| شفا بخشی توسط قدرتهای روح |
| ساعت ٦:٥٠ ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ خرداد ۱۳۸۸ |
شفا بخشی توسط قدرتهای روحاکثریت قریب به اتفاق افراد نسل بشرنسبت به قدرتهای روحی خود.شناخت کافی و آگاهی چندانی ندارند و بهمین علت هم تنها متکی به نیروهای جسم مادی و یا خرج کردن پول فراوان می باشند تا بتوانند ناراحتی را از بین ببرند . اگر آنان قدری بخودشناسی بپردازند و از قدری به خود شناسی بپردازند و از قدرتهای ذاتی خود آگاهی یابند , به زودی در خواهند یافت که , علاج اکثر ناراحتی و بیماری های آنها , در درون حالتهای مختلف روحی و جسمی خودشان نهفته است , ولی بعلت عدم اطلاع صحیح در این مورد , برای دفع آنها به این و آن مراجعه می نمایند.
سالها دل طلب جام جم از ما می کرد *** آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد اگر بخواهیم در بین نیروهایی که در زندگی بشر دخالت مستقیم یا غیر مستقیم دارند, قویترین آنها را انتخاب کنیم , مسلما باید برای قدرتهای روحی , بیشترین امتیاز را قاءل گردیم. اگر بدلائلی قدرت های روحی فردی کاهش یابد , تغییرات منفی و حالت های افسردگی و ناامیدی و یاس , بسرعت در چهره او هویدا می گردد و چنانچه این حالت ادامه پیدا کند , پس از مدتی موجب نوعی سرخوردگی یا جنون در افراد می گردد و بر عکس , اگر به فرد ضعیف و بیماری روحیه کافی داده شود , پس از مدتی تبدیل به شخص سالم و پر جرات و مقاوم می شود. زمانی که فردی دارای روحیه قوی باشد , بین بافت ها و سلول های عصبی وی همکاری بیشتری بوجود می آید و در نتیجه قدرت بازدهی فرد در هر کاری افزایش پیدا می کند. عمل و علم شفابخشی روحی , بتوسط امواج الهی و ماوراءی , به طور روزافزون در سراسر جهان در حال گسترش است . زیرا از نظر علمی امروزه این مطلب به اثبات رسیده است که بسیاری از بیماری های عصبی , روانی , روحی و حتی جسمی , نه تنها با مصرف داروهای مختلف شیمیایی و گیاهی درمان نشده اند , بلکه مصرف بیش از حد یا بی رویه آنها , سبب بروز برخی از ناراحتی های دیگر هم در افراد مریض شده است , لذا افراد آگاه از نیروهای شفابخش ماوراء در زمان بروز هرگونه ناراحتی روحی و روانی و حتی جسمی , استفاده کرده و در مرحله نخست , سعی دارند بهنگام بروز بیماریها , به افراد روح درمان و شفادهندگان روحی مراجعه نمایند. چنانچه آنها تشخیص دادند که بیماری فرد عضوی است و هیچ وابستگی به اعصاب و روح و روان ندارد , آنگاه به پزشکان متخصص برای معالجه خود مراجعه می نمایند و بدون دلیل , معده و بدن خود را تبدیل به انبار انواع و اقسام داروهای معدنی و شیمیایی و ... نمی کنند و جان خویش را بیهوده نثار نخواهد کرد. زمانی که فرد شفابخش توسط امواج ماورائی خود به قسمتی از جسم مادی بیمار انرژی بدون خطر می دهد , این امواج موجب می گردند, تا سلولهای عصبی آن عضو یا محل , بتریج فعال و فعال تر گردند , چون وقتی اعصابی که به سلولهای جسم مربوطند , به دلایلی قدرت خود را از دست دادند , آن سلولها بدون دفاع می شوند . وقتی سلولی قدرت دفاعی خود را از دست داد , تحت تاثیر هر نیروی منفی و مخرب داخلی یا خارجی قرار می گیرد . وقتی فرد شفابخش به این سلولها انرژی می دهد , در ابتدا این انرژی ها باعث تحریک و فعال کردن رشته های عصبی آن عضو گشته و فعالیت این رشته ها باعث تقویت و بازسازی سلولهای آن می گردد و به حال تعادل برگشتن سلولهای یک عضو نیز , باعث از بین رفتن بیماری و نا توانی در آن قسمت از بدن یا محل عضوی می شود. اگر افراد بتوانند در زمان خواب بر ضمیرهای خود تسلط یابند , پس از مدتی خود صحبتی قبل از بخواب رفتن و ارسال پیام و تلقینات کافی و لازم , پس از مدتی یقینا قادر خواهند شد بر اکثر ناراحتی های روحی , روانی و حتی جسمی خویش تسلط یابند و حرکات و جابجایی هایی را در آن زمان انجام دهند.
