چشم، که همیشه متروک می ماند،

 

که همیشه بی عابر.

پدر، یعنی رفتن به میان جامعه، خسته شدن در میان

 

جامعه، بریدن در میان جامعه، خم شدن در میان جامعه،

 

اما ایستادن در میان خانه، استوار، بی تکان، بی لرزه.

پدر، یعنی سکوت.

پدر، یعنی حرف های نگفته.

پدر، یعنی همه نگرانی هایی که هیچ گاه به لب نمی آیند،

 

اما به دل می نشینند.

پدر، یعنی نگاهی ملتمسانه و بی دفاع؛ آنگاه که او را

 

ترک می کنی، به مقصد جایی دور

پدر، یعنی معدن رازهای سر به مهر فراوان

پدر، یعنی راه، وقتی که حس می کنی مسافری شده ای

 

و راه را بیشتر از او رفته ای.

پدر، یعنی دیواری بزرگ، که خانه را پوشانده؛ که اگر نباشد،

 

خانه تعریف و تعبیر و تفسیر و تصویری ندارد، هیچ.

پدر، یعنی تو، که در آرامگاه خود خفته ای....

دلم تنگه برات بابا....

 


خوشبختی
ساعت ۳:۳٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ بهمن ۱۳٩٠  

 

هر 60 ثانیه ای رو که با عصبانیت، ناراحتی و یا دیوانگی بگذرانی، از دست دادن یک دقیقه از خوشبختی است که دیگر به تو باز نمیگردد

زندگی کوتاه است، قواعد را بشکن، سریع فراموش کن، به آرامی ببوس، واقعاً عاشق باش، بدون محدودیت بخند، و هیچ چیزی که باعث خنده ات میگردد را رد نکن

روشهای مبازره با استرس:
ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ بهمن ۱۳٩٠  

 از کسانیکه از من مـــــــــــتنفرند سپاسگزارم ، آنها مرا قویتر میکنند
از کسانیکه مرا دوســـــــــــــــــــــت دارند ممنونم ، آنان قلب مرا بزرگتر میکنند

درود... 

استرس چیزیه که خیلی از ما ها با اون مشکل داریم ...

البته معمولا استرس نوع های مختلفی داره و رابطه مستقیمی با ترس داره ...

حالا میتونه ترس از امتحان و کنکور باشه ... ترس از رانندگی باشه ... ترس از لو رفتن رابطه سمر و مهند در عشق ممنوع باشه ... هر چیزی میتونه باشه ! 

ولی راههای مختلفی برای دفع استرس هست که شاید برای شما جذاب باشه ...

البته از دکتر گیریزوف نشنیده نگیرید که میگه بهترین راه دفع استرس داشتن اعتماد به نفس خیلی کاذب (یه چیزی تو مایه های شخصیت پفیوزیسم !!) میباشد که واقعا باعث میشه از هیچ چیز و هیچ کسی هراس و استرس نداشته باشید !!! 

جدا از شوخی این چند راه رو فراموش نکنید ...  

 

روشهای مبازره با استرس:

اول اینکه با دیگران به اشتراک بگذارید:

یک آدم صبور و دهن‌قرص، گیر بیاورید و کل بدبختی‌ها و جفتکهایی که از "الاغ زندگی" خورده‌اید را با او تقسیم کنید…

بازگو کردن مشکلات، وزن آنها را کم میکند… علاوه بر آن معمولا وقتی سفره دلتان را جلو کسی باز می‌کنید، اوهم سفره خودش را برایتان باز میکند و یحتمل می فهمید که شما در این دنیا، تنها آدم کتک خورده نیستید... و این یعنی آرامش..

 

 

دوم اینکه فقط به زمان حال فکر کنید:

 گذشته‌تان و آینده‌تان را خیلی جدی نگیرید…

اصلا پاپیچ خرابکاریها و کوتاهی‌هایی که در گذشته در حق خودتان کرده‌اید، نشوید.

همه همینطور بوده‌اند وانگشت فرو کردن در زخمهای قدیمی، هیچ فایده‌ای جز چرکی شدن آنها ندارد.

آینده را هم که رسما باید به هیچ کجایتان حساب نیاورید.

ترس از حوادث و رخدادهای احتمالی، حماقت محض است..