کلمات کلیدی:شفا بخشی توسط قدرتهای روح
|
|
| ویژگی افراد |
| ساعت ٦:٤٤ ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ خرداد ۱۳۸۸ |
ویژگی افراد1)مردمی که حسن ظن دارن:
ویژه گی این افراد که بیش ازحد به دیگران اعتماددارند ، به همه احساس مثبت دارن ، همه راازدوستان خود میدانند درباره هیچ کس خیال باطل ندارن . این افراد وقتی با کسی آشنا میشن ازاویک قهرمان واسطوره می سازن اما بعدها میبینندکه اشتباه کردن وبد بین میشن . این بدبینی تاجایی است که دیگه هیچ کسی را نمی پذیرند . که توصیه میشه یکباره روی کسی سرمایه گذاری بیش ازاندازه نکنن حضور یک احساس میانه ،نشانه سلامتی است با هرکه دوستی دارید خیال کنید که یک آدم معمولی است با تمام عیبها وتمام محاسنش .وبدونید که اویک قهرمان تاریخی نیست . 2)مردمی که به همه چیز سوظن دارن: این مردم نسبت به هرکس ،ختی دراولین دیدار بدگمانند وفکر میکنن همه مردم بد ذاتن وبراین باورن که همه برعلیه آ نها نقشه دارن ودنبال کلک زدن آنها هستن. این افراد همیشه عصبانی ،پرخاشگرن وبه سرعت دستهاشون برای سیلی زدن بالاست ودرخانمها دست به دمپایی . 3)دسته سوم میانه روهادرظن هستن: ویژه گی این افراد که خیلی کمیابند اینه که نه خوشبینند ، نه بدبین .ایناباهرکسی که ارتباط دارن، به گونه ای میانه رو روی او حساب میکنند نه زیاد، نه کم . واینا درزندگی معمولا" موفق ترند وآرامش روانی بهتری دارن . راستی شما جزء کدام دسته هستین .؟؟؟؟ |
|
| شیطان |
| ساعت ٦:۳٤ ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ خرداد ۱۳۸۸ |
شیطانزمانی که خدا شیطان را آفرید . همسری برای او در نظر گرفت .
همسر شیطان زنی از طایفه جن بنام (لهبا) بود . زمانی که بین دو طایفه ابلیس و جن اختلاف ایجاد شد خداوند از بین دو طایفه فقط شیطان(از طایفه ابلیس)را نگه داشت. بعد از نابودی شیطان در آسمان چهارم قرار گرفت و بمرور زمان به آسمان هفتم رفت. بعد از آن خداوند تصمیم به آفرینش انسان گرفت که شیطان از پرستش انسان سر باز زد و از فرشته های خدا دور شد وبه این دلیل تصمیم به گمراهی انسان گرفت
کلمات کلیدی:داستان و پند ها ،کلمات کلیدی:دوزخی کیست؟
|
|
| اگر تفسیر عدد تقدیری با واقعیات جور درنمی آیند |
| ساعت ۱٠:٤٥ ق.ظ روز یکشنبه ۳ خرداد ۱۳۸۸ |
|
زمانیکه تفسیر مربوط به عدد تقدیری خود را می خوانید و آنرا را با تجربیات خود مقایسه می کنید، بسیاری از موضوعات در مورد زندگی شما و آشنایان روشن می شود. گاهی مطالب صحیح بنظر نمی آیند و ممکن است احساس کنید که همه یا قسمتی از آن صادق نیست. در تفسیر عدد تقدیری، تمایلات و کوشش های مربوط به هر مسیر زندگی بطور مختصر شرح داده شده است، نه تمام خصوصیات خاص هر شخص در مسیر مشابه. مسئله کلیدی برخورداری از یک دیدگاه وسیع است : به الگوی کلی بیان شده توجه نمائید تا بدین ترتیب بیشترین سود عاید شما گردد. احتیاجی نیست که اطلاعات را بدون چون و چرا بپذیرید یا بدون مطالعه رد کنید. کسب آگاهی، زمان لازم دارد. اگر موضوعات نسبت داده شده برای آشنایان با واقعیت تطابق ندارد، درخصوص این موارد در زندگی شان سوال کنید. برای مثال، ممکن است اشخاصی را با عدد تقدیری سراغ داشته باشید که در تفسیر آن از ناامنی صحبت شده باشد، ولی در ظاهر از اعتماد به نفس مناسبی برخوردارند. اگر از آنها بپرسید که موضوع اصلی در زندگی آنها ناامنی است، اگر ناامنی را تجربه کرده باشند، به احتمال زیاد آنرا تصدیق خواهند نمود. درواقع، عدد تقدیری بیشتر با حقیقت باطنی افراد سروکار دارد تا با ظاهر خارجی. با این حال اگر موارد و مطالب بنظر شما مطابق با حقیقت نباشد، احتمالات زیر را باید در نظر گرفت : · ممکن است که مطالب صرفا در مورد شما مصداق نداشته باشد. بالاخره هیچ سیستمی خالی از عیب نیست. · فقدان تطابق با حقیقت می تواند ناشی از تفسیر آن باشد. برای مثال، اگر به درختی اشاره شود و گفته شود : "آن یک درخت است" یک تفسیر است و اگر گفته شود : "آن یک درخت زیباست" تفسیر متفاوتی خواهد بود. · ممکن است نکات منفی شما که در حال حاضر برایتان مصداق دارند، را بیان شده باشد. · ممکن است نکات مثبت یا شایستگی های شما که تاکنون آشکار نشده است، را بیان شده باشد. · ممکن است تاریخ تولد شما اشتباه باشد و یا درصورت درستی، به تاریخ میلادی اشتباه تبدیل شده باشد. و یا در موارد بسیار نادر، بخصوص اگر تولد شما درست قبل یا بعد از نیمه شب بوده باشد، شما تاریخ تولد خود را یک روز قبل یا یک روز بعد از تاریخ صحیح در نظر گرفته اید. · ممکن است تاکنون با موضوع خاصی مواجه شده باشید و یا آن مطلب تاکنون در زندگی شما تظاهر نیافته باشد. · بعضی اوقات در خصوص موضوعات نهفته در عمق باطنی مقاومت می کنیم یا بطور ناآگاهانه در برابر آنها سرگردان باقی می مانیم. اگر شما در مورد موضوعی، احساس خاصی دارید یا مخالف آن هستید که در مورد شما مصداق دارد، موضوع را با دوستان نزدیک یا اقوامی مطرح کنید که شما را خوب می شناسد. ممکن است از بعضی موارد خاص که هنوز برای شنیدن آنها آمادگی ندارید، اجتناب کنید. آنچه در درون مان با آن مواجه نمی شویم همان چیزی است که بعنوان سرنوشت در خارج با آن مواجه خواهیم شد. اطلاعاتی که در عدد تقدیری بیان می شوند، می توانند سبب صرفه جوئی در وقت شده و از مواجهه شما با دروس مشکل، پیشگیری نمایند. همچنین به شما یادآوری می کند که در سفر زندگی تنها نیستید و به اندازه کافی عاقل هستید که فکر خود را برای اکتشافات و اطلاعات جدید باز نگه دارید. اگر اطلاعات ارائه شده با واقعیت تطبیق ندارند، از خودتان سوال کنید که حتی اگر این اطلاعات در مورد من صادق نباشد، ولی اگر این چنین بود و اگر واقعا این مسیر زندگی من بود، چطور این اطلاعات می توانست در زندگی من اثر گذارد؟ سپس مطالب را کنار بگذارید و بــعـــدا بسراغش بیائید. ممکن است در دومین یا سومین مطالعه مفهوم بیشتری برای شما داشته باشد؛ چرا که به مرور زمان بخش های قدیمی تری از خود را کشف می کنید که در بچگی آنها را کنار گذاشته اید. با پذیرش و یکپارچه سازی مجدد انگیزه ها و لیاقت هایتان که سابقا کنار گذاشته شده بودید، انرژی دربند را آزاد می سازید و به قدرت جدید و خلاقیت دسترسی می یابید. وسائل کسب بصیرت به شما کمک می کنند تا در مجموع خود را آنچنان که هستید، قبول داشته باشید. اگرچه ممکن است اطلاعات فراوانی در مورد خود کشف کنید، ولی ممکن است روان شما به تعداد کمی از آنها اجازه ظهور دهد تا نتیجه بهتری کسب گردد. این یک سازوکار مفید است که از ایجاد بار اضافی در ذهن جلوگیری می کند. ممکن است در هر نوبت مراجعه به موارد ذکر شده در تفسیر عدد تقدیری تان موضوع جدیدی را کشف کنید. موقعیت های زندگی، مشکلات موجود در ارتباطات و چالش ها همانند آینه ای عمل می کنند که دیگر دروغ نمی گویند. در انعکاس زندگی روزمره است که ما می توانیم خود را بهتر بشناسیم.