فکر هر چیزی، از خود آن چیز معمولا سخت‌تر و دردناک‌تر است…

 

 

سوم اینکه به خودتان استراحت بدهید:

حالامی‌گویم استراحت، یکهو فکرتان نرود به سمت یک ماه عشق و حال وسط سواحل هاوایی…! وسط همه گرفتاریها واسترسها و بدبختی‌هاتون...!!!

آدم میتواند خیلی شیک به خود، مرخصی چند ساعته بدهد…

کمی تنهایی، کمی بچگی کردن، کمی خریت یا هر چیز نامتعارفی که شاید دوست داشته باشید…. که کمی از دنیای واقعی دورتان کند و خستگی را بگیرد…

مثل نهنگ‌ها که هر از چندگاهی به بالای آب می‌آیند و نفسی تازه می‌کنند و دوباره به زیر آب برمی‌گردند…

 

 

چهارم اینکه تن‌‌تان را بجنبانید:

ورزش قاتل استرس است...

لزومی هم ندارد که وقتی می‌گوییم ورزش، خودتان را موظف کنید روزی هزار بار وزنه یک تنی بزنید و به اندازه گوریل بازو دربیاورید…

همچین که یک جفتک چارکش منظم وخفیف در روز داشته باشید، کلی موثر است…

از من به شما نصیحت…

 

 

پنجم اینکه واقع‌بین باشید:

ما ملت شریف، بیشتر استرسمان بابت چیزهایی است که کنترلی روی آنها نداریم…

داستان، مثل آمپول زدن میماند… وقتی اصغر آمپول‌زن، قرار است ماتحت مریض را نوازش کند، حتما این کار را می‌کند و حالا اگر عضله آنجایت را بخواهی سفت کنی، هیچ خاصیتی ندارد الا اینکه درد آمپول بیشتر می‌شود…

گاهی مواقع باید واقع‌بین بود و عضله‌ها را شل کرد که دردش کمتر شود…

 

ششم اینکه زندگی‌تان، میدان و مسابقه اسب‌دوانی نیست:

خودتان را دائم با دیگران مقایسه نکنید… مقایسه کردن و"رقابت‌پیشگی"، استرس‌زا است…

اینکه جاسم فوق‌لیسانس دارد و من ندارم و قاسم لامبورگینی دارد و من ندارم و عبود فلان دارد و من ندارم، شما را دقیقا می‌کند همان اسب مسابقه که همه عمرش را بابت هویج ِ سر چوب، دویده وبه هیچ کجا هم نرسیده…

زندگی مسخره‌تر از چیزی است که شما فکرش رامی‌کنید…

هیچ دونفری لزوما نباید مثل هم باشند…

خودتان باشید…

 

هفتم اینکه از مواجهه با عوامل "ترس‌زا" هراس نداشته باشید:

مثال ساده آن، دندان‌پزشک است…

وقتی دندان خراب دارید، یک کله پیش دکتر بروید و درستش کنید… نه اینکه مثل بز بترسید و یک عمر را از ترس دندان‌پزشک، بادرد آن بسازید و همه لقمه‌هایتان را با یکطرفتان بجوید…

نیم ساعت جنگیدن با درد، بهتر از یک عمر زندگی با ترس ِ درد است…

ترس، استرس می زاید

هشتم اینکه خوب بخورید و بخوابید

و شعارتان "قبر بابای دنیا" باشد:

آدمی که درست نخوابد و نخورد، مغزش درست کارنمی‌کند…

مغز علیل هم، عادت دارد همه چیز را سخت و مهلک نشان دهد…

آدم وقتی گرسنه و خسته است، یک وزنه یک کیلویی را هم نمی‌تواند بلند کند، چه برسد به یک فکر چند کیلویی…!!

 

نهم اینکه بخندید:

همه مشکل دارند…

من دارم، شما هم دارید… همه بدبختی داریم، گرفتاری داریم و این موضوع تابع محل جغرافیایی آدمها هم نیست…

یاد بگیرید بخندید… به ریش دنیا و مشکلات بخندید…

به بدبختی‌ها بخندید… به من که دو ساعت صرف نوشتن این موضوع کردم،بخندید…

به خودتان بخندید…

دو بار اولش سخت است، اما کم کم عادت میکنید و می‌بینید که رابطه خنده و گرفتاری، مثل رابطه خیار است و سوختگی پوست… درمانش نمی‌کند اما دردش را کم میکند

 

دهم اینکه : 

این مطالب را برای کسانی که دوستشان دارید و از خندیدنشان شاد میشوید بفرستید




 
 
 

چت روم

كد چت روم