کلمات کلیدی:درس های راه زندگی
|
|
| راز ثروتمندی |
| ساعت ۱٠:۳۸ ق.ظ روز یکشنبه ۳ خرداد ۱۳۸۸ |
|
"هر آنچه را که ذهن متصور شد، قابل دستیابی است." دبلیو کلمنت استون
جک کنفیلد می گوید : پدرم فردی بدبین بود که تصور می کرد ثروتمندان همیشه مال و اموال دیگران را غارت می کنند و افراد پولدار سر دیگران کلاه می گذارند. بنابراین من اعتقادات منفی در مورد ثروت داشتم و تصور می کردم اگر پول داشته باشم، انسان بدی خواهم شد و تنها افراد شرور پول دارند. بنابراین با این باور بزرگ شدم که زندگی بسیار مشکل است، اما با ملاقات دبلیو کلمنت استون زندگیم متحول شد. او به من گفت :
"از تو می خواهم هدف بزرگی برای خود در نظر بگیری که اگر به آن دست یافتی، ذهنت متحول شود و بدانی که بخاطر آموخته من به آن هدف رسیده ای."
در آن زمان درآمد سالانه من هشت هزار دلار بود و گفتم : "دوست دارم درآمد سالانه ام به یکصدهزار دلار برسد." اکنون واقعا دوست دارم این آرزو را به همه اعلام کنم، قصد دارم آن را باور کنم و می خواهم به گونه ای رفتار کنم که گوئی اکنون به آن رسیده ام.
یکی از کارهائی که او به من آموخت این بود که هر روز چشمانم را ببندم و تصور کنم به اهدافم دست یافته ام.
یک چک صدهزار دلاری را به سقف اتاقم چسبانده بودم و هر صبح که از خواب برمی خواستم اولین چیزی که می دیدم، آن چک بود و بدین ترتیب هدفم را به یاد می آوردم. سپس چشمانم را می بستم و زندگی را با درآمد یکصدهزار دلار تجسم می کردم. تا یک ماه بعد هیچ اتفاق خاصی روی نداد، هیچ راه حلی به ذهنم نرسید و هیچ کس حقوق بیشتری به من پیشنهاد نکرد. پس از چهار هفته ناگهان فکر دستیابی به صدهزار دلار به ذهنم خطور کرد. من در حال نوشتن کتابی بودم و با خود گفتم : "اگر چهارصدهزار نسخه از این کتاب را طی سه ماه بفروشم، صدهزار دلار نصیبم می شود." کتاب حاضر بود اما هیچ راهی به ذهنم نمی رسید. نمی دانستم چگونه جهارصد هزار نسخه از کتاب را به فروش برسانم.
روزی در فروشگاه چشمم به یک مجله تبلیغاتی افتاد. تاکنون هزاران بار آن را دیده بودم اما توجهی به آن نداشتم. اما ناگهان فکر کردم اگر خوانندگان با کتاب من آشنا شوند، بدون شک چهارصدهزار نفر به خرید آن ترغیب می شوند. حدود 6 هفته بعد در دانشگاه هانتر نیویورک در مقابل ششصد استاد سخنرانی کردم. پس از اتمام سخنرانی خانمی به سویم آمد و گفت : "سخنرانی شما عالی بود. مایلم مصاحبه ای با شما داشته باشم. این کارت من است." معلوم شد که او نویسنده آزاد بود که داستانهایش را به مجله تبلیغاتی می فروخت. با خود فکر کردم : "این حتما موثر خواهد بود." مقاله من در آن مجله چاپ و فروش کتابهایم آغاز شد.
نکته ای که می خواهم به آن اشاره کنم این است که من تمامی این وقایع و از جمله این شخص را به زندگیم جذب کردم. خلاصه اینکه آن سال، من صدهزار دلار به دست نیاوردم بلکه 92 هزار دلار و سیصد و بیست و هفت دلار کسب کردم. اما آیا فکر می کنید من ناامید شدم و گفتم : "این روش موثر نبود؟" نه، من گفتم : "معرکه است!" همسرم گفت : "اگر با این روش موفق به کسب صدهزار دلار شدی آیا می توانی یک میلیون دلار نیز بدست آوری؟" گفتم : "نمی دانم، فکر کنم بتوانم. باید امتحان کنم." ناشر کتابم چکی برای اولین کتاب مجموعه داستان هایم نوشت و در کنار امضای چک یک صورت خندان کشید. زیرا اولین باری بود که چک یک میلیون دلاری امضا می کرد.
متن بالا برگرفته از کتاب راز (قانون جذب) می باشد که بدین ترتیب قهرمان داستان قانون جذب را تجربه کرد. می توان دانش راز و قانون جذب را در لحظه لحظه زندگی بکار برد. برای آفرینش هر چیزی از جمله ثروت می توان از این روش استفاده کرد.
--------------------------------------------
برای جذب پول باید بر موضوع ثروت متمرکز شوید. اگر در این فکر باشید که پول کافی ندارید، کسب ثروت بیشتر غیرممکن خواهد بود. زیرا افکار شما در مورد پول نداشتن است و در نتیجه شرایط مشابه بیشتری را جذب می کنید. برای کسب ثروت باید در مورد فراوانی پول فکر کنید.
شما باید با افکارتان، پیام های جدیدی ارسال کنید و این افکار باید در مورد این باشد که اکنون پول کافی دارید. باید از قدرت تخیلتان استفاده کنید و باور کنید هم اکنون پول کافی دارید. این کار بسیار جالب است! زیرا بدین ترتیب شما درمی یابید که هنگامیکه وانمود می کنید ثروتمند هستید، بلافاصله احساس بهتری نسبت به پول پیدا خواهید کرد و در نتیجه ثروت به زندگی شما سرازیر می شود.
قانون جذب (راز) به ما می آموزد : ما با هر فکری که در هر لحظه از روز داریم، سازنده زندگی خود هستیم. نظر شما چیه؟ |
|
| هفت اصل مهم زندگی |
| ساعت ۱٠:۳٥ ق.ظ روز یکشنبه ۳ خرداد ۱۳۸۸ |
اصل دوم: دنیا برای عزت نفس شما اهمیتی قایل نیست و شما خودتان باید در بدست آوردن آن تلاش کنید. در این دنیا از شما انتظار میرود که قبل از آنکه نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید، کار مثبتی انجام دهید
اصل چهارم: اگر فکر میکنید، آموزگارتان سختگیر است، سخت در اشتباه هستید. پس از استخدام شدن در یک شرکت یا موسسه، متوجه خواهید شد که رئیس شما خیلی سختگیرتر از آموزگارتان است، چون او دیگر امنیت شغلی آموزگارتان را ندارد و در مقایسه با کاری که انجام خواهید داد تنها منافع خود را مد نظر قرار می دهد
کلمات کلیدی:درس های راه زندگی ،کلمات کلیدی:انعکاس زندگی
|
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : هر روز با ما باشید با مطالبی خوب و خواندنی جدید و هزار مطالب زیبای دیگر .. گلچین روز از بهترین سایت ها به دست شما میرسد امید وارم استفاده لازم را ببرید ممنون.. امhlgole@yahoo.com (lorestani) پروفایل مدیر : عشق خدائی لرستانی |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |
| پیامک بلاگ |
|
|
| فید منتخب من |
|
|